پیشینه و پیوستگی فرهنگ و تاریخ ایران و تاجیکستان
مردم تاجیکستان همچون ما ایرانیان به فارسی صحبت میکنند و در سراسر آسیای مرکزی به ویژه در تاجیکستان و ازبکستان پراکندهاند. واژه تاجیک که تلفظ سغدی (فارسی تازی) است و به فارسی به اعراب اطلاق میگردد، در حقیقت به ایرانیان مسلمان گفته میشد. تاجیکستان زادگاه اصلی قوم سغد است و نام سغد در متون اوستایی و کتیبه هخامنشی دیده میشود. در لوح زرینی که در پرسپولیس به دست آمده، داریوش شاه به کشور زیر فرمان خود اشاره مینماید و ضمن برشمردن نام ممالکی که بر آن فرمان میراند، از سغدیها به عنوان یکی از ساتراپیهای هخامنشی اشاره میکند.
در هزاره اول پیش از میلاد سغدیها، باکتریایها، پارتها، خوارزمها و دیگر اقوام ساکن آسیای مرکزی که آریاییتبار بودهاند به زبانهای ایرانی (فارسی باستان) سخن میگفتند و با یکدیگر مناسبات بازرگانی داشتند و میان این نخستین حکومت مستقل ایرانی، پس از چیرگی اعراب بر ایرانیان دولت سامانیان بوده است که تقریباً 128 سال بر ایران حکومت کرد و روح تازهای در تن و جان ایرانیان دمیده شد. تاجیکستان کنونی نیز جزیی از آن است و میتوان از آن به عنوان عصر طلایی ایران بعد از اسلام نام برد.
دوران سامانیان از درخشانترین ادوار فرهنگی جهان است که بر بستر تمدن کهن ایرانزمین شکل گرفت و شکوفایی عظیم ادبیات پایه در آن عصر (دوران سامانیان) صورت گرفت.
مورخ و فیلسوف برجسته معاصر جهان ویل دورانت بر این باور است که در دوران سامانیان، بخارا و سمرقند، مرکز معتبر علوم و فنون بود و در این زمینه با بغداد برابری میکردند.
رونق و شکوفایی عظیم ادبیات پارسی در دوران سامانیان در خراسان و تاجیکستان موجب گردید که زبان پارسی در ادبیات مکتوب استوار گردد.
لهجههای پارسی دوران قرون وسطی مبنای زبان فارسی کنونی و تاجیکی کنونی را تشکیل دادهاند و زبان ادبی فارسی قرون وسطی پایه زبان ادبی فارسی و تاجیکی کنونی است و میان این دو زبان اختلاف ناچیزی وجود دارد که آن نیز به مبانی دستوری و ذخیره اصلی واژگان مربوط نمیشود و ناشی از اختلافات موجود در فولینک و تلفظ حروف صدادار در دو زبان است.
ایران و تاجیکستان هر دو شاخههایی از درخت تناوری هستند که ریشههای سفت و محکم آن در ژرفای خاک کهنسال جای گرفته، اگرچه امروز در محدوده جغرافیایی جداگانه جای دارند.
ارتباط فرهنگی ایران و تاجیکستان محدود به بقایای آثار باستانی و سوابق تاریخی نیست و ایرانشناسی بدون مطالعه فرهنگ تاجیکان هرگز کامل نخواهد بود.
ما از مردمی و کشوری سخن میگوییم که روزگاری با ما پیکر واحدی را تشکیل میدادند که دست تاراج زمان، بیمهریها و زورگویی استیلاگران آن را از پیکر ما جدا ساخت. امروز هر دو مردم ایران و تاجیکستان جهت آگاهی از تاریخ کهن و دستیابی به هویت اصلی خود نیاز به روابط فرهنگی دوستانه بر اساس احترام متقابل دارند، در این میان باید راه را بر اندیشههای ناسالم ناسیونالیستی و افراطی بست و بر بستر یک رابطه بنیادی و سالم حرکت نمود تا به نتایج روشن و دلخواه دست یافت.
* اهمیت و ضرورت گسترش رابطه فرهنگی با تاجیکستان
از همان روزهای اول پس از فروپاشی شوروی، کشورهای منطقه سعی نمودند که با این کشور روابط فرهنگی و سیاسی برقرار نمایند.
کشور ما نیز با در نظر گرفتن منافع ملی خود سعی کرد که رابطه فرهنگی محکم و استواری با این کشورها از جمله تاجیکستان داشته باشد و در این اثنا دستاوردهای بزرگ استقلال تاجیکستان با کشورمان که در طی چند قرن اخیر دستخوش حوادث و رویدادهای گوناگون شده و آسیبهای شدید دیده بود، باعث گردیده بود تاجیکان و ایرانیان از حال یکدیگر بیخبر بمانند.
بنیاد فرهنگ تاجیکستان در مهرماه سال 1370، اکتبر 1991، بر اساس آییننامهای استقلال خود را اعلام کرد. این بنیاد در مدت نسبتاً کوتاهی کارهای بسیاری انجام داد و در جهت احیای فرهنگ دیرینه تاجیکان گامهای موثری برداشته است.
* روابط فرهنگی ایران و تاجیکستان پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی
تا پیش از فروپاشی شوروی سابق میان ایران و این کشور هیچگونه مناسبات فرهنگی چه به صورت مستقل و یا غیر مستقل وجود نداشته است و آنها همانند دیگر جمهوریهای دیگر تابع سیاستهای تعیین شده از سوی حکومت مرکزی بودند و در چارچوب مناسباتی که آنان مشخص میکردند، حرکت میکردند.
آشکار است که در چنین شکلی از مناسبات فرهنگی چه ریشهای و چه کلاسیک هیچ اثری باقی نخواهد ماند و در حقیقت روح اصلی مناسبات خدشهدار خواهد شد و نگاه ایدئولوژیک از هر دو سو بر روابط سالم فرهنگی و گسترش ارتباطات و رفتوآمد میان هیاتها و گروههای فرهنگی سایه میانداخت.
در این راستا آشنایی با فرهنگ و هنر، ادبیات و تاریخ تاجیکستان و افرادی که در این زمینهها تلاش مینمودند و آثاری خلق میکردند، محدود به تنی چند از مورخان، محققان و اهل فن بود و از آن فرا نمیرفت و در زمینههای یاد شده گزارش یا خبری در مطبوعات به چاپ نمیرسید.
در آستانه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آهنگ این مناسبات اندکی شتاب گرفت و در پی فروپاشی، شکل نوینی از مناسبات میان دو کشور دوست و برادر ایجاد شد که لازمه گسترش و بقای فرهنگ دیرپا و مشترک هر دو کشور میباشد.
* آغاز روابط فرهنگی میان دو کشور
در تاریخ هجدهم دیماه سال 1370 سفارت ایران در تاجیکستان (دوشنبه) گشایش یافت و هیاتی هم جهت گسترش زمینههای فرهنگی میان دو کشور اعزام شد تا بتواند مناسبات فرهنگی را میان دو کشور فراهم سازند.
اعضای ایرانی در مدت اقامت خود در تاجیکستان برنامههای گوناگون، شب شعر، (شعرخوانی) و نمایش و اجرای موسیقی داشتند و در این میان در رابطه با مسایل فرهنگی مورد علاقه میان ایرانیان و تاجیکان بحث و گفتوگو انجام گرفت و جهت تحکیم و ترویج فرهنگ فارسی و همچنین چاپ نشریات به زبان فارسی از سوی هاشمیرفسنجانی رییسجمهور وقت ایران یک دستگاه ماشین چاپ به آنها اهدا شد و قرار شد که انتشارات «الهدی» در شهر دوشنبه یک کتابفروشی دایر نماید و نیز گفتوگو پیرامون چاپ کتابهای آموزشی تاجیکان در ایران از دیگر مسایل فرهنگی مورد توجه بود. در سال 1992 هیات بلندپایهای به ریاست «رحمان بنیاف» رییسجمهور وقت تاجیکستان به تهران عزیمت نمودند که پس از مذاکرات در رابطه با مسایل فرهنگی پنج سند مهم بین دو دولت به امضا رسید و همچنین در سال 1996 که معاون اول رییسجمهور وقت به تاجیکستان سفر نمود، 11 تفاهمنامه در زمینه آموزشی و فرهنگی میان دو کشور به امضا رسید که در این رابطه سفری که رییس مجلس عالی تاجیکستان به ایران داشته است، زمینه همکاریهای فرهنگی را تحکیم نمود. از دیگر ارتباطات فرهنگی میتوان به تبادل دانشجو میان دانشگاههای دو کشور اشاره نمود و همچنین جشنها و بزرگداشتهای مشترک چون هزاره شاهنامه فردوسی طوسی، 680 سالگی میرسید علی همدانی و 675 سالگی شیخ کمال خجندی را نام برد و همچنین سمپوزیوم بینالمللی یکهزار و صدمین سالگرد دولت سامانیان را که در دوشنبه برگزار گردید، نام برد.
1- بخش ادبی ـ روابط فرهنگی
در این بخش میتوان از شعرای زیادی از کشور تاجیکستان نام برد، از جمله عبید رجب، سلیم شاه، حلیم شاه و لایق شیرعلی که اشعار آنها نیز در مجلات و روزنامههای زیادی به چاپ رسیده است.
همچنین مجله کیهان فرهنگی در شماره هشت خود ویژهنامهای تحت عنوان ویژه فرهنگ تاجیکستان منتشر نمود که در این ویژهنامه از اشعار گل نظر، گلرخسار، صفی آوا و رحمت نذری و تنی چند از دیگر شاعران تاجیکستان اشعاری به چاپ رسانیده است.
همچنین از نویسندگانی چون باباخان غفوراف، عبدالعلی میرزایف، اعلاخان، کمال عینی و ولی صمد کتابهایی در تهران به چاپ رسیده است.
2- بخش هنری
همزمان با گسترش فرهنگی، بخش هنری نیز فعالیتهای زیادی داشته است. در سال 1990 محمدرضا شجریان استاد مسلم موسیقی ایران به همراه گروهی از نوازندگان و دیگر هنرمندان ایرانی به مناسبت 1400 سالگی باربد هنرمند معروف دوران ساسانیان به تاجیکستان سفر نمودند و در آنجا به هنرنمایی پرداختند.
در همان سال در شهر دوشنبه جشنواره فیلمهای ایرانی برگزار شد و در سال 1992 نیز جشنواره موسیقی دهه فجر کشورمان گروه هنری ملک و گروه هنری آدینه هاشم در ایران به هنرنمایی پرداختهاند. هنرپیشگان تاجیک نیز سفرهایی به ایران داشتهاند.
3- آینده و دورنمای روابط فرهنگی ایران و تاجیکستان
تمامی آنچه که در چارچوب مناسبات فرهنگی میان دو کشور انجام گرفته است، بسیار مثبت و در زمینه گسترش و پویایی فرهنگ مشترک دو کشور مهم و قابل توجه است، بایستی نهادهای فرهنگی در این رابطه فعالیتهای زیادی داشته باشند. چرا که مشکلات داخلی تاجیکستان خصوصاً جنگ داخلی به آن کمک کرد. امامعلی رحمانف رییسجمهور تاجیکستان در دیدار با اعضای هیات پارلمانی ایران که به مناسبت دهمین سالگرد استقلال تاجیکستان به آن کشور سفر کرده بودند، از خدمات و همگامی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با تاجیکستان تشکر و قدردانی نمودند، بسیاری از سیاستمداران معتقدند که امکانات بسیاری برای گسترش روابط فرهنگی، علمی و ادبی میان ایران و تاجیکستان وجود دارد.
یکی از دانشمندان تاجیک به نام محمدجان شکواراف از مسئولان فرهنگی ایران خواسته است چنانچه موافقت نمایند، آموزشگاههای زبان فارسی در تاجیکستان افتتاح شود. ضمن این درخواست کمک از مقامات جهت انتقال تجارب آموزشی به آموزگاران و اساتید تاجیکستان نیز مطرح شده است. مردم تاجیک (دانشمندان، روشنفکران) چشم انتظار از بین رفتن مرزهای فرهنگی میان دو کشور هستند، تاجیکان به فرهنگ دیرینه ایرانی و تمامی اقوام ایرانی ساکن در تاجیکستان و افغانستان بالیدهاند و افتخار میکنند. در سرتاسر آثار شعرای تاجیک و نویسندگان و محققان این کشور عشق به فرهنگ ایرانی و تمدن کهنسال آن دیده می شود. توجه به فرهنگ و زبان نیاکان در میان دانشمندان تاجیک جای ویژهای دارد.