تاریخ انتشار : ۲۸ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۵  ، 
کد خبر : ۷۲۰۲۱

عدالت از نگاه امام علی(ع)


میثم بشیرى لحاقی
براى آشنایى با واژه عدالت، تعریف و کاربرد عملى آن، از منظر یک متخصص اسلامى بلافاصله در ذهن نام مجسمه عدالت حضرت على (ع) تداعى مى شود. هم او که نویسنده مسیحى آقاى جرج جرداق در کتاب امام على صداى عدالت انسانیت چنین مى نویسد: آیا در مهد عدالت، بزرگى را مى شناسى که همیشه بر حق و حقیقت بوده باشد ولو آنکه همه مردم روى زمین بر ضد او متحد شوند و دشمنان او اگرچه کوه و بیابان را پر مى‌کردند، بر باطل بودند.
وقتى به بیشتر قیامهاى طول تاریخ خصوصا در دهه هاى اخیر مانند انقلابها، کودتاها و... مراجعه مى کنیم یکى از علل و عواملى که افراد را براى چنین حرکتهایى وا مى دارد، عدالت خواهى و مقابله با ظلم بوده است. بر آن شدیم تا تعریفى از کلمه عدالت و همچنین نحوه اجراى آن از سخنان و سیره حضرت على (ع) استخراج کنیم تا معیار سنجشى باشد براى تطبیق شعارهاى عدالت خواهانه و عدالت محور که از دیرباز نیز در جامعه ما بوده است و هم اکنون نیز با سرعت بیشترى در حال پیگیرى است. امام على (ع) در مدت حکومت خویش عدالت را تعریف نمود، براى آن برنامه تعریف کرد و طبق آن عمل نمود و به حق ادعا کرد “که در مدت حکومتم در کوفه کسى بدون آب، غذا و پوشاک نماند”. امام على (ع) عدالت اسلامى را به نمایش گذارد، تا به همه نشان دهد که مى شود به آن عمل کرد و هم اینکه عدالت و شیوه مدیریت اسلامى که بر مبناى عدالت است پاسخگوى نیاز جامعه است و شکلى از دولت رفاهى که هم اکنون برخى دنبال تحقق آن هستند را، به اجرا در آورد.
در کتب لغت عربى مانند لسان العرب و العین، عدالت را اینگونه معنا کرده اند: استقامت در چیزى و مستقیم بودن و مساوات و داد و انصاف و حکم حق و میزان و امر متعادل.
و در اصطلاح: حد وسط میان افراط و تفریط است (التعریفات الشریف على بن محمد الجرجانى ص 147.)
جود یا عدل؟
شخصى نزد امام على (ع) آمد و از حضرت سئوال کرد که نزد شما جود و بخشش گرامى تر است یا رعایت عدالت؟ امام در ضمن پاسخ تعریفى نیز عدالت به دست مى دهند که نشان دهنده دقت امام على (ع) در تفکیک هر کدام و نیز از ارزش نهان بر هر کدام از دو مقوله جود و عدل است.
العدل یضع الامور مواضعها و الجود یخرجها من جهتها، والعدل سائس عام و الجود عارض خاص و فالعدل اشرفهما و افضلهما (حکمت 437 نهج البلاغه.) عدالت کارها را در جاى خود قرار مى دهد و بخشش آنها را از مسیرشان خارج مى سازد، عدالت تدبیرکننده اى است به سود همگان و بخشش به سود عده اى خاص است. بنابراین عدالت شریفتر و برتر است.
و به حق همین طور است، عدالت همه امور را در مجراى طبیعى و واقعى اش قرار مى دهد. یعنى اگر عدالت تحقق یابد و حق هرکس به او داده شود، دیگر نیازى به جود نخواهد بود. و لذا مى‌بینیم حضرت در حکم 328 نهج البلاغه فرموده است: ان الله سبحانه فرض فى اموال الاغنیاء اقوات الفقراء، فما جاع فقیر الابما متع به غنی، والله تعالى سائلهم عن ذلک.
خداى سبحان روزى فقیران را در مال توانگران واجب داشته است. پس فقیرى گرسنه نمانده جز آنکه توانگرى از حق او خود را به نوایى رساند و خداى متعال توانگران را از این کار بازخواست مى‌کند.
یعنى در مسائل اقتصادى و اجتماعى اگر عدالت تحقق یابد و حق هرکس به او داده شود، دیگر نیازى به جود نیست، جود نشانه این است که در جامعه بیمارى اقتصادى وجود دارد و برخى باید از حق خود بگذرند و شکافها را پر کنند. این شکافها نشانه آن است که در جایى ستمى روا شده است، و حقى زیر پا گذاشته شده است.
عدالت و دولت اسلامی
از اهداف مهم دولت اسلامى برقرارى عدالت در همه وجوه آن است و بدین منظور باید اموال غصب شده عمومى به مجارى خودش بازگردد و با چپاولگران و زالوصفتان برخورد اساسى و بنیادین شود. و بر همین مبنا همانطور که اشاره کردیم امیر مومنان (ع) بلافاصله پس از به دست گرفتن حکومت براى بازگرداندن اموال غارت شده از بیت المال و آنچه عثمان به خویشان و یاران خود به عنوان پاداش و جایزه داده بود اقدام کرد.
حضرت معتقد است “العدل نظام الامره” عدالت نظام بخش حکومت است (غررالحکم ج 1 ص 40.) پیوند دولت و مردم و همدلى و همراهى آن دو، جز در سایه عدالتى فراگیر در مدیریت حکومت حاصل نمى شود و اینکه “عدل السلطان حیاه الرعیه و صلاح الریه. (شرح غررالحکم ج1، ص 363)
عدالت زمامدار، حیات (مایه زندگی) مردمان و مایه اصلاح امور و صلاح احوال خلق است.
از این رو است که امام در نامه خود به مالک اشتر نخعى که استاندار مصر گردیده بود مى‌نویسد:
“و لیکن احب الامور الیک اوسطها فى الحق و اعمها فى العدل و اجمعها لرضى الرعیه” (نامه 53 نهج البلاغه)
باید که براى تو پسندیده ترین کارها، میانه ترینشان در حق، شامل ترینشان در عدل و فراگیرترینشان در جلب خشنودى مردم باشد.
نگاه بسیار زیبا و در عین حال کمال یافته به بیت‌المال عمومى دارند و آن را مال الله مى‌خوانند.
هنگامى که خواهر حضرت به امام (ع) در تقسیم بیت المال ایراد گرفتند که چرا مقام و اصالت افراد را در تقسیم بیت‌المال رعایت نمى کند. امام على‌(ع) که معتقدند “العدل ملاک و الجور هلاک” (شرح غررالحکم ص 57 ج1)
عدالت بنیاد دستیابى به هر سعادت است و ستم مایه هلاکت است و عدالت مایه حیات و زندگى است مى فرماید لو کان المال لى لسویت بینهم فکیف، ما انما المال مال الله، الا ان اعطاء المال فى غیر حقه تبذیر و اسراف. (خطبه 126 نهج البلاغه.)
اگر مال از آن خودم بود، آن را به مساوات در میان مردم تقسیم مى کردم تا چه رسد به اینکه این اموال، اموال خداست. و آگاه باشید که دادن مال و بخشیدن آن در غیر حقش تبذیر و اسراف است.
و دیگر نیازنیست که ما نتیجه قضیه را بگوییم که تبذیر کنندگان و اسراف گران برادران شیطان هستند. و فى الواقع اینگونه است که ارزش یک جامعه به میزان دادگرى و عدالت خواهى آن است و حاکم خدا مى بایست در راس، عدالت خواهى و دادگرى باشد. جامعه اى که در آن بى عدالتى روا باشد و در آن حق ضعیف گرفته شود، فاقد ارزش است. جامعه اى که در آن زبان مردمان از حقگویى بسته باشد، تباه است. جامعه اى که ترس از بیان حق و عدل داشته باشد، خوار است و هرگز رو به سعادت نمى رود. حضرت در نامه خود به مالک اشتر در خصوص گوش کردن به سخنان مظلومین و مستضعفین مى فرماید: فانى سمعت رسول الله- صلى الله علیه و آله وسلم- یقول فى غیر موطن، لن تقدس امه لایوخذ للضعیف فیها حقه من القوى غیر متتعتع. (نهج البلاغه نامه 53)
من بارها از رسول خدا (ص) این سخن را شنیدم. ملتى که حق ضعیفان را از زورمندان با صراحت نگیرد، هرگز پاک و پاکیزه نمى شود و روى سعادت نمى‌بیند.
عدالت و حکومتداری
هر حکومتى سعى در اجراى برخى برنامههاى عدالت محورانه و عدالت خواهانه دارد تا حداقل رضایت نسبى مردم جامعه خویش را به دست آورد. البته جامعه اسلامى ما نیازمند برنامه هاى حداکثرى عدالت و رسیدن به مدل حکومتى امام على (ع) که بر مبناى عدالت پایه گذارى شده بود باشد در ادامه چند عرصه عدالت در حکومتدارى جامعه اسلامى را بیان مى‌کنیم.
1- متصف بودن خود زمامداران و مدیران به صفت عدالت
اولین گام در مسیر تحقق عدالت، عقیده و اندیشه خود حاکم و مدیر درباره عدالت است البته نه اینکه فقط بخواهد لباسى از الفاظ بر دوش بیاندازد بلکه واقعا به عدالت در عرصه هاى مختلف مدیریت کشور اعتقاد داشته باشد و به آن اهتمام ورزد و متصف قولى و فعلى به عدالت باشد. و اگر زمامداران متصف به صفت عدالت نباشندعدالت خواهى معنا نمى یابد. حضرت على (ع) در خطبه 87 نهج البلاغه درباره ملکه کردن عدالت در نفس مى فرمایند: “عباد الله، ان من احب عباد الله الیه عبد اعانه الله على نفسه ... قد الزم نفسه العدل فکان اول عدله نفى الهوى عن نفسه، یصف الحق و یعمل به”
بندگان خدا، همانا محبوبترین بنده نزد خدا، بنده اى است که خدا او را در پیکار نفس یار است ... چنین بنده اى عدالت را بر خود گماشته و نخستین نشانه آن اینکه هوا و هوس را از دل برداشته و حق را بستاید و بکار بندد.
2- قرار دادن هر کس در جایگاه مناسب خویش بر اساس شایستگى‌هایش
اینجا یکى از همان موارد استفاده “العدل یضع الامور مواضعها” حکمت 437 نهج البلاغه است.
گاهى ما در استفاده از افراد در جایى که واقعا شایستگى آن را دارند تعارف داریم و با انتخاب‌هاى نادرست و نابجا باعث تلف شدن مال الله و هزینه شدن اضافه از بیت المال مسلمین و نهایتا نرسیدن به سعادت و کمال اجتماعى مى شویم که هم اثر دنیایى مانند ناکامى و هم اثر اخروى مانند عذاب و برادرى با شیطان نصیبمان مى‌شود.
امیر مومنان على (ع) در نامه اى به قاضى منصوب از طرف خود بر اهواز نوشت.
و اعلم یا رفاعه ان هذه الاماره امانه فمن جعلها خیانه فعلیه لعنه الله الى یوم القیامه، و من استعمل خائنا، فان محمدا- صلى الله علیه و آله- بریء منه فى الدنیا و الاخره. (ابو حنیفه نعمان بن محمد التمیمی، دعائم الاسلام و ذکرالحلال و الحرام)
بدان اى رفاعه که این حکومت امانتى است که هر کس به آن خیانت کند، لعنت خدا تا روز قیامت بر او باشد و هر کس خائنى را استخدام کند ، و بر سر کار نهد، محمد (ص) از او در دنیا و آخرت بیزار است.
3- عدالت محور سیاست گذاریها
کسى که معتقد به اجراى عدالت باشد، باید سیستم عدالت محورانه را نیز در سیاست گذاریها لحاظ کند. همانطور که در نامه حضرت به مالک اشتر گذشت، امام على (ع) براى کارگزار خود خط و مشى سیاستگذارى عدالت محورانه ترسیم مى کند تا والى و حاکم از سوى امام (ع) برخلاف سیستم طراحى شده از سوى امام حرکت نکند.
4- حفظ ارزشها با تحقق عدالت
امام على (ع) فرمودند: “العدل حیاه الاحکام” شرح غررالحکم، ج1، ص104
عدل حیات احکام (دین) است. صرف نظر از تفاسیرى که مى توان بر این جمله نمود، شکل ساده و قابل فهم آن اینگونه مى شود که با عدالت ورزی، دین سلامت خواهد ماند. حال این عدالت در حوزه شخصى باشد یا اجتماعى و ...، مشکلى ایجاد نخواهد کرد که ما جمع بین همه آنها را داشته باشیم. و بهترین حالت همان است که ما جمع بین حوزه هاى مختلف عدالت فردى و اجتماعى را ذکر کنیم.
که نهایتا باعث سلامت دین و احکام اسلام مى‌شود. و شاهد هستیم که در زمان بروز بى عدالتى اجتماعی، معمولا اولین قربانى دین و اخلاق است. امام با قرار دادن مکانیسم عدالت در مدیریت کشور سعى در حفظ سلامت دین جامعه دارند.
5- اصلاح امور با تحقق عدالت اقتصادی
روش برخورد امام (ع) با بیت المال و برگرداندن حق قدیم، حتى اگر در کابین زنها و بهاى کنیزان شده باشد و نیز تقسیم بالسویه بیت المال و ایستادگى در مقابل اعتراضات خانواده هاى بانفوذ، و همچنین نامه هاى امام به استانداران و عمال حکومت نشان از اعتقاد امام (ع) به اصلاح امور جامعه از طریق اجراى عدالت اقتصادى است. که مختصرى از رفتارهاى امام (ع) در این مقاله آمده است.
6- تضمین سلامت امور و اجتماع با عدالت حقوقى و قضایی
امام از شروط اساسى هر مدیر و مسئول اجرائى حکومت را پایبندى وى به عدالت مى دانند و مى فرمایند: ثلاثه من کن فیه من الائمه صلح ان یکون اماما، اضطلع بامانه، اذا عدل فى حکمه، ولم یحتجب دون رعیه، و اقام کتاب الله تعالى فى القریب و البعید.
سه ویژگى است که در هر پیشوایى وجود داشته باشد، مى توان پذیرفت که به امانت خود وفادار مانده است در حکمش عدالت روا دارد، از مردم خود را نپوشاند و قوانین الهى را درباره اشخاص دور و نزدیک یکسان برپا دارد.
پس کسى مى‌تواند، امانتدار مردمان باشد و امانت حکومت را به سر منزل برساند که ذره اى از عدالت و انصاف دور نشود. و در حکمى که مى دهد و تصمیمى که مى گیرد، جز حق را ملاحظه نکند. و میان مردم، در اجراى قوانین تفاوت نگذارد و از هر گونه تبعیض و ستم پاک باشد و خود تسلیم قوانین الهى باشد و اگر اینگونه نباشد، خود را تباه ساخته، دین را بى آبرو کرده و نظام حکومت را به فروپاشى مى‌کشاند.
7- عدالت در ارزشیابى و نظارت بر مدیران
امام (ع) حاکم آذربایجان را که از حکومت عثمان باقى مانده بود برجاى خود گذاشت اما او را ملزم به تبعیت از برنامه هاى عدالت محورانه خود نمود و چون آن حاکم مدتى گذشت و تاب رعایت برنامه‌هاى امام را نداشت، امام او را برکنار کرد و شخص دیگرى جاى او منصوب نمود. براى شناخت بیشتر از انواع ارزشیابى امام على (ع) درباره کارگزاران کتابهاى متعددى نوشته شده است که براى مختصر شدن کلام خوانندگان عزیز را به آن کتابها ارجاع مى‌دهم.
همانطور که مشاهده نمودید عرصه عدالت عرصه‌اى وسیع هم از لحاظ فردى و اجتماعى و هم از لحاظ طبقات اجتماعى است که از شخص امام (ع) شروع شده و به پائین ترین طبقات اجتماعى تسرى مى‌یابد. طبق اندیشه سیاسى اجتماعى امام على (ع) از مهمترین اصول حکومتدارى حاکم و کارگزاران حکومتى عدالت در همه ابعاد آن بود. نه به حرف بلکه به عمل نیز بایستى این پایبندى به اصول عدالت نمایان شود که امام على (ع) این سیستم عدالت محورانه را در جامعه اجرا و اعمال نموده تا هم الگویى براى جامعه اسلامى ما باشد و هم ایمان به اینکه امکان مدیریت جامعه با تفکرات عدالت خواهانه و عدالت محورانه ممکن و میسر است و فقط همت هاى عالى و عزمى راسخ در میدان عمل مى‌طلبد.
به امید روزى که عدالت در همه زوایا و تمام ابعاد آن اجرا و اعمال شود.
ضمیمه سیاسی. اجتمایی و پژوهشی

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات