تاریخ انتشار : ۲۸ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۷  ، 
کد خبر : ۷۲۰۱۹

فصلى از عدالت


میثاق بدیعى‌ مقدم
هنگامى که خورشید مى تابد اثر آن که گرما و روشنى است موجب حیات براى موجودات مى شود و زمانى که فروغ آن قطع مى گردد شب فرا مى رسد. شب چیزى نیست جز فقدان خورشید؛ همانگونه که تاریکى در اثر فقدان نور و سرما در فقدان گرما پدید مى‌آید.
ظلم هم بدین گونه است، هنگامى که نیرویى نباشد تا عدل را برقرار سازد ظلم فراگیر مى شود و واژه فارسى آن هم بیانگر این مطلب است چرا که “داد” به معناى عدل و “بیداد” به معنى ظلم و ستم مى‌باشد.
عدالت مفاهیم بسیار گسترده اى دارد و هر کسى به صورتى آن را تعریف مى کند، لذا به صورت عام مى توان گفت: عدالت بخش کردن چیزى است به طور یکسان و یا برابر داشتن همه در یک چیز و با موازنه و برابرى میان همه، خواه در امرى مادى و خواه معنوى و یا به عبارت ساده تر مى توان گفت عدالت یعنى قرار دادن هر چیز در جاى خودش.
حال باید دید این نیروى عدل که با ظلم و بى نظمى مبارزه مى کند از کجا منشا مى گیرد و چگونه عدالت را برقرار مى‌سازد.
هنگامى که خداوند متعال کائنات را خلق کرد، هریک از موجودات با ویژگیهاى خاص پا به عرصه هستى نهادند. ولى همه با یک نظم و منطبق بر عدالت خالق. پیامبر اکرم (ص) در این زمینه فرموده اند: “بالعدل قامت السموات و الارض” “همه اجزاى جهان با موازنه نهاده شده است” و این عدل و توازن به حدى مستولى است که اگر جزئى از آن نابجا و نامتناسب بود اساس هستى برهم مى ریخت. پس این قدرت که از آغاز خلقت بر جهان مستولى شده و پایه هاى آن را استوار نگه داشته، نیروى عدل الهى است. در پاسخ این سئوال که خداوند چگونه اساس این عدالت را بنا نهاده مى توان گفت: موجودات در جهان هستی، هرکدام داراى استحقاق خاصى هستند و ذات مقدس الهى بنابر آن استحقاق که دارد به او رحمت عطا مى کند، چرا که خداوند فعال مایشاء است و این بخشش و عطا کردن و احقاق حق کردن خداوند. نشات گرفته از حکمت اوست، پس عدالت خداوند در نهایت است چرا که حکمت او به غایت است.
خداوند متعال بر این اساس موجودات مختلفى را در آسمان‌ها و زمین خلق کرد، از موجودات ذى شعور مانند فرشتگان تا موجودات بى شعور مانند سنگ. ولى در این میان یک موجود متمایز و متفاوت از بقیه بود: انسان .خداوند قرار است به این مخلوق جدید خود یک ویژگى خاص عنایت کند بر اساس همان عدالت و حکمت، و آن عقل و اختیار است. از این رو است که هنگام خلقت انسان فرشتگان به اعتراض برمى خیزند که بار الهى آیا مى خواهى موجودى بیافرینى که فساد و خونریزى راه مى‌اندازد؟
و این بدان معنا است که ملائک از این بیم دارند که نظم خاص حاکم بر جهان برهم بخورد و ساحت مقدس الهى خدشه دار شود (به واسطه قتل و فساد انسان) ولى در این میان یک موجود است که نگران به هم خوردن این وضع نیست بلکه معتقد است عدل در مورد او به اجرا در نیامده و در واقع کافر به عدالت الهى مى شود و آن موجود ابلیس است. ابلیس فکر مى کند که خداوند سالیان درازى را که او به عبادت مشغول بوده به حساب نیاورده و حال او باید به یک مخلوق تازه سجده کند و مسئله خاک و آتش را دستاویزى قرار مى دهد تا با تمرد از دستور الهی، به خیال خود به این ظلم اعتراض کند.
ولى شیطان از این مسئله غافل بود که این قدرت ویژه بر اساس استحقاق انسان به او عطا مى شود و خداى متعال با دمیدن روح خویش در کالبد او مقام خلیفه الهى به او عطا کرده و قرار است که انسان اجراکننده همین عدل الهى باشد.
چنانکه این استحقاق او به واسطه فساد و جنایات هاروت و ماروت، دو فرشته الهى که بیش از سایر فرشتگان مذمت آدمیان مى کردند به اثبات مى رسد پروردگار پس از خلقت آدم و حوا به آنها امر فرمود تا حافظ نظم حاکم و اجراکننده عدل بر اساس قوانین الهى در جهان باشند.
اینک انسان که چنان ماموریت بزرگى به او محول شده در معرض امتحان سختى است. چون که کوچکترین تخلف عدول از عدالت است. حال همان که اول بار عدالت محض الهى را ظلم پنداشته مى‌خواهد این را به انسان نیز القاء کند و مى کند: شما چرا نباید از میوه این درخت بخورید، خدا مى خواهد به تو ظلم کند!
و اینجاست که مجرى عدالت خود ظلم مى کند به حق خویش و به حق خداوند. و حال باید عدل الهى جارى شود و عقوبت چنین بیدادى هبوط است و هبوط آدم و حوا براى اولین حد الهى در مورد انسان براى اقامه عدل مى باشد. این عین عدالت است چرا که به فرموده على (ع) خداوند که در هر وعده که مى دهد صادق است و فراتر از آن است که بر بندگان خود ستم روا دارد، با آفریندگان به عدالت رفتار مى‌کند و هر حکمى مى دهد از روى عدالت است (خطبه 227 نهج البلاغه) و باید توجه داشت که هنوز اجتماع انسانى پدید نیامده تا عدالت بین انسانها مصداق پیدا کند. بلکه مفهوم عدالت به صورت مطلق در میان است چنانکه شهید مطهرى در این زمینه مى گوید: “قطع نظر از اجتماع و زندگى اجتماعى نیز، عدالت مفهوم دارد، زیرا ظلم مفهوم دارد. مورد ظلم اختصاص به انسان ندارد نسبت به یک حیوان نیز مى توان عادل بود و ظالم و این از آن رو است که حیوان و همچنین انسان قبل از مرحله زندگى اجتماعى حقوقى دارد. پس قطع نظر از اجتماع عدالت عبارت است از عدم تجاوز به حق ذى حق.
و انسان پس از استقرار در زمین مامور است تا سنن الهى را در زمین پیاده کند که از مهمترین این سنن اقامه عدل است. چرا که با افزایش عدد آدمیان ظلم هم نمود بیشترى پیدا مى کند. اولین ظلمى که در زمین روى مى دهد قتل هابیل به دست قابیل است و بزرگترین آن شریک قرار دادن براى خدایى که همتایى ندارد. و از این پس پیامبران رسولانى هستند که به واسطه وحى مامورند تا به اجراى قسط و عدل در جوامع بشرى بپردازند و آن را در میان مردم رواج دهند. چنانکه قرآن کریم تصریح مى کند. “همانا ما پیامبران خود را با ادله فرستادیم و برایشان کتاب و میزان (عدل) نازل کردیم تا به عدالت قیام کنند” (حدید 25.)
پیامبران براى اجراى عدالت در طول تاریخ با مشکلاتى روبه رو بوده اند. همچنانکه همواره راست کردن چوب کج مشکل است. و این براى پیامبر آخرالزمان نمود بیشترى دارد چرا که در میان قومى مبعوث شده که به راحتى براى خدا شریک قرار مى دهند و آدمکشى را افتخار مى دانند. ولى او مصمم است که با هر بى عدالتى مبارزه کند و هرگونه زندگى او بیانگر این امر است. به عنوان مثال هنگامى که براى تبلیغ آیین عدل خالدبن ولید را که به سیف الله شهرت دارد به میان قومى مى‌فرستد اما او یکى از اهالى قبیله بنى جزیمه را بى جهت به قتل مى‌رساند به خدا گلایه مى کند که خدایا من از خالد بیزارم و پس از این اقرار زبانی، اقدام عملى انجام مى دهد و على (ع) را براى پرداخت خون بهاء و بازگرداندن مال غارت شده مى‌فرستد.
و خدا مى‌خواهد این اجراى الهى در میان بندگان پس از آخرین رسول (ص) نهادینه شود فلذا کتابى را به واسطه او نازل مى کند که بارها به عدالت توصیه مى کند و در بیش از 10 مورد عدل را واجب مى شمرد: عدالت با خود، عدالت میان خود و مردم، عدالت میان خود و خدا و....
و براى اجراى این عدالت توصیه شده باید این خورشید بتابد و نیروى عدل الهى در جریان و مستمر باشد بنابراین خدا این وظیفه را به حاکمین محول کرده است تا به واسطه قدرتى که دارند جلوى بیداد گرفته شود و نیز بر مردم تکلیف کرده تا با یارى رساندن به حاکم عادل در این امر خطیر یارى رسان باشند چنانکه پیامبر فرموده احترام و اکرام نمایید زمامداران را چون آنان موجب عزت و قدرت و سایه خدا در زمین هستند در صورتى که به عدالت رفتار کنند (شرح قبانچى ج 1.)
و نیز امام کاظم (ع) حاکم عادل را به منزله پدر مهربان معرفى مى کند و انقلاب اسلامى ایران 27 سال پیش به دست خمینى کبیر و بر پایه اجراى سنن الهى و ایجاد قسط و عدل بنیان گذاشته شد تا مقدمه اى براى حاکمیت مطلق عدل و ظهور خورشید عالمتاب عدالت شود.
ضمیمه سیاسی.اجتمایی و پژوهشی.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات