تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۹  ، 
کد خبر : ۷۲۰۲۸
به بهانه سالگرد انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری

یک میوه چند طعم


وحید شیر اصلانی: روزهاى قبل از انتخابات، خصوصا روزهاى پایانى تبلیغات نامزدهاى انتخاباتی، زمانى که شهر مملو است از پلاکاردها و پوستر عکس‌هاى انتخاباتى نامزدها، زمانى که بروشورهاى تبلیغاتى نامزدها سطح شهر را رنگى کرده است، اگر احیانا از کنار ستادهاى انتخاباتى کاندیدا، عبور نمائید اشخاصى که وابسته به آن ستاد انتخاباتى هستند از شما دعوت مى کنند که در جلسات تبلیغاتى آن ستاد شرکت کنید تا با مواضع و دیدگاه‌هاى آن نامزد انتخاباتى آشنا شوید و یا حداقل به شما تعدادى کاغذ رنگارنگ مى دهند که حاوى مطالبى در مورد زندگینامه کاندید و اهداف و مشخصات شخصى مدیریتى اوست که از سن و سال و تحصیلات و شماره کفش او گرفته تا سوابق اجرایى و قدرت مدیریتى و...!
در این بروشورها تبلیغاتى اگر دقت کنید، معمولا قسمتى به اهداف و شعارهاى نامزد مربوطه و دغدغه هاى فکرى او خواهد دید، که به ستون یک از بالا تا پائین لیست شده اند، با نگاهى به شعارها و دغدغه هاى فکرى او خواهید دید که چقدر به همان خواسته ها و نیازهاى همیشگى شما نزدیک و شما نیز احساس نزدیکى فکرى و روحى عجیبى به جهت اهداف با آن کاندیدا مى کنید. جالب آنکه وقتى به دوستان خود مراجعه مى کنید، آنها نیز دقیقا همین خواسته ها و آرزوها را دارند که آن کاندید و نامزد انتخاباتى معرفى کرده است. جالب تر آنکه وقتى به سراغ ستاد انتخاباتى و تبلیغات دیگر نامزدها مى رویم، همان شعارها را در صدر تبلیغات ایشان نیز مى بینیم.
شعارهایى مانند آزادی، عدالت، اصلاحات، امنیت و ... ، در صدر شعار تبلیغاتى نامزدهاست. واژه‌هایى که هر کسى از آن یک برداشت دارد و معنایى خاص در ذهن خود بر این کلمات متصور است. داستانى در کتاب مولوى است. درباره فیل، حیوانى که وارد شهرى مى شود که هیچ کس تا به حال آن را ندیده بود. وقتى در اتاق تاریک آن را به مردم نشان دادند، چون امکان دیدن با چشم نبود، مردم مجبور شدند با دست کشیدن به بدن فیل آن را بشناسند. آنکه دست به پاى فیل کشید گفت این حیوان شبیه ستون است، دیگرى که دست به گوش فیل کشیده بود گفت که این حیوان شبیه بادبزن است و این شناخت همچنان ناقص بود تا اینکه مردم بتوانند آن فیل را در روشنایى ببینند تا تصویر درستى از فیل در دیدگان آنها نقش ببندد.
واژه هایى مانند آزادى و عدالت، اصلاحات درست مانند همان فیل است که هر کسى از پیش خود و ذهن خود برداشتى از معناى آن دارد. و مشکل زمانى بوجود مى آید که مبناى عمل و هدف افراد رسیدن به آن برداشت ذهنى خود باشد نه حقیقت آزادى و عدالت و... .
اولین گام در رسیدن به یک اتفاق نظر توضیح و تبیین معناى از پیش تثبیت شده در ذهن است. چرا که خاصیت کلماتى که مورد اتفاق و اقبال همگان است معمولا چند وجهى است، یعنى یک کلمه مانند آزادى در ذهن افراد تعاریف و حدود و شکل هاى متفاوتى دارد و اگر قرار باشد که اینگونه شعارها در صدر اهداف نامزد انتخاباتى باشد، مى بایست حتما تعریف دقیق و روشن از آن واژه به اطلاع عموم برسد و نیز حدود و مشخصات یا قیدهاى آن را تعیین کنند. چرا که صرف کلماتى مانند آزادی، اصلاحات و ... در تبلیغات باعث همراهى خیل کثیرى از افراد مى شود که با نامزد انتخاباتى همدلى خواهند کرد و به او راى مى دهند اما در آخر کار زمانى که کاندیداى ایشان توانست به مسئولیت اجرایى خود برسد، همان خیل کثیر دچار یک ناراحتى و یاس مى شوند چرا که خواسته هایى ایشان که در نظر داشتند توسط نماینده خود که هم اکنون داراى پست اجرایى شده است تامین نشده است.
مشکل بیشتر زمانى است که کلمات استفاده شده اختلاف معنایى بیشترى داشته باشند، یعنى زمانى است که شما صحبت از امنیت مى‌کنید، اجمالا ایجاد امنیت در نظر همگان یکسان است اما گاهى اوقات صحبت از مفاهیمى همچون آزادى مى کنید که داراى ابعاد متعدد و حدود متفاوتى است.
پس گام اول براى رسیدن به یک وحدت حداقل نظرى درباره این کلمات و هماهنگى با آن تعریف درست و روشن و تعیین حدود واژه‌هاى مورد استفاده است. شبیه چیزى که در مورد انتخابات دولت نهم درباره مقوله عدالت صورت گرفت. صرفا گفتن کلمه عدالت با ایجاد عدالت تفاوت هاى بسیارى دارد، البته ما هم معتقدیم که انسانها عموما با شنیدن کلمه عدالت تصویرى به مراتب روشن تر از کلماتى مانند آزادى در ذهن خواهند داشت. یعنى زمانى که عدالت در محوریت قرار بگیرد، قطعا باید تعادل در کارها لحاظ شود و همچنین اعتدال وعدم انحراف به چپ و راست و مستقیم و ثابت بودن در ذهن انسان بنابر آنچه در تعاریف لغت عدالت آمده است، نقش مى بندد. حتى اگر در کتب لغت عربى هم جستجو نمائید واژه هاى مترادف با عدالت و نیز تعریف عدالت غالبا از این دست هستند. اما وقتى کار به تعاریف کلماتى مانند آزادى مى رسد، اشکال متفاوت تعریف و استفاده متفاوت آن در ذهن افراد نقش مى بندد.
دولت نهم درگام اول قوى بود و تا کنون هم موفق بوده است. چرا که اولا دولتى شد براى هفتاد میلیون ایرانی، براى پیرمرد مرزنشین و براى کودک درون مدرسه در پایتخت، براى پیرزنى در بخشى از شهرهاى دوردست یک استان محروم که تا به حال بخشدار را هم ندیده بود حالا رئیس جمهور را مى دید. عدالت در اینکه دولتى باشد براى همه نه فقط دولت براى کسانى که به او راى داده اند.
ثانیا بیمارى جامعه را معرفى کرد، که از چیزى رنج مى برد، رنج از نبود آزادى یا عدالت؟
براى درمان بیمارى اول باید درد را شناخت، بعد اقدام به مداوا کرد. اگر درد را نشناخته و شروع به درمان کنیم نه تنها بیمارى التیام و تسکین نمى یابد بلکه احتمال مرگ و یا وارد شدن ضرر بیشترى به بیمار است. دولت نهم درد اجتماع را خوب فهمید درد احساس بى عدالتى و مشاهده آن در سطح جامعه بود. در گام اول تعریف کرد که اهدافش از عدالت چیست؟ یعنى تکلیف خود را با مدیران و وزیران مشخص کرد. که دولت نهم جاى چه اشخاصى است و جاى چه اعمالی؟ جاى کار کردن و توقع کم داشتن. جاى اینکه خود را ولى نعمت مردم ندانی. اینکه مردم ولى نعمت تو هستند و اینکه تو خادم مردم و به قول رئیس جمهور اینکه تو نوکر مردم هستی. و با تعریف صحیح و مشخص نمودن اهداف بود که گام اول برداشته شد. اصولا گام اول مشخص کننده گام هاى بعدى و حتى انتهاى مسیر است. اگر میوه چند مزه داشته باشد اولا مردم را در حالتى آکنده از تردید مى گذاریم و اینکه صداقت خود را در معرفى اهداف نشان نداده ایم باید در گام اول مشخص کرد که میوه چه طعمى دارد. و هر میوه یک طعم بیشتر ندارد واگر یک میوه داراى چند طعم شد، نشان دهنده آن است که در آینده یک مزه برگزیده خواهد شد و شاید مزه مورد نظر شما نباشد. کار دولت نهم سازوکارهاى اجرایى آن است. بعد از طرح نظرى نوبت به بحث اجرایى وعملى عدالت مى رسد. سازوکارهاى عدالت و اهداف آن بایستى چند خصوصیت داشته باشد:
1- عدالت محور باشد، یعنى گاهى اوقات به زعم اینکه در پى ایجاد عدالت هستیم، از سازوکارهاى ناعادلانه استفاده نکنیم چرا که این خود نفى اصول و بى عدالتى است.
2- دستورى نباشد. مشکل عمده کشورهاى در حال توسعه، دستورى عمل کردن و عدم کارشناسى در مورد طرح ها ونظریات است. که ممکن است منجر به تبعیض و فشار اجتماعى و اقتصادى بر عده اى شود که بازهم عدالت در این میان قربانى مى شود.
3- تمسک به روش هاى اصیل. اگر ما اعتقاد به عدالت از نوع اسلامى داریم مى بایست، در آراء و نظریات اندیشمندان اسلامى جستجو کرد و روش هاى رسیدن به عدالت کامل را استخراج کرد و از همه مهمتر و بهتر رجوع به شکل حکومتى حضرت علی(ع) است که در دوران حکومت خود عدالتى همه جانبه ایجاد نموده که در آن همه اصطلاحات صورت گرفت هم امنیت مردم تامین شد و هم آزادى اسلامى و حقوق جامعه تامین شد.
4- مداومت.
معمولا انجام برنامه هاى عدالت محورانه در کشورها مانند ترک اعتیاد بسیار سخت و طاقت فرساست و بایستى یک جامعه که به این شکل از مناسبات عادت کرده است ترک داده شود. جایگزینى رفتارهاى جدید و مخالفت با مناسبات قبلى ، با مشکلاتى مواجه خواهد بود که خواستار مداومت و مقاومت از سوى کارگزاران حکومتى است.
5- نهادینه کردن. عدالت زمانى کارا و دائمى مى شود که افراد جامعه آن را پذیرفته باشند. مثلا مالیات در کشورهاى غربى نهادینه شده است با وجود اینکه بعضا هشتاد تا نود درصد در آمد افراد بابت مالیات از آنها اخذ مى شود اما افراد جامعه از این بابت ناراحت نیستند و حتى منتظر هستند تا مودیان مالیاتی، مالیات آنان را اخذ کنند و یاخودشان زودتر براى پرداخت مالیات مراجعه مى کنند. نهادینه شدن اصول عدالت، باعث مى شود بعد از اتمام دوره‌هاى مدیریتی، مدیران در کنار رفتن آنها جامعه همچنان در پى عدالت و ایجاد و توسعه آن باشد.
6- مقابله با فتنه ها. مهمترین و بزرگترین شکل در دوران حکومت حضرت علی(ع) فتنه‌هایى بود که تاب حکومت عدالت محورانه ایشان را نداشتند و به حضرت اعلام جنگ کردند و ایشان کسانى بودند که از حضرت انتظار دریافت پست ها و مناصب دولتى داشتند که با اصول امام علی(ع) در تضاد بود چرا که ایشان معتقدند بایستى هر کسى را در جاى شایسته خود نصب کرد که با مرام و مسلک‌هاى باقى مانده از دوره هاى قبل در تضاد بود و بخش جامعه معتاد آن زمان تاب نیاورده با حضرت اعلام جنگ کردند و در مقابل حضرت نیز براى خاموشى فتنه اقدام به مثل نمود.
7- معرفى مجرمین و معاندین در راه عدالت محوری. یکى از بزرگترین خواسته هاى مردم و نیز وظایف دولت اسلامى معرفى متخلفین و مجازات کامل و درست آنهاست. چرا که هم نشان دهنده صداقت دولت خدمتگزار و هم باعث قوت قلب مردم و در نتیجه همدلى و همراهى ایشان با دولت است.
8- معرفى حقوق وتکلیف. یکى از بارزترین خصوصیت دولت هاى اسلامى و دین مبین اسلام، مشخص کردن حقوق و تکالیف افراد است. و اصولا اسلام بنایش بر روشنگرى است. لذا مثلا زمانى که سرباز را به جنگ علیه دشمن دعوت مى کند دلیل جنگ او را به واقع براى او مشخص مى کند تا در صورتى که نخواست همراهى نکند. همان کارى که سید الشهداء(ع) در شب قبل از جنگ با یزید انجام داد. اطلاع از حقوق و تکالیف باعث شناخت فرد از وضعیت و در نهایت انجام کارها با رضایت و کسب نتیجه مطلوب مى شود. روانشناسان نیز بر این مهم تاکید دارند که افراد با اطلاع از وضعیت و شرایط در ذهن خود براى آن برنامه ریزى مى کنند. لذا از وظایف دولت عدالت محور، مشخص نمودن حقوق جمعى افراد در جامعه و حقوق فردى ایشان در ارتباط با دولت است و در مقابل، معرفى ومشخص نمودن تکالیف افراد در مقابل جامعه است. کارى که حضرت امیر(ع) در نامه خود به مالک اشتر گوشزد مى کنند. و یک نامه مخصوص مردم مصر علاوه برنامه مخصوص خود مالک اشتر به او مى دهند تا براى مردم مصر قرائت کند تا مردم از حقوق و تکالیف خود آشنا شوند.
9- هر کس در جاى خویش. از مولفه هاى دولت عدالت محور، عدم معامله با اشخاص یا گروه ها در استفاده از نیروهاى مورد نظر آنان در مناصب و پست هاى مدیریتى است. و مى‌بایست بر همان مبناى امام علی(ع) حق هر کس را به او داد و اینکه کسى که مناسب قرار دادن در پست هاى مدیریتى نیست را به دلیل اینکه حق قرار دادن او را نداریم در پستى که شایسته آن نیست قرار ندهیم چرا که طبق فرمایش حضرت علی(ع) که از حضرت رسول(ص) نقل مى‌کنند. ایشان در دنیا و آخرت از این افراد که شایسته گرفتن آن پست و منصب نبوده‌اند، بیزارى و برائت مى جوید.
در پایان این مقال و بعد از ذکر برخى مولفه‌ها و وظایف دولت عدالت محور مى خواهیم براى تکمیل گام هاى دولت و یارى این عزم ملى به مهمترین عامل رسیدن به اهداف دولت یعنى مردم، اشاره اى هر چند مختصر بنمائیم. اگر جامعه خواهان عدالت است مى بایست در جهت تحقق اهداف عدالت با دولت همکارى وهمسویى مداوم داشته باشد.
یکى از راه هاى یارى دولت همان راه مهرورزى است که رئیس جمهور محبوب در موقعیت هاى مختلف به آن اشاره نموده اند، و نیز یارى رساندن دولت در جایى که نیازمند یارى ماست. به امید روزى که با تامین عدالت در جامعه اسلامی، موجبات پویایى و رشد جامعه در مسیر جامعه مهدوى و رسیدن به کمال ایران اسلامى فراهم شود.
والسلام
ضمیمه سیاسی.اجتمایی و پژوهشی

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات