تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۰  ، 
کد خبر : ۷۲۳۹۹

ژنرالها چقدر مقصرند؟


نوشته: سالی.ب.دونلی
مترجم: فریدون دولتشاهی
تغییر اخیر دولت بوش در استراتژی جنگ عراق (پایان دادن به بحث ادامه راه تا پایان و جایگزین کردن آن با تاکیدی جدید روی انعطاف‌پذیری در واکنش به تغییر شرایط در زمین) ممکن است یک تاکتیک سیاسی هوشمندانه باشد، اما پی‌آمد صراحت جدید بوش و پافشاری او روی این که تصمیم‌هایش با توصیه‌های ژنرال‌هایش در روی زمین هدایت می‌شوند، یک سئوال ناگفته را مطرح می‌سازد: اگر ژنرال‌ها جنگ را هدایت می‌کنند و جنگ به این بدی پیش می‌رود، آیا آنها نباید بخشی از تقصیر را بپذیرند؟
ژنرال «تامی فرانکز» که حمله موفقیت‌آمیز به عراق را در سال 2003 رهبری کرد، به خاطر شکست در برنامه‌ریزی کامل برای مرحله بعد از جنگ، خود در این انتقاد سهم دارد. ژنرال‌هایی که در تابستان سال 2003 جانشین فرانکز شدند، تا اندازه زیادی از انتقاد گریخته‌اند. به هر حال این وضع دارد تغییر می‌کند و اکنون هدف اصلی میان هدف‌ها، ژنرال «جان ابی‌زید» است که به عنوان فرمانده ستاد مرکزی منطقه‌ای نظامی که بیشتر خاورمیانه را پوشش می‌دهد و شامل افغانستان و عراق می‌شود، جانشین فرانکز شد.
افسران ارشد و جزء که همه آن‌ها در عراق جنگیده یا در عملیات آنجا شرکت داشته‌اند و هیچ‌یک مایل نیستند با نام معرفی شوند، شروع کرده‌اند به طور خصوصی به تأکید کردن روی این که ابی‌زید و ژنرال‌های بلندپایه دیگر، باید مسلماً گناه شکست‌ها در عراق را بپذیرند. خیلی این افسران، افرادشان را در جبهه جنگ عراق از دست داده‌اند و شاهد رد تقاضاهایشان برای نیروی بیشتر بوده‌اند. بقیه نیز در موقعیت‌هایی کار کرده‌اند که دیده‌اند برنامه‌ریزی برای عراق یا اجرای آن، اشتباه بوده‌ است. این افسر سابق که با برنامه‌ریزی جنگ عراق سر و کار داشته است، می‌گوید: «عراق به عنوان بزرگترین اشتباه نظامی و استراتژیک بعد از ویتنام، در تاریخ ثبت خواهد شد و هیچ‌کس از جمله رهبران بلندپایه نظامی، تاکنون مسئول شناخته نشده‌اند.»
در فرهنگی که برای مسئولیت‌پذیری و رهبری ارزش‌ قائل است، نظامیان در درون‌نگری به عراق کند بوده‌اند. این واقعیت که هیچ افسر بلندپایه‌ای تاکنون به هیچ اشتباه جدی اعتراف نکرده یا به خاطر عملیات تاکتیکی و استراتژیک اشتباه، تنبیه یا کنار گذاشته نشده‌ است، برای خیلی از افسران مشکل‌زا است. برعکس، آن‌ها به سرمشق اسرائیل اشاره می‌کنند که پیش از آغاز تحقیقات درباره شیوه جنگی‌اش با حزب‌الله، تقریباً همه نیروهایش را از جنوب لبنان خارج کرد.
قبلاً نیز نظرهایی درباره اقدام‌های غلط نظامی آمریکا ابراز شده است. کاندولیزا رایس، وزیر خارجه‌ آمریکا، در ماه آوریل وقتی گفت که ایالات‌ متحده هزاران اشتباه تاکتیکی در عراق مرتکب شده‌ است. روی نقطه حساسی انگشت گذاشت، اما خیلی از افسران اظهارات او را به عنوان اظهارنظر یک سیاستمدار غیرنظامی، رد کردند. دیگران از رهبران نظامی به خاطر خودداری از مخالفت با برنامه غلط جنگی که رئیس‌جمهوری و مشاوران ارشدش به اجرا گذاشتند، انتقاد کرده‌اند. ژنرال سابق تفنگدار دریایی «گرگ نیوویلد» بهار گذشته به فرانکز گفت: «اشتباه‌ها از سوی غیرنظامیان یک چیز است و شکست رهبر نظامی پنتاگون یک چیز دیگر. افرادی هستند که از پی‌آمدهای سخت جنگ اطلاع داشتند، اما با چند مورد استثنا، وقتی نیاز بود صدای‌شان به طور جدی شنیده شود، بزدلانه رفتار کردند.»
اما در چند ماه گذشته، شمار فزاینده‌ای از افسران، انتقادشان را از شیوه‌ای که ژنرال‌ها با آن جنگ را اداره کردند، گسترش داده‌اند. ژنرال «جورج کیسی» که برای بیش از دو سال فرمانده نیروها در عراق بود، هدف بعضی از این انتقادها است، اما او وقتی به عراق آمد که اوضاع قبلاً به یک جنگ پیچیده شورشی تبدیل شده‌ بود. انتقاد بیشتر متوجه ابی‌زید است که پیش از آن که رئیس ستاد مشترک و بعد مرد شماره 2 پس از ژنرال فرانکز در «سنتکام» شود، برنامه‌ریز نظامی مهم ستاد مشترک در پنتاگون بود.
ابی‌زید روی کاغذ، افسری مناسب برای لحظه‌ای مناسب بود. ابی‌زید، فارغ‌التحصیل عرب‌تبار آمریکایی «وست پوینت»، در خاورمیانه تحصیل کرده و می‌تواند کمی عربی صحبت کند. او قبلاً فرماندهی نیروهای آمریکا را به نوبت در گرانادا و جنگ اول خاورمیانه بر عهده داشته است. حتی امروز بسیاری از افسران بلندپایه و بازنشسته با احترام از ابی‌زید صحبت می‌کنند. سناتور «جان وارنر» رئیس ‌کمیته سرویس‌های مسلح سنا از او به عنوان یک افسر برجسته ستایش کرده‌ است. حتی شدیدترین منتقدان او در تعهدش به ارتش، کوچکترین تردیدی ندارند.
این تصمیم‌گیری نظامی اوست که سؤال برانگیخته است، بعضی از افسران می‌گویند؛ ابی‌زید به عنوان مرد شماره 2 فرماندهی، در گناه شکست برنامه‌ریزی برای آنچه پس از حمله برق‌آسای اولیه به بغداد اتفاق افتاد، سهیم است. اما اشتباه‌های جدی او از نظر منتقدانش وقتی آغاز شد که ابی‌زید در ژوئیه سال 2003، دو ماه پس از سخنرانی مشهور پایان عملیات جنگی جورج بوش، فرماندهی را از فرانکز تحویل گرفت. از جمله این اشتباه‌ها، کوتاهی در حفظ نیروی کافی در عراق در پاییز سال 2003 برای برقراری امنیت اساسی، موفقیت با انحلال ارتش عراق و بعث‌زدایی، ندیدن نخستین نشانه‌های یک شورش در حال گسترش و خودداری از جایگزین کردن فرماندهانی مانند ژنرال «ریکاردو سانچز»، فرمانده سابق نیروی زمینی در عراق که امسال به آرامی بازنشسته شد، بود.
ابی‌زید همچنین به سوءمدیریت عملیات در فلوجه در آوریل سال 2004 متهم است. او در پی قتل بیرحمانه چهار پیمانکار، تفنگداران دریایی را زیر فشار گذاشت تا با وجود مخالفت‌شان، به شهر حمله کنند.
به اعتقاد این افسران، او بعداً با متوقف کردن ناگهانی عملیات و نقض روند عادی رها کردن کنترل تاکتیک جنگ به دنبال شکایت رسانه‌های عراق و عرب درباره تلفات بالای غیرنظامیان، بر اشتباه خود افزود، بسیاری از تحلیل‌گران این اشتباه را نقطه ‌عطفی دیدند که اجازه داد شورش گسترش یابد و خطرناک‌تر شود.
ابی‌زید همچنین به خاطر این که هرگز تقاضای افزایش چشم‌گیر نیرو برای اعمال امنیت نکرد، مورد انتقاد قرار دارد. ابی‌زید می‌گوید: «یک افسر آشنا با جزئیات عملیات نظامی، هرگز مایل نخواهد بود که نیروی بیشتری در عراق مستقر کند.» افسرانی که در عراق خدمت کرده‌اند، می‌گویند که چندین بار تقاضای نیروی بیشتر کردند، اما با این تقاضاها از بالا مخالفت شد. حداقل دو بار در ملاقات با بوش (در سال 2004، یک بار پیش از حمله آوریل فلوجه و یک بار دیگر در عملیات ماه نوامبر) رئیس‌جمهوری از ابی‌زید پرسید که آیا همه چیزهایی را که نیاز دارد، در اختیار دارد، و ابی‌زید پاسخ داده‌ بود: «بلی قربان!»
یکی از منتقدان می‌گوید: ابی‌زید هم‌چنین در اتخاذ یک استراتژی موفق برای پاکسازی منطقه، حفظ آن با نیرو و بازسازی نهادهای اجتماعی و اقتصادی آن کوتاهی کرد. این منتقد می‌گوید: او معتقد بود کار بازسازی را باید برای عراقی‌ها گذاشت، امام هرگز مطمئن نشد که پایه و اساس این استراتژی (تربیت نیروهای امنیتی عراق) باید بنا گذاشته شود.
بعضی افسران می‌گویند؛ حتی امروز هم ابی‌زید به زبانی سخن می‌گوید که با جنگ زمینی در عراق جور در نمی‌آید. او چند ماه قبل به یک گروه نظامی گفت: «نیروهای ایالات ‌متحده هرگز در جنگی در سطح دسته‌های چریکی یا بالاتر از آن، شکست نخورده‌اند و نخواهند خورد.» یک افسر سرخورده آمریکایی می‌گوید: «او هنوز در اشتباه است.» یک افسر دیگر می‌گوید: «این یک مقایسه نامربوط است، چون این نوع برخوردها نادر بوده یا اصلاً وجود نداشته‌اند. ما در این جا با ارتش سرخ بزرگ شوروی نمی‌جنگیم، بلکه با یک جنگ چریکی بزن و و در رو روبرو هستیم.»
وقتی تایم نظر ابی‌زید را درباره این انتقاد پرسید، از پاسخ خودداری کرد. ابی‌زید از نظر منتقدانش، به خاطر این که در خیلی از موارد، بیشتر از رئیس‌ خود دونالد رامزفلد درباره واقعیت‌ها صادق بوده‌ است، امتیاز کسب می‌کند. او در تابستان سال 2003، پس از این که رامزفلد تکذیب کرد که عراق با یک شورش روبرو است، برای نخستین بار در جلسه توجیه خبری پنتاگون حاضر شد و جسورانه اذعان کرد که ایالات متحده در حقیقت با یک جنگ چریکی روبرو است. این ابی‌زید بود که اوت گذشته، پیش از جلسه کمیته نیروهای مسلح سنا گفت: «عراق با بدترین وضعی که تاکنون شاهدش بوده‌ایم روبرو است و ممکن است در آستانه جنگ داخلی قرار داشته ‌باشد.»
در عین حال، ابی‌زید تاکنون یک سیاستمدار زیرک بوده‌ است. او هرگز با اطمینان خاطر رهبران ارشد غیرنظامی، به این که دارند جنگ را می‌‌برند، مخالفت نکرده‌ است. جنجال «ابوغریب» نیز اثری روی او نگذاشته و بار این واقعیت که اسامه بن‌لادن هنوز در مرکز منطقه تحت مسئولیت او فراری است، روی شانه‌اش واقعا سنگینی نکرده ‌است.
او با دقت از بار مسئولیت خود به خاطر شکست در عراق گریخته است. یک افسر بلندپایه بازنشسته در حالیکه سرش را تکان داد، گفت: «جان به طرز غیرقابل قبولی از مسأله عراق فاصله گرفته ‌است.»
ابی‌زید اجازه داده ‌است که وقتی سئوال‌هایی در واشنگتن درباره استراتژی جنگ که او مسئولیت نهایی آن را دارد، مطرح می‌شود، ژنرال «جورج کیسی» فرمانده نیروها در عراق مورد سرزنش قرار گیرد. در حالی که جنگ عراق ادامه دارد، افسران ارشدی که در عراق خدمت کرده‌اند، در حال رسیدن به نتایجی درباره نقش ابی‌زید هستند. یک کهنه سرباز عراقی می‌گوید: «من فکر نمی‌کنم تاریخ درباره ابی‌‌زید، خوب قضاوت کند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات