ناصر ایمانی
گروه سیاسی: معمولا “قدرت”، رادیکالیسم را نیز در پى دارد. جریانهایى که از قدرت حاکم خشنود هستند، سرمست از پیروزی، روى به افراطگرى مىآورند. غافل از آنکه آفت حکومت و قدرت، پیروى از رادیکالیسم و یا مماشات با آن است. این همان نقیصهاى بود که جریان اصلاحطلبى نیز با پیروزى دولت خاتمى بدان دچار شد و راه را براى سرخوردگى مردم از آنچه اصلاحطلب و اصلاحطلبى است، فراهم آورد. دولت خاتمى نیز در ابتدا شعارهایى مانند آزادىخواهى و مردم سالارى و حقوق شهروندى را مطرح نمود که همسو با اهداف عالى انقلاب اسلامى بود. اما جریانات رادیکال، آن را به سوى آزادىخواهى غربى و لیبرالیسم و دموکراسى خواهى و سکولاریسم پیش بردند و مماشات توام با رضایت دولت وقت از نضج گرفتن این جریانها، کار را به جایى رساند که دیگر هیچ نیرویى جز “راى مردم” نمىتوانست جلوى این حرکت کور را بگیرد و تلاشهاى دولت خاتمى در دور دوم نیز ثمرى در پى نداشت.
و بدینسان دولت اصولگرا توانست بر ویرانههاى باقىمانده از رادیکالیسم کور، حاکم شود. اما “قدرت”، اصولگرا و اصلاحطلب نمىشناسد. تفاوت این دو باید در مقابله هوشمندانه با رادیکالیسم باشد در غیر این صورت سرنوشت هر دو یکى خواهد بود. رادیکالیسم اصلاحطلبان نیز بر آن بود که هرچیز و هر کس را در گذشته نفى کند. او نیز اثبات خود را در نفى دیگران جستجو مىکرد. رادیکالیسم اصلاحطلبان در پى نفى گذشتهها، به سرعت به بنیانگذار انقلاب اسلامى رسیدند و او را نیز نفى کردند. حتى دامنه “نفی” آنان به مبانى دینى و اصول ارزشهاى حاکم نیز رسید و هرچه گرداب رادیکالیسم آنها سریعتر شد، سرعت سقوط آنان نیز بیشتر شد.
اینک نیز طلیعههاى این رادیکالیسم در دولت جدید رخ مىنماید. آنان که از “احمدىنژاد”اسطورهاى مىسازند که مادر گیتى چو او نزاییده است، بدون تردید آب به آسیاب خصم مىریزند و خواسته یا ناخواسته، موفقیتهاى دولت اصولگرا را هدف گرفتهاند و این حرکات مشکوک نباید از نگاه تیز و جامعنگر دولتمردان پنهان بماند و باید قاطعانه و در همین مراحل اولیه، سر آن را به دیوار کوفت.
رادیکالیسم اصولگرایان نیز همه گذشته ها را نفى مىکند و در این راه هیچ مرزى را میان “انتقاد مصلحانه” و “هتاکی” و “بىانصافی” نمىشناسد. تردیدى ندارم که دامنه این “نفى مطلق” گذشتهها، به نوعى به نفى ضمنى مواضع و دیدگاههاى مقام معظم رهبرى نیز بازگشت مىکند. جلوتر رفتن و عقبماندن از رهبرى جامعه، نتیجهاى جز سرنوشت مارقین و زاهقین نخواهد داشت. همانگونه که طلیعه صلوات شعبانیه بدان اشارت دارد.