تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۷۱۸۷۱
رفتارشناسی سیاسی پیامبر اعظم(ص)

امروز، روز رحمت است!


عبدالحمید مرادی
مطالعه و بررسی تاریخ صدر اسلام و نیز سیره پیامبر اکرم(ص) این نکته را به اثبات می رساند که گسترش حیرت انگیز اسلام در قرون اولیه و مهمتر از آن بقای تمدن و تفکر اسلام در جهان، متأثر از عظمت و بزرگی آورنده این دین و شخصیت ممتاز رسول اکرم- حضرت محمد(ص) بوده است. پیامبری که تعلیمات انسانی و عالی او آنچنان بود که قومی متعصب، خودخواه و سرسخت را به بهترین مردم اعصار مبدل ساخت.از جمله هنرهای پیامبر اعظم(ص) ایجاد صلح و آشتی میان قبایل متخاصم عرب و نیز ارایه راهکارهایی برای همزیستی مسالمت آمیز با غیر مسلمانان بوده است. اما پیامبر(ص) به عنوان آورنده دینی جدید که با منافع طبقات حاکم و مستبد در تعارض بود، همواره مخالفانی داشته است.
مخالفان پیامبر(ص) را می توان به سه گروه عمده زیر تقسیم کرد: 1- مشرکان 2- منافقان 3- اهل کتاب.
مواجهه پیامبر(ص) با این گروهها بر حسب مواضعی که آنان در برابر مسلمانان داشتند، متفاوت بوده است. بنابراین، نمی توان شیوه واحدی در شرایط مختلف تصور کرد. در قرآن نیز، در برخورد با این گروهها، هم آیات جهادی مشاهده می کنیم و هم آیات تساهل و تسامح و صلح و تحمل. و بر حسب اینکه اقدامهای گروههای فوق جنبه ایدئولوژیکی و یا تهاجم عملی داشته، شکل مواجهه نیز تغییر می کرده است.
اما پیامبر(ص) پس از اعلان رسمی دین اسلام، در مواجهه با همه این گروهها، از روش "دعوت" سود می جسته است. آیاتی نظیر "و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین" (انبیاء، 107) و "تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیراً"(فرقان،1) که در شأن پیامبر(ص) نازل شده است، مبین این نکته است که رفتار سیاسی مبتنی بر اصل دعوت یکی از اصول اساسی در حوزه سیاست داخلی و خارجی پیامبر(ص) در تبلیغ دین اسلام بوده است و با بررسی تاریخ صدر اسلام، اهمیت این اصل در پیمانهای عقبه اول و دوم با مردم مدینه، که منجر به گسترش فزاینده اسلام و تشکیل حکومت اسلامی شد، روشن می گردد.
در بیان چگونگی این دعوت، قرآن کریم به پیامبر(ص) دستور می دهد که بنیان دعوت خود را چه در مواجهه با مخالفان و چه در مواجهه با مسلمانان، بر اصل گفتگو، منطق و جدال احسن قرار دهد: "ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة و جادلهم بالتی هی احسن" (عنکبوت،46) "ولا تجادلوا اهل الکتاب الا بالتی هی احسن". این دو آیه روش دعوت را اتکا به برهان، موعظه و جدال احسن معرفی می کند که این اصول در مواجهه با پیروان دیگر ادیان هم نباید نادیده گرفته شود. این نوع رفتار، در آغاز رسالت و پس از تشکیل حکومت اسلامی و فتح مکه ادامه داشت. بیشتر نامه های دعوت آن حضرت به سران کشورهای دیگر، پس از فتح مکه بوده است. در این نامه ها نیز روش پیامبر(ص) بر برهان، حکمت و منطق استوار بوده است. وی در این نامه نگاریها بر اصول مشترک تأکید می ورزید و حتی در مواجهه با کفار بر اساس آیه 108 سوره انعام به پیروان خود تأکید می کرد که از دشنام دادن خدایان آنها بپرهیزند. پیامبر(ص) همواره از فرستادگان خود به قبایل و کشورهای دیگر می خواست که فقط به امر تبلیغ بپردازند و با مردم از سر جنگ وارد نشوند. متون این نامه ها و نصایح و اندرزها و نرمشهایی که پیامبر(ص) در موقع انعقاد پیمان با کفار و پیروان ادیان دیگر، داشتند همه و همه گواه زنده بر ضد نظریه خاورشناسانی است که خواسته اند پیشرفت اسلام را در سایه نیزه و شمشیر بدانند. اوج مدارای پیامبر(ص) با کفار در سوره "کافرون" جلوه گر است که پیامبر(ص) در نهایت، خطاب به مشرکان می فرماید: "لکم دینکم ولی دین" (آیه6).
هر چند پیامبر(ص) در ابلاغ رسالت خویش، اصل را بر دعوت گذارده بود، اما اغلب اوقات سران کفار مانع دعوت مسالمت آمیز مبلغان او می شدند که از آن جمله می توان به کشتار عده زیادی از مبلغان زبده پیامبر(ص) در منطقه "بئر معونه" و "رجیع" نام برد. بنابراین، این دعوت، در چنین شرایطی به جنگ منجر می شد.
لیکن با بررسی آیات مربوط به جنگ، می توان نتیجه گرفت که این رفتار پیامبر(ص)، بیشتر رفتار دفاعی بوده است. پیامبر اسلام(ص) از زمان بعثت به مدت 13 سال در مکه بوده و خداوند در مکه جهاد و مبارزه مسلحانه از طریق پیام وحیانی قرآن، نازل نمی فرموده است. آیاتی نظیر "فان تولوا فانما علیک البلاغ" (آل عمران،20)، "اگر آنها از پذیرش اسلام سرپیچی کنند (نگران مباش) تنها ابلاغ بر عهده توست"،"وما أنت بجبار" (ق/45) "تو مأمور به اجبار آنها (به ایمان) نیستی"، "فذکر انما أنت مذکر لست علیهم بمصیطر" (غاشیه، 21و22) "پس تذکر بده که تو فقط تذکر دهنده ای و سلطه گر بر آنان نیستی که بر ایمان مجبورشان کنی" مؤید این ادعاست. و تنها در سال دوم هجرت است که پیامبر(ص) از سوی خداوند دستور مقابله با کفار قریش را دریافت می کند. در این باره، آیه زیر نازل شد: "إن الله یدافع عن الذین آمنوا إن الله لا یحب کل خوان کفور، اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر" (حج،38 و 39) و اجازه داده شد به این مردمی که دیگران به جنگ اینها آمدند، بجنگند و این یک حالت دفاعی است. پس قرآن جنگ و جهاد را نه به عنوان تهاجم و تسلط، بلکه به عنوان مبارزه با تهاجم، مطرح کرده است و ماهیت جهاد را منحصراً نوعی دفاع می داند.
آیه فوق در جواب درخواستهای مکرر مؤمنان و یاران پیامبر(ص) نازل شد که از ایشان می خواستند برای مقابله با کفار قریش که همواره مسلمانان را اذیت می کردند، اجازه ای صادر کند.
از بررسی اصول و قوانین جنگ در اسلام، روشن می شود که این جنگها به خاطر ریاست و کشورگشایی نبوده است. از آن جمله: "جنگ باید در راه خدا (فی سبیل ا...) صورت گیرد و راه سعادت و رحمت را بر همگان بگشاید." "در جنگ باید جانب اعتدال و میانه روی و عدل را رعایت کرد و از انتقام جویی پرهیز کرد." تاریخ نویسان و مفسران به اتفاق می نویسند: مسلمانان وقتی پس از جنگ احد، جنازه مثله شده حضرت حمزه را پیدا کردند، عهد کردند که اگر بر مشرکان دست یابند، به جای یکی، سی نفر از آنها را مثله کنند. چیزی از تصمیم آنان نگذشته بود که این آیه نازل شد: "اگر تصمیم دارید که آنها را مجازات کنید در مجازات خود میانه رو باشید و از حد اعتدال بیرون نروید و اگر صبر کنید، برای بردباران بهتر است." (نحل،126)
اسلام با این آیه که خود یک اصل قضایی مسلم اسلامی است و همواره در برخورد پیامبر(ص) با مخالفان تبلور داشت، سیمای روحانی و عاطفی خود را به نمایش می گذارد. از شرایط دیگر جنگ تجویز شده در اسلام این است که جنگ باید دفاعی باشد و تهاجم غیر مجاز شمرده شده است: "وقاتلوا فی سبیل الله یقاتلونکم ولا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین". (بقره،190) بنابراین، دولت مدینه جنگ را با قریش زمانی آغاز کرد که آنان جنگ را آغاز کرده بودند، و جنگ او با مشرکان عرب و یهود نیز واکنشی بیشتر به شمار نمی آید و در صورتی که مهاجمان یا مانعان پیشرفت دعوت دست از تعرض و مقاومت برداشتند، نباید با آنها جنگید: "فإن انتهوا فإن الله غفور رحیم،... فإن انتهوا فلا عدوان الا علی الظالمین" (بقره،192و193). و دستور می دهد که اگر آنها تمایل به صلح نشان دهند تو نیز از در صلح درآی: "و إن جنحوا للسلم، فاجنح لها و توکل علی الله إنه هوالسمیع العلیم" (انفال،61).
از آنجا که پیامبر اسلام(ص) پیامبر رحمت و مرحمت بود دستور داده بود با اسیران به نیکی رفتار کنند. "ابوعزیز" پرچمدار قریش در جنگ بدر می گوید: مسلمانان تا ما را سیر نمی کردند، خود دست به غذا نمی زدند. نیز پس از جنگ بدر که عده زیادی از مشرکان به اسارت مسلمانان در آمده بودند، اعلان شد که اسیران باسواد می توانند در قبال تعلیم خواندن و نوشتن به ده نفر از اطفال آزاد شوند و بقیه با پرداخت فدیه. هنگامی که "سهیل بن عمرو" با پرداخت فدیه آزاد گردید، یک نفر از یاران پیامبر(ص) از ایشان درخواست کرد اجازه دهد دندانهای جلوی سهیل را بکشد تا او نتواند بر ضد اسلام چیزی بگوید. پیامبر(ص) اجازه نداد و فرمود: این کار "مثله کردن" است و در اسلام جایز نیست.
با بررسی اقوال و افعال پیامبر اسلام(ص)، چه در دورانی که از سوی مشرکان مورد آزار و اذیت بود و چه در دوران اقتدار سیاسی، روشن می گردد که وی به عنوان پیام آور وحی الهی و رهبر و مقتدای عالم، برای تمامی مردم مظهر واقعی رحمت و پیام آور راستین صلح بوده است و تا حد امکان سعی می کرد از جنگ بپرهیزد و با مخالفان از در مدارا و صلح وارد می شد و با آنها پیمان صلح می بست و در هنگام غلبه بر دشمن نیز از خطاهای آنان می گذشت که به برخی از این موارد اشاره می شود:
الف) وقتی پیامبر(ص) در مدینه حکومت تشکیل داد، پیمانی را بین مسلمانان و یهود منعقد کرد که به "معاهده صحیفه" مشهور بود و بر اساس آن، امضا کنندگان آن ملت واحدی را تشکیل می دادند و هر کدام از آنها (مسلمان و یهود) در انجام مراسم دینی خود آزاد بودند.
بر اساس این معاهده، هر نوع خونریزی در مدینه حرام بود. این پیمان، اولین پیمان از این نوع در عربستان بود و نوع ارتباطی را که باید بین جامعه مسلمان وجود داشته باشد، تعیین می کرد.
ب) در هنگام ورود سپاه اسلام به مکه و فتح مکه، زمزمه هایی از انتقام و قدرت نمایی به گوش می رسید و پرچمدار اسلام شعار می داد که "امروز روز انتقام است". پیامبر(ص) با درک این موضوع، پرچم را به دست شخص دیگری داد و فرمود "امروز روز رحمت است" و با وجود اینکه مکیان، او و پیروانش را از شهر خویش رانده و بسیاری از پیروان او را کشته بودند، اعلان "عفو عمومی" کرد و بی درنگ تمام فضای مکه از فریاد رحمت انباشته شد.
ج) "صفوان بن امیه" از سران مشرک مکه و از آتش افروزان جنگهای متعدد علیه پیامبر(ص) در فهرست کسانی بود که پیامبر(ص) آنها را از عفو عمومی استثنا نموده بود. وی وقتی با وساطت یکی از اقوامش از سوی پیامبر(ص) مورد بخشش قرار گرفت، از ایشان دو ماه فرصت خواست تا در مورد اسلام تحقیق کند و پیامبر(ص) به او چهار ماه فرصت داد.
صفوان بعدها می گفت: "فقط یک پیامبر می تواند این گونه نیک نفس باشد و شهادت می دهم که خدایی جز خدای یکتا نیست و محمد(ص) رسول خداست".
د) در زمان صلح حدیبیه، یک دسته هشتاد نفری در تاریکی شب از "جبل تنعیم" مخفیانه وارد شدند و قصد کشتن آن حضرت را داشتند. تمام آنان دستگیر شدند، لیکن رسول اکرم(ص) هیچ گونه تعرضی به آنان نکرد و رهایشان نمود.
از تمام این شواهد تاریخی روشن می‌شود که وجود مقدس پیامبر اعظم(ص) برای تمام جهانیان مظهر لطف و رحمت الهی بود و حتی حاضر نمی شدند در حق کسی دعای بد بکنند. نقل است شخصی از ایشان در حق دشمنان، دعای بد درخواست کرد. ایشان خشمگین شده، فرمودند: "من برای نفرین نیامده ام، بلکه رحمت عالمیان قرار داده شده ام."

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات