تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۷:۰۴  ، 
کد خبر : ۷۲۰۷۰

علم‌گرایى سکولاریستی؟!

قربانعلی اصغری / دانشجوى کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل اشاره: نوشتار حاضر در تحلیل و انتقاد از مقاله خانم سکینه نعمتى چاپ شده در روزنامه رسالت روز یکشنبه مورخه 12/6/85 نوشته شده و توسط نویسنده این مقاله به شماره روزنامه نمابر شده است. این مطلب بدون هیچ‌گونه دخل و تصرف عینا چاپ مى‌شود.

سکولاریسم، سیانتیسم یا هر واژه‌اى که از غرب وارد ادبیات اجتماعى و یا سیاسى یا علمى ما مى‌شود بایستى با درنظر گرفتن محل تولد این واژه‌ها یا عبارات تفسیر و معنا شود. ولى متاسفانه این چنین نبوده و با برخوردهاى تفریطى و افراطى مواجه مى‌شوند. گویا مشکل ما ایرانیها با نامگذاریها، عمیق‌تر از آنچه که در خصوص نوزادان مشاهده مى‌کنیم هست.
سکولاریسم یعنى تکثرگرایى در حوزه اندیشه و نتیجه آن تساهل و تسامح نیز مى‌تواند باشد و سیانتیسم یعنى علم‌‌گرایى و قبول علم به عنوان اصل و ریشه.
اگر با دیده انصاف بنگریم مى‌بینیم که انسان غربى با تمسک به این دو مقوله در عصر رنسانس خود را به ساحل نجات مى‌رساند هرچند از دین کلیسایی، که گالیله را مرتد اعلام مى‌کند رویگردان مى‌شود دینى که جز نام دین، ندارد و دستاویزى براى برترى قدرت کلیساها مى‌باشد. چنین دینى بهتر است که بازنشسته شود و از عرصه زندگى سیاسى و اجتماعى کناره‌گیرى کند. اگر با چنین دینى مبارزه نیز بشود هیچ گناهى مرتکب نشده‌ایم. اگر چنین دینى را انکار کنیم عین‌گرایش به دین است. اگر انسان غربى علم را راه نجات خود مى‌بیند عین سعادت و مایه خوشوقتى است و فرصت است براى ما اگر انسان و اندیشمند غربى با دین مخالفت مى‌کند با دین تعریف شدن. کلیسایى است که باید در واتیکان محدودش کرد. اگر انسان غربى خود را سرمست از عمل مى‌بیند براى اینست که از یوغ کلیسا رها شده و کلیسا را د رمقابل علم مکشوفات گالیله و نیوتن و عصر رنسانس شکست خورده مى‌بیند و نباید به چنین اندیشه‌اى خورده گرفت صد البته که استقبال نیز باید به عمل آورد.
اگر ما با چنین اندیشه‌‌اى که دین را جداى از سیاست و علم را مخالف دین معرفى مى‌کند بیزارى مى‌جوئیم باید تبیین نمائیم که دین ما چه مى‌گوید. چرا دین اسلام را که کاملترین رهنمودهاى علمى را ارائه مى‌دهد و والاترین آموزه‌هاى علمى را در بر دارد با دین کلیسایى تحریف شده و آمیخته به خرافات همسنگ و همسنگر بینگاریم و خودمان را در مقابل سکولاریستى که مى خواهد انسان غربى را از یوغ دین خرافاتی، نجات بدهد قرار بدهیم.
آیا نباید ما اندیشه سکولاریستى و ساینتیسم را پله و روزنه‌اى براى نفوذ به اندیشمندان و اندیشه‌ غربى بدانیم. و اگر چنین نکنیم آیا ضعف ما را نشان نمى‌دهد؟
اگر سکولاریسم براى جامعه ما واژه‌اى مخرب و منحرف کننده است گناه انسان غربى چیست که با توسل به تکثر اندیشه و علم‌گرایى مى‌خواهد خود را نجات بدهد و چه گناهى را مرتکب شده است اگر چنین انقلاب فکرى را براى نجات سایر ملل صادر کند و یا به کارگیرد او مى‌خواهد به زعم خود سایر ملل را نیز از خرافات و غل و زنجیر انحرافات فکرى نجات بدهد اگر او با آموزه‌هاى اسلامى بیگانه است و آن را همردیف با این تحریف شده و ناقص کلیسایى مى‌داند مقصر کیست؟ انسان غربى که با اصول علمى مندرج در قرآن ناآشناست حق دارد که ما را نیز مسجون در خرافات بداند و از روى حس همنوع دوستى به فکر نجات ما باشد چرا ما به فکر نجات آنها نیستیم؟ چرا با تخطئه و چالش‌‌آفرینى در حوزه اندیشه، افکار و نظریات نسبى دیگران را زیر سوال مى‌بریم ولى در عین حال پاسخى هم به آن نمى‌دهیم.
نه اینکه پاسخ نداریم بلکه خودمان ناتوان هستیم و کم‌کارى مى‌کنیم و مى‌خواهیم بر آن سرپوش بگذاریم. چرا بدون تجویز نسخه شفابخش، داروى مسکن دیگران را نفى مى‌‌کنیم. چرا نباید ذائقه انسان غربى را با شهید شیرین دین اصیل، حلاوت ببخشیم.
آیا تعداد پژوهشکده‌هاى قرآنى ما که مطالب علمى را از قرآن استخراج مى‌نمایند و به جامعه علمى جهانى ارائه مى‌نمایند به تعداد انگشتان یک دست مى‌رسد؟! چقدر خداوند و آفریدگار و قرآن خودمان را معرفى کرده‌ایم که به ضعف اعتقادى انسان غربى نسبت به خدایى که کشتى مى‌گیرد یا صاحب فرزند مى‌شود خرده مى‌گیریم ‌آیا خدایى که با حضرت موسى کشتى مى گیرد و یا صاحب فرزندى به نام عیسى مى‌شود آیا مى‌تواند خالق جهانى باشد که خود در آن زندگى مى‌کند؟! آیا شک کردن به قدرت چنین خدایى به عنوان علت‌العلل موجب ارتداد مى‌شود؟! آیا ما نباید خدایى دیگر معرفى نماییم خدایى که خالق کل هستى است؟ حتى خالق موسى و عیسی؟!
آیا دین اسلام اینها را تصدیق مى‌کند که ما نیز انسان غربى را مجبور به قبول آن نماییم.
پس سکولاریسم پله نجاتى است براى رهایى از شرک و مى‌تواند راهى باشد براى گرویدن به دین مبین اسلام، اگر به خوبى آن را فرصت بدانیم و به صورت نسبى قبولش کنیم.
با عرض مراتب فوق و ضمن احترام به قلم خانم سکینه نعمتی، باید عرض نمایم که اى کاش مطالب برگرفته از کتاب آیت‌الله جوادى عاملى مستقل از نوشتار ایشان به چاپ مى‌رسید چرا که هیچ سنخیتى با مطالب صدر مقاله نداشته و نظرات معظم له کاملا روشنگرانه و متفکرانه و هدایتگرانه و کاملا علمى بوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات