سعید شیرکوند
انتشار نامه اى با امضاى بیش از 50 نفر از اساتید اقتصاد دانشگاه هاى کشور نوید فتح باب گفت وگو با دولت نهم در حوزه اقتصاد را مى داد و انتظار همگان بر آن بود که این نقطه آغاز، مورد استقبال دولت قرار گرفته و همکاران و همفکران دولت با دلایل مستدل و مکتوب خویش به ایرادات و ابهامات مطرح شده پاسخ گویند و در عمل نشان دهند که پذیراى نقد و شنیدن سخن متفاوت هستند. نطق قبل از دستور آقاى دکتر نادران که افتخار عضویت در هیات علمى دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران را دارد و بیش از هر کس دیگرى باید از این نامه استقبال مى کرد نه تنها باب گفت وگو را باز نگه نداشت که خواستار پایان پذیرفتن این اظهارنظرها و سکوت محافل علمى و دانشگاهى نیز شد. راقم این سطور در نظر ندارد نقطه نظرات ارائه شده در نامه و پاسخ به آن را مورد واکاوى قرار داده و بر صحت و سقم مطالب تاکید یا ردیه اى بنویسد بلکه مایل است از زاویه اى کاملاً متفاوت به این موضوع بنگرد و نکاتى را متذکر شود. دکتر نادران و برخى دیگر از همکاران دولت، شاه بیت استدلال هاى خویش براى غیرواقعى و غیرعملى بودن مطالب ذکر شده در نامه را بر این اصل بنا نهاده بودند که این نامه «سیاسى» است و در نتیجه تهیه کنندگان این نامه اقدام به یک کار سیاسى کرده اند و بر این اساس چون این نامه از چنین ویژگى اى برخوردار است اولاً تمام مطالب آن غیرقابل قبول و دوماً نویسندگان نامه باید از عمل خویش توبه کنند و دیگر چنین کارهایى را انجام ندهند. زیرا کار سیاسى از کار علمى جدا است.مصاحبه دکتر فرشاد مومنى و چند تن دیگر از نویسندگان نامه در پاسخ به نطق هاى نادران و همفکران ایشان نیز نشان داد که دکتر نادران به هدف زده است زیرا آقاى مومنى و سایر امضاکنندگان نامه اولاً کوشیده اند که بیان کنند کار سیاسى نمى کنند و نامه آنها سیاسى نیست و ثانیاً آقاى نادران باید از اتهامى که زده اند توبه کنند و از خداوند طلب عفو و بخشش نمایند. بر این اساس نباید کار سیاسى کرد زیرا کار سیاسى غیرکارشناسى و غیرعلمى و ذنب لایغفر است، بدون اینکه کار سیاسى تعریف و ابعاد و لوازم آن گفته شود.
سال ها است که در این کشور هر اقدام عملى و یا هر اظهارنظر علمى براى فرار از تخطئه شدن ابتدا باید به صفت غیرسیاسى بودن معرفى شود و از طرف دیگر نیز براى تخطئه کردن هر نظریه یا هر پیشنهاد اولین دلیل و استدلال انتساب آن به سیاسى بودن شده است. عجیب آنکه این ترفند یا برچسب در اغلب موارد گره گشا و کارساز بوده است. نگارنده مایل است این بحث را صرفاً در حوزه اقتصاد دنبال کند و در حد مختصر بدان بپردازد. مباحث اولیه علم اقتصاد که در اکثر کتب اقتصادى به عنوان تعاریف بدان پرداخته مى شود علم اقتصاد را به دو بخش اقتصاد «اثباتى» و اقتصاد «دستورى» تقسیم مى کنند. در حوزه اقتصاد اثباتى متغیرها و شاخص هاى اقتصادى آن گونه که هستند مورد تجزیه و تحلیل و توصیف قرار مى گیرند. در این حوزه سخن از چگونه بودن شاخص ها و روابط میان آنها است. با اندکى تسامح تنها اظهارنظر در این حوزه را مى توان غیرسیاسى تلقى کرد. در حوزه اقتصاد دستورى متغیرها و شاخص هاى اقتصادى آن گونه که باید باشند و اکنون نیستند مورد نقد و بررسى قرار مى گیرند. اظهارنظر در این حوزه الزاماً سیاسى است. حال با توجه به این تعریف ابتدایى هر گاه محقق و صاحب نظرى در حوزه اقتصاد، سیاستى یا برنامه اى که توسط دولت به اجرا گذاشته شده است را مورد نقد و بررسى قرار مى دهد به طور قطع از پیش براى خود چارچوب پذیرفته شده و مطلوبى را در نظر گرفته است و براساس این چارچوب از نقصان یا انحراف در طراحى یا اجراى سیاست سخن به میان مى آورد و در نتیجه اظهارنظر ارائه شده در حوزه اقتصاد دستورى است و بالاجبار باید آن را سیاسى تلقى کرد. صاحب نظرى که براى خویش کمال مطلوبى را در اقتصاد طراحى نکرده باشد و وضعیت ایده آلى براى سیاستگزارى ها، برنامه ریزى ها و مکانیسم هاى اجرایى در نظر نداشته باشد هیچ گاه قادر نخواهد بود به نقد و ارزیابى سیاست هاى یک دولت بپردازد. قرار گرفتن در حوزه اقتصاد دستورى و سخن از بایدها و نبایدها، در سیاستگزارى ها و اجرا، لاجرم در حوزه «فعالیت هاى سیاسى» است و هرکس که در این وادى پا مى گذارد الزاماً کار سیاسى انجام مى دهد. بدیهى است که کار سیاسى مبتنى بر علم و دانش و کارشناسى لازم در همه حوزه ها اجتناب ناپذیر است. از نظر نگارنده هر اقدام عملى و نظرى که براى بهبود اداره امور جامعه به صورت علنى و سرگشاده صورت پذیرد یک کار سیاسى است.
هر چند کار سیاسى برخوردار از طیفى از فعالیت ها است که سمت حداکثرى آن فعالیت هاى حزبى و سمت حداقلى آن کوشش هاى فردى براى اثربخشى در جامعه است. شاعرى که با اشعار خویش، فیلمسازى که با ساختن فیلم، دانشجویى که با فعالیت در تشکل هاى دانشجویى و... در جهت آگاهى بخشى، روشنگرى، تعلیم اصول و مبانى بهتر زیستن کوشش مى کنند از این حوزه خارج نیستند. در حوزه اقتصاد سیاسى بودن اجتناب ناپذیرتر است زیرا نمى توان بدون داشتن وضعیت ایده آل و چارچوب پذیرفته شده براى اهداف و فعالیت ها به نقد و ارزیابى سیاست هاى اقتصادى دولت پرداخت. در نتیجه هر اقتصاددانى که پاى در عرصه اظهارنظر عمومى مى گذارد و با انتشار نامه، نوشتن مقاله و ایراد خطابه سیاست دولت را نقد مى کند و براى بهبود اوضاع اقتصاد کشور ارائه طریق مى کند به «کار سیاسى» پرداخته است. طبیعى است که چون زیرساخت هاى فکرى و دیدگاه هاى افراد با یکدیگر متفاوت است، تفاوت هایى در نقطه نظرات ارائه شده دیده مى شود. بدیهى است هر چه دامنه این حضور گسترده تر و عمیق تر باشد سیاسى بودن آن نمود بیشترى مى یابد. یکى از مشکلات حال حاضر و گذشته کشور ما در این نکته نهفته است که سیاسى بودن و یا کار سیاسى کردن به صورت یک رفتار یا کارکرد غیرعلمى، غیرکارشناسى و نامطلوب معرفى شده است و در نتیجه شأن بسیارى از افراد اجل از این شده است که به این وادى پاى گذارند. از منظر دیگرى ضرورت توجه به این نکته را یادآور مى شود. در کلیه سال هاى پس از پیروزى انقلاب اسلامى و در تمامى دولت هاى گذشته و حال یکى از ایراداتى که ترجیع بند همه موافقان و مخالفان دولت ها بوده است، ناهماهنگى و عدم انسجام میان مدیران اقتصادى کشور بوده است. همه بر این نکته اذعان دارند که حداقل میان مسئولین وزارتخانه هاى اقتصادى مانند وزارت اقتصاد، وزارت بازرگانى، وزارت صنایع، سازمان مدیریت و بانک مرکزى به هم نظرى و هماهنگى وجود داشته باشد و چون طى سال هاى گذشته این هماهنگى وجود نداشته است اقتصاد ما وضعیت مطلوبى نداشته و ندارد.
سئوال اساسى این است که مدیران اقتصادى کشور چه زمانى و در کجا باید به همفکرى و هم نظرى لازم دست یابند؟ آیا پس از پذیرش مسئولیت باید با یکدیگر و دیدگاه ها یشان آشنا شوند؟ آیا در پارلمان و پس از انتخابات باید اعضاى کمیسیون اقتصاد و کمیسیون برنامه و بودجه به ایجاد نظریه واحد براى اداره امور اقتصادى کشور بپردازند؟ چه میزان سرمایه مادى و معنوى باید هزینه شود تا در یک دولت هماهنگى حاصل شود و پس از چهار یا هشت سال دوباره تعدادى افراد جدید و بدون هماهنگى و هم نظرى با یکدیگر سکان اداره و قانونگذارى را بر عهده بگیرند؟تجربه دنیا چیست؟ در کشورهاى دیگر این هم نظرى و همفکرى کجا و چگونه حاصل مى شود؟در کدام کشور توسعه یافته پست هاى سیاسى و پست هاى حرفه اى را از هم تفکیک نکرده اند؟ در کدام کشور توسعه یافته پست هاى سیاسى توسط افراد غیرهماهنگ و غیرهمفکر اداره مى شوند؟ لازم است چرخ هاى مربع، هر چه سریع تر اضلاع بیشترى پیدا کنند تا در نهایت دوباره دایره شود. چرخ را نباید از نو ساخت. صاحب نظران اقتصادى و کسانى که دغدغه امور اقتصادى کشور را دارند باید بدانند که براى به کار بستن دیدگاه ها و نقطه نظرات خویش ابتدا باید حلقه ها، تیم ها و در نهایت احزاب را در کشور نهادینه کنند تا پس از رسیدن به قدرت امکان اجراى برنامه هاى از پیش تعیین شده را داشته باشند. بدون این زمینه سازى ها امکان ایجاد بهبود مداوم در امور اقتصادى کشور میسور نیست. انجام این مهم نیز کار سیاسى مى طلبد، تنزه طلبى و افتادن در تله کسانى که به دنبال اتمیزه کردن صاحب نظران و دلسوزان کشور هستند و انگ «سیاسى بودن» را در این کشور به صورت تابو معرفى مى کنند، چاره کار نیست.