سیدمحمد سعید مدنی: درباره جایگاه دانش و دانشمند در اسلام بسیار سخن گفته شده و فراوان شنیده و خوانده ایم. تاکید بر اهمیت علم و دانایی و توصیه به علم آموزی در اسلام تا آنجاست که بدون اغراق باید گفت هیچ دین و مکتبی را نمی توان یافت که به اندازه اسلام بر آن تاکید ورزیده باشد. این واقعیت را علاوه بر مسلمانان همه کسانی که مسلمان هم نبوده اما منصفانه درباره دین اسلام تحقیق کرده اند، اذعان دارند و...
با مراجعه به تاریخ و بررسی مدارک و مستندات زنده و غیرقابل انکار، به راحتی روشن می شود که اسلام دینی است که اساس دعوت خود را بر مبارزه با «جهل» گذاشته و کسانی را که در برابر پیام نورانی پیامبر (ص) و تعالیم حکیمانه و انسان ساز او به شیوه های مختلف شرک، کفر، نفاق و... صف آرایی می کنند «جاهل» می نامد و دوران و شرایطی که خود را نقطه مقابل آن می داند و در تضاد با آن خواهان برپا کردن شرایط و روزگار دیگری است، دوران «جاهلیت» لقب می دهد. ناگفته پیداست که مبارزه اسلام با جهل و جاهلیت، دائمی و همیشگی است و این به آن معنی است که «جاهلیت» نام مقطع خاصی از گذشته و تاریخ نیست که دیگر تمام شده و تکرارشدنی نباشد، بزرگترین نشانه جاهلیت، عقل از کف دادن و حاکم شدن هوی و هوس و... در کار و بار بشر است. در اینجا اگر عقلی هم هست فرآورده های آن باز در خدمت هوی و هوس و زیاده خواهی و گردنکشی های انسان به کار گرفته می شود.
نگاهی به فلسفه بعثت و تعریف جاهلیت از دیدگاه حضرت امیرالمومنین علی (ع) گواه روشنی بر این مدعاست؛
«خداوند پیامبر را در زمانی مبعوث کرد که مردمان در گمراهی و سرگردانی به سر می بردند و در فتنه ها فرو افتاده و راه از بیراهه باز نمی شناختند. هواها و هوس ها آنان را فریفته و گردنکشی ایشان را لغزانیده و به جاهلیت آکنده از نادانی و سبکسری وادارشان کرده بود، چنانکه همه در حیرتی تزلزل آور و جهلی بلاانگیز زندگی می کردند، پس پیامبر با پیگیری به نصیحت کردن پرداخت و در راه هدایت مردمان گام کوفت و همه را به حکمت (دانایی و خردمندی) و موعظه های نیکو فرا خواند.»
آری انسان و انسانیت همواره با «جاهلیت» دست به گریبان بوده است، روزگاری در عهد بعثت با «جاهلیت اولی» و امروز با جاهلیت مدرن و...! به بحث اصلی بازگردیم. سلاح اصلی پیامبر (ص) و همه جانشینان به حق و راستین و همه پیروان مومن و آگاه او برای انجام رسالت و ابلاغ پیام آسمانی و دعوت مردم (ناس) به راه منتهی به سعادت و رستگاری، «علم و حکمت» است و حتی معجزه بزرگ و جاوید آن بزرگوار، چنانکه می دانیم، «کتاب» است، قرآن (خواندنی) است. این است که پیامبر اعظم (ص) بارها در فرمایشات و عمل و سنت خود بر اهمیت علم و دانش آموزی و ارتقاء سطح آگاهی مومنان پافشاری می کند و تاکید می فرماید که دین و ایمان وقتی ارزش دارد که با تحقیق و کنکاش به دست آمده باشد و نه براساس وراثت و عادت و تقلید (که استدلال و دلیل مشرکان بر بقای دین پدران خود هم همین بود!) پیامبر اکرم (ص) بارها تصریح فرموده است که برای تعلیم، رسالت یافته و از جانب خداوند سبحان مامور شده است «...لکن بالتعلیم ارسلت» و در اهمیت تفکر و تحقیق از لسان مبارک ایشان و ائمه هدی مکرر چنین احادیث و سخنانی نقل شده است مثل این سخن که پیامبر (ص) خطاب به امام علی (ع) می فرماید: «یک ساعت عالمی بر بستر خود تکیه کند و در علمی بیندیشد، بهتر از عبادت هفتاد سال است» و... در چنین مکتبی سلاح «شمشیر» فقط وقتی به کار می آید و جهاد علمی وقتی جایش را به جهاد نظامی می دهد که کسانی چون تاب منطق و تحمل پیام مستدل و مجاب کننده اسلام را ندارند و از طرفی نمی خواهند به هیچ قیمت برای حفظ جایگاه و منافع نامشروع خود، حرف حق را بپذیرند و تسلیم آن شوند، رو به قلدری و خشونت و گردنکشی آورده و رویه ارعاب و تهدید و برخورد نظامی را در پیش می گیرند و... در این هنگام است که اسلام برای دفع شر آنان وارد می شود.
بنابراین و با این وصف به طور طبیعی مشخص می شود که دشمنان بشریت در طول تاریخ همانطور که مخالف علم و آگاهی او بوده و در هر دوره و مقطعی با ابزار و سلاح در اختیار و با لطایف الحیل سعی در جلوگیری از آگاه شدن بشر و ارتقاء سطح علمی جوامع بشری داشته، با پیام آوران نور و حکمت و دانایی و سرآمد همه پیامبران خداوند به ویژه آخرین و خاتم آنها (که همه حرف و پیامش «علم و آگاهی» است) و به تبع آن عالمان راستین به جنگ و مقابله برخاسته اند و... تا آنجا که در راه تحقق این هدف شوم خود وقیحانه (العیاذبالله) اسلام را به عنوان آئینی ضد علم و دانش و پیشرفت و پیامبر اسلام (ص) را مظهر خشونت و شمشیر، معرفی می کنند و...!! و البته جز ساده لوحان و کسانی که خود را به خواب زده اند این سخن یاوه هیچ انسان آگاه و منصفی را تحت تاثیر قرار نداده و نمی دهد و...
بدیهی است اگر دشمنان بشریت و سردمداران جاهلیت در هر عصر و زمانی به ظاهر علم و عالم را تحویل می گیرند و... یا برای این است که از طریق علم و عالم اجیر شده نیز، بر گمراهی بشر بیافزایند!! و یا از این روی است که علم و عالم را مثل هر چیز و همه چیز دیگر به اسارت خود درآورده، مزدور زر و زور خود سازند و از آنها ابزاری بسازند برای کسب منافع نامشروع و تحکیم هرچه بیشتر پایه های قدرت غاصبانه خویش...
و در چنین دنیایی و با چنان قدرت هایی، طبیعی است که کار علمی کردن و عالمانه اندیشیدن و بدتر از آن محصول اندیشه و نتایج کار علمی خود را در جهت اهداف متعالی درآوردن و... چقدر سخت و خطرناک است. با درک چنین شرایطی است که معنای آن سخن ظریف و حکیمانه رسول اعظم (ص) را بهتر می فهمیم: «مداد العلماء افضل من دماءالشهداء...»
و با توجه به این واقعیات است که بهتر می توان درک کرد چرا رهبر فرزانه انقلاب در ملاقات های خود با اهل علم و نخبگان علمی و... از جمله در ملاقات اخیر، ضمن تاکید بر اهمیت کسب علم و دانش آموزی و لزوم حضور در عرصه های بزرگ علمی و جهانی همواره بر مسئله ضرورت برخورداری از روحیه «خطرپذیری» تاکید می ورزند و از طالبان علم و عالمان می خواهند که حتما ابتدا خود را به چنین روحیه ای مجهز کرده و آنگاه وارد میدان های بزرگ علمی شوند. تذکری که یادآور فرمایش صادق آل محمد (ع)، نیز هست که فرمود: «به طلب علم و دانش برخیزید و هرچند با فرو رفتن در گرداب ها و در خطر افتادن جان ها همراه باشد.»
خطرپذیری یعنی آمادگی این را داشتن که در راه جهاد علمی و بالا بردن فهم و آگاهی بشر انواع و اقسام مشکلات و سختی ها و حتی تهدیدهای جانی و از همه بدتر و مهلک تر، طعنه ها و شانتاژهای تبلیغاتی و... را تحمل کنیم و با شجاعت و اعتماد به نفس به پیش برویم.
رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با نخبگان اصل «خطرپذیری» را به عنوان یک اصل برای پیشرفت علمی تا آنجا مهم می دانند که می فرمایند «غرب هم با رعایت این اصل (خطرپذیری) موفق شده به پیشرفت های علمی دست پیدا کند.» روحیه خطرپذیری در راه علم و پیشرفت علمی به گواه تاریخ و تجربه و به تصریح بزرگان دینی و رهبری انقلاب یک اصل غیرقابل انکار است و ما نیز اگر می خواهیم- که می خواهیم- در جهان امروز حرفی برای گفتن داشته باشیم و لیاقت های علمی خود را در همه ابعاد آن- بر خلاف خواست و اراده دشمنان- به اثبات برسانیم و بر طبق سنت و سیره پیامبر اعظم (ص) از این اصلی ترین سلاح اسلام در جهت تبلیغ و ترویج انقلاب اسلامی و رهایی محرومان و به بند کشیدگان بهره بگیریم، لازم است پیش شرط ها را رعایت و به اصول آن پای بند باشیم.
خوشبختانه به برکت انقلاب اسلامی و در سایه تعالیم اسلام و رهبری خردمندانه انقلاب، کشور ما نیز در این باره و رعایت اصولی مثل خطرپذیری در پیشرفت علمی و... دارای تجربیاتی قابل تامل است و بدون تردید وجود چنین روحیه و رعایت چنین اصولی موجب شده است تا در این جهان که قدرت های زورگو مخالف وجود ایران اسلامی و لاجرم پیشرفت ها و موفقیت های آن هستند، دانشمندان و عالمان ما در رشته های مختلف علمی که افتخارآفرینی در فناوری هسته ای از جمله آنهاست وارد شده و با وجود همه دشمنی ها و هو و جنجال ها و مانع تراشی ها و... ایجاد جو تهدید و تحریم و ارعاب و...با توکل به خدا و یک تنه، تا آن حد پیشرفت کند که دیگر راه توقف یا برگشتی بر آن متصور نباشد و حتی دشمن را وادار به اعتراف به توانمندی و لیاقت ایران و ایرانی در این زمینه نماید...
بدون شک تقویت چنین روحیه ای و بسترسازی و ایجاد شرایط، امکانات و تسهیلات لازم برای رعایت هرچه بیشتر این اصول و عملی شدن توصیه های رهبر فرزانه انقلاب برای رسیدن به پیشرفت های علمی و کم کردن فاصله ای که کشور ما از نظر علمی با دیگران دارد و الگو و نمونه شدن جمهوری اسلامی از این نظر، یکی از ضروریات جامعه انقلابی و رو به پیشرفت ما است که از جانب مسئولان امر باید شجاعانه و با درایت، پیگیری شود.