مطبوعات و محافل سیاسی خاص در جمهوری آذربایجان که سابقه خصومت ورزی در برخورد با مسائل ایران دارند با سواستفاده از موضوع برخی اعتراضات هموطنان آذربایجانی به یک طرح کاریکاتور ، به تحرکات مغرضانه خود شدت بخشیده و علنا و صراحتا به موضع گیری هایی پرداختند که مصداق کامل دخالت در امور داخلی کشورمان و تلاش برای تشدید تفرقه قومی بود. در بخشی از این اقدامات ، حتی برخی مقامات پیشین و فعلی ایران نیز مورد توهین قرار گرفتند.
آنچه در این میان حائز اهمیت است ، برخورد حساب شده و جهت دار مقامات دولتی این کشور در مواجهه با این تحرکات مداخله جویانه و تفرقه افکنانه می باشد. مقامات رسمی جمهوری آذربایجان اگرچه علنا درباره مسائل اخیر داخلی ایران موضع گیری نکردند ولی عملکرد آنها در برابر هتاکی ها به مقامات رسمی ایران و غرض ورزی های آشکار محافل شناخته شده نسبت به مسائل قومی کشورمان تردیدی در حمایت تلویحی آنها از جریان تفرقه افکن باقی نمی گذارد.
این اولین بار نیست که چنین تهاجم موهوم و مغرضانه از سوی عناصر ضد ایرانی در جمهوری آذربایجان علیه وحدت ملی کشورمان صورت می گیرد.
این گونه حرکت ها همراه با کنفرانس ها و گردهمایی کینه توزانه تاکنون به دفعات در جهت تخریب روابط جمهوری آذربایجان با جمهوری اسلامی ایران رخ داده و مقامات باکو هیچگونه تلاش قابل ذکری برای جلوگیری از این حرکات مخرب صورت نداده اند.
برگزاری کنگره « آذری های جهان » که در سال 1380 با فرمان مستقیم « حیدر علی اف » رئیس جمهور وقت آذربایجان انجام شد و طی آن اظهارات ناروا و بی ربطی علیه جمهوری اسلامی مطرح شد و نیز چاپ نقشه جمهوری آذربایجان در کتب درسی این کشور که در آن قسمتی از مناطق مرزی ایران جزو قلمرو این جمهوری قلمداد شد بخشی از اقدامات نامطلوب همسایه شمالی ما محسوب می شود.
این تحرکات درحالی صورت می گیرد که به موازات آن ، نفوذ آمریکا و رژیم صهیونیستی در این جمهوری به طور روزافزون درحال توسعه است و چندی قبل منابع خبری از گشایش دفتر تجاری جمهوری آذربایجان در تل آویو در آینده نزدیک خبر دادند. بسیاری از تحلیل گران ، در همین ارتباط ، حرکت های تبلیغی سو علیه ایران را ناشی از این نفوذ تل آویو و واشنگتن در باکو قلمداد می کنند.
در این راستا ، واقعیتی را که باید به طور مداوم برای برخی زمامداران و محافل سیاسی در جمهوری آذربایجان یادآور شد این است که آنها همواره در شناسایی پیشینه واقعی خود و هویت پیکر مادری آذربایجان دچار خطا می شوند. و مواضع غیر مسئولانه و نسنجیده ای را اتخاذ می کنند که نیاز به اصلاح و تجدید نظر دارد.
از سال 1370 که این جمهوری استقلالش را از اتحاد شوروی به دست آورد ، بسیاری از مقامات رژیم باکو به دفعات ، در زمینه موطن اصلی آذری ها سخنانی بر زبان رانده اند که اگر ناشی از ماموریت احاله شده به آنها نباشد دست کم باید از بی اطلاعی و جهالت باشد.
برای این دسته از عناصر مغرض باید یادآور شد که 70 سال اختناق کمونیسم آنها را از آگاهی نسبت به گذشته خود غافل ساخته است و اگر قرار باشد اصالت تاریخی در مناسبات کشورها لحاظ شود و قواعد بین المللی در احترام به مرزهای کشورها رعایت نشود همانگونه که از سوی محافل ضدایرانی در جمهوری آذربایجان مشاهده می شود ، در آن صورت بعید است که این جمهوری بتواند در جغرافیای سیاسی منطقه هویت مستقلی را برای خود ترسیم کند.
به مقامات باکو یادآور می شود رویدادهای عبرت آموز پس از فروپاشی شوروی را در نظر آورند که چگونه مردم این جمهوری سیل آسا به جمهوری اسلامی روی آوردند تا با سرزمین مادری خود دیدار کنند. این حوادث و این رخدادها چیزی نبود جز این واقعیت که عشق به اسلام و ایران در قلب فرد فرد اهالی شیعه آذربایجان موج می زند.
این ها واقعیاتی است که عناصر مغرض در بیرون و درون هیات حاکمه آذربایجان نمی توانند آن را انکار کنند. قلمرو جمهوری فعلی آذربایجان همراه با بخش بزرگی از منطقه قفقاز به موجب پیمانهای استعماری و تحمیل شده ترکمنچای و گلستان از خاک ایران منتزع گشت و تحت تسلط اجباری تزارهای توسعه طلب و اشغالگر قرار گرفت .
اگر زمانی تهاجم نظامی ارتش تزار باعث شد این منطقه از خاک ایران جدا شود ولی به عکس ، امروز زمینه های زیادی وجود دارد که مردم این مناطق به آغوش وطن مادری خود پر بگشاید. با اینحال مواضع رسمی جمهوری اسلامی ایران در طول عمر کوتاه استقلال جمهوری آذربایجان ثابت کرد که ایران به مرزهای بین المللی احترام می گذارد و قدمی در جهت زیر پا نهادن قواعد بین المللی بر نمی دارد.
بهر حال عواملی مشخص در جمهوری آذربایجان در یک دهه اخیر تلاش کرده اند در راه توسعه مناسبات بین باکو و تهران کارشکنی کنند. دولت باکو اگر خواستار برخورداری روابط حسنه با همسایه جنوبی خود است جا دارد به این عناصر میدان تاخت و تاز برای تخریب روابط را ندهد. این نصیحتی دلسوزانه برای زمامداران باکو است .