* آشوریها پیش از اینکه پیروان یکی از مذاهب مسیحی باشند، یک قوم هستند. همینطور است؟
** بله، دقیقاً. آشوریها پیش از اینکه یک قوم مذهبی محسوب شوند یک قوم ملی هستند. یعنی ما وارثان امپراتوری بزرگ آشوریها هستیم. این امپراتوری به دستور پادشاه هخامنشیان تسخیر شد و این ملت پراکنده شدند در خاورمیانه. بخش عمدهای از این ملت در عراق فعلی یا بینالنهرین باستان ماندند، عدهای دیگر که حتی از پیش این زمان در جنوب ایران پراکندگی داشتند، با عدهای که بعد از تسخیر امپراتوری به ایران آمدند، تا حوالی شمال ایران یعنی ارومیه نیز گسترش پیدا کردند. پس در واقع آشوریها یک قوم و یک ملت هستند که بعد از ظهور حضرت مسیح، به مرور مسیحیت را پذیرفتند.
* همۀ آشوریها مسیحی هستند یا آشوریای هم هست که از قدیم پیرو دینی دیگر باشد؟
** نه، آشوریها مسیحی هستند و پیرو چهار کلیسای متفاوتند. از جمله کلیسای شرق آشوری، کلیسای کاتولیک، کلیسای انجیلی. اینها فرقههای مذهبی آشوری هستند. کسی نمیتواند ادعا کند که آشوری است. اما پیرو دینی دیگر است.
* پراکندگی آشوریها در کدام کشورهاست؟
** در سراسر دنیا این پراکندگی وجود دارد. اما بیشترین آنها در عراق فعلی و بعد در اروپا وکاناداست و در کشورهای خاوردور بسیار کم هستند.در ایران، براساس آخرین آمار که برای انتخابات مجلس شورای اسلامیگرفته شد جمعیت آنان بین 30 تا 40 هزار نفر برآورد شده است. ما یک نمایندۀ مجلس هم داریم.
* آشوریهای امروز بیشتر علاقهمند به حفظ سنتهای باقی مانده از امپراتوری و قوم کهن خود هستند یا دین مسیحی؟ یعنی آشوریهای امروز دنیا، از دین مسیحی بیشتر کسب هویت میکنند یا از بقایای سنتهای قوم باستانی خود؟
** در حقیقت، بهتر است، اینطور شروع کنم که ظاهراً هیچ چیز از تمدن باستانی و کهن ما، برای ما باقی نمانده است به جز خط و زبان آشوری که ریشه در همان زبان و خط باستانی آشوری دارد. خط آشوری ریشه در خط میخی دارد. نکتۀ قابل توجه این است که ما معتقدیم بسیاری از آداب و رسوم و سنتهای امپراتوری آشوری در مسیحیت رخنه کرده و از آن زمان در آن جریان دارد. مثلاً مراسم و آداب و سنن ایرانی که در ایران با ورود اسلام، تحت تاثیر آن قرار گرفته، برای آشوریان نیز در مسیحیت تجلی متفاوتی یافته است. باید در اینجا به تقویم آشوری هم اشاره کنم که جزو میراث فرهنگی و باستانی ما است. ما آشوریها تقویم مجزایی برای خود داریم که قدیمیترین تقویمهای تاریخ بشری محسوب میشود. در تقویم آشوری امسال، سال 6756 است. این تقویم تا سالها از بین رفته بود اما خوشبختانه در قرن گذشته این تقویم دوباره احیا شد و مورد استفاده قرار گرفت.
* رسم یا آداب خاصی شناسایی شده است که بدانید در مسیحیت امروز وجود دارد و در گذشته صرفاً متعلق به قوم آشوریها بود؟
** بسیاری از مراسم ما رنگ و بوی مسیحی به خود گرفته و آنقدر درآمیخته شدهاند که به سادگی قابل تفکیک نیست. اما برخی از سنن و اسطورههای آشوری شکل حماسی خود را حفظ کرده است.
* خط آشوری چقدر دستخوش تحول شده؟ یک جوان آشوری امروز میتواند یک کتیبۀ آشوری را بخواند؟
** خط آشوری امروز آنقدر دستخوش تحول شده که با کتیبههای باستانی تفاوتهای عمده پیدا کرده است. اما یک جوان آشوری مانند هر کس دیگری اگر علاقهمند به یادگیری خط آشوری به شکل باستانی آن باشد، میتواند، آن را بیاموزد و بخواند.
* انجمن آشوریهای تهران که قدمتی حدود 80 سال دارد، از همان آغاز در صدد حفظ آداب و باورهای مسیحی بود یا یک نوع کلوپ که قصد حمایتهای درونگروهی دارد؟
** نخستین انجمن آشوریها در تهران تاسیس شد. انجمنهای دیگری هم در ایران وجود دارد. ارومیه انجمن دارد. کرج چند سالی است که دارای انجمن شده است. آشوریهای اهواز، شاهینشهر اصفهان، همدان، کرمانشاه و قزوین هم دارای انجمن هستند اما انجمن مادر یا قدیمیترین انجمن آشوریها در ایران، انجمن آشوریهای تهران است و همانطور که گفتید حدود 80 سال قدمت و سابقه فعالیت دارد. این انجمن در ابتدا به شکل یک کلوپ و باشگاه تفریحی فعالیت میکرد که قصدش صرفاً حفظ آیینها و جشنهای دینی بود. مثل عید پاک و میلاد مسیح و جشنهای عروسآرایی و آبریزان و... را احیا میکرد. اما در حدود 50 سال پیش شکل فرهنگی بیشتری به خود گرفت. آثار مهم فرهنگ و تاریخ و دین آشوری را چاپ کرد و در مقاطع مختلف هم نشریاتی را منتشر کرد.
* هر آشوری بهطور ناخودآگاه عضو انجمن آشوریهای تهران محسوب میشود یا عضویت، نیاز به شرایط خاصی دارد؟
** از نظر ما هر آشوری که از پدر یا مادر آشوری باشد، عضو انجمن آشوریهای تهران به حساب میآید اما طبیعتاً بر اساس قانون احزاب و جمعیتها ما عضوگیری کردهایم و حدود دو هزار عضو متغیر در تهران داریم. به جز این ما تشکیلاتی هم به نام «کانون ملی جوانان آشوری» داریم. جوانان آشوری فعالیتهای فرهنگی ورزشی، آموزشی و اجتماعی خود را در این انجمن انجام میدهند.
* در یک نگاه کلی، همۀ اقلیتهای جهان در حال تحلیل رفتن در جمعیتهای بزرگتر هستند و در حقیقت مرزهای بین جمعیتهای کوچک در حال از بین رفتن است. آیا این اتفاق در مورد آشوریهای ایران هم صادق است؟ مثلاً چقدر تغییر دین به وسیلۀ افراد آشوری رخ داده است؟
** از این نظر که مثال آوردید خیلی کم اتفاق میافتد و آشوریها عموماً علاقهمندند که سنتها و دین خود را حفظ کنند.
* بعد از انقلاب این آمار تغییری نکرده است؟
** خیر. تقریباً با وضعیت پیش از انقلاب یکسان است. اگر مثلاً در پیش از انقلاب در هر دو تا چهار سال، یک مورد تغییر دین داشتهایم، هماکنون هم همینطور است.
* برخی از ادیان در ایران براساس قانون اساسی، امکان ادامۀ تحصیل در مقاطع عالی را ندارند. آشوریها این امکان را دارند؟
** بله. خوشبختانه هیچ محدودیتی برای ادامۀ تحصیل برای جوانان آشوری وجود دارد و مانند هر ایرانی دیگری میتوانند تا سطح دکتری درس بخوانند. آشوریها شخصیتهای مطرح تحصیل کرده و بنام زیادی دارند. هانی بال الخاص، اعضای هیات علمی دانشگاهها، صاحبان بیمارستانها مانند دکتر منصور و... حرفۀ پزشکی حرفۀ مورد علاقۀ آشوریهاست و اشخاص سرشناس زیادی را در این زمینه میتوان نام برد که آشوری هستند. در عهد باستان هم طبق کتیبهها و آثار برجای مانده، آشوریها پزشکان حاذقی بودهاند. بسیاری از پزشکان خلفای صدر اسلام، آشوریان بودند. خاندان بختی شو که از خاندانهای بنام گردانندۀ دانشگاه پزشکی جندی شاپور بودند، آشوری بودند. خاندانهای اوشری دیگری هم بودند که مدیریت این دانشگاه بینالمللی باستانی را به عهده داشتند. شاید برای شما جالب باشد که بدانید آشوریها تنها قوم در ایران هستند که صددرصد باسواد هستند. یعنی آمار بیسوادی در میان آشوریها صفر است.
* آشوریهای امروز، بیشتر در چه مشاغلی مشغول هستند؟
** جوانهای ما امروز برخلاف گذشته که بیشتر به مشاغل فنی و تولیدی روی میآوردند، به تخصصگرایی سوق پیدا کردهاند. یعنی دارای مشاغلی هستند که درسهای تخصصی آن را در دانشگاهها خواندهاند در حالی که آشوریها پیش از انقلاب بیشتر در حمل و نقل داخلی و بینالمللی دست داشتند.
* گرایش غالب امروز آشوریها نسبت به دین و قومشان چیست؟ آیا گرایشهای قومی کمرنگ شده است؟
** یک جوان آشوری ایرانی طبیعتاً تحت تاثیر فرهنگ، جغرافیا و نظام سیاسی و اجتماعی ایران است همانطور که یک جوان آشوری در عراق تحت تاثیر فرهنگ غالب آن سرزمین است و طبیعتاً جهانبینی این دو آشوری در دو سرزمین مختلف، با یکدیگر متفاوت است. به همین ترتیب به گمان من جوان آشوری ایرانی به خاطر فرهنگی که امروز در ایران رواج دارد و این فرهنگ چندان از فرهنگ غالب جهان مدرن عقب نیست یا لااقل به جریان رویدادهای مهم جهان مدرن توجه دارد، این جوان هم تا حدودی بیشتر از جوان عراقی، جهان وطنی فکر و زندگی میکند. در نتیجه من فکر میکنم که گرایشهای قومگرایانه در میان آشوریهای ایران کم شده است. یعنی همانطور که شما در چند سؤال بالاتر اشاره کردید، جهان در حال کوچک شدن است و ادیان و فرهنگهای کوچک در ادیان و فرهنگهای بزرگتر، مستحیل میشوند. اما از سوی دیگر جوانانی هم هستند که به شدت به آداب قومی آشوری پایبند هستند. من فکر میکنم که این دستۀ دوم، امروز در میان جوانان آشوری در اقلیت هستند.
* سهم مطالعات آشوری، در میان آشوریان چقدر است؟
** هر جوان آشوری در کنار زبان فارسی زبان آشوری هم میخواند و میداند. مدارس تخصصی در زمینۀ خط و زبان آشوری وجود دارد که در این مدارس دروس دینی مخصوصی هم به عنوان واحدهای درسی مجزا تدریس میشود. در تهران پنج مدرسۀ دخترانه و پنج مدرسه پسرانه داریم. مدارس ما یک تفاوت عمده با مدارس ارامنه دارد و آن اینکه ما اصرار داشتیم مدارس فرزندانمان از مدارس بقیۀ ایرانیان مجزا نباشد و مشترک باشد در حالی که مدارس ارامنه مختص خود آنهاست. هدف ما از این کار این بود که فرزندانمان بدانند که در یک جزیره و کرۀ بسته، زندگی نمیکنند. آنها در کنار هموطنهای دیگر که دارای ادیان و قومیتهای مختلفی هستند، زندگی میکنند.
* کتاب مقدس یا ارزشمندی از عهد باستان برای شما باقی مانده است؟
** خیر. گرویدن به مذهب مسیحیت باعث شد تا کتابهای مذهبی آشوریهای از درجۀ اهمیت ساقط شوند. آشوریان باستان چند خدایی بودند اما خدای قادری نیز در راس آنان بوده است. البته میدانید که امروز ادیان بازمانده از آن دوره در مطالعات اساطیری میگنجد، نه دینی.
* ازدواجها درونگروهی است؟
** خیر. هنوز این تاکید وجود دارد و هنوز ازدواجها درون گروهی است. البته آشوریها میتوانند با ارمنیها که آنها نیز مسیحی هستند ازدواج کنند اما این مطلوب و پسند جامعۀ آشوری و خانوادههای آشوری نیست.
* سرزمین موعود یهودیان کجاست؟
** موطن اصلی ما در عهد باستان، عراق کنونی یا بینالنهرین بوده است اما بعد از فروپاشی امپراتوری آشور، آشوریان به دلیل ماندگار شدن در ایران، ایران را موطن خود میدانند و چشم به سرزمین دیگری ندارند.
* آشوریهای دیگر کشورها چطور؟ آنها هم موطن اصلی خود را ایران میدانند؟
** بله. آشوریهایی که از عهد قدیم در دیگر سرزمینها هستند هم ایران را موطن حقیقی خود میدانند. یعنی حتی یک آشوری آمریکایی هم موطن اصلی و تاریخی خود را ایران میداند زیرا ایران پس از عراق، بیشترین جمعیت آشوریها را از صدها سال پیش در خود جای داده است و سابقۀ دیرینهای در ایران دارد.