دکتر حسین متفکر
طبیعی است که بر اساس وزن ژئوپلتیکی در یک حوزه ژئوپلتیکی کشوری که دارای منزلت ژئوپلتیکی بالاتر باشد، قدرت رهبری آن افزایش مییابد و برای رسیدن به منزلت بالاتر از راهبرد ژئوپلتیکی بر مبنای تحولات آن که عبارت است از دگرگونی در الگوی ژئوپلتیکی استفاده کند تا الگوهای جدید که در آن الگوهای توزیع قدرت، روابط قدرت بین اجزا، سطحبندی، عوامل پویایی و ساختار فضای سیستم در حال تحول است نقش اساسی را در تقسیمات ژئوپلتیکی آینده جهان داشته باشد. ژئوپلتیک در تعریف جدید آن مفهومی ترکیبی و چندجانبه است که در آن سه عنصر اصلی جغرافیا، قدرت و سیاست خصلتی ذاتی دارند و در هسته اصلی آن انسانهای فرهیخته با مهارتهای شناختی گرایشی و رفتاری قرار دارد که قدرت اصلی نرمافزاری است.
قدرت نرمافزاری عبارت است از آن دسته از قابلیتها و تواناییهای کشور که با بهکارگیری ابزارهای نرم چون فرهنگ، آرمان و ارزشهای یک ملت، به طور غیر مستقیم بر منافع، اهداف، سیاستها و استراتژیهای دیگر کشورها اثر میگذارد. تقریبا دو دهه پیش، جوزف اس.نای استاد روابط بینالملل در دانشگاه هاروارد، این واژه را برای نمایاندن اثرات عوامل موثر بر عملکرد واحدهای مستقل و حاکم ابداع کرد که شامل موارد نظامی یا اقتصادی (قدرت سخت) نمیشود. دلیل استفاده از صفات نرم و سخت برای این دو نوع قدرت این است که گرچه در هر دو مورد کشورهای دیگر مطابق منافع صاحب قدرت عمل میکنند، اما جنس قدرت در اولی از نوع اقناع و در دومی از مقوله وادار و اجبار است. از حدود دو دهه پیش شاهد گسترش جهات مختلف قدرت نرم چین در صحنه بینالمللی بویژه کشورهای جنوبشرق آسیا (آسهآن) هستیم.
راهبرد ژئوپلتیکی چین دارای جهات زیر است:
اولا: توسعه مداوم اقتصادی
ثانیا: مقامهای مسئول و راهبران سیاست خارجی و نهادهای ارتباط جمعی این کشور، با وجود این که به روشهای گوناگون چین را بدیل قدرتهای بزرگ دخیل در صحنه جهانی مانند آمریکا میدانند، اما آگاهانه از اعمال آشکار نقش رهبری پرهیز مینمایند تا حساسیت آنها را تحریک نکنند.
ثالثا: پکن سعی میکند قدرت نرم خود را بر کشورهایی مانند ازبکستان، لائوس، کامبوج، برمه و ایران متمرکز کند که به نوعی با ایالات متحده مشکل جدی پیدا کردهاند.
رابعا: پکن آشکارا در روابط خود با کشورها بر عدم مداخله، تکریم حاکمیت، همکاری و اقدامات صلحجویانه تاکید میکند.
چینیها برای اعمال تئوری ژئوپلتیکی خود با توجه به نقش انسانها با مهارتهای ذهنی و عینی در تحولات ژئوپلتیک، ابتدا به ارتقای کادر سیاسی این کشور پرداختهاند. در حالی که کشورهای غربی این سیستم اداری و جابهجایی دیپلماتها بر اساس مدت زمان ماموریت است، اما وزارت خارجه چین با تاکید بر ملاحظات سیاسی سعی میکند تا مدت خدمت دیپلماتها و کادر سیاسی خود را در کشورهای خارجی طولانی کند به شکلی که حتی آنها را تشویق میکند در کشورهای میزبان به تحصیل بپردازند.
این مهم به نقش ضروری آشنایی به زبان محلی و آداب و رسوم کشور محل ماموریت میانجامد و باعث تسهیل و پالایش جریان ردوبدل و تبادل اطلاعات میشود و این یکی از عوامل ارتقای کمی و کیفی نشریات چینیزبان در کشورهای موردنظر این کشور میشود و به ارتقای جایگاه ژئوپلتیکی آن کمک میکند. چینیها که قبلا انرژی و سرمایهگذاریهای خود را در کشورهای پذیرای کمکهای اقتصادی صرف پروژههای تبلیغاتی و نمایشی میکردند، اینک سرمایهگذاری در پروژههای زیربنایی را هدف خود قرار دادهاند.
همچنین دولت چین مهاجرت اتباع خود را در چارچوب ارتباطات مرزی با همسایگان تشویق میکند و این به گسترش فرهنگ، بازرگانی و تعلیم و یادگیری زبان چینی کمک شایانی کرده است.
شناخت نشانههای ظهور این ابرقدرت جهانی حاکی از بسط قدرتهای نرم آن کشور است. کار مشکلی نیست، تنها در دهه اخیر پکن توانسته است روابط سیاسی و تجاری خود را با کشورهای ناهمگون مانند استرالیا، برزیل، ونزوئلا، سودان، ایران و برمه به صورت قابل ملاحظهای افزایش دهد و با بیش از 40 کشور آفریقا قرارداد همکاریهای اقتصادی امضا کند.
در آسهآن نقش سیاسی ایفا میکند، در اپیک (سازمان کشورهای ساحلی اقیانوس آرام) نفوذ یافته و در سازمان تجارت جهانی و سازمانهای بینالمللی نقشآفرینی مینماید، نرخ رشد اقتصادی خود را افزایش داده و در عین حال نظم اجتماعی داخلی را نیز حفظ کرده است و در مذاکرات و بحرانهای هستهای سعی در افزایش میزان نفوذ ژئوپلتیکی خود دارد. طبیعی است رهایی جهان از ژئوپلتیک دوقطبی و خارج شدن جهان از توازن ژئوپلتیکی نقش قابل توجهی در افزایش نفوذ چین در کشورهای خاور دور و صحنه جهانی داشته است و این روند نفوذ جهانی و منطقهای چین، باعث چالشهای آینده آن کشور برای آمریکا خواهد بود.
و در نهایت گام احتمالی اولیه و اصلی این کشور تبعیت از «دکترین مونروئه» برای آسیا در جهت مقابله با سیاستهای توسعهطلبانه آمریکا در این قاره خواهد بود.
نتیجهگیری
دلایل و قرائن اجمالی مذکور نشان میدهد چین با توجه به متغیرهای ثابت ژئوپلتیکی به دنبال گسترش حوزه ژئوپلتیکی از طریق افزایش منزلت آن برای هدایت و رهبری ژئوپلتیک جهانی از طریق ژئوپلتیک منطقهای است و از ژئوپلتیک چندجانبه، یا تلفیقی با رویکرد بهرهگیری از قدرت نرم برای این منظور بهرهبرداری میکند و در این فرآیند تلاش مینماید بدون ایجاد حساسیتهای جهانی، تئوری ژئوپلتیک جهانی خود را تحقق بخشد. بر این اساس، شناخت تئوری ژئوپلتیکی «گسترش نفوذ جهانی» چین و راهبردهای وصول به آن به ما کمک میکند. با تحقق ژئوپلتیک «الهی ـ جهانی اسلام با محوریت انسان کامل» (که توسط رهبر معظم انقلاب بیان شده و سعادت بشریت در چنین ژئوپلتیکی خواهد بود) را با تعامل مناسب با چین و ارائه راهبردها و راهکارهای مناسب تسهیل کنیم.