رضا واعظی
اگرچه بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب چه در کنفرانس بینالمللی قدس و چه در جمع روسای قوای سهگانه و مسئولان نظام اسلامی و سفیران کشورهای اسلامی، حاوی نکاتی مهم در زمینه تحولات جهان اسلام است، اما شاهبیت سخنان رهبر معظم انقلاب را باید در این جمله جستجو کرد: «دنیای اسلام امروز به نقطه سرنوشتساز و تعیینکننده تاریخی خود رسیده؛ دورانی که از آن به دوران بیداری اسلامی تعبیر شده است.»
جالب آن که هجمه عظیم نظام سلطه جهانی در سرزمینهای فلسطین و عراق شدت یافته و همین مناطق بویژه فلسطین در کانون بیداری اسلامی قرار گرفته است. به همین دلیل قضیه فلسطین به کلیدی برای گشوده شدن درهای فرج روی امت اسلامی بدل شده است.
این که شرایط کنونی به نقطه سرنوشتساز و تعیینکننده تاریخی دنیای اسلام بدل شده و وظیفه نخبگان از هر قشر و طبقهای دو چندان ارزیابی شده است، معطوف به واقعیتهای به وجود آمده در سطح بینالمللی، جهان اسلام و منطقه حساس خاورمیانه است. در سطح بینالمللی با وجود خواست عمومی کشور ما برای ایجاد تغییرات در ساختار سازمان ملل، آن هم به نفع ملتها، تلاشهای بسیاری از سوی قدرتهای بزرگ و بلوکهای قدرت، بویژه غرب و آمریکا صورت میگیرد تا بار دیگر همه چیز را مصادره به مطلوب کنند و آنگونه که خود میخواهند و منافع نامشروعشان اقتضا میکند، ساختار نظام بینالملل را تغییر دهند.
حال آن که کشورهای اسلامی به رغم پیشنهاد اکید جمهوری اسلامی مبنی بر برخورداری کشوهای اسلامی از حق عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل که در نشست سران کنفرانس اسلامی سال 1376 تهران مطرح شد، حمایت شایستهای به عمل نیاوردند و آن را در سطح بینالملل پیگیری نکردند. موضوع مهمی که همچنان در صدر توجه جهان است و بلوکهای سیاسی و اقتصادی جهان نیز برای افزایش توان خود به تکاپو افتادهاند؛ این در حالی است که ظرفیتهای جهان اسلام برای تبدیل شدن به قطب مهم سیاسی، اقتصادی و بینالمللی بسیار زیاد است.
در سطح جهان اسلام با وجود تحقق بیداری اسلامی، تعرض، تهاجم و فتنهانگیزی از سوی استکبار جهانی و صهیونیزم بینالملل افزایش یافته است، در واقع دشمنان امت اسلامی درصددند ضعفها و شکستهای خود را با استفاده از توطئهچینی، فتنهانگیزی و حتی اهانت به مقدسات اسلامی جبران کنند و تلاشهای پیچیدهای نیز برای چشمپوشی مسلمانان از اصول خود و یا حداقل کمرنگ کردن این اصول آغاز کردهاند؛ موضوعی که در صورت تحقق، امت اسلامی محکوم به پذیرش قواعدی است که نظام سلطه برای آنها تعیین کرده است.
حال آن که تاکید و پافشاری بر اصول و تلاش دولتهای اسلامی بر پایه ایمانگرایی، مردمگرایی و دانشگرایی میتواند جهان اسلام را در مسیر پیشرفت و توسعه و در نتیجه ناکامی توطئههای دشمنان موفق کند.
در سطح منطقه که کانون تعارض و منازعه منافع جهان اسلام با سلطهجویی استکبار جهانی است، دنیای استکبار به رهبری آمریکا، استراتژی کلان حاکمیت بر خاورمیانه را که نتیجه آن محور قرار گرفتن رژیم صهیونیستی در این منطقه است، با تمام توان دنبال میکند و در این مسیر از هیچ اقدامی نیز فروگذار نمیکند، فتنهانگیزی در لبنان و سوریه، تهاجم نظامی به عراق، تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران و حمایت بیچون و چرا از اقدامات تروریستی و نژادپرستانه رژیم صهیونیستی بخشی از تاکتیکهای غرب به رهبری آمریکا در منطقه است که در چارچوب استراتژی کلان کاخ سفید انجام میشود.
این در حالی است که در فلسطین و کشورهای منطقه، نسلهای نو و بالنده ظهور یافتهاند، اقتدار امت اسلامی و ملتهای منطقه افزایش یافته و موقعیت رژیم صهیونیستی و آمریکا بشدت تنزل یافته است. پس شایسته است نخبگان سیاسی، علمی و فرهنگی جهان اسلام به وظیفه خود که ایستادگی در برابر قدرتهای زورگو و کمک به نیروهای خط مقدم مبارزه است، عمل کنند و پیشرفت و عزت مسلمانان را رقم زنند و از این مقطع مهم تاریخی بهره لازم را ببرند.