* اگر اجازه دهید گفت وگو را از بررسى حساب ذخیره ارزى آغاز کنیم. تاسیس حساب ذخیره ارزى از ابتداى تاسیس تاکنون چه تاثیرى بر رشد بخش صنعت در ایران داشته است؟
** در وهله اول یک گزارش مختصرى از عملکرد حساب ذخیره ارزى عرض مى کنم. در بخش صنعت 9 میلیارد و 700 میلیون دلار طرح مورد بررسى فنى و اقتصادى قرار گرفته و براى استفاده از تسهیلات این حساب تایید شده است. از این مقدار 7 میلیارد و یکصد میلیون دلار طرح ها گشایش اعتبار شده که ماشین آلات آنها یا وارد شده و راه اندازى شده یا در حال نصب و راه اندازى است. از این مقدار 3 میلیارد و 400 میلیون دلارش در حال تولید هستند و فعال هستند، 3 میلیارد و 700 میلیون دلار طرح ها در حال ساخت وساز هستند که امیدواریم در عرض یک سال و نیم آینده به بهره بردارى برسد و 2میلیارد و 600 میلیون دلار آنها منتظر گشایش اعتبار در بانک ها هستند که اگر بانک ها سرعت عمل داشته باشند امیدواریم اینها هم به سرعت ماشین آلات را وارد کنند. این کل عملکرد حساب از ابتدا تا اکنون بود.
* براساس گزارشى که در مورد عملکرد حساب ذخیره ارزى منتشر شده سهم برداشت هاى دولت از حساب از بخش خصوصى بیشتر بود. شما به عنوان نماینده وزارت صنایع نگران این قضیه نیستید و اصلاً به نظر شما نوع برداشت هاى دولت، برداشت هاى درستى بوده است؟
** در رابطه با استفاده از حساب ذخیره ارزى همان طور که مى دانید بخشى از آن تا سقف 50 درصد متعلق به سرمایه گذارى بخش خصوصى است. به نظر بنده تا آنجا که فشار به 50 درصد و مبلغ متعلق به بخش خصوصى وارد نشود برداشت از این حساب براى اینکه دولت بتواند بودجه را تراز کند و مسائلش را حل کند مشکلى را ایجاد نمى کند، مشکل آنجا ایجاد مى شود که این برداشت ها بیش از مقدارى باشد که قانونگذار و مبدع حساب براى بخش خصوصى فراهم کرده است.
* حساب ذخیره ارزى چه مزایا و چه معایبى داشته و دارد؟
** چند حسن خوب داشت. یکى تشکیل انباشت سرمایه و زمینه سازى براى پیدایش سرمایه گذار قدرتمند بود. همان طور که مى دانید ما از لحاظ سرمایه گذار قدرتمند که بتواند در بخش تولید نقش ایفا کند ضعیف هستیم. این حساب یکى از مزایاى خوبى که داشت این بود که سرمایه گذار قدرتمند ایجاد کرد.نکته دوم تعامل سرمایه گذاران داخلى با سرمایه گذاران و شرکت هاى معتبر خارجى است. سوم اعمال روش هاى گزینشى یا سیاست هاى عمودى بخش صنعت از طریق اعطاى تسهیلات بود. این زمینه خوبى بود تا دولت بتواند سیاست هاى خودش در زمینه صنعت را به اجرا در بیاورد و چهارم اعمال محدودیت براى استفاده دولت از دارایى ها بود.منتها نکته دیگرى که جا دارد به آن بپردازیم این است که حساب ذخیره ارزى را مى توان از لحاظ عملکردى به دو مقطع تقسیم بندى کرد. یکى مقطع برنامه سوم بود که در آن سیاست دولت بیشتر بر ایجاد انگیزه براى استفاده از تسهیلات حساب ذخیره ارزى بود. به همین دلیل از لحاظ ابعاد مختلف فنى و اقتصادى توجه چندانى نمى شده و بیشتر جذب سرمایه گذار به سمت استفاده از حساب مورد توجه قرار مى گرفته است به همین دلیل رشد خوبى در استفاده از این منابع شکل گرفته است. مقطع دوم از ابتداى برنامه چهارم یعنى از سال 84 آغاز شده است و هنوز هم ادامه دارد. در این مقطع با توجه به استقبال بخش خصوصى از تسهیلات حساب حالا اعمال سیاست هاى گزینشى دولت در توسعه بخش از طریق این حساب باید صورت بگیرد و در اینجا باید دقت بیشترى بر روى توجیه فنى و اقتصادى طرح ها در جهت اولویت سرمایه گذارى در کشور شکل بگیرد و سامان داده شود و به گونه اى از حساب استفاده شود که کارایى سرمایه افزایش پیدا کند و سهم ارزش افزوده ما از این حساب بالا برود. ما بررسى کردیم و دیدیم هزینه سرمایه گذارى از محل حساب ذخیره ارزى بالا است و این به خاطر این است که بخش زیادى از کار در رابطه با جذب سرمایه گذار بوده و توجه زیادى به بحث اقتصادى نشده است. براى نمونه در صنایعى که از حساب ذخیره استفاده نکرده اند و عمدتاً صنایع کوچک و متوسط هستند هزینه ایجاد یک شغل در بخش صنعت چیزى حدود 30 هزار دلار بوده است در صورتى که متوسط هزینه ایجاد شغل از محل سرمایه گذارى حساب ذخیره 50 هزار دلار بوده است. ولى این بالا بودن با علم به این مسئله صورت گرفته براى اینکه بتوانیم نرخ سرمایه گذارى را افزایش دهیم. البته به نظر من حرکت خوبى بوده و بحث دوم هم که خیلى مهم است این است که بتوانیم بعد از این کارایى سرمایه را افزایش دهیم.
* خب حالا وقتى بخش خصوصى از حساب ذخیره وام مى گیرد، دولت در حد بررسى توجیه فنى و اقتصادى کار را دنبال مى کند یا اینکه تا پایان کار هم بر آن نظارت وجود دارد. اگر این نظارت وجود دارد طرح هایى که از حساب ذخیره وام گرفته اند تا به حال به کجا رسیده اند؟
** وزارت صنایع و معادن در رابطه با وام گیرندگان از حساب ذخیره ارزى سه کار را انجام مى دهد. در وهله اول اولویت کالاهاى مورد نظرش که باید تولید شود را اعمال مى کند تا متقاضى بداند که از نظر ما کالایى که مى خواهد تولید کند، اولویت دارد یا نه؟ و اگر اولویت نداشته باشد، توصیه نمى کنیم. البته ممنوع هم نکردیم اما به سرمایه گذار توصیه مى کنیم که براى تولید کالاهایى که اولویت ندارد از تسهیلات حساب استفاده نکند. مرحله دوم این است که توجیه فنى و اقتصادى طرح که توسط یک مشاور ذى صلاح تهیه شده باشد را کارشناسان وزارت صنایع مورد بررسى قرار مى دهند و چنانچه تایید شد که طرح داراى توجیه فنى و اقتصادى است آن موقع جهت استفاده از تسهیلات به بانک فرستاده مى شود. بانک هم مجدداً طبق وظایفى که دارد موظف است توجیه فنى و اقتصادى را مورد بررسى دوباره قرار دهد و آن موقع است که این تسهیلات در اختیار متقاضى قرار مى گیرد.پس از گرفتن تسهیلات هم در وزارت صنایع دفتر نظارت داریم. این دفتر طرح هایى را که بالاى10میلیون دلار از تسهیلات استفاده کرده اند از طریق ستاد بخش صنعت و معدن سه ماه یک بار مورد بررسى قرار مى دهد. هم از لحاظ بررسى آمارى و هم از لحاظ میدانى این کار را انجام مى دهد و سعى مى شود با کمک خود آن صنعت مشکلات حل شود و طرح هایى هم که زیر 10 میلیون دلار تسهیلات گرفته اند از طریق سازمان صنایع و معادن استان ها مورد بررسى و نظارت قرار مى گیرند.ما در حال حاضر 467 طرح بزرگ داریم که از محل حساب ذخیره تسهیلات گرفته اند و مشغول ساخت وساز هستند و اولویت کارى ما راه اندازى این طرح ها است.اما خطرى که در اینجا متوجه است، این است که اگر نتوانیم طرح هاى ذکر شده را راه اندازى کنیم کارایى سرمایه این طرح ها منفى خواهد شد.
* اجازه بدهید از نقطه بالاتر شروع کنیم، به نظر شما اصلى ترین مشکل بخش صنعت در ایران چیست؟
** در بخش صنعت بحث تولید و سرمایه گذارى را داریم که باید آنها را از هم جدا کنیم. اگرچه تولید خود علامت موثر و پیام هاى خوب یا بدى براى سرمایه گذارى مى تواند داشته باشد در بخش تولید ما بایستى سعى کنیم بحث رقابت پذیرى محصولات را افزایش دهیم.اگرچه در زمینه هایى از بخش هاى صنعت ما توانسته ایم در عرصه رقابت پذیرى کارهاى خوبى را انجام دهیم مثل صنایع غذایى البته به خاطر این است که صنایع غذایى عمدتاً به وسیله بخش خصوصى اداره مى شود و به همین دلیل رقابت پذیرى شکل گرفته و در بازار خارجى هم صادرات صنایع غذایى قسمت عمده اى از صادرات صنعتى ما را شکل مى دهد. در سایر بخش ها هم ما بایستى رقابت پذیرى را افزایش دهیم و برنامه هایى که ما داریم در سه محور باید پیگیرى شود. یکى کاهش هزینه هاى تولید است که در کشور ما بالا است و جهت گیرى هاى خوبى شده است تا این هزینه ها کاهش پیدا کند. از جمله کارهاى خوبى که توسط مجلس انجام شده است بررسى موانع سرمایه گذارى است. نکته بعد نقدینگى کم شرکت هاى ما است که به نظر من این امر دو دلیل دارد یکى این بوده است که صنایع ما از قدیم عادت کرده اند که به منابع خارج از سهامدار دقت بکنند. باید این را اصلاح کرد و به هر صورت یکى از راهکارهاى افزایش نقدینگى این است که تسهیلاتى که بانک ها در اختیار بخش قرار مى دهند از نظر نرخ سود کاهش پیدا کند که این کار در حال انجام است. از طرفى این کاهش کافى نیست. کاهش نرخ سود وقتى موثر است که همراه با سیاست انبساطى بانک باشد یعنى اگر نرخ سود را کاهش دهیم و از طرفى بانک ها انقباضى عمل کنند اینها نقیض یکدیگر است. ولى کنار این کار باید فرهنگ سازى شود تا شرکت ها به منابع سهامداران شان توجه کنند. این یک حسن مهم دارد. این حسن این است که با توجه به اینکه در عرصه فعالیت اقتصادى و به دلیل سودآورى کم بخش صنعت منابعى که در بخش صنعت ایجاد مى شود بیرون نرود و در همان بخش صنعت بماند و متعاقباً مشکلات کمبود نقدینگى حل شود. نکته سوم هم این است که ساختار تولید ما از لحاظ تکنولوژى فرسوده است و بایستى در این ساختار فناورى هاى نوین تزریق شود. البته ما قانون بازسازى و روزآمد کردن صنایع را داریم که به نظر من اجراى آن ضعیف است.
* اگر بخواهیم صنایع موجود را از لحاظ وسعت و نیز نوع محصولات تقسیم بندى کنیم، توجه دولت نهم بیشتر به کدام نوع از صنایع است.
** ما در مرحله کنونى دو بخش صنعت را از لحاظ مقیاس تولید مدنظر قرار داده ایم با توجه به مصوبه دولت که در آذرماه گذشته به تصویب رسید و جهت گیرى ایجاد اشتغال مورد توجه قرار گرفت و نه جهت گیرى تولید و ارزش افزوده، بدین ترتیب توسعه بنگاه هاى کوچک زودبازده مورد توجه قرار گرفت. البته از لحاظ ایجاد اشتغال این جهت گیرى بسیار خوبى است اما شما مى دانید که عمدتاً ارزش افزوده توسط بنگاه هاى بزرگ ایجاد مى شود. مطالعات ما در وزارت صنایع نشان مى دهد که 90 درصد ارزش افزوده بخش صنعت در ایران متعلق به صنایع بزرگ است. بنابراین ما بایستى این دو جریان را با هم جلو ببریم. یعنى اشتغال را از طریق بنگاه هاى کوچک پیش ببریم اما در این راستا نباید صنایع بزرگ را فراموش کنیم چون فراموشى شرکت ها و سرمایه گذارى هاى بزرگ باعث مى شود ارزش افزوده بخش کاهش پیدا کند. وقتى ارزش افزوده کم شود سودآورى کم مى شود و آن موقع ظرفیت تولید کم مى شود. ظرفیت تولید که کم شد متعاقباً اشتغال هم تحت تاثیر قرار مى گیرد و آن موقع اهدافى که ما مى خواستیم از طریق صنایع کوچک به آن برسیم ضربه مى خورد.بنابراین باید توجه کنیم ضمن اینکه مصوبه دولت را در رابطه با صنایع کوچک جلو مى بریم سرمایه گذارى هایى که به واسطه تشویق دولت ایجاد شده است و از تسهیلات حساب ذخیره ارزش استفاده نکرده اند به فراموشى سپرده نشود و روى زمین نماند. ببینید وقتى بخش زیادى از منابع بانکى به سمت بنگاه هاى کوچک برود آن موقع سرمایه گذارى اى که توسط بخش خصوصى بر روى صنایع بزرگ انجام شده است این تسهیلات به آنها تعلق نمى گیرد و اینها از کارایى مى افتند چرا که تمام اینها در طرح توجیه فنى و اقتصادى بین 30 تا 35 درصد متکى به تسهیلات بانکى بوده اند و عواقب این کار به ارزش افزوده و سپس به اشتغال بازمى گردد.البته ما در وزارت صنایع به این نکته توجه داریم و سعى خودمان را مى کنیم تا این توجه را به همه منتقل کنیم منتها این کار یک فعالیت فرابخشى است.
* آقاى رئیس جمهور در گرامیداشت روز صنعت و معدن گفت که باید صنایع بزرگ را ریز کنیم چرا که اقتصاد با صنایع بزرگ نمى چرخد و بعد از صنعتگران خواست که کارهاى بزرگشان را ریز کنند. وزارت صنایع براى اعمال این سیاست چه کارهایى را انجام خواهد داد؟
** ما فکر مى کنیم که صنایع کوچک و بزرگ به صورت یک زنجیره به هم متصل هستند. در واقع صنایع بزرگ ما پشتیبان صنایع کوچک از طریق بیرون سپارى فعالیت هاى شان هستند و این کارى است که در دنیا انجام شده است. نکته دیگر اینکه، صنایع کوچک ما به دلیل گستردگى تخصص و ریزشدن تخصص مى توانند کمک کار صنایع بزرگ ما شوند. بنابراین، این دو لازم و ملزوم هم هستند و ما هم باید اینگونه نگاه کنیم و برنامه ما هم همین است.خطرى که ممکن است در ایران وجود داشته باشد این است که اتصال صنایع کوچک و بزرگ قطع شود و صنایع کوچک بدون اتصال به صنایع بزرگ کارایى ندارند و این چیزى است که در دنیا ثابت شده است.
* در حال حاضر اتصال صنایع بزرگ و کوچک وضعیت مناسبى دارد؟
** خیر، وضعیت مناسب نیست. ما الان از لحاظ فعالیت هاى IC، 23 فعالیت صنعتى داریم که فکر مى کنم در سه یا چهار صنعت این اتفاق افتاده است.اگر ما این اتصال را ایجاد نکنیم صنایع کوچک به واسطه اینکه در برابر شوک هاى بازار قدرت مقاومت چندانى ندارند از بین خواهند رفت.
* موفق ترین صنایع ایران کدام یک از این 23 موردى هستند که قبلاً به آنها اشاره کردید.
** ما در زمینه صنایع و مواد محصولات شیمیایى، صنایع تبدیلى بخش کشاورزى و در صنایع قطعه سازى به خصوص قطعات خودرو هم وضعیت خوبى را داریم و این خوب بودن براساس یک شاخص سنجیده مى شود و آن شاخص سهم ارزش افزوده از ارزش تولید است. با توجه به این شاخص سه صنعتى که ذکر کردم وضعیت مناسبى دارند.
* براساس گفته هاى جنابعالى در سال گذشته 11 هزار طرح نیمه تمام در کشور وجود داشت. این طرح ها در حال حاضر در چه وضعیتى قرار دارند و چه مقدار از این طرح ها به سرانجام رسیدند و وضعیت شان به چه صورتى است؟
** مى دانید که طرح هاى در دست ساخت ما مثل حوضچه اى است که ورودى اش همان درخواست هاى مردم است و به صورت جواز تاسیس مى آید و خروجى اش آن طرحى است که راه اندازى مى شود. به هر حال در این حوزه مرتب انباشتى وجود دارد. ما در سال گذشته از این مجموعه توانسته ایم سه هزار و 100 طرح را راه اندازى کنیم که نسبت به سال قبل این روند 5/1 درصد رشد داشته است ولى از سوى دیگر ورودى ما به حوضچه اى که گفتم زیاد شده است و علتش هم تسهیلاتى است که دولت در اختیار قرار مى دهد یعنى تقاضا و میزان درخواست مجوز افزایش پیدا کرده است.ما الان انباشتى که در طرح هاى در دست ساخت وساز داریم چیزى در حدود 14500 طرح است که این ناشى از نگاه دولت است و نشان مى دهد که اگر دولت مشوقى را براى تولید ایجاد کند آمادگى مردم بالا است و ما در سال جارى باید رقم بیشترى را راه اندازى کنیم. فکر مى کنم اگر بانک ها به تعهداتشان در ارائه این تسهیلات عمل کنند مردم هم آمادگى فعالیت را دارند.
* از طرح هاى سال پیش 150 طرح هم از صنایع بزرگ بودند، سرنوشت اینها به کجا انجامید؟
** ما در رابطه با صنایع بزرگ مشکل داریم و مشکل عمده اى که داریم این است که ممکن است رغبت بخش خصوصى در توجه به صنایع بزرگ به واسطه ارائه تسهیلات به صنایع کوچک کم شود. ما همانند همه دنیا باید حداقل 30 تا 35 درصد منابع بانکى را در اختیار طرح هاى بزرگمان قرار دهیم. ما الان این کار را نمى توانیم انجام دهیم و اگر هم انجام دهیم با دشوارى هاى زیادى انجام مى گیرد.الان حدود 93 یا 94 درصد طرح هاى در دست اقدام از صنایع کوچک است و ما باید این مشکل را حل کنیم و اگر این کار را نکنیم نمى توانیم سرمایه گذارى قدرتمندى که قابلیت زایش داشته باشد را شکل دهیم.
* مورد دیگرى که مى خواهم به آن بپردازم بحث کاهش نرخ سود تسهیلات است. به نظر جنابعالى اثر واقعى کاهش نرخ سود تسهیلات بر سرمایه گذارى در بخش صنعت به چه میزان است؟
** کاهش نرخ سود به تنهایى کافى نیست و نمى توانیم به صورت مطلق بگوییم خوب یا بد است و در کنار چند شاخص دیگر بحث در مورد آن معنى پیدا مى کند. یکى که بسیار مهم است نرخ سپرده گذارى مردم در بانک است و بحث دیگر تورم است. اگر به تورم و نرخ سپرده گذارى نگاه نکنیم صرفاً کاهش نرخ سود اثربخش نیست. شما اگر همزمان با کاهش نرخ تسهیلات شروع کنید و کاهش نرخ سپرده گذارى را هم شروع کنید اتفاقى که مى افتد این است که پرداختى براى تسهیلات صورت نمى گیرد چون بانک سپرده اى ندارد و با پول مردم کار مى کند و اگر این دو شاخص به صورت همزمان کاهش پیدا کند اثر واقعى نخواهند داشت. از یک طرف اگر شما نرخ تورمى داشته باشید که غیرمعقول باشد و نرخ تسهیلات را کاهش دهید رانت ایجاد مى شود و فسادانگیز است.و نکته مهم تر این است که این کاهش بر نرخ تسهیلات حساب ذخیره ارزى تاثیر مى گذارد. به نظر من این چهار پارامتر باید دیده شود.
* خب حالا این چهار پارامتر در کاهش نرخ تسهیلات بانک ها با هم دیده شده اند؟
** من مطالعه و گزارشى را ندیده ام که هر چهار مورد در آن لحاظ شده باشد ولى چون از سابق دیدگاه تولیدکننده ها و سرمایه گذاران این بود که نرخ سود بالا است فکر مى کنم این کاهش برایشان جالب باشد.