تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۳  ، 
کد خبر : ۷۳۰۳۳

آفتاب آمد دلیل آفتاب


سروش صاحب فصول
ابلاغ سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه از سوی رهبر معظم انقلاب طی چند روز گذشته هم به لحاظ محتوایی و هم از منظر شکلی حاوی پیامهای روشن و البته بسیار مهمی بود که مرور بر برخی از آنها در بردارنده نکات قابل توجهی است .
الف: نخستین نکته ای که در نگاه اول بیش از هر چیز جلب توجه می کند کمی بودن سیاستهای کلی ابلاغ شده است . بررسی سوابق تدوین برنامه های توسعه ای دستکم در سالهای پس از انقلاب اسلامی نشان می دهد که در هیچ یک از موارد در مرحله تدوین و ابلاغ سیاستهای کلی شاهد هدف گزاریهای کمی نبوده ایم . به عبارت دیگر همانگونه که از عنوان سیاستهای کلی نیز برمی آید نهاد رهبری چه در زمان امام راحل و چه در زمان کنونی به تبیین و تشریح خطوط کلی و محورهای اساسی برنامه های توسعه ای مبادرت می ورزیدند و امر تعیین اهداف کمی به مراحل بعدی واگذار می شد اما در برنامه پنجم توسعه و در جریان ابلاغ سیاستهای کلی حاکم بر آن که از سوی رهبری پس از گرفتن نظر مشورتی با مجمع تشخیص مصلحت نظام صورت گرفته برای نخستین بار شاهد تعیین اهدافی کمی از قبیل رشد اقتصادی متوسط سالهای برنامه سهم صندوق توسعه ملی از درآمدهای نفتی سهم بهره وری در رشد اقتصادی و... هستیم . البته در کنار این مسئله ابلاغ دستور نهادی به نام « صندوق توسعه ملی » که قرار است جایگزین حساب ذخیره ارزی شود نیز نکته جالبی است که در جای خود محل تامل و موشکافی است .
از نظر برخی کارشناسان که روی آوردن سیاستهای کلی تدوین برنامه را به هدف گذاریهای کمی نشان دهنده اراده بالاترین مقام حاکمیت بر تعیین دقیق تر مسیر حرکت دولتهای مجری برنامه و جلوگیری از برخوردهای سلیقه ای در رابطه با شاخصهای کلان اقتصاد کشور تعبیر می کنند. پیامد چنین رویکرد مدبرانه ای بی تردید ترسیم نقشه راهی روشن دقیق و با کمترین ابهامی است . به دیگر سخن هدفگذاری های کلی در سیاستهای ابلاغی به دولتهای مجری برنامه پنجم گوشزد می کند که تمام سیاستهای آنان باید در راستای نیل به رشد اقتصادی 8 درصدی در سالهای برنامه باشد و جزئیات برنامه نیز به هیچ وجه نمی تواند در مغایرت با این اصول کلی قرار گیرد.
 ب: اهداف کمی تعیین شده در سیاستهای کلی برنامه پنجم از نظرگاه دیگری نیز قابل توجه و دارای پیام مشخصی است . مقایسه ای گذرا بین اهداف تعیین شده در حوزه های مختلف برنامه پنجم و چهارم توسعه نشان می دهد که عالیترین سطوح مدیریت نظام نه تنها دستیابی به رشد اقتصادی 8 درصدی کاهش بیکاری به 7 درصد قطع کامل وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی سهم بالای بهره وری در رشد اقتصادی و... را از رویاپردازی و ایده آل نگری نمی دانند بلکه با تعیین چنین اهدافی آن هم در متن سیاستهای کلی کشور را لایق و البته قادر به نیل به این قله ها می دانند و این درست بر خلاف جریان تبلیغاتی است که در سالهای سپری شده از برنامه چهارم با غیرواقع بینانه و رویاپردازانه خواندن اهداف کمی این برنامه سعی در پنهان کردن سو مدیریت های خود در تحقق این اهداف داشت.
این در حالی است که با چنین رویکرد بهانه جویانه ای باید اهداف تعیین شده برای برنامه پنجم را به مراتب ایده آل نگر تر از برنامه چهارم تلقی کنیم ! آن دسته از افرادی که برنامه چهارم را به دلیل اهداف تعیین شده در آن برنامه ای اجرا نشدنی می دانستند طبیعتا نقاط تعیین شده در سیاستهای کلی برنامه پنجم را باید دور از دست تر بدانند و این در حالی است که شرایط کشور اگر از سال 84 بدتر نباشد بهتر هم نیست.
ج: در طول سالهای اخیر برنامه چهارم و تدوین کنندگان به طور مستمر به گرایش های غیراسلامی و تمایل به تفکرات اومانیستی اقتصاد سودجویانه سیاستهای لیبرالیستی و... متهم می شدند تا جایی که این برنامه جز خمیر شدن لیاقت و قابلیت هیچ چیز دیگری را نداشته و ندارد این در حالی است که بررسی اجمالی سیاستهای ابلاغی نشان می دهد ادامه همان مسیر برنامه چهارم در برنامه پنجم به صلاح کشور دانسته شده است.
تلاش برای ایجاد فضای رقابتی اجرای اصل 44 هدفمندی یارانه ها و ... از جمله سیاستهایی هستند که تاکید سیاستهای ابلاغ شده بر آنها در حقیقت مهر تاییدی است بر برنامه چهارم و جهت گیریهای آن.
از این رو بیراه نیست اگر منتقدان برنامه چهارم و آنانی که با تمسک به ادله ای واهی این برنامه را عملا به کناری گذاشتند موضع شفاف خود را در مورد برنامه پنجم و سیاستهای ابلاغی آن عنوان کنند چرا که اگر به فرض محال برنامه قبلی بدون تایید مراجع قانونی نظام به تصویب رسیده بود جوهر امضای سیاستهای کلی برنامه پنجم هنوز خشک نشده است!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات