یکی از اتفاقات بیسابقه که هفته گذشته رخ داد، بحث علنی پیرامون پایان جنگ هشت ساله و ضرورت استمرار آن پس از فتح خرمشهر بود. ابتدا آقای هاشمی رفسنجانی که در سالهای پایانی جنگ از سوی امام، جانشین فرمانده کل قوا شد باب بحث را گشود و به اختلافات سپاه و ارتش اشاره کرد آنگاه محسن رضایی که در زمان جنگ فرمانده کل سپاه بود در مقام پاسخ غیرمستقیم برآمد.
این امر از این حیث هم قابل توجه بود که محسن رضایی در حال حاضر دبیر مجمع تشخیص مصلحت است و هاشمی رفسنجانی رییس این مجمع و پیش از این پنداشته میشد در یک طیف سیاسی قرار دارند. این در حالی است که امسال هفته جنگ یا هفته دفاع مقدس تحتالشعاع تقارن آن با ماه مبارک رمضان قرار گرفته و حتی در برنامههای تلویزیونی نیز ویژه برنامههای مذهبی یا سرگرمکننده ماه رمضان عملاً بیش از برنامههای سالگرد جنگ جلب توجه میکند. با این حال در برنامههای تلویزیونی هم تابوی قبلی به نسبت شکسته شد و بحث پیرامون دلایل و زمان پذیرش قطعنامه 598 مطرح میشد و حتی به صراحت این پرسش به میان آمد که چرا ایران پس از فتح خرمشهر در سال 61 جنگ را ادامه داد و وارد خاک عراق شد. از سوی دیگر چرا پذیرش قطعنامه 598 را یک سال به تاخیر انداخت و در حالی که شورای امنیت سازمان ملل متحد این قطعنامه را در سال 66 صادر کرد.
جمهوری اسلامی یک سال بعدتر و در 27 تیر 67 آن را پذیرفت؟ محسن رضایی گفته است اگر قرار بر پذیرش قطعنامه بود بهتر بود 6 ماه زودتر این کار صورت میگرفت. این نامه امام که احتمالا یکی از همان دو نامهای است که اکبر گنجی در سال 78 خواستار انتشار آنها شده بود به صراحت به دلیل پذیرش آتشبس اشاره شده و در آن آمده است: «مسئولان نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ میباشند صریحا اعتراف میکنند که ارتش اسلام به این زودیها هیچ پیروزی به دست نخواهد آورد و نظر به این که مسئولان دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را بههیچوجه به صلاح کشور نمیدانند و با قاطعیت میگویند که یک دهم سلاحهایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذاردهاند بههیچوجه و با هیچ قیمتی نمیشود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکاندهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از دهها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکستهای اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده کل نیروهای مسلح فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ میباشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهای شیمیایی و نبود وسایل خنثیکننده آن اینجانب با آتشبس موافقت مینمایم.»
در نامه محسن رضایی به عنوان یگانه فرمانده ارشد موافق ادامه جنگ که در آن به کمبود امکانات اشاره و از سوی امام تکاندهنده خوانده شده آمده است: «تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم. ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال به دست میآوریم قدرت عملیات انهدامی یا مقابله به مثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانک و سه هزار توپ و 300 هواپیمای جنگی و 300 هلیکوپتر باشیم میتوان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم.» جالب این که محسن رضایی با این حال مینویسد: «باز هم باید جنگید.» جملهای که امام آن را اینگونه تفسیر میکند: «شعاری بیش نیست.» انتقاد اصلی محسن رضایی از مقامات سیاسی این است که اجازه ندادند استراتژی جنگ تدوین شود تا فرماندهان نظامی بتوانند جنگ را با شیوهای موفقیتآمیز به پایان برسانند.
محسن رضایی در مصاحبه امسال خود گفته است: «بعد از عملیات رمضان من از امام تقاضا کردم که آیتالله خامنهای را فرمانده جنگ بگذارند و ایشان 9 ماه این مسئولیت را برعهده داشتند. بعد هم مدتی آقای هاشمی آمدند. من هم مدتی مسئول جنگ بودم و اواخر جنگ نیز آقای هاشمی به عنوان مسئول فرهنگی امور جنگ فعالیت میکرد.» این اظهارات در حالی است که امام تنها دو بار جانشینی فرماندهی کل نیروهای مسلح را تفویض کردند. سال اول جنگ به بنیصدر رییسجمهور وقت و در 25 خرداد 60 و قبل از رای عدم کفایت مجلس شورای اسلامی وی را عزل کردند و همین حکم زمینه برکناری او توسط مجلس را هم فراهم آورد. بار دیگر نیز دو سال آخر جنگ بود که رسما آقای هاشمی رفسنجانی را به جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب کردند و تا لحظه درگذشت و پس از ارتحال نیز در این سمت بود و با انتخاب آیتالله خامنهای به رهبری ترجیح داد کنار برود تا همان طور که در قانون اساسی آمده رهبری، فرمانده کل قوا هم باشد.
در نامه منتشر شده نیز امام به صراحت از عبارت «جانشینی فرماندهی کل نیروهای مسلح» استفاده میکند که مراد آقای هاشمی رفسنجانی است و معلوم نیست که محسن رضایی چرا این مقام را به «مسئول هماهنگی امور جنگ» تنزل میدهد. در تاریخ جنگ نیز روشن است که در سال اول آن 60-59 که بنیصدر رییسجمهوری و فرمانده کل قوا بود فرماندهی کل سپاه پاسداران با مرتضی رضایی بود و محسن رضایی عضو شورای عالی فرماندهی و مرد شماره 2 بود و پس از عزل بنیصدر محسن رضایی فرمانده سپاه شد. با این حال هیچگاه او به عنوان مسئول جنگ- تمامیت آن- معرفی نشد. آیتالله خامنهای نیز نماینده امام در شورای عالی دفاع و به اعتبار ریاست جمهوری، رییس شورای عالی دفاع بودند و خود ایشان نیز تا به حال نگفتهاند که در مقطعی فرمانده جنگ بودهاند. با این وصف روشن است که دو نکته اصلی مورد اشاره هاشمی رفسنجانی یکی اختلافات سپاه و ارتش بر سر نحوه اداره و ادامه جنگ است و دیگری انبوه نیازهای تسلیحاتی و مادی که در آن شرایط از عهده دولت برنمیآمده است. محسن رضایی اما منتقد است و معتقد که اگر از نظر تجهیزات و حمایتهای پشت جبهه تأمین میشدند میتوانستند ادامه بدهند. او در مصاحبه با سایت اینترنتی «بازتاب» که شایع است به خود وی منتسب است گفته: «در نامه خود به امام خواهان 5/4 میلیارد دلار بوده است تا با صرف آن طی برنامهای پنج ساله که شامل مجموعهای از عملیات نظامی باشد ایران بتواند به موفقیت در جنگ دست یابد».
آقای هاشمی رفسنجانی هم درباره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر گفته است: امام با ورود به خاک عراق موافق نبود اما با پایان جنگ در آن مقطع هم موافق بودند و نظامیان نظر دادند که نمیتوان در مرز خودمان ایستاد و به جنگ ادامه داد و باید وارد خاک عراق شد. با این اوصاف انتشار نامه امام خمینی در سال 67 را 18 سال پس از پذیرش قطعنامه 598 باید به فال نیک گرفت. زیرا در حال حاضر که 18 سال گذشته و رژیم صدام نیز ساقط شده و خود او گرفتار نیروهای آمریکایی و عراقی سرنگونکنندهاش است افشای اطلاعات و اسناد درباره جنگ و نه موضوعات استراتژیک نظامی خطری را متوجه کشور نمیسازد و تجربهای برای آینده است که پارهای تأخیرها تکرار نشود.