گروه سیاسی - محمدی: نقشه اصلی حمله به غزه، مدتها پیش طراحی شده بود.
اسرائیل در حالی آتش بس پیشنهادی سازمان ملل را رد کرد که تحلیگران نظامی آن، سرگرم بررسی ابعاد مرحله بعدی حمله به غزه - یا چنانکه گفته می شود «فاز سوم جنگ»- بودند.
در فاز نخست، اسرائیل از راه هوا به هزاران هدف حمله کرد و در ادامه، نیروی زمینی آن وارد بخشهای گسترده ای از نوار غزه شد. پیش بینی می شود در فاز سوم عملیات نظامی اسرائیل، شاهد گسترش حملات هوایی و زمینی باشیم.
جاناتان کوک، روزنامه نگار و نویسنده بریتانیایی که در شهر ناصره(در سرزمینهای اشغالی) زندگی می کند و تحلیلها و گزارشهای او در رسانه های مختلفی - از گاردین، آبزرور گرفته تا الجزیره و انتفاضه الکترونیک- منتشر می شود، در یادداشتی با عنوان «طرح کلی حمله به غزه، مدتها پیش تهیه شده است» به بررسی وضعیت غزه و آینده آن پرداخته است.
جاناتان کوک با اشاره به ویژگیهای فاز سوم عملیات نظامی اسرائیل در غزه می نویسد: در این مرحله، اسرائیل احتمالاً ناگزیر است هزاران سرباز ذخیره را - که هم اکنون در پایگاه های صحرای النقب، آخرین مراحل آموزشهای نظامی خود را می گذرانند- به کار گیرد تا بتواند مناطق مسکونی متراکم و پرجمعیت واقع در مرکز غزه را - که دژ کلیدی حماس محسوب می شود- تخریب و تصرف کند. در این شرایط، انتظار می رود شمار تلفات شهروندان فلسطینی به نحو چشمگیری افزایش یابد.
فاز چهارم عملیات نظامی اسرائیل - برای براندازی حماس و اشغال دوباره غزه - به ظاهر نامحتمل به نظر می رسد؛ بویژه آنکه ارتش و رهبری سیاسی اسرائیل از هزینه های نظامی و اقتصادی آن بیمناک هستند.
پیش بینی می شود «عملیات سرب گداخته» در روزهای آینده گسترش یابد.
جنگنده های اسرائیلی با فرو ریختن اعلامیه هایی بر فراز غزه به ساکنان این منطقه درباره خطرهای پیش رو هشدار داده اند.
در این اعلانها نوشته شده است: با پیروی از دستورات ما، ایمن بمانید.
هفته پیش، نخست وزیر ایهود اولمرت هشدار داد، گزینه های نظامی ارتش اسرائیل به پایان نرسیده است.
چنانکه وزیر دفاع اسرائیل در ابتدای حملات اعتراف کرد، اسرائیل مدتها در حال آماده سازی این گزینه ها بوده است.به گفته ایهود باراک، او و ارتش در شش ماه گذشته سرگرم تدارک این حملات بوده اند. در حقیقت، شواهد حاکی از آن است که طرح کلی حمله بسیار پیشتر(شاید 18 ماه پیش) تهیه شده است.
به لحاظ موقعیت زمانی، ] اسرائیل هنگامی دست به کار طراحی نقشه حمله به غزه شد که [ حماس به توطئه کودتای رقیب اصلی خود، فتح(که از سوی ایالات متحده پشتیبانی می شود)، پی برد و آن را نقش بر آب کرد.
خروج بسیاری از اعضای فتح - که از اهالی غزه هستند- از این منطقه و اقامت آنها در ساحل غربی، ایهود باراک را متقاعد کرد که محاصره دریایی و زمینی دراز مدت یک سرزمین محصور کوچک به تنهایی نمی تواند حماس را به زانو در آورد.
در این راستا، باراک به گسترده تر کردن دامنه محاصره اقتصادی رو آورد و به کمبود برق و سوخت دامن زد. برداشت عمومی بر این باور استوار بود که تنگ تر شدن حلقه محاصره اقتصادی با هدف فشار بر شهروندان غزه برای شورش علیه حماس طراحی شده است. از سویی، شاید این روند را باید برنامه محوری استراتژی نظامی ایهود باراک به شمار آورد؛ زیرا هر ژنرالی می داند جنگیدن با ارتشی - یا در این مورد شبه نظامیان- که در دام خستگی و گرسنگی گرفتار آمده، راحت تر است. هنگامی که خانواده و دوستان جنگجویان در رنج و زحمت باشند، می توان به کارسازتر بودن این شیوه بیشتر امیدوار بود.
چند ماه بعد، معاون وفادار باراک(ماتان ویلنای) در اظهارنظر معروفش، اهالی غزه را تهدید به هولوکاست کرد. در این میان، باراک و گروهش، تاکتیکهایی را به کابینه اسرائیل پیشنهاد دادند که می توانست در حملات نظامی مورد استفاده قرار گیرد.
فرمانده یگان نظامی اسرائیل در غزه در نخستین روزهای شروع حملات به این منطقه گفت، این اقدامات ستیزه جویانه با هدف بازگرداندن غزه به شرایط چند دهه پیش در حال انجام است.
اسفندماه سال گذشته، رسانه های محلی اسرائیل به این نکته اشاره کردند که با وجود نقض قوانین بین المللی، طرح حمله به غزه مستلزم آتشبار توپخانه و حملات هوایی به محله های غیرنظامی است. ایهود باراک به امید نادیده گرفتن اقدامات اسرائیل از سوی جامعه جهانی در واکنش به حرف و حدیثهای رسانه ای گفت، مشاوران حقوقی در پی یافتن راهی هستند که با معاهدات بین المللی در تضاد نباشد.
نخستین کامیابی ایهود باراک در این جبهه، زمانی رقم خورد که اسرائیل از راه هوا به ایستگاه های پلیس یورش برد و ده ها نفر را از پا در آورد.
نیروهای پلیس بر اساس قوانین بین المللی، غیرنظامی انگاشته می شوند و این واقعیتی است که جامعه جهانی آن را نادیده گرفت.
در این میان، اسرائیل به مجموعه ای از اهداف حمله کرده است که آشکارا غیرنظامی به شمار می آیند مانند ساختمانهای دولتی، دانشگاه ها، مساجد، مراکز پزشکی و نیز مدارس.
اسرائیل تلاش کرده است برای توجیه اعمال خود چنین استدلال کند میان این مؤسسات عمومی و حماس ارتباطی وجود دارد تا حملاتش را مشروع جلوه دهد اما در این راه توفیق چندانی به دست نیاورده است.
دومین محور استراتژی نظامی اسرائیل، معرفی مناطقی از غزه به عنوان نقاط جنگی بود. ارتش در این مناطق بی هیچ دغدغه ای به عملیات دست می زند و انتظار دارد ساکنان آنها بگریزند. اگر اهالی این مناطق چنین نکنند خود به خود از وضعیت شهروندی و غیرنظامی بیرون آمده، به اهداف مشروع نظامی تبدیل می شوند.
به نظر می رسد سیاست کنونی اسرائیل بر روی انتشار اعلامیه های هوایی و هشدار به ساکنان رفح و شمال غزه و توصیه به آنان برای ترک این مناطق استوار است.
در چند روز گذشته، فرماندهان اسرائیلی به رجزخوانی درباره خشونت بی اندازه ای که در این مناطق به کار می گیرند، روی آورده اند.
اسرائیل در پی آن است که مطمئن شود بخشهای اصلی رفح و شمال غزه، خالی از سکنه باقی می ماند تا تونل زدن از رفح به مصر را دشوارتر سازد و نیز اطمینان حاصل کند راکتهایی که از شمال غزه به سوی اسرائیل شلیک می شوند، به تل آویو نمی رسند.
در فاز سوم عملیات نظامی اسرائیل - همزمان با پیشروی ارتش - شاید تاکتیکهای گذشته گسترش یابد و بخشهایی از غزه، منطقه بسته نظامی اعلام شده، ساکنان آنها به مراکز جمعیتی اصلی کوچانده شوند.
هنگامی که یکسال پیش ایهود باراک استراتژی خود را فاش کرد، میر شیتریت وزیر کشور اسرائیل اعلام کرد، ارتش باید محله های غزه را با خاک یکسان کند. حال باید منتظر ماند و دید اگر فاز سوم عملیات نظامی اسرائیل آغاز شود، چنین اقداماتی در دستور کار قرار خواهد گرفت.