* مشکل عمده بر سر راه خصوصیسازی چیست؟
** بزرگترین مشکل این است که هیچ راهبرد خاصی برای خصوصیسازی وجود ندارد، همانگونه که برای اشتغال و توسعه آن به عنوان نیازهای امروزی کشور هیچگونه برنامه راهبردی وجود ندارد.
* راهکار رسیدن به این هدف چیست؟
** به عقیده من، مهمترین راهکار برای عملی شدن و تحقق خصوصیسازی مشارکت دادن بخش خصوصی در تصمیمسازی، تصمیمگیری، تدوین و اجرای قوانین و همچنین نظارت بر اجرای آنهاست؛ چرا که در این صورت است که خصوصیسازی به صورت واقعی شکل خواهد گرفت و تا زمانی که این شرایط فراهم نشود، طرح کوچک شدن حجم دولت قابل پیاده شدن نخواهد بود.
* بنابراین شما معتقدید نماینده بخش خصوصی باید در این فرآیند نقشی پررنگ داشته باشد، این نماینده کیست؟
** نماینده بخش خصوصی تشکلهای آنها هستند که در هر حرفه یا صنعت، سندیکاها یا انجمنهای صنفیشان تشکیل شده و میتواند تشکیل شود و فدراسیونها میتوانند نماینده سندیکاهای هر صنعت یا حرفه در کشور باشند که به نام کانون نامگذاری شده و کنفدراسیون کارفرمایی کشور که در قانون کار ما به نام کانون عالی انجمنهای صنفی کارفرمایان ایران شناخته شده است که میتواند نماینده کل بخش خصوصی کشور باشد.
* آیا تشکلهای دیگری به عنوان نماینده بخش خصوصی وجود ندارد؟
** البته قبل، همزمان و حتی پس از این تشکل مرکزی تشکلهای کارفرمایی دیگری از جمله انجمن مدیران صنایع، خانه صنعت و معدن، کنفدراسیون صنعت، خانه کشاورز، تشکل مرکزی تعاونیهای کشور و مجامع امور صنفی تولیدی، توزیعی، خدماتی و اتاقهای بازرگانی تشکیل شدند که هر کدام از آنها وظایف و رسالت تخصصی خود را دارد که همه اینها به نوعی با کارفرمایان بخش خصوصی در ارتباط هستند و لازم است سیاست همه اینها همجهت و یکنواخت پیش برود تا فرهنگ خصوصیسازی بتواند در صورت وجود برنامهای صحیح از سوی دولت در این فرآیند رشد کرده و به بار بنشیند.
* آیا این تشکلها با هم هماهنگاند؟
** باید باشند؛ چرا که اگر این تشکیلات همسو و همجهت حرکت نکنند و همکاری نزدیکی نداشته باشند، نه تنها قادر به فراهم آوردن منافع اعضای خود نیستند، بلکه فعالیتشان در جهانی صرف میشود که ممکن است حرکات مثبت یکدیگر را نیز خنثی کنند. البته بدون این که سوءنظری در کار باشد.
* چندی پیش بحث کار شایسته مطرح شد. این واژه چیست؟
** کار شایسته (dicentwork) یک واژه و مفهوم بینالمللی است و توصیه سازمان ملی کار است که در شورای کار مشاوره سه جانبه ملی این امر مورد بحث قرار گرفت.
علاوه بر این، در ماده 101 قانون برنامه چهارم توسعه نیز به عنوان قانون تصویب و در همان ماده، مقرر شد در سال اول برنامه تعریف و شیوه انجامش به عنوان قانون نوشته شود و به تصویب مراجع مربوطه برسد و دولت و مجلس نیز آن را تصویب کنند.
در عین حال، پیش از پایان دولت قبلی این فرآیند انجام و این متن در شورای کار مشاوره سهجانبه ملی مدون و برای تصویب به هیات دولت ارسال شد که متن یاد شده همچنان در هیات دولت باقی است.
این در حالی است که مقرر بود تعریف و محدوده کار شایسته تا پایان سال 84، براساس قانون برنامه چهارم به تصویب برسد که نشد و این یک عقبماندگی برای پیاده کردن مفهوم کار شایسته است.
* مفهوم اساسی این واژه چیست؟
** این واژه شرط اساسی توسعه و پیشرفت اقتصادی و خصوصیسازی و راهگشای رشد و توسعه و پیشرفت کشور است. که گفتگو در آن نیاز به وقت بیشتری دارد.
* به اهمیت گفتگوی اجتماعی در فرآیند خصوصیسازی اشاره کردید. در این باره بیشتر توضیح دهید.
در آغاز حرکت برای خصوصیسازی بالطبع مشکلاتی جلوی توسعه بخش خصوصی و جذابیت سرمایهگذاری را گرفت و اقتصاد ما را بیمار کرد. برای حل مشکلات خصوصیسازی ابتدا باید 8 مقاولهنامه بنیادی سازمان بینالمللی کار به کار گرفته شود که مستلزم تصویب آن در مجلس شورای اسلامی است.
* آیا تاکنون اقدامی در خصوص تصویب این مقاولهنامهها صورت گرفته؟
** تاکنون 5، 6 مورد آن را ایران پذیرفته و 2 یا 3 مورد مانده است. البته از آنجا که ما عضو سازمان ملل متحد و یکی از موسسان سازمان بینالمللی کار هستیم، پذیرش این مقاولهنامهها الزامآور است.
* در این میان مهمترین موارد کدام است؟
** در بین 8 مقاولهنامه، 2 مورد آزادی تشکل و گفتگوی اجتماعی از همه مهمتر است و تشکلهای کارفرمایی را قدرتمند میکند و به آنها بها میدهد.
این سازمانهای کارفرمایی مستقل واقعی غیروابسته و همینطور تشکلهای کارگری واقعی غیروابسته در حقیقت از نوع آن تشکلهایی هستند که مورد نظر این مقاولهنامههاست و نمایندگان کارفرمایان و کارگران باید از میان اعضای این تشکلها معرفی شوند.
* وظیفه دولت در این خصوص چیست؟
** دولت باید قبول کند که با این نهادها در تصمیمسازی و تصمیمگیری مشورت و با آنها گفتمان اجتماعی را آغاز کند.
* و پس از آن؟
** پس از آن باید قوانین و مقررات شفاف در جهت برنامه راهبردی برای خصوصیسازی که در همین گفتمان اجتماعی تدوین خواهد شد، نوشته شود و آییننامهها و مقررات و دیگر مطالب در پی آن تنظیم شود و با نظارت خود تشکلها و دولت به اجرا در آید.
* در خصوص قانون کار کمی توضیح دهید.
** قانون کار ما یک قانون کار حمایتی از کارگران است که هم به زیان کارگران و هم به زیان شکوفایی اقتصاد ملی و توسعه پایدار تمام شده است. تدوینکنندگان باید بدانند قانون یک طرفه هرگز به نفع هیچکس نیست. ادبیات این قانون در همه بندها گفته است: «کارگر حق دارد» و «کارفرما مکلف است» در حالی که اگر قانون باید حمایتی باشد لازم است حمایت از کار باشد نه از کارگر یا کارفرما. در نتیجه، قانون باید در جهت پیشبرد برنامههای کاری کشور تدوین شود و در این حالی است که نفع کارگر، کارفرما و در مجموع کل کشور در آن لحاظ خواهد شد.
* نظر شما درباره قانون تامین اجتماعی چیست؟
** درباره این قانون آگاه هستید که 33 درصد یعنی یک سوم کل حقوق کارگران مشمول تامین اجتماعی باید بابت حق بیمه پرداخت شود که 7 درصد آن را کارگران و کارکنان، 23 درصد آن را بابت حق بیمه سهم کارفرما و حق بیمه بیکاری کارفرمایان و 3 درصد را هم دولت به این صندوق پرداخت میکند، که 33 درصد میشود. بنابراین کارفرمایان رقمی حدود 69 تا 70 درصد این وجه و درآمد صندوق تامین اجتماعی را تامین میکنند و میتوان گفت 91 درصد کل این رقم از سوی کارگر و کارفرما تامین میشود و دولت تنها 9 درصد آن را میپردازد. بنابراین حقا باید گفت به صاحبان اصلی و پرداختکنندگان 91 درصد وجه این صندوق هیچگونه سهمی از نظارت، رسیدگی و تصمیمگیری درباره این صندوق داده نشده است.
* آیا گفتگوی اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی اجرا میشود؟
** در حال حاضر، نزدیکترین تعامل و گفتگوی اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی انجام میشود و به نظر میرسد اگر این سازمان سیاستش را ادامه دهد و این روند قطع نشود، رشد خوبی خواهد داشت، اما قوانین سازمان تامین اجتماعی و صندوق آن هم احتیاج به تجدیدنظر کلی دارند که به شکوفایی اقتصاد ملی کمک خواهد کرد.
* کارفرمایان با قانون مالیات هم دست به گریبانند. در این خصوص صحبت کنید؟
** قانون مالیات ما ضمن تایید اصلاحاتی که در آن به عمل آمد هنوز قانونی است ضد توسعه که در این حوزه هم با گفتگوی اجتماعی مشکلات حل میشود.
* و بقیه قوانین؟
** قانون تجارت، ثبت شرکتها و بسیاری از قوانین دیگر هم باید با نیاز روز و خصوصیسازی منطبق شود. بنابراین کار بسیاری پیشروست و بدون این حرکات اولیه، امکان توسعه وجود ندارد.
* آیا از کارفرمایان و تولیدکنندگان حمایتهای لازم انجام میشود؟
** سرمایهگذاران، تولیدکنندگان و بنگاههای ارائه خدمات باید مورد احترام قرار گیرد و فرهنگسازی شود که کسی اگر کار میکند و محصولی را عرضه میدارد، باید مورد قدردانی قرار گیرد، نه این که هیچ تامینی برای کسی که بنگاهش را رشد و توسعه میدهد، وجود نداشته باشد.