تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۳  ، 
کد خبر : ۷۲۰۳۹
تحلیل دکتر محمد صدر از اوضاع خاورمیانه:

جنایات آمریکا و رادیکالیسم جهان عرب

احسان ابطحی مقدمه: احسان ابطحی :همزمان با اوج گرفتن بحران خاورمیانه و درگیرى میان اسرائیل و دولت حماس از سویى و اسرائیل با حزب الله لبنان از سوى دیگر با دکتر محمد صدر معاون پیشین عربى-آفریقایى وزیر خارجه ایران در دوران ریاست جمهورى خاتمى در دفترش واقع در دفتر مطالعات سیاسى و بین المللى وزارت خارجه گفت وگو کردیم و نظراتش را در مورد وقایع اخیر جویا شدیم. دکتر صدر معتقد بود که وقایع اخیر فلسطین و لبنان ریشه در مطالبات نهفته فلسطینیان و حزب الله دارد. او معتقد است حزب الله تلاش کرد تا با وارد شدن در قضیه اخیر اولاً خواسته هاى خود را عملى کند و ثانیاً فشار را از دولت حماس کاهش دهد. صدر همچنین احتمال سقوط دولت حماس و روى کار آمدن دولتى ائتلافى در فلسطین را در آینده نزدیک رد نمى کند. با این حال او معتقد است که حماس دموکراتیک ترین دولت منطقه است. دکتر صدر -برادر زاده امام موسى صدر- مى گوید اگر روزى در کشورهاى عربى منطقه انتخابات آزاد برگزار شود، دولت هاى افراطى بر روى کار خواهند آمد و دلیل آن را هم جنایات اسرائیل با حمایت همه جانبه آمریکا مى داند. صدر معتقد است جنایات اسرائیل باعث شده تا مردم فطرت خود را که به آزادى سوق دارد در اولویت قرار ندهند و مبارزه با اسرائیل را ارجح بدانند. متن کامل مصاحبه ما با دکتر محمد صدر معاون پیشین وزیر خارجه که دیروز انجام شد در پى مى آید.

*یک گروه فلسطینى یا حماس یک سرباز را به گروگان مى گیرد و ما شاهد آن واکنش سنگین از سوى اسرائیل هستیم و در پى آن حزب الله هم وارد عمل مى شود و دو سرباز اسرائیلى را به اسارت مى گیرد که با واکنش سنگین تر اسرائیل مواجه مى شود. دلیل این امر چیست؟ چرا که عده اى بر این باورند این اقدام اسرائیل اقدامى از پیش طراحى شده است و دلیل آن را هم آماده باش چهارماهه ارتش اسرائیل ارزیابى مى کنند. علت را در چه مى بینید؟
**هدف حماس از اسارت سرباز اسرائیلى مبادله اسراى فلسطینى در زندان هاى اسرائیل است. تقریباً این یک نوع الگوبردارى از کار حزب الله در گذشته است. علت این قضیه هم این است که فلسطینى ها 9 هزار اسیر در زندان هاى اسرائیل دارند.
این درحالى است که بحث آزادى زندانیان فلسطینى در همه توافقنامه هاى میان طرفین بوده است و اما اسرائیل هیچ گاه به آن عمل نمى کرده است یا اگر هم در مواقعى عمل کرده به حالت بسیار تحقیرآمیز عمل مى کرده. مانند آزادى مجرمین فلسطینى به جاى آزادى شخصیت هاى مبارز و سیاسى. در فلسطین این ثابت شده است که طرف فلسطینى - هر که مى خواهد باشد، چه فتح، چه دولت خودگردان و چه دولت حماس -هیچ راهى براى آزادى هموطنان وجود ندارد. در حقیقت نه تنها راهى براى آزاد کردن هموطنان شان ندارند بلکه هر زمان که اسرائیل اراده مى کند، عده اى فلسطینى را دستگیر مى کند. این همه در کنار ترور، کشتار و... بوده است. با توجه به نقطه ضعفى که اسرائیل در بعد نیروى انسانى دارد و تبلیغ مى کند که همواره سعى در حفظ امنیت نیروهاى خودش دارد و این نکته بسیار مهمى است. چرا که اگر امنیت نباشد اساساً یهودى ها از اروپا و آمریکا به اسرائیل مهاجرت نمى کنند. چرا که اولین شرط آنان براى اقامت و ادامه اقامتشان تامین امنیت است و اگر متوجه شوند که این امنیت به هم خورده است مهاجرت معکوس آغاز خواهد شد. حماس هم از این موضوع استفاده کرد و نکته مهم اینجا است که اسرائیل در مبادله اى که با حزب الله در گذشته انجام داده بود بالاخره در نهایت این موضوع به نفع حزب الله تمام شده بود. یعنى در واقع اسرائیل تا حد بسیار زیادى تحقیر شد و آن قدرت فعال مایشاء منطقه اى که متاسفانه در جنگ هاى گذشته همه کشورهاى عربى را شکست داده بود براى اولین بار طعم شکست را در بحث تبادل اسرا چشید. دلیل تحقیر حزب الله هم این بود که نیروهاى بسیار کلیدى حزب الله با دو جسد نیروهاى اسرائیلى معاوضه شدند. یعنى معاوضه دو جسد با حدود 300نیروى مهم حزب الله مانند مصطفى دیرانى که یک نیروى بسیار تاثیرگذار براى حزب الله بود. اما دلیل تن دادن اسرائیل به این موضوع این بود که لبنان کشور دیگرى است به غیر از فلسطین. اسرائیل به هیچ وجه حاضر نبود که این معادله را با فلسطینى ها برقرار کند. یعنى معادله گروگان گرفتن و تبادل. به این دلیل که اسرائیل همیشه با فلسطینى ها از موضع بالا برخورد مى کند و تن دادن به چنین معامله اى براى سران تل آویو بسیار گران تمام مى شود و این حملات گسترده نتیجه این تحلیل است. چرا که اسرائیل بر این باور است که اگر جلوى این قضیه را در همین نقطه نگیرد، این موضوع ادامه پیدا خواهد کرد و همه این عوامل باعث حملات ویرانگر به فلسطین و تاسیسات آن و به اسارت گرفتن وزراى حماس مى شود. بنابراین من معتقدم در داخل خاک فلسطین و اسرائیل این خط را ادامه خواهد داد و با فلسطینى ها به تبادل اسرا نخواهد رسید.
*در مورد حزب الله چطور؟
**احتمال معاوضه اسرا با حزب الله وجود دارد. چرا که در گذشته این اتفاق در مورد حزب الله افتاده است. دلیل دوم هم اینکه اگر دو هفته دیگر این زد و خورد ادامه پیدا کند و مثل گذشته اسرائیل نتواند امنیتى را که پیشتر به آن اشاره کردم حداقل در شهرهاى شمالى تامین کند و با اعتراض یهودى ها مواجه شود، اسرائیل مجبور به اعلان آتش بس خواهد شد و بعد از آتش بس احتمال تبادل اسرا با حزب الله وجود دارد.
*اما سئوال مهم اینجا است، در شرایطى که حماس هم به لحاظ سیاسى و هم به لحاظ اقتصادى به شدت تحت فشار است و در تنگنا قرار گرفته دلیل انتخاب این برهه زمانى براى گروگان گرفتن سرباز اسرائیلى و در نهایت درگیرى با اسرائیل چه بود؟ به نظر شما انتخاب این زمان از طرف حماس براى چنین اقدامى مناسب بود؟
**به هر حال فلسطینى ها 9 هزار نفر اسیر در زندان هاى اسرائیل دارند. سال هاى سال است که آزادى اسراى فلسطینى یکى از مطالبات مهم فلسطینى ها است که دولت قبلى نتوانست آن را برآورده کند و حماس در همین راستا این اقدام را انجام داد. یعنى بحث آزادى زندانى هاى فلسطینى، یکى از بحث هاى مهم میان اسرائیل و فلسطین است که در اکثر موافقتنامه ها هم به آن اشاره شده است، اما اسرائیل به آن عمل نمى کند. تصمیم و اقدام حماس هم این بود که با گروگان گیرى یک سرباز اسرائیلى از موضع قدرت وارد بحث با اسرائیلى ها بشوند.
*آقاى دکتر! پس از پیروزى حماس در انتخابات این طور به نظر مى رسید که این گروه قصد دارد با کنار گذاشتن مشى مسلحانه وارد فاز سیاسى شود و وارد فاز سیاسى شدن هم الزاماتى دارد ولى حماس از راه سیاسى وارد نشد. آیا این گروه نمى توانست از راه مذاکره و راه هاى سیاسى دیگر و با پرهیز از خشونت هاى موجود به این هدف - آزادى اسراى فلسطینى - دست یابد؟
**ببینید من مى گویم دولت عرفات و تشکیلات خودگردان که اسرائیل آنان را بسیار بیشتر از حماس قبول دارد، نتوانستند وارد معامله تبادل اسرا با اسرائیلى ها شوند. چه برسد به حماس که اسرائیل مى گوید تا ساقط شدن دولت حماس حاضر به مذاکره با آن نیست. در حال حاضر، همه تلاش اسرائیل ساقط کردن دولت حماس است و همه اقدامات فعلى اسرائیل هم در چارچوب همین موضوع است. یعنى نوعى انتقام از مردم فلسطین به دلیل راى دادن به حماس. یعنى نوعى برخورد با دموکراسى. چرا که به معناى واقعى کلمه اکنون دولت فلسطین دموکرات ترین دولت منطقه است، چرا که حماس توانست در انتخاباتى آزاد 70درصد آرا را به دست آورد و این واقعاً بى سابقه است. نه در فلسطین، نه در کشورهاى عربى و نه در کشورهاى منطقه این اتفاق نیفتاده است. برخورد فعلى اسرائیل، برخورد با دموکراسى است.
*آقاى دکتر! چرا حزب الله وارد ماجراى فلسطین و اسرائیل شد. دلیل این موضوع چیست؟
**تحلیل من این است که بعد از شروع حملات اسرائیل به غزه و دستگیرى وزرا و نمایندگان حماس، واقعاً شرایط به گونه اى بود که دولت حماس در حال سقوط بود. اینجا بود که حزب الله احساس کرد باید وارد بازى شده و حماس را از زیر فشار اسرائیل نجات دهد، ضمن اینکه حزب الله این تصفیه حساب را از گذشته با اسرائیل داشت. چرا که اسرائیل در مورد تبادل اسرا با حزب الله هم توافق هاى دوجانبه را زیر پا گذاشت. اما تفاوت حزب الله و فلسطین اینجا بود که در مورد فلسطین هیچ اسیرى را آزاد نمى کرد، اما در مورد حزب الله این گونه نبود. بعد از آزادى عده اى از اسراى لبنانى و مبادله آنها با اسرائیلى ها عده اى از زندانیان لبنانى آزاد نشدند که اسرائیل از طریق میانجى قول داد آنها را آزاد کند. یکى از آنها سمیر قنطار است که از اسراى قدیمى لبنانى است. اما اسرائیل به این وعده هم عمل نکرد و این پرونده براى حزب الله باز ماند. حزب الله هم از چند ماه پیش بارها اعلام کرد که اسرائیل به قول هایش وفا نکرده و از طریق آلمان و چند کشور دیگر این پیام را به اسرائیل فرستاد که اگر اسرائیل به قولى که داده است وفا نکند، ما - حزب الله - دوباره شروع به گروگان گیرى خواهیم کرد. حزب الله هم از این فرصت به دست آمده استفاده کرد.
*یعنى این هماهنگى میان حماس و حزب الله از پیش برنامه ریزى شده نبود؟
**نه، حزب الله خواسته اى از قبل داشت، اعلام هم کرده بود. احساس کرد الان فرصتى است تا هم به خواسته اش برسد و هم حماس را از فشار اسرائیل رها کند.
*آقاى دکتر! ایران و سوریه در روزهاى اخیر بارها متهم شده اند به تحریک حزب الله و دست داشتن در اتفاقات اخیر لبنان که نمونه آخر آن هم اظهارات بلر و بوش در اجلاس هشت کشور صنعتى جهان در روسیه بود. به خصوص تهران که در روزهاى اخیر متهم به اعزام نیرو و ارسال موشک براى حزب الله هم شده است. شما دلیل این اتهامات را در چه مى بینید و اساساً از نظر شما چه ایرادى دارد که ایران به متحد استراتژیکش سلاح هم بدهد؟
**آمریکا و انگلیس مى خواهند در جهت منافع شان از آب گل آلود ماهى بگیرند. هم آمریکا و هم انگلیس در حال حاضر با ایران و سوریه مسئله دارند. با ایران در مورد انرژى هسته اى، موضع گیرى تهران در مورد خاورمیانه و اسرائیل مسئله دارند و در غرب ایران را مانع بزرگى در راه طرح خاورمیانه بزرگ مى دانند. اساساً لبنان ظرفیت این موضوع را ندارد که ایران به آنجا نیروى سیاسى اعزام کند، مخصوصاً در این شرایط جدید که سوریه بیش از 30هزار نیروى خود را پس از 30سال از لبنان خارج کرد. یعنى در حال حاضر سوریه که هم مرز با لبنان است حتى یک سرباز در این کشور ندارد، چه برسد به ایران. من فکر مى کنم این حرف ، حرف بسیار بى ربطى است.
اما مسلم آن است که حزب الله یک گروه شیعه است و شیعیان همه دنیا یک سمپاتى خاصى نسبت به ایران دارند و بسیار طبیعى است که ایران هم به آنان علاقه مند است و آنها را تحت پوشش حمایتى خودش قرار مى دهد و این حمایت تنها حمایتى معنوى است و در برخى موارد حمایت هاى مادى و انسان دوستانه و عام المنفعه به نفع حزب الله انجام مى دهد. ادعاى ارسال موشک از ایران به اسرائیل هم فقط براى پوشش دادن ضعف هاى اسرائیل است. جالب است که بدانید فلسطینى ها در حال حاضر توانایى ساخت موشک را دارند و در داخل فلسطین این کار را انجام مى دهند و همان موشک هاى ساخت خودشان را به اراضى سال 1948شلیک مى کنند. وقتى در فلسطینى که از همه طرف در محاصره اسرائیل است موشک تولید مى شود، چرا حزب الله که داراى نیروهاى بسیار باهوش و قدرتمندى است نتواند این کار را انجام دهد؟
*تاریخ جنگ هاى اسرائیل نشان داده است که این کشور توانایى بیش از 10روز جنگ را ندارد. چرا که وارد یک جنگ فرسایشى مى شود و چون از نظر نیروى انسانى در ضعف قرار دارد، توانایى ادامه را ندارد. با توجه به این موضوع پیش بینى شما از ادامه این درگیرى ها چیست؟
**در ارتباط با لبنان به احتمال زیاد همین اتفاقى رخ مى دهد که شما مى گویید یعنى اگر این جنگ دو هفته ادامه پیدا کند، بحث میانجیگرى و آتش بس آغاز مى شود و به احتمال زیاد سناریوى جنگ ده سال پیش که 16روز طول کشید و به جنگ نیستان مشهور شد، تکرار خواهد شد اما شما مى توانید موضع اسرائیل را از زبان آمریکایى ها بشنوید. الان جورج بوش مى گوید که من الان درخواست آتش بس نمى کنم به این دلیل که هنوز اسرائیلى ها به بوش نگفته اند درخواست آتش بس کن! ولى روزى که اسرائیل به دلیل مشکلاتى که در اکثر شهرهاى شمالى اش دارد تحت فشار قرار بگیرد، درخواست آتش بس مى کند. اسرائیل از آمریکا درخواست آتش بس مى کند، آمریکا این موضوع را به فرانسه مى گوید، فرانسه به سوریه و ایران به حزب الله مى گوید. اما من احتمال توافق اسرائیل با فلسطینى ها و تبادل اسرا را احتمال بعیدى مى دانم.
*سرنوشت دولت حماس با این وضعیت چه خواهد شد؟
**واقعیت این است که دولت حماس در وضعیت بسیار بدى قرار دارد. با این حال در حال حاضر حماس محبوب ترین گروه فلسطینى است. دلیل آن هم اینکه در انتخابات با وجود گروه هایى مانند فتح که سابقه 40-30ساله دارند به راحتى پیروز شد. حماس اما به رغم این قضیه و در حالى که 70 درصد آرا را در اختیار داشت و نیازى به ائتلاف نداشت، به فتح، جبهه خلق براى آزادى فلسطین و جبهه دموکراتیک براى آزادى فلسطین و گروه هاى نزدیک به فتح پیشنهاد ائتلاف داد، چرا که از موقعیت مشکل خودشان آگاه بودند. هیچ کدام از آنان حاضر به ائتلاف با حماس نشدند.
*چرا؟
**اولاً اینکه از نتیجه انتخابات شوکه شده بودند و دوماً اینکه مى دانستند فشارهاى خارجى با روى کار آمدن حماس افزایش مى یابد و از مسئله اقتصادى آغاز مى شود. از طرفى این گروه ها هم از داخل تلاش مى کنند تا حماس را ساقط و عمر دولتش را کوتاه کنند. اما تحلیل حماس از درخواست براى ائتلاف این بود که مى دانست مذاکره با اسرائیل به هر حال یک واقعیت است. از طرفى خودش نمى خواست این کار را انجام دهد و مى خواست دولت ائتلافى باشد تا عناصر فتح و سازمان آزادى بخش که در گذشته هم در دولت خودگردان بودند این کار را انجام دهند.
*یعنى حماس به طور تلویحى با مذاکرات مشکلى نداشت؟
**حماس با مذاکره مشکلى ندارد. به هر حال این یک واقعیت صحنه است.
*چرا خود حماس به طور مستقیم وارد مذاکره نشد؟
**فعلاً در استراتژى حماس چنین چیزى نیست.
*یعنى اسرائیل را به رسمیت نمى شناسد، مذاکره مستقیم هم نمى کند اما علاقه دارد به طور غیرمستقیم با اسرائیل وارد مذاکره شود.
**بله، حماس این را هنوز به طور رسمى اعلام نکرده اما این را مى داند که مذاکره یک الزام واقعى است.
*یعنى تحلیل شما این است که حماس در نهایت با اسرائیل وارد مذاکره مى شود؟
**فعلاً به طور غیرمستقیم پیش مى رود. البته حماس در مواضع رسمى خود اراضى سال 1967میلادى را فلسطینى مى داند و آزادى کامل آن را جزء اهدافش مطرح کرده است ولى اینکه آیا در صحنه عمل چه اتفاقى خواهد افتاد، آینده نشان خواهد داد. اما موضوع دیگر طرحى است که در داخل فلسطین اتفاق افتاد و طرح آشتى ملى نام دارد. احتمال اینکه در آینده البته با توافق دولت حماس کنار برود و دولت وحدت ملى و ائتلافى در فلسطین به روى کار بیاید، وجود دارد.
*احتمال کشیده شدن جنگ به سوریه را تا چه حد ارزیابى مى کنید؟
**من احتمال آن را بعید مى دانم چرا که هم سوریه با احتیاط عمل مى کند و بهانه به دست اسرائیل نمى دهد و الان هم شرایط به گونه اى نیست که اسرائیل جنگ را به سوریه گسترش دهد. دلیلى ندارد.
*اساساً اسرائیل توان این کار را دارد؟ یعنى قادر است همزمان در سه جبهه لبنان، سوریه و داخل فلسطین بجنگد؟
**بله، اسرائیل نشان داده است که جنگ با دولت هاى عربى برایش مشکلى ایجاد نمى کند. براى اسرائیل جنگ کلاسیک با دولت هاى عربى کار سختى نیست. اولاً این کار را چند بار تجربه کرده و متاسفانه پیروز شده است. آن چیزى که اسرائیل در مورد آن ضعف دارد حزب الله لبنان است. یعنى تنها جایى که از سال 1948میلادى - سال تشکیل اسرائیل - باعث شده که اسرائیل با قدرت عقب رانده شود، فقط در مورد حزب الله است. اگر جایى اسرائیل عقب نشسته، مانند عقب نشینى از صحراى سینا، با توافق بوده است، نه با حمله نظامى. تنها جایى که با حمله نظامى مجبور به عقب نشینى شد و بدون توافقنامه بود، جنوب لبنان بود.
*در نقشه خاورمیانه بزرگ که آمریکا طراحى کرده است، سوریه و ایران بدون تردید از اهداف واشینگتن خواهند بود. با توجه به تحولات اخیر، شما آینده خاورمیانه را چگونه ارزیابى مى کنید و تاثیر آن بر پرونده هسته اى ایران را چگونه مى بینید؟
**طرح خاورمیانه بزرگ در آمریکا با این هدف تنظیم شد: آمریکا یى ها معتقد بودند که خاورمیانه مرکز تربیت و اجراى تروریسمى است که امنیت آمریکا را به خطر مى اندازد و باید با آن مقابله کرد. یکى از راه هاى مقابله استفاده از نیروهاى نظامى است، مانند آنچه که در افغانستان اتفاق افتاد. بعد به این نتیجه رسیدند که تفکرى که آنها با آن در افغانستان مقابله کردند، در همه جا هست. در عربستان، در یمن، در مصر و بقیه کشورهاى عربى. طرح خاورمیانه بزرگ براى مقابله با این تفکر تدوین شد. آمریکایى ها گفتند مرکز تروریسم خاورمیانه است به این دلیل که در خاورمیانه فقر، بیسوادى، استبداد و عدم رشد اقتصادى و فرهنگى وجود دارد. مجموعه اینها باعث مى شود که مردم به دلیل نارسایى هایى که دارند به افکار تروریستى پناه مى برند. آمریکایى ها به این نتیجه رسیدند که باید این موضوع را از بین ببرند. طرح خاورمیانه بزرگ با این نظر تدوین شد که توسعه سیاسى، اقتصادى، فرهنگى در منطقه داده شود تا ریشه هاى تروریسم خشکانده شود. بحث دموکراتیزاسیون منطقه همین جا مطرح شد. منتها در صحنه عمل آنها با مشکل مواجه شدند. چرا که متوجه شدند اگر دموکراسى در منطقه به معناى واقعى برقرار شود، نتیجه آن مى شود حماس و در عراق نتیجه آن روى کار آمدن گروه هاى شیعه نزدیک به ایران مى شود. بررسى هاى آنان نشان داد که در همه کشورها هم همین است. یعنى شاید بن لادن در عربستان راى بیاورد. بعد از یازدهم سپتامبر آمریکایى ها حتى به دنبال ساقط کردن عربستان که متحد استراتژیک چندده ساله آنان است بودند، اما بعدها به این نتیجه رسیدند که این کار اشتباه است. بنابراین روند دموکراتیزاسیون را کند کردند، در عین حال خواستار اصلاحات سیاسى محدود در راستاى منافع خودشان در منطقه شدند. اما آمریکایى ها در ارتباط با سوریه مشکلشان بزرگ تر است چرا که در طرح خاورمیانه بزرگ دولت فعلى سوریه براى آمریکا بهتر است تا دولتى که قرار است از راه دموکراتیک به روى کار بیاید. به این دلیل که نتیجه انتخابات در سوریه، به روى کار آمدن دولتى افراطى و سنى خواهد بود.
یعنى همان تفکر بن لادن و القاعده در سوریه قدرت را در دست خواهد گرفت. بنابراین طبیعى است که آمریکا دولت فعلى را ترجیح مى دهد.
*آقاى دکتر! چرا در کشورهاى عربى در صورت برگزارى انتخابات آزاد، دولت هاى رادیکال و ضدغرب به روى کار مى آیند؟
**این سئوال، سئوال بسیار مهمى است. علت اصلى این مسئله جنایات آمریکا در منطقه است. در منطقه خاورمیانه به حدى اسرائیل با حمایت همه جانبه آمریکا جنایت انجام داده است که مردم منطقه به ویژه مردم کشورهاى عربى، نسبت به آمریکایى ها حساس شده اند، که هیچ چیزى برایشان مهمتر از ضدآمریکایى بودن نیست. این است که حتى وقتى یک جنایتکار دیکتاتور مانند صدام دو موشک به اسرائیل شلیک مى کند و شعار ضدآمریکایى مى دهد، در کشورهاى عربى محبوب مى شود. یعنى جنایت هاى آمریکا باعث شده که اعراب دیگر به دنبال آزادى نباشند. آزادى جزء فطرت انسان ها است، اما جنایات آمریکا و اسرائیل فطرت جهان عرب را عوض کرده است. اعراب دیگر به دنبال آزادى نیستند. اما کثیف ترین و دیکتاتورترین انسان ها، چه صدام چه بن لادن، وقتى شعار ضدآمریکایى مى دهد، محبوبیت پیدا مى کند و مردم به جاى اینکه به دنبال یک شخصیت روشنفکر و آزادیخواه باشند، به دنبال این گونه آدم ها مى روند.
*مگر آمریکا این موضوع را نمى داند؟
**در ابتدا نه، اما بعدها متوجه شدند. در آخرین نظرسنجى مشخص شد که 75درصد اعراب از آمریکایى ها تنفر دارند. به همین دلیل برنامه هایى را تنظیم کردند تا دید جهان عرب را نسبت به خودشان تغییر دهند. براى مثال تلویزیون الحریه که به زبان عربى برنامه پخش مى کند، در همین راستا تشکیل شد. اما آمریکایى ها هنوز به دلیل نفوذ لابى صهیونیست ها در دولت آمریکا حمایت از اسرائیل را به نفع آمریکا مى دانند.
*سئوال من این است که چرا آمریکا تلاش نمى کند ابتدا بحران فلسطینى اسرائیلى را فرو بنشاند سپس به ادامه برنامه هایش بپردازد؟
**براساس قطعنامه هاى سازمان ملل، اسرائیل یعنى اراضى سال 1948و فلسطین یعنى اراضى سال 1967الان اسرائیل نیمى از اراضى سال 67را هم اشغال کرده است. خاطرتان هست که کلینتون بسیار جدى وارد این ماجرا شد. عرفات و باراک 16،17روز در کمپ دیوید مذاکره کردند اما اسرائیل نپذیرفت.
*تاثیر اتفاقات اخیر بر پرونده هسته اى ایران را چگونه ارزیابى مى کنید؟ یعنى در شرایط جدید خاورمیانه وضعیت ایران را چگونه مى بینید؟
**آمریکا در شرایط حمله نظامى به ایران نیست. ضمن اینکه هیچ کدام از متحدین آمریکا موافق حمله نظامى به ایران نیستند. حتى انگلستان که متحد اول آمریکا در اروپا است. چین و روسیه هم تا دو ماه قبل حاضر به تصویب تحریم علیه ایران نبودند. آمریکا آنها را راضى کرد تا اگر تهران بسته پیشنهادى جدید اروپا را نپذیرد، فصل 41منشور سازمان را به تصویب برسانند. آنها حتى حاضر به استفاده از فصل 42منشور نیستند که اجازه استفاده از گزینه نظامى را مى دهد. بنابراین حمله نظامى اصلاً در دستور کار جامعه بین الملل نیست. اقدام یک جانبه هم در حال حاضر و با شرایط آمریکا قابل تصور نیست.
*یعنى شما بر این باورید که تهران بسته پیشنهادى اروپا را نمى پذیرد؟
**مواضع تهران این گونه نشان مى دهد. طرف غربى تعلیق غنى سازى را مى خواهد و ایران هم نپذیرفته است.
*آقاى دکتر! کشورهاى عربى کجا هستند؟ عراق، اردن و عربستان موضعى منفى علیه حزب الله لبنان گرفته اند. حتى سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان اقدام حزب الله را ماجراجویى مى خواند. دلیل این مواضع منفى چیست؟
**متاسفانه این مواضع وجود دارد. این قضیه اسرائیل هم مانند قضیه صدام است. امام (ره) هنگامى که صدام به ایران حمله کرد و کشورهاى عربى از او حمایت کردند، گفتند که شما اشتباه مى کنید، صدام اگر از ما خلاص شود، به سراغ شما مى آید. آنها در آن هنگام این موضوع را باور نکردند ولى ما دیدیم که اتفاق افتاد و صدام به سراغ کویت هم رفت. الان هم اوضاع کشورهاى عربى این گونه است. اسرائیل اگر از حزب الله و سوریه خلاص شود، سراغ آنها مى رود.
به همین دلیل اعراب باید از خط مقدم جنگ با اسرائیل حمایت کنند، چرا که اگر این کار را نکنند در نهایت به ضرر خودشان است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات