تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۱  ، 
کد خبر : ۷۲۰۰۶
گفتگو با دکتر نجله خندق محقق و استاد دانشگاه

نقش جنبش عدم تعهد پایانى ندارد

گفتگو از عباس خسروانی اشاره: جنبش عدم تعهد در تاریخ دیپلماسى ایران بعد از انقلاب اسلامى از اهمیت ویژه‌اى برخوردار بوده است. به طور مثال در موضوع پرونده هسته‌اى کشورمان در آژانس، مسئولان دیپلماسى کشور ما نور زیادى روى راى این جنبش مى‌دادند و روى آن حساب باز مى‌کردند. در جنگ هشت ساله ایران و عراق نیز نام جنبش عدم تعهد بارها و بارها در سیاست خارجى ما تکرار شد. حال براى بررسى این جنبش و چگونگى به‌وجود آمدن آن و کارکردهاى این جنبش در طول تاریخ آن به سراغ دکتر نجله خندق استاد علوم سیاسى دانشگاه تربیت مدرس رفتیم. دکتر خندق داراى فوق دکترى علوم سیاسى از دانشگاه “ادینبورگ” اسکاتلند است و سالها در دانشگاه‌هاى انگلیس و کشورمان به تدریس پرداخته است. ازایشان کتاب‌هاى متعددى در زمینه‌هاى مختلف و بخصوص افغانستان و عراق ترجمه و تالیف شده است.

* تاریخچه شکل‌گیرى جنبش عدم تعهد به چه زمانى باز مى‌گردد؟
** همزمان با پایان گرفتن جنگ جهانى و استقرار صلح در جهان، فاتحان جنگ به تدریج به سوى یک همزیستى خصمانه گرایش پیدا کردند. دو ابرقدرت آمریکا و شوروى بعد از جنگ تجسم همه جانبه این سیاست خصمانه بودند که در اروپا، آسیا، آفریقا و حتى در سازمان‌ ملل متحد رویاروى یکدیگر قرار گرفتند. از این رقابت مى‌بایست دو بلوک سیاسی- نظامى پدید مى‌آمد یعنى یکى در شرق به رهبرى مسکو و دیگرى در غرب به رهبرى واشنگتن. نادیده انگاشتن منافع ملل محروم و رعایت نکردن حقوق کشورهاى توسعه نیافته و یا در حال توسعه، موجب ظهور نهضت‌هاى آزادى‌خواهانه و رشد تشکیلات و سازمان‌هاى استقلال‌طلبانه شد. موج مبارزات ضد استعمارى و رهایى‌بخش قبل از همه خاورمیانه و آسیا را در برگرفت و سپس به آفریفا کشیده شد. بدین ترتیب فکر تشکیل کنفرانسى متشکل از کشورهاى آسیایى و آفریقایى به‌وجود آمد که پس از یک رشته تحولات موجب پیدایش جنبش عدم تعهد شد. عدم تعهد یا عدم وابستگى سیاست رهبران کشورهایى شد که صرف‌نظر از نظام‌ها و ایدئولوژى‌هاى متفاوت هدف و آرمان مشترکى را دنبال مى‌کردند که همان رهایى از حلقه نفوذ شرق و غرب بود. جنبش‌ عدم تعهد همچون جنبش‌هاى دیگر از شخصیت افراد و رهبران برخى از کشورها تاثیر پذیرفت. در راس این شخصیت‌ها مارشال تیتو رهبر یوگسلاوی، جواهر لعل نهرو، نخست‌وزیر هند، جمال عبدالناصر رهبر مصر و احمد سوکارنو رئیس جمهور اندونزى قرار دارند.
* به نظر شما چه زمینه‌ها و عللى موجب تشکیل چنین جنبشى شد؟
** جنبش عدم تعهد جنبشى بین‌المللى است که براى تامین صلح عادلانه، آزادى همه ملل و نظام نوین و عادلانه و اقتصادى بین‌المللى مبارزه مى‌کند. هدف آن حفظ، تحکیم و تقویت استقلال هر کشور به گونه‌اى استوار و سازش‌ناپذیر است و به همین علت جنبشى ضد امپریالیستی، ضد استعماری، ضد نژادى و ضد شوئینیستى است. تقریبا تمامى ملل نوپدید و برخى از ملل متقدم‌تر بدان سبب به گونه‌اى خود انگیخته عدم تعهد را به عنوان پایه سیاست خود پذیرفته‌اند که مى‌خواستند به مدد آن از خود دفاع کنند و خود را نه تنها از سیطره نظامى و سیاسى قدرت‌هاى بزرگ بلکه از سیطره اقتصادى آنها نیز برهانند. مهمتر از همه اینها جنبش عدم تعهد توازنى ایجاد مى‌کند که به حفظ صلح و مهارکردن جنگ‌هاى محلى یارى مى‌رساند.
* مهمترین نقاط اشتراک اعضاى این جنبش چیست که باعث قرارگرفتن آنها در کنار یکدیگر شده است؟
** از وجوه مشترک کشورهایى چون هند، اندونزی، مصر و یوگسلاوى که از بنیانگذاران اولیه جنبش عدم تعهد محسوب مى‌شوند مى‌توان به مواردى چون تحت استعماربودن هرچهار کشور در دوره‌اى طولانى اشاره کرد همچنین این 4 کشور استیلا و تفوق کشورهاى قویتر و زورمدار را گذرانده بودند و مبارزه آنها براى استقلال، عدم وابستگى و عدم تعهد بجا و به حق بوده است. همه رهبران چهار کشور از نخستین رهبران سیاسى کشورهاى خود پس از استقلال و رهایى از استعمار بودند. همه آنها نه تنها در جنگ‌هاى ضد استعمارى و ضد امپریالیستى فعالانه شرکت کرده‌اند، بلکه رهبرى این جنگ‌ها را نیز برعهده داشته‌اند. همچنین طى سالهاى 1950 تا 1955 براى هر چهار کشور نقطه عطفى در مبارزات سیاسى بوده است. در سال 1954 نهرو- نخست‌وزیر هند- بود و سوکارنو در نخستین انتخابات پس از استقلال به عنوان اولین رئیس جمهور اندونزى برگزیده شده بود و ناصر هم در مصر به ریاست جمهورى رسیده بود و تیتو رهبر جمهورى خلق یوگسلاوى بود. این تشابهات حتى در مورد کشورهایى که بعدها به چهار کشور فوق پیوستند هم صدق مى‌کند.
* پیوستن کشور ما ایران به این جنبش در چه زمانى و به چه صورتى بود؟
** ایران به دلیل پیوستن به پیمان نظامى بغداد نتوانست در نخستین اجلاس سران کشورهاى غیرمتعهد در بلگراد سال 1961 حضور یابد و از آن به بعد نیز مسئله عضویت ایران در این جنبش مطرح نشد. در سال 1979 پس از انقلاب اسلامى و سقوط شاه و از هم پاشیدن پیمان سنتو و در پى اعلام مواضع سیاسى خارجى ایران مسئله عضویت این کشور در جنبش غیرمتعهدها به طور جدى مطرح شد. یک ماه پس از انقلاب، ایزید ورو مالسیرکا- وزیر خارجه کوبا- اعلام کرد که سیاست جدید ایران به این کشور اجازه مى‌دهد به جنبش کشورهاى عدم تعهد بپیوندد. وى اظهار داشت که دولت جدید ایران اقدامات مهمى در جهت تغییر روابط اقتصادى و سیاسى بین‌المللى انجام داده که با اهداف کشورهاى غیرمتعهد سازگارى دارد. وزیر خارجه کوبا که در تدارک برگزارى کنفرانس سران کشورهاى غیرمتعهد در هاوانا بود کناره گیرى ایران از سنتو را شرط لازم ورود به نهضت غیرمتعهدها دانست. دو ماه بعد وزارت خارجه سریلانکا اعلام کرد که عبدالقادر شائول حمید- وزیر خارجه این کشور- عازم ایران است تا در مورد عضویت این کشور به جامعه کشورهاى غیرمتعهد با مقامات ایرانى مذاکره کند. در خرداد سال 1358 وزارت خارجه ایران اعلام کرد که ایران به جنبش غیرمتعهدها خواهد پیوست و در کنفرانس هاوانا شرکت خواهد کرد. به دنبال آن، ارنست کورا سخنگوى دفتر هماهنگى جنبش غیرمتعهدها اعلام کرد که ایران درخواست رسمى عضویت در جنبش را تسلیم دولت سریلانکا رئیس جارى اجلاس کرده است. سپس یک هیئت در سطح معاون وزیر از سوى وزارت خارجه جمهورى اسلامى ایران به کلمبو اعزام شد تا در جلسات دفتر هماهنگى شرکت کند. در همین اجلاس بود که عضویت ایران در جنبش به تصویب رسید و تصویب نهایى آن به کنفرانس هاوانا ارجاع شد که سه ماه بعد، دفتر هماهنگى کارشناسان و سفراى کشورهاى غیرمتعهد، عضویت ایران را به عنوان هشتاد و هشتمین عضو تصویب کرد.
* به نظر شما فروپاشى شوروى چه تاثیرى در بقا یا عدم بقا این جنبش داشته است و آیا بعد از فروپاشى بلوک شرق بعد از جنگ سرد، نیازى به ادامه حیات این جنبش وجود داشت؟
** در پاسخ به این سوال باید گفت حتى اگر صلح جهانى به معناى واقعى استقرار پیدا کند، عدم تعهد اعتبارى افزون‌تر خواهد یافت. زیرا تمامى ملل نامتعهد خواهند بود و وظیفه ساختن نظامى جهانی، نو و عادلانه بر پایه آرما‌ن‌هاى عدم تعهد و براى دستیابى به هدف نهایى آن فراى راهشان قرار خواهد داشت. عدم تعهد سیاستى مقطعى نیست بلکه فلسفه‌اى بر پایه ارزش‌ها و توجه همیشگى به بناى نظام جهانى عادلانه و آنگاه حفظ و حراست آن جهان است. عدم تعهد براى حمایت از استقلال هر یک از کشورها و ملل پدید آمده است که استقلال و شخصیت اقتصادى آنها را نیز در بر مى‌گیرد و این تنها از طریق رشد آزادانه و کامل هر ملت به گونه اى که همیارى دو جانبه و چند جانبه اقتصادى آن با همه ملل دیگر را میسر سازد، امکان‌پذیر است. لذا تاکید بیشترى بر رشد همیارى اقتصادى متقابل میان کشورهاى عضو مى‌شود، همیارى بى‌قید و شرطى که وابستگى این ملل را به آن دسته از کشورهاى رشد یافته که سیاست اقتصادى آنها بر پایه بهره‌کشى از ملل دیگر استوار است و براى کمک و مبادله تجارى با آنها قید و شرط‌هاى بسیار قائلند، کاهش مى‌دهد. بدین ترتیب براى نقش جنبش عدم تعهد پایانى وجود ندارد. در حقیقت هرچه جهان به سوى صلح پایدار و نظم اقتصادى عادلانه بیشتر پیشروى کند این جنبش نیرومندتر، مستحکم‌تر و ثمربخش‌تر خواهد شد.
* مهمترین مشکلات پیشروى جنبش عدم تعهد را چه مى‌دانید؟

** عدم تجدیدقوا، عدم وحدت و انسجام، مشکلات منطقه‌ای، عدم همیارى متقابل اقتصادى و فنى و عدم یک کاسه کردن منابع کشورهاى عضو، شرکت در بازارهاى استثمارى امپریالیسم و در نتیجه ضعف نظامى و اقتصادی، تخلف بعضى از اعضاى جنبش از اصول بنیادین و نفوذ پیمان‌هاى سلطه‌جویانه در برخى اعضا، منازعات مرزى اعضا و انواع منازعات جدى با کشورهاى همسایه دیگر، اختلاف کشورهاى عضو در تعبیر اصول اساسى جنبش و تفاوت در میزان وفادارى آنها بدین اصول انفصالى بودن برخى از اعضا، قرارگرفتن بعضى از کشورهاى عملا وابسته به غرب در جنبش عدم تعهد از سوى غرب همه و همه مشکلات و موانع پیشروى جنبش است که مانع از اجراى اصول آرا به طور کامل شده است.
* آیا جنبش براى اجراى مصوبات و تصمیمات خود ضمانت‌هاى اجرایى قوى و نیرومندى در دست دارد؟
** خیر. همانگونه که مى‌دانیم یکى از ضمانت‌هاى اجرایى قوی، نیروى نظامى است. از آنجایى که عدم تعهد اصولا ابزارى براى تامین صلح است نمى‌تواند سیاستى نظامى گرایانه را دنبال کند و براى اعمال سیاست‌هاى خود به پیمان‌هاى نظامى متوسل شود. از سوى دیگر همیارى متقابل و هماهنگ در زمینه مسائل اقتصادى نیز توان اقتصادى لازم را که بتواند اجراى مصوبات و تصمیمات این جنبش را ضمانت کند از دول غیرمتعهد سلب کرده است.
* با توجه به اینکه موسسان این جنبش از قاره‌هاى مختلف جهان بودند، چگونه توانسته‌اند وحدت و یکپارچگى لازم را ایجاد کنند. آیا اختلافى هم در این راستا به‌وجود آمده است؟
** موسسان این جنبش همانطور که اشاره کردم با توجه به وجوه مشترک خود به وحدت و یکپارچگى نسبى دست یافتند. البته تفاوت در تفسیر اصول اساسى جنبش و میزان وفادارى دول عضو به این اصول و منازعات مرزى اعضا با یکدیگر و انواع منازعات جدى با کشورهاى همسایه دیگر، انفعالى بودن برخى از اعضاء و مسائلى از این دست، تضمین آینده‌اى روشن براى جنبش عدم تعهد را مورد تردید قرار مى‌دهد.
* از زمان تاسیس جنبش تا به حال آیا خواسته‌هاى اساسى این جنبش که بر اساس آن تشکیل شد یعنى عدم وابستگى به بلوک شرق و غرب، محقق شده است؟
** تلاش استعمار براى برقرارى سیطره مستقیم یا غیرمستقیم و کامل یا نسبى بر این ملل هرگز متوقف نشده است و در برخى مناطق تا حدى در این تلاش خود موفق بوده‌اند. اردوگاه امپریالیسم با درگیرساختن برخى از کشورهاى آسیایى و آفریقایى و آمریکاى لاتین در منازعه با کشورهاى همسایه، با رساندن پول و اسلحه به آنها و با تاراج کردن منابع اقتصادى آنها از طرق گوناگون از جمله از طریق شرکت‌هاى فراملیتى این کشورها را تحت نفوذ نسبى خود در آورده‌اند. اینگونه اعمال نفوذ امپریالیستى خطرى عظیم را فراى راه این جنبش قرار مى‌دهد و تا حدودى بر بى‌اثرى نسبى آن تاثیر نهاده است. از سوى دیگر بعضى از کشورهاى این جنبش عملا وابسته به غرب هستند که بنا به دلایلى که خود و اربابانشان از آن آگاهند خود را نامتعهد وانمود مى‌کنند. در این میان بسیارى از کشورهاى غیرمتعهد نیز پیش از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى از این کشور کمک‌هاى اقتصادى و فنى عظیم دریافت مى‌کردند. و اساسا گسترش چنین کمک‌هایى رکن مهم و شناخته شده سیاست شوروى بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات