تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۷۲۹۸۷

مدل گورباچف براى اوباما


بیست سال پیش در چنین ماهى، میخائیل گورباچف در مقابل مجمع عمومى سازمان ملل ایستاد و گفت که نیاز آزادى انتخاب براى همه ما روشن است. ناتوانى در درک چنین مسأله اى نتایج فجیعى به همراه دارد، نتایجى براى صلح جهانى. در آن زمان گورباچف به عنوان نماینده کشورهاى بلوک شرق، رهبرى هزاران میلیون نفر انسان را هم در اتحاد جماهیر شورى و هم در مرکز و شرق اروپا برعهده داشت، جمعیتى که هیچ آزادى در انتخاب خود نداشتند. دولتى که گورباچف ریاست آن را برعهده داشت مدت ها این مسأله را تفهیم کرده بود که شرایطى غیر از این امکان پذیر نیست. آزادى انتخاب شما را به کام مرگ مى برد.
به همین دلیل است که اظهارات وى جهان را متحیر کرد. آزادى انتخاب قاعده اى جهانى است که نباید هیچ مستثنایى داشته باشد. به گزارش دیپلماسى ایران وى براى آنکه مطمئن شود که شنونده ها، سخنان او را به درستى درک کرده اند به پیاده کردن نیروها در اروپاى شرقى اشاره کرد، اجبارى که مانع آزادى شد و گفت که امروز مى توانم به شما مسائل زیر را اطلاع دهم: اتحاد جماهیر شوروى تصمیم خود را گرفته است تا نیروهاى مسلح خود را کاهش دهد و به ۵۰۰ هزار نفر برساند. تعداد نیروهاى قراردادى نیز کاهش پیدا خواهد کرد.
کاهش این نیروها یکجانبه خواهد بود. ۶ لشکر تانک از آلمان شرقى، چک و اسلواکى و مجارستان عقب نشینى خواهند کرد. او در ادامه گفت که باقى نیروهاى شوروى مستقر تنها جنبه دفاعى خواهند داشت. نه تنها تفنگ هاى اتحاد جماهیر شوروى از کشورهاى عضو پیمان ورشو جمع آورى خواهد شد، بلکه دیگر به سمت سایر کشورهاى اروپایى نیز نشانه نخواهند گرفت. تمام آنچه را که گورباچف در آن زمان اعلام کرد براى غیر نظامى کردن روابط بین المللى، تغییر نظام اقتصادى جهان از یک اقتصاد نظامى به سمت یک اقتصاد غیر نظامى و حرکت به سمت جهانى غیر هسته اى و عارى از خشونت بود. وى با رونالد ریگان که دوران قدرت وى رو به اتمام بود دست داد و ابراز امیدوارى کرد که جانشین او، جورج بوش پدر بتواند به عنوان یک شریک با شوروى همکارى کند. به نظر مى رسد اینها همه پیشینه اى بود تا سال ۱۹۸۹ به سالى قاطع تبدیل کند.
گورباچف از دیدگاه خودش درست عمل کرده بود. در سال ،۱۹۸۹ به دلیل آن سخنرانى در سازمان ملل، کشورهاى پیرو به طور قطعى آزادى خود را اعلام کردند. اتحاد جماهیر شوروى نیز به چند پارچه تبدیل شد، پروسه اى که در سال ۱۹۹۱ قطعیت پیدا کرد- ۱۷ سال پیش در چنین روزهایى- و پرچم قرمز از کاخ کرملین پایین آمد و گورباچف استعفا داد و شوروى به حیات خود پایان داد. اما از دیدگاه ایالات متحده آمریکا، سال ۱۹۸۹ از جهاتى دیگر اهمیت دارد. تنها چند هفته پس از آنکه دیوار برلین بدون حضور تانک ها فروریخت، رئیس جمهور جدید آمریکا، دستور داد تا هزاران اسلحه و نیروى آمریکایى وارد پاناما شوند. و این حرکت در واقع پاسخى بود به گورباچف و اعلام اینکه روابط بین المللى غیر نظامى نمى شوند دست به این اقدام زد و جنگ هاى غیر ضرورى آمریکا در پى جنگ پاناما آغاز شد و نشان داد که واشنگتن اقتصاد جنگ سرد همچنان ادامه دارد.
سالى که گورباچف از آن به عنوان سال قطعیت نام برده بود اکنون در مقابل ما قرار دارد. آمریکایى ها امروز در شرایطى قرار دارند که آخرین دیکتاتور اتحادیه جماهیر شوروى آن روزها قرار داشت. در آستانه سالى که انتظارات فراوانى از آن داریم. برخى از ما امیدواریم که تلاش هاى ما براى پایان دادن به جنگ ها به ثمر خواهد رسید و درگیرى هاى منطقه اى تمام خواهد شد، خشونت علیه طبیعت ادامه نخواهد داشت و ترور، گرسنگى و فقر ار بین خواهد رفت، همانطور که ترورهاى سیاسى از بین خواهد رفت. آیا انتظار زیادى است که از باراک اوباما داشته باشیم تا بتواند تاریخ را تغییر دهد؟ صلح ایجاد کند؟ سیستم اقتصادى را اصلاح کند؟ کره زمین را نجات دهد؟ برنامه سیاسى بر پایه واقعیت و راستگویى بنا کند؟ آیا ما با چنین امیدهایى خودمان را مورد مسخره قرار داده ایم؟ با کمک خداوند، چندان دیر نیست تا بتوانیم تاریخ را تغییر دهیم. این باید هدف همگى ما باشد، این همان چیزى است که باراک اوباما اعلام کرد. او گفت تنها با همکارى یکدیگر مى توانیم به این هدف برسیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات