تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۴  ، 
کد خبر : ۷۱۸۷۸

اوکراین؛ بستن شیرهای گاز، باز شدن صندوقهای رأی


حسین رزمنده
در آغازین روزهای ژانویه سال 2006، روسیه با بستن شیرهای گاز خود بر روی اوکراین، بحران انرژی در این کشور و سایر مناطق اروپا را باعث گردید.
در همان زمان، آنچه بیش از پیش مورد تأکید قرار داشت، این مسأله بود که بستن شیرهای گاز روسیه بر روی اوکراین توسط پوتین، در واقع فشار بر روی کی یف و شخص رئیس جمهور آن، یوشچنکو و انقلاب نارنجی (مورد حمایت آمریکا و اروپا) آن بود.
عضویت در ناتو از جمله دلایل این اقدام پوتین بود که بعد از فروپاشی شوروی و استقلال اوکراین دنبال می‌شد.
رئیس جمهور سابق اوکراین، لئونیدکوچما نیز یکی از اهداف اولیه و اصلی خود را عضویت در ناتو و نزدیکی به اروپا قرار داده بود. اما بعد از سپری شدن سالهای اولیه استقلال، واقع بینی و همسایگی با روسیه باعث شد که رفته رفته آن اهداف در ذهن رئیس جمهور پیشین کمرنگ شود.
اما با وقوع انقلاب رنگین در اوکراین و پیروزی یوشچنکو به عنوان عامل مورد حمایت غرب، ضمن آنکه مواضع ضد روسی کی یف شدیدتر شد، گرایش به عضویت در ناتو و نیز واگرایی نسبت به جامعه کشورهای مشترک المنافع (جامعه هم سود) از سوی مقامات اوکراین در پیش گرفته شد. در گذشته گرجستان، اوکراین و ازبکستان سازمان "گوام" را پایه گذاری کردند که باز به شکلی یک نوع سازمان واگرا نسبت به جامعه کشورهای مشترک المنافع و سازمان امنیت دسته جمعی بود. به مرور زمان آن سازمان هم کمرنگ گردید، بخصوص ازبکستان و اوکراین کاملاً حضورشان را بی رنگ کردند و از سازمان کنار کشیدند.
ولی با پیروزی انقلاب نارنجی، بار دیگر ائتلافی جدید در میان کشورهای مشترک المنافع (هم سود) شکل گرفت. از جمله اینکه، اوکراین، گرجستان و مولداوی که رهبرانشان گرایش به غرب دارند، به همراه کشورهای دیگری در حوزه دریای بالتیک چون لتونی، استونی و لیتوانی که از سیطره نفوذ مسکو خارج شده بودند، یک جامعه دموکراتیک تشکیل دادند، لذا تمام این واگرایی ها نسبت به مسکو، حلقه ای از همگرایی از طرفداران آمریکا را در منطقه ایجاد کرد و روسیه که می دید در حوزه کشورهای تحت سلطه شوروی سابق، آمریکا حضور پر رنگی پیدا کرده است و پایگاه هایش را گسترش می دهد، به مقابله به مثل پرداخت.
تنش میان روسیه و اوکراین نیز نمونه ای از همین رویکردهای مسکو نسبت به حرکتهای واگرایانه کی یف می‌باشد.
جمعیت روسی بسیار زیاد در اوکراین و خط حایل روسیه و ناتو از دلایل مختلف اهمیت فوق العاده اوکراین برای روسیه می باشد به طوری که بعد از انقلاب نارنجی، یوشچنکو رئیس جمهور اوکراین به طور جسورانه ای سیاستهای واگرایانه و ضد روسی از جمله خط سیر عضویت در ناتو را دنبال کرد و لحن صریح تری را نسبت به روسیه در پیش گرفت. در نتیجه روسیه هم از اهرم صدور گاز استفاده کرد.
سیاستهای واگرایانه ضد روسی کی یف و تلاش اروپا برای عضویت اوکراین در ناتو تا سال 2007 به معنی آن است که دولت اوکراین در مرزهای غربی خود احساس ثبات می کند و به دنبال افزایش ضریب امنیتی در مرزهای شرقی اش یعنی روسیه می باشد که این نشاندهنده نگاه منفی و توهین آمیز کی یف نسبت به مسکو از سوی کرملین تلقی و ارزیابی می گردد و قطع صدور گاز به نوعی هشدار به حمایتگرایی اتحادیه اروپا و آمریکا محسوب می‌شود.
در عین حال روسیه در چارچوب همکاریهای منطقه ای هیچ گونه مخالفتی برای جمهوریهای شوروی سابق قایل نیست، بلکه عضویت دایم این کشورها در ناتو و هم مرز شدن ناتو با روسیه را مغایر با منافع خود می داند؛ چرا که این کشورها را وارد حلقه دیگری از همکاری ها می کند که در مقابل روسیه واقع می‌گردند.
در این میان مدیریت مثبت روسیه در کنترل اوضاع اوکراین پس از قطع شیرهای گاز و عدم ارسال مواد سوختی به این کشور، اثرات منفی خود را بر فضای سیاسی اوکراین گذاشت و آن زمانی بود که، مجلس اوکراین، در 10 ژانویه 2006 درست یک هفته پس از قطع گاز روسیه به اوکراین با 250 رأی موافق از تعداد کل 405 نماینده حاضر، کابینه دوم انقلاب نارنجی به ریاست یوری یخانوروف را به دلیل انعقاد قرارداد گازی سؤال برانگیز با روسیه از قدرت ساقط کرد.
نمایندگان مجلس اوکراین چندی قبل از آن با رأی عدم اعتماد به دولت یوری یخانوروف نخست وزیر، صحنه سیاسی این کشور را با چالش رو به رو کرد که می توان آن را نشان از شکاف در جبهه انقلابیون رنگی اوکراین دانست. آنها نیز مخالف قرارداد امضاء شده در 4 ژانویه با روسیه بودند؛ زیرا افزایش 460 درصدی بهای گاز، باز گذاشتن دست روسیه برای افزایش قیمت برای آینده و تن دادن به همه خواسته های روسیه و قلمداد کردن آن به عنوان پیروزی برای دو طرف از مهمترین ایرادات وارده به دولت یخانوروف بود.
سقوط دو هیأت دولت در کمتر از 5 ماه در کشوری با انقلاب وارداتی نارنجی نشان از تأثیرات منفی انقلاب نارنجی بر مجلس بود، به طوری که در نوامبر سال 2005 نیز مجلس به طرح همکاری اوکراین با ناتو به رغم گرایشهای غرب گرایانه کی یف رأی مثبت نداده بود. رجوع به روند انقلاب نارنجی در اواخر سال 2004 میلادی و ریشه های سقوط اولین کابینه در اوایل سپتامبر 2005 پاسخی به بسیاری از ابهامات بود.
روند انقلاب نارنجی با حضور شخصیتهایی چون ویکتور یوشچنکو و خانم یولیا تیموشنکو آغاز شد که به استعفای یانوکوویچ چهره مخالف انقلاب نارنجی و حامی روسیه، انجامید. خانم تیموشنکو در 24 ژانویه 2005 از طرف یوشچنکو به کفالت نخست وزیری منصوب شد، اما با سقوط کابینه اش در ماه سپتامبر، شکاف میان رهبران اوکراین علنی شد.
یولیا تیموشنکو به محض برکناری از قدرت طی مصاحبه ای در 24 ژانویه 2005 موضع خود را مشخص کرد. به صراحت اعلام کرد که در تیمی جدا از یوشچنکو به فعالیتهای سیاسی اش ادامه می دهد. بر همین اساس بود که در طرح الحاقی به ناتو و در جریان قرارداد گاز با روسیه به سنگ اندازی بر سر راه همسنگر دیروز خود اقدام کرد و بر آن بود تا در انتخابات آینده که هفته گذشته برگزار گردید، در مقابل مجلس عالی اوکراین موسوم به "رادا" پیروز میدان باشد تا بار دیگر نخست وزیری را به دست بگیرد.
با توجه به نتایج بدست آمده از رقابتهای انتخاباتی، می توان شرایط کنونی اوکراین را این گونه ارزیابی کرد که نظام سیاسی اوکراین با وجود ادعاها نتوانسته است با نظام فکری که خواهان زدودن فضای انحصار بود، کنار بیاید و نزاع پشت پرده سران انقلاب نارنجی برای دستیابی به قدرت باعث پیدایش شکاف و بحران در سطح سیاسی اوکراین شده است.
پیروزی حزب مناطق به رهبری ویکتور یانوکوویچ، نخست وزیر اسبق و مخالف اصلی انقلاب نارنجی و شخص یوشچنکو با 12/32 درصد آرا تحولات جدیدی را برای این جمهوری وابسته به گاز روسیه و مخالف اصلاحات هدایت شده غربی رقم زد.
حزب ناشا اوکراینا به رهبری رئیس جمهور ویکتور یوشچنکو با کسب 94/13 درصد آرا در رده سوم قرار گرفت و این به معنای تغییر رأی مردم اوکراین طی یکسال گذشته تاکنون نسبت به اصلاحات و انقلاب نارنجی مورد نظر آمریکا می باشد.
حزب خانم یولیا تیموشنکو نخست وزیر سابق این کشور 27/22 درصد آرا را به دست آورد و در رده دوم قرار گرفت علاوه بر آن، احزاب سوسیالیست و کمونیست هم که به ترتیب 67/5 و 66/3 درصد آرا را به دست آوردند، به پارلمان "رادا" راه یافتند.
طبق قانون انتخابات اوکراین، احزابی که بتوانند حداقل سه درصد آرا را به دست آورند به پارلمان راه خواهند یافت.
یاروسلا وداویدوویچ، رئیس کمیسیون مرکزی انتخابات اوکراین اعلام کرد که این انتخابات در سطح عالی برگزار شد که با 1600 نامزد از 45 حزب و گروه سیاسی اوکراین برای کسب 450 کرسی پارلمان با یکدیگر رقابت کردند. براساس اصلاحیه جدید قانون اساسی اوکراین، پارلمان می تواند نخست وزیر و هیأت دولت را تعیین و به رئیس جمهوری معرفی کند.
در عین حال احزاب پیروز در انتخابات اوکراین برای ایجاد ائتلاف در پارلمان و توافق در مورد تعیین نخست وزیر به مذاکره پرداخته اند، اما نگرانی خانم یولیا تیموشنکو از این جهت که احتمال ائتلاف میان یانوکوویچ نخست وزیر اسبق و پیروز اصلی انتخابات با ویکتور یوشچنکو، رئیس جمهور فعلی و مورد حمایت آمریکا بیش از پیش وجود دارد، بسیار است.
اوکراین از دو قسمت تشکیل شده است که عبارتند از: قسمت غرب و استانهای مرکزی و شمال شرقی و قسمت شرقی و استانهای جنوب غربی.
ساکنان قسمت اول را عمدتاً افراد ناسیونالیست طرفدار غرب تشکیل می دهند که میانه خوبی با روسیه ندارند؛ زیرا معتقدند که رفتار روسیه با آنها ارباب رعیتی است.
از نظر اقتصادی بیشتر در این مناطق صنایع کوچک واقع شده است و درآمد بیشتر مردم به تجارتهای کوچک و کشاورزی وابسته است.
قسمت دوم از نظر تاریخی بیشتر به روسیه گرایش دارد و عمدتاً به زبان روسی تکلم می کنند، بیشتر صنایع مادر و کارخانجات کشتی سازی و معادن و همچنین صنایع نظامی از قبیل تولید تانک و موشک و رادار و ... همه در این مناطق واقع شده‌اند.
به عبارت دیگر عمده افراد با نفوذ و سرمایه دار که با سوء استفاده از قانون خصوصی سازی بیشتر کارخانجات را با عنوان شرکتهای سهامی عام در اختیار گرفته اند و اکثر میلیاردرهای اوکراینی در این منطقه زندگی می کنند.
بیشتر کارخانجات بزرگ، کمپانی های ارتباطات، رادیو و تلویزیونهای سراسری و حتی باشگاه های معروف ورزشی در اختیار و انحصار این افراد می‌باشد.
دوره اول انتخابات ریاست جمهوری با پیروزی لئونید کوچما از غرب اوکراین که بر سر تقسیم ناوگان دریای سیاه میان طرفداران نزدیکی به روسیه منجر به اختلافات شدید گردید، از شهر پزو پتروفسک توانست رهبری کاخ ریاست جمهوری را برای دومین بار به دست بگیرد.
طی دوران ریاست جمهوری وی به دلیل فساد گسترده در درون هیأت حاکمه کشور اوکراین، با وجود منابع معدنی فراوان و صنایع مادر و تولیدات کشاورزی (تولید سالانه 5/4 میلیون تن) نتوانست اقدام مؤثری برای ایجاد اشتغال و راه اندازی کارخانجات انجام دهد. همچنین در زمینه حقوق بشر کارنامه درخشانی نداشته و همواره مورد انتقاد سازمانهای جهانی بین المللی مدافع حقوق بشر قرار داشته است و چندین بار تظاهرات گسترده مردم به دلیل دخالت وی در قتل یک روزنامه نگار معروف اوکراینی انجام شد، اما سرانجام با انقلاب نارنجی سرنگون گردید و پس از وی، ویکتور اندره یوویچ یوشچنکو متولد 1954، اقتصاددان در سال 1993 به ریاست بانک مرکزی اوکراین برگزیده شده و در مدت کوتاهی توانست سیاست ثابت پولی را اعمال نماید. از سال 1999 تا سال 2001به سمت نخست وزیری انتخاب گردید. در این سال به دلیل اختلاف با رئیس جمهور وقت یعنی لئونید کوچما، از کار برکنار گردید و تا سال 2002 ریاست یک انستیتوی آموزشی را بر عهده گرفت و در ژانویه همان سال اقدام به تشکیل حزب "اوکراین ما" نمود. به طوری که در انتخابات پارلمانی توانست بزرگترین فراکسیون مجلس را تشکیل دهد و از سوی مخالفان به عنوان عامل غرب متهم شود همانی که با یک سوء قصد شیمیایی دچار مشکلاتی در چهره اش گردید.
به هر حال این روزها، اوکراین به لحاظ ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی هم برای غرب و هم برای روسیه دارای اهمیت بسزایی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات