همزمانى ابراز نارضایتى ضمنى دولت جدید آمریکا از روندهاى جارى در گرجستان با انتقاد نهادهاى غربى از وضعیت دموکراسى در این کشور، رابطه معنادارى مترتب بر خاتمه حمایت آمریکا از مهره سوخته اى به نام ساکاشویلى را به ذهن متبادر مى کند. به گزارش ایراس چندى است که نهادهاى غربى به ویژه آمریکایى هم نوا با دولت این کشور بر حجم انتقادات خود از دولت ساکاشویلى از جمله در قالب اعتراض به روندهاى دموکراتیک در این کشور افزوده اند که گزارش اخیر خانه آزادى زیر عنوان آزادى در جهان از آن جمله است. در رتبه بندى ۲۰۰۸ خانه آزادى که از آن به عنوان موسسه اى معتبر در زمینه بررسى تطبیقى آزادى و دموکراسى در کشورهاى مختلف جهان یاد مى شود، (که البته با التفات به وابستگى برخى اعضاء آن با دولت آمریکا باید در ارزیابى گزارش هاى آن جانب احتیاط را رعایت کرد)، رتبه گرجستان به لحاظ وضعیت آزادى هاى سیاسى تنزل داده و از وضعیت قبلى دموکراسى انتخابى به نسبتا آزاد تغییر داده شده که بر اساس شاخص هاى این نهاد به آن معنا است که در این کشور میزان حمایت از حقوق و آزادى هاى شهروندى کامل نیست. خانه آزادى در گزارش خود، ضمن اشاره به اینکه گرجستان اولین کشور در حوزه شوروى سابق است که به انقلاب رنگى اقدام نموده و گام هاى مهمى را در جهت استقرار دموکراسى برداشته، بر اینکه سال گذشته میلادى سالى سخت براى این کشور بوده تأکید دارد، اما به طور ضمنى این تنگناها از جمله جنگ ماه اوت را بستر و بهانه اى براى افزایش خودمدارى هاى دولت عنوان کرده است. همچنین در این گزارش نارسایى ها و عملکردهاى نامطلوب دولت در جریان انتخابات پارلمانى و ریاست جمهورى سال گذشته به عنوان دیگر شاخص هاى مهم کاهش رتبه این کشور عنوان شده است.
تهدید و ارعاب مخالفین دولت پیش و در جریان انتخابات و استفاده وسیع گروه حاکم از منابع دولتى در روند تبلیغات انتخاباتى که منجر به پیروزى حزب حاکم (جنبش وحدت ملى) شد، به عنوان مهم ترین تخلفات عمده دولت در این انتخابات یاد شده است. جالب تأمل این که در رتبه بندى ۲۰۰۸ خانه آزادى ونزوئلا و موریتانى نیز از جمله دموکراسى هاى انتخابى خارج و بنگلادش و بوسنى و هرزگوین جایگزین آنها شده اند و در گستره شوروى سابق ازبکستان، ترکمنستان و روسیه در رتبه هاى پائین ترى از گرجستان قرار داده شده اند. به هر تقدیر آگاهان امر با اشاره به اینکه قضاوت مقامات آمریکابى از وضعیت مناسب و خوب دموکراسى در گرجستان طى سال هاى اخیر نه بر مبناى واقعیات بلکه با اغراض سیاسى صورت گرفته، این حمایت ها را با سنت مشهود استفاده ابزارى از موضوعى دموکراسى در سیاست خارجى آمریکا مرتبط مى دانند. به اظهار این عده، وضعیت دموکراسى در گرجستان آن طور که مقامات آمریکایى ادعا مى کردند پس از انقلاب رز به نحوى ماهوى تغییر نکرده و دولت ساکاشویلى پس از نمایش برخى روندهاى دموکراتیک به همان راه رفته اسلاف خود در باز تولید روندهاى خودمدارانه بازگشت. به اعتقاد این عده؛ جالب تأمل اینکه نهادهاى مدعى دموکراسى در غرب طى این مدت در راستاى سیاست هاى دولت هاى غربى به ویژه آمریکا چشم خود را به روى روندهاى غیردموکراتیک در دولت ساکاشویلى بسته بودند. به تأکید آنها عدم انتقاد این نهادها به فساد گسترده در دولت ساکاشویلى از جمله دخالت دولت مردان آن در روندهاى اقتصادى، به ویژه تغییر مالکیت برخى شرکت هاى مخابراتى به بهانه خصوصى سازى و همچنین اهمال این نهادها از انتقاد از تحدید قابل ملاحظه فعالیت رسانه هاى آزاد در این دوره از جمله موارد مشهود در این باب است.
سرکوب خشونت بار تظاهرات مخالفین در نوامبر ۲۰۰۷ از سوى دولت ساکاشویلى نقطه اوج روندهاى غیردموکراتیک در این دولت بود که این بار نیز دولت ها و نهادهاى غربى به توصیه هاى سهل انگارانه بسنده کردند. با همین ملاحظه به اعتقاد تحلیلگران مستقل، گزارش ۲۰۰۸ خانه آزادى حاوى ارزیابى هاى واقع انگارانه ترى از وضعیت موجود در گرجستان است. در سوى مقابل، از آنجا که دولت مردان کنونى گرجستان در اردوگاه دموکرات هاى کاخ سفید که ۲۰ ژانویه قدرت را به طور رسمى به دست خواهند گرفت از نفوذ و لابى اندکى برخوردارند، افزایش این قبیل انتقادها مى تواند نشانه اى مشهود از این واقعیت باشد که نباید بیش از این انتظار حمایت دولت آمریکا از خود را داشته باشند. شایان ذکر است که پیش از این نیز باراک اوباما بر ضرورت تقویت دموکراسى در گرجستان تأکید کرده بود که به نظر مى رسد بسته پیشنهادى ساکاشویلى به مجلس در اواخر سال ۲۰۰۸ براى انجام اصلاحات دموکراتیک که مترتب بر تحدید قدرت رییس جمهورى و همزمان گسترش اختیارات مجلس بود در این راستا و اقدامى براى جلب نظر اوباما بوده باشد که به نظر مى رسد مقبول وى نیفتاده است. با این ملاحظه و با التفات به رویکرد انتقادى دولت اوباما به ساکاشویلى، افزایش انتقادات نهادهاى غربى از جمله خانه آزادى را نمى توان خالى اغراض سیاسى دانست. به عبارتى بین افزایش انتقاد نهادهاى غربى با ابراز عدم رضایت دولت جدید آمریکا از ساکاشویلى در این مقطع زمانى خاص مى توان رابطه معنادارى را مورد توجه قرار داد که به نظر مى رسد عصاره آن؛ اتمام بهره دهى ساکاشویلى و تلاش آمریکا براى تمرکز بر مهره هاى دیگر براى تضمین استمرار نفوذ گذارى خود بر روندهاى در قفقاز جنوبى به طریقى دیگر است. در این بین به نظر مى رسد کاهش مشروعیت دولت ساکاشویلى در محیط داخلى و همزمان تقویت موضع مخالفین وى و عزم آنها براى مجبور کردن او به استعفاء که قرار است در تظاهرات هاى بهار سال جارى به نحو جدى ترى دنبال شود، در تغییر موضع دولت آمریکا به عدم حمایت از ساکاشویلى بى تأثیر نبوده است.