این اخبار جملگى حقایقى هستند که قدرت حزب الله لبنان را به عنوان یک جریان اصیل مقاومت اسلامى به تصویر کشیده است. این جریان مقاومت باعث شده است تا زیر ساختهاى تلآویو و رژیم اشغالگر قدس به طور کامل فلج شوند. هم اکنون جرج بوش که در هفته گذشته با وقاحت تمام از آغاز جنگ در خاورمیانه حمایت کرده بود از ضربات سختى که حزب الله لبنان بر پیکره صهیونیستها وارد ساخته ابراز نگرانى کرده است. آمریکا و اروپا در جریان نشست کشورهاى گروه 8 خواستار برقرارى سریع آتشبس میان طرفین درگیر شدهاند. این در حالیست که ماهیت واشنگتن، لندن و تلآویو با چنین رویکردى تطابق ندارد. در حقیقت بروز گوشهاى از قدرت مقاومت اسلامى در برابر دیدگان متحیر مقامات آمریکایى و صهیونیست باعث شده است تا آنها در مقابل شوک وارده از عالم ایدهآلگرایى افراطى خارج شده و به دنیاى واقعگرایى پناه ببرند. هم اکنون حامیان صهیونیسم به این حقیقت پى بردهاند که هرگاه اصالت اسلامى با انگیزه مقاومت درآمیزد جریانى به وجود خواهد آمد که نفوذ به زیر ساختها و ذرههاى تشکیل دهنده آن غیرممکن است. حزبالله لبنان در هفتهاى که گذشت براى جهان اسلام افتخارى بس بزرگ آفرید. “سید حسن نصرالله” از آغاز درگیرىها به صورت مداوم بر اتکاى قدرت حزب الله، ایمان به خداوند متعال، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهمالسلام تاکید کرده است. تئوریسینهاى غربى هم اکنون عملا مشاهده کردهاند که درگیرى ایجاد شده میان یک جریان مقاومت اسلامى مستقل از دولت مرکزى لبنان با تلآویو در قالب هیچ یک از فرمولها و ساختارهاى تعریف شده در نظام بین الملل قابل توجیه نیست. واقعیت امر این است که شجاعت بىنظیر و غرور آفرین مجاهدان مکتب مقاومت در دو بعد تئوریک و عملى باعث برهم ریختن پازلهاى سیا و موساد شده است.
“تل آویو” پس از اینکه مشاهده کرد اسلامگرایى در خاورمیانه هر لحظه گسترش مىیابد دریافت که باید ماهیت پلید خود را در برابر دیدگان جهانیان به تصویر بکشد. از آن جایى که براساس نقشههاى ترسیم شده در ابتداى اشغال اراضى فلسطین توسط صهیونیستها آغاز سال 2000 باید با استیلاى کامل صهیونیسم برخاورمیانه و به عینیت رسیدن طرح نیل تا فرات همراه مىشد. اما پس از گذار بشریت به هزاره سوم جریان اسلامگرایى به جریان غالب در خاورمیانه تبدیل شد: اصولگرایان در ایران، شیعیان در عراق و حماس در فلسطین به قدرت رسید. نقش حزبالله در معادلات لبنان بسیار پررنگ شد. کلیت آنچه در خاورمیانه رخ داد با آنچه نآنآنکاخ سفید و تلآویو تصور آن را مىکردند بسیار تفاوت داشت. این فاصله به اندازهاى بود که سران حزب جمهورىخواه آمریکا و حزب لیکود در فلسطین اشغالى نتوانستند آن را توجیه نمایند. با ابطال فرضیات و تئورىهاى پوچ استراتژیستهاى صهیونیست، تلآویو ماهیت اصلى خود را در نظام بین الملل هویدا ساخت . ماهیتى پلید و وحشیانه که توسط کاخ سفید حمایت مىشد...
صهیونیستها در راستاى نمایاندن مجدد چهره خود در خاورمیانه پس از سال 1967 تصمیم گرفتند در مقابل حزبالله لبنان صفآرایى نمایند.
اما در حال حاضر که حدود ده روز از درگیرىها مىگذرد استراتژیستهاى صهیونیست آرزوى بازگشت زمان به عقب را دارند.
آرزویى که هیچگاه اتفاق نخواهد افتاد. آنها در اولین گام خود با بازوان توانمند حزبالله مواجه شدند. بازوانى که فعالیت صهیونیستها را در نطفه خفه نمود. حزبالله لبنان به عنوان یک جریان مقاومت اسلامى و با اتکا بر اصول بنیادین موجود در دین مبین اسلام با اقتدار و صلابتى کامل در مقابل تهاجم صهیونستها ایستادگى کرد و ضمن اعمال جدیدترین تاکتیکهاى دفاعى در حمله متقابل نیز ضربات بسیار مهلکى را بر صهونیستها وارد ساخت. این موضوع باعث شد تا حامیان صهیونیسم و سران رژیم اشغالگر قدس پس از گذشت چند روز به یک نظر مشترک دست یابند: به هیچ عنوان نمىتوان حزبالله را نابود ساخت یا حتى موجب تحدید توان آن شد...
هم اکنون ایهود اولمرت و دیگر مقامات صهیونیست براى نخستین بار پیشنهاد آتشبس دادهاند. این امر به معناى اولین شکست سخت صهیونیسم در هزاره سوم که به دست پرتوان پیروان مکتب پویایى اسلام رخ داد ه است. در این راستا جهان اسلام به حزبالله لبنان تا ابد افتخار خواهد کرد. اما فارغ از شکست تلآویو از حزبالله لبنان در بعد عملی، باید نسبت به نکتهاى دیگر نیز توجه ویژهاى را مبذول داشت: درگیرى اخیر ایجاد شده میان تلآویو و حزبالله لبنان موجب شد تا تحلیلگران نظام بینالملى در بعد تئوریک نیز نتوانند مقاومت حزبالله لبنان در برابر اقدامات رژیم اشغالگر قدس را توجیه کنند.
در لابهلاى اوراق تزیین شده تئوریسینهاى روابط و مناسبات بین المللى جنگها به سه دسته تقسیم مىشوند: یکى جنگهاى مرکز - مرکز، دیگرى جنگهاى مرکز - حاشیه و سوم جنگهاى حاشیه - حاشیه .
هریک از این موارد ویژگىها و خصایص مخصوص به خود را دارند ولى ایستادگى شجاعانه جریان مقاومت اسلامى در برابر رژیم اشغالگر قدس در قالب هیچ یک از تقسیمبندىهاى اخیر جاى نمىگیرند . به عبارت دیگر در یک سو با انواع و اقسام تجهیزات پیشرفته اسرائیلى و حمایت مستقیم کاخ سفید و برخى کشورهاى اروپایى و در سویى دیگر با مقاومتى مقدس و توفنده مواجه هستیم.
این مقاومت توانسته است معادلات سیا و موساد را در عرض ده روز کاملا برهم زند. برخى سعى دارند مقاومت حزبالله لبنان در برابر جنایات رژیم اشغالگر قدس را در قالب نوعى درگیرى مرکز - حاشیه(pretery-centery) توجیه کنند.
اما در درگیرى مرکز - حاشیه قدرت مرکزى این چنین به استقبال و درماندگى نمىافتد که در عرض چند روز پس از آغاز جنگ تقاضاى آتشبس (براساس ضعف) نماید. از سوى دیگر حزبالله لبنان نیروى مقاومتى است که در خارج از سرزمین هاى اشغالى تعریف مىشود . حتى حزبالله لبنان نسبت به دولت مرکزى بیروت نیز استقلال کاملى دارد. پس قرار دادن کلمه “حاشیه” در برابر نام حزبالله از بعد ساختارى و عینى صحیح نیست. در شرایطى کنونى با دو پدیده مختلف مواجه هستیم: از یک سو قدرت حزبالله لبنان و به طور کلى اسلام گرایان در خاورمیانه به شدت د رحال افزایش است. هم اکنون حزبالله سال 2006 با حزبالله در سال 1982 تفاوت دارد و بر قدرت این جریان مقاومت افزوده شده است. امروزه به وضوح مشاهده مىکنیم که علیرغم تلاش گسترده تلآویو براى ورود به خاک لبنان نیروهاى مقاومت اسلامى حزبالله با تدوین استراتژىهاى واکنش سریع مانع از مانور آنها در لبنان مىشوند.
بنا به فرموده مقام معظم رهبرى خلع سلاح حزبالله هیچگاه اتفاق نخواهد افتاد. دولت مرکزى لبنان نیز نسبت به نقش بازدارنده نیروهاى مقاومت در مقابل تهدید اسرائیل واقف است. بدیهى است که اسلامگرایان در سرتاسر خاورمیانه پیروزىهاى اخیر جریان مقاومت اسلامى را پیروزى خود مىدانند.
از سوى دیگر پس از پایان حیات سیاسى “آریل شارون” و رسوایهاى مختلف بوش و بلر در آمریکا و انگلستان، جبهه مخالفان اسلامگرایى در غرب و اسرائیل در حال حرکت به سمت نقطه سقوط است. سقوطى که کاخ سفید و تلآویو تا لحظه نیل به آن فاصله زیادى ندارند.
هم اکنون تلآویو که براساس محاسبات روى کاغذ خود را نسبت به حزبالله لبنان از بعد تجهیزات نظامى برتر مىدید در حالتى آمیخته از دو عنصر ترس و سردرگمى دست و پا مىزند. موشکباران حیفا و هدف قرار گرفتن تجهیزات رژیم اشغالگر قدس در عمق مناطق امنیتى سرزمینهاى اشغالی، بوش، اولمرت و بلر را سر در گم ساخته است.در حال حاضر سران کشورهاى غربى و حامیان رژیم اشغالگر قدس در مقابل معمایى پیچیده به نام حزبالله لبنان قرار گرفتهاند. جریان مقاومتى که هرگونه کنش صهیونیستها را با واکنش سریع و قوى پاسخ مىدهد. جریانى که پشتوانه آن اسلام اصیل و پیروى از تعالیم پیامبر اعظم صلىالله علیه و آله و ائمهم معصومین (علیهم السلام) است.
بدون شک حزبالله لبنان افتخار جهان اسلام است. جریانى که با وجود گذشت زمان هر لحظه بر استقامت و استوارى آن افزوده مىشود. قدرتى که سالهاست مقامات تلآویو از جمله شیمون پرز و ایهوداولمرت، شارون، نتانیاهو و باراک را به هراسى سخت انداخته است.