تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۳  ، 
کد خبر : ۷۱۹۵۵

عباس عبدى در شرق


رضا خجسته رحیمى: عباس عبدى دیروز مهمان شرق بود. از راه که رسید، کتش را از تنش درآورد و تسبیحش را از جیب. روى صندلى نشست و تحلیل هاى پرکنایه اش آغاز شد. تحلیل هاى عبدى اما گویى بدون خنده و طعنه پیش نمى رفت و البته همین وجه تمایز، تحلیل هایش را شنیدنى تر و پیگیرى شان را نیز جذاب تر مى ساخت.کمااینکه عبدى درباره چند سرمقاله اخیرش در شرق نیز مى گفت: «الان که کسى حوصله مطلب جدى خواندن ندارد. اگر این چند سرمقاله من را هم چند نفر خواندند، به این خاطر بود که جنبه مضحکه و خنده آور آن بر تحلیلى بودنش مى چربید.» عبدى از نگاهش به عرصه سیاست در ایران سخن گفت و تاکید کرد که در شرایط فعلى از همه مهمتر، پول نفت است: «به اصلاح طلبان هم بارها گفتم که این پول نفت و صندوق ذخیره ارزى، انبار باروتى است علیه اصلاحات.» صحبت و گپ و گفت با عباس عبدى از هر کجایى سر درمى آورد: از انجمن اسلامى دانشگاه امیرکبیر و تسخیر سفارت آمریکا تا مخالفت اش با کاندیداتورى هاشمى رفسنجانى در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهورى نهم.به محمد عطریانفر مى گوید: «اگر یادت باشد روز29 بهمن 78 گفتم به آقاى هاشمى بگویید آخر بهمن است و مواظب باشید که «بهمن» در راه است.»
بخشى از گپ و گفت مان با عباس عبدى هم مطابق معمول این روزها، به اصلاح طلبان و آینده آنها اختصاص داشت. عبدى مى گفت که باید بگذاریم تا زمان بگذرد و اصلاح طلبان خودشان را جمع وجور کنند. او اما در خصوص جدا شدن اش از جبهه مشارکت نیز مى گفت که اگر به زندان نمى رفت هم از مشارکت بیرون مى آمد و بنابراین احتمال بازگشت خود به این حزب اصلاح طلب را بسیار کم دانست. عبدى مطابق معمول از تئورى خود درباره «حاکمیت قانون» سخن گفت و پاشنه آشیل اصلاح طلبان را نیز بى تفاوتى به همین حاکمیت قانون توصیف کرد. او معتقد بود که خاتمى و همراهانش وقتى بر روى این شعار ایستادگى نکردند، نقطه اتکاى خود را از دست دادند و نتیجه آن نیز نه تنها عقب نشینى مداوم بود که افزایش شکاف قدرت و مسئولیت نیز بود. به تعبیر عباس عبدى خاتمى مسئولیت اقداماتى را مى پذیرفت که خارج از اراده و قدرت او بود.
عبدى چند روزى است که شرق را از طریق اشتراک دریافت مى کند و قاعدتاً باید روزنامه شرق هر روز به دست او برسد. او اما داستانى را تعریف مى کند که هم جدیت اصلاحى اش را نشان مى دهد و هم بیکار بودنش را در این روزها: «چند بار روزنامه به دستم نرسید. یک بار همین چند روز پیش بود. زنگ زدم به بخش آبونمان روزنامه تان و گفتم ببین آقا، اگر تا یک ساعت دیگر روزنامه را به خانه من نرسانى، قضیه را از طریق دیگرى پى مى گیرم. خانه من دربست متعلق به خودم است و کسى روزنامه را نمى تواند برداشته باشد. یک ساعت بعد، روزنامه رسید و به آن روزنامه رسان گفتم که این بار هر جا خواستید روزنامه را نرسانید، اشکالى ندارد، اما دیگر من را قیچى نکنید.» عبدى چهار ساعت در روزنامه شرق بود و ما چهار ساعت به بحث و گفت وگو نشستیم، اما مهمتر از همه خنده هایى بود که حاشیه این چهار ساعت را به خود اختصاص دادند؛ خنده هایى که به مثابه پوششى بر خستگى هاى ایام هستند و قرص مسکنى براى تداوم و ادامه زندگى.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات