تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۲  ، 
کد خبر : ۷۳۱۴۷

چشم‌انداز ششمین جنگ اسرائیل


محمد بخشنده
در سومین هفته جنگ خونین غزه، بحث هاى جدى در محافل جهانى بویژه مراکز محافل تصمیم گیر تل آویو بر سر نتایج این بازى خونین درگرفته است. به طور مشخص از روز یک شنبه پس از آنکه اولین زمزمه ناکامى ارتش اسرائیل در تظاهرات خیابانى تل آویو و سرمقاله رسانه هایى مانند هاآرتص شنیده شد، ایهود اولمرت و شمار دیگرى از گردانندگان جنگ از «یک سره کردن نبرد» سخن گفته و فرصتى دیگر براى جبران دو هفته سرگردانى ارتش پرساز و برگ این رژیم در پشت دروازه هاى غزه طلبیدند.
اتاق فرماندهى جنگ در تل آویو براى فرونشاندن خشم عمومى که از یکشنبه شب به خیابان هاى تل آویو سایه افکند به ریسمان تئورى «یکسره ساختن نبرد» توسل جست. در این وضعیت پراز اضطراب روشن است که مقصود اصلى آن چه بر زبان اولمرت با عنوان «به پایان حمله نزدیک شده ایم» جارى شده چیزى جز این نیست که افکارعمومى درون سرزمین هاى اشغالى و جامعه بین المللى چند صباحى دیگر دست آنها را براى تاخت و تاز در غزه باز بگذارند. به این صورت دومین وعده مثلث گردانندگان جنگ براى غلبه بر قدرت حماس در حالى مطرح مى شود که حتى بر مبناى روایت خود روزنامه هاى صهیونیستى، واقعیت هاى صحنه جنگ تصویرى متفاوت از ادعاهاى وزارت جنگ این رژیم را گوشزد مى کنند.
براى قضاوت در باره هر جنگى و برآورد برد و باخت دو طرف درگیر، معیارهاى روشنى وجود دارد که تنها با تکیه بر این معیارها مى توان صحت و سقم وعده ها و ادعاهاى طرفین را ارزیابى کرد.
آغاز کنندگان این نبرد در جبهه اسرائیلى مجموعه اى از اهداف را براى این بازى خونین خویش ترسیم کرده بودند. این اهداف در دو هفته اخیر به صراحت و در قالب چند محور از سوى تزیپى لیونى به عنوان مسئول سیاسى جنگ و ایهود باراک فرمانده نظامى صحنه به صورت ذیل بیان شده است:
۱- نخستین هدف و در واقع اولین « پایه توجیهى جنگ» این بود که ارتش صهیونیستى با یورش به پایگاه مرکزى مقاومت اسلامى فلسطین، سرزمین هاى اشغالى را از کابوس موشک هاى حماس رهایى بخشد. براى رسیدن به این هدف، باراک و لیونى دستور کار جنگى با مشخصات سه گانه «غافلگیرانه، ضربتى و کوتاه مدت» را به اجرا گذاشتند. در فرداى شروع نبرد، تزیپى لیونى با سرمستى در تلویزیون اسرائیل این ادعا را مطرح کرد که آنها موفق شده اند حماس را غافلگیر سازند و بعد در مصاحبه دیگرى با نیوزویک وعده داد که چند صباحى دیگر به حیات دولت انقلابى اسماعیل هنیه خاتمه خواهند داد. اما جنگى که قرار بود با شبیه سازى نبرد ۶ روزه تل آویو را به پنجمین پیروزى خویش نائل سازد از یک نبرد فرسایشى سر درآورد و غرش جنگنده هاى اف ۱۶ ارتش صهیونیستى در آسمان غزه بیش از آنکه خاطره در هم کوبیدن ارتش لژیون هاى عرب در ۱۹۶۷ را تداعى کند حال و هواى جنگ ۳۳ روزه را زنده کرد. این بار نیز درست همانند تابستان ۲۰۰۶ اولین زنگ هشدار در باره زمینگیرى ارتش اسرائیل را تحلیلگران کهنه کار این رژیم در سرمقاله هاى «هاآرتص» به صدا درآوردند که در آنها به صراحت اعلام شده که : ارتش اسرائیل در مسیر جنگى فرسایشى و بدون چشم انداز پیروزى گرفتار شده است.
۲- با فرسایشى شدن نبرد، فاصله تل آویو از دومین هدف اعلام شده باراک و لیونى نیز دورتر شد. از تمایزات این جنگ این بود که شروع کنندگان آن در جبهه صهیونیستى از پشتیبانى تمام عیار حدود ۵۰۰ هزار شهرک نشین صهیونیست که در تیررس راکت هاى حماس قرار دارند برخوردار بودند. ساکنان این شهرک ها که اغلب از صهیونیست هاى متعصب شرق اروپا هستند به عنوان اولین داوطلبان این جنگ و با این محاسبه که حداقل پاداش نزاع با حماس، تأمین امنیت خانگى آنها است به جبهه غزه گسیل شدند. اما جنگى که فرماندهان ارتش صهیونیستى در جلسات توجیهى، اولین ثمره آن را خاموشى آتشبارهاى مقاومت اسلامى خوانده بودند اکنون در سومین هفته جنگ تصویر یک زرادخانه پایان ناپذیر از توان موشکى مقاومت را به نمایش گذاشته است. کافى است به آمار راکت هاى شلیک شده حماس، مناطق تحت آتش مقاومت اسلامى تعداد آوارگان شهرک هاى صهیونیست نشین و شمار کشته گان و زخمى هاى این حملات نگاه شود. گزارشگر رویترز پس از گشت و گذارى در شهرک هاى صهیونیستى نزدیک به غزه که همگى با شلیک راکت هاى حماس سکونتگاه خویش را ترک کرده اند جنگ موسوم به «سرگداخته» را با این سؤالات روبه رو مى کند و مى نویسد؛ از دهها پایگاه موشکى حماس که روزانه چندین فروند راکت را در مراکز مهم اسرائیل فرود مى آورند کدام یک در دو هفته اخیر منهدم شده است و از هسته هاى چریکى عزالدین قسام که ما فقط از حضور ۲۵ هزار نفر آنان در غزه خبر داریم چند نفر از بین رفته اند. البته این هسته هاى چریکى به جز اعضاى جناح هاى مبارز اسلامى و مردمى است که در این جنگ حضورى جهادگونه دارند.در واقع ذهن همه تحلیلگران درون سرزمین هاى اشغالى را این نکته مشغول کرده که در منحنى جنگ، میان استراتژى باراک مبنى بر «افزایش نیرو» و «گشودن جبهه هاى جدید» در امتداد شهر غزه با « نتایج نبردها» هیچ تناسب معقولى برقرار نیست و هراندازه ارتش صهیونیستى واحدها و یگان هاى ذخیره جدید وارد میدان جنگ مى کند دسترسى به گردان هاى عزالدین قسام دشوارتر مى گردد و هر اندازه نیروى هوایى و زرهى این رژیم بر حجم بمباران و دامنه کشتار مى افزاید نیروهاى مقاومت عملیات موشکى خویش را به لحاظ کمى و کیفى توسعه مى دهند. به گونه اى که اگر قبل از جنگ فقط دو شهرک صهیونیست نشین سدیروت و عسقلان آماج حمله حماس بودند اکنون چندین شهر و شهرک و شمارى از پایگاه هاى مهم ارتش این رژیم نظیر تسیلم و تل نوف و حتى دیمونا در تیررس این حملات قرار دارند.
۳- تیم گرداننده جنگ چنان که همه ناظران گفته اند «جنگى براى پرستیز و کسب اعتبار» شروع کردند. بر اساس این هدف گذارى جنگ غزه قرار بود بسیارى از نابسامانى ها و گسست هاى درون دولت، ارتش و جامعه اسرائیلى را درمان کند. جامعه سیاسى صهیونیستى در دو سال پس از جنگ ۳۳ روزه با مشکلات عمیقى روبه رو شد. به گونه اى که به گواهى نظرخواهى هاى انجام شده شیرازه اعتماد عمومى در چند مرحله لطمه دید گزارش وینوگراد در باره ناتوانى سیستم نظامى و سیاسى این کشور در جنگ ۳۳ روزه ضریب اعتماد عمومى به دولت را به پائین ترین سطح رساند. پیامد بعدى این گزارش بروز شکاف سیاستمداران و نظامیان بود، به نحوى که هر دو گروه گناه شکست ها را به گردن دیگرى انداخت. همین اختلاف بود که به کناره گیرى و تسویه شمارى از سران سرشناس از قدرت منجر شد این زنجیره بى اعتمادى در ماجراى رسوایى مالى اولمرت تکمیل شد. انتظار مى رفت که لیونى و باراک پس از اولمرت نظم و انسجام تازه به دولت آشفته تل آویو بخشند اما چنان که در سه ماه اخیر دیده شد لیونى از تشکیل ائتلاف ناتوان ماند و باراک نیز با موج تنش در درون حزبش روبه رو گردید. به همین دلیل همه کارشناسان از عمرو موسى تا حسنین هیکل در این باره اتفاق نظر دارند که هدف روشن جنگ غزه عبور دادن ارتش و دولت اسرائیل از بحران عمیق کنونى است و لیونى و باراک و اولمرت به این امید بودند که همه این بحران ها و شکاف ها با یک پیروزى در جنگ قابل درمان است شاید در سایه این جنگ اعتماد عمومى بازگردد و اقتدار افسانه اى ارتش ترمیم شود.
اما اکنون با شروع نخستین موج تظاهرات ساکنان تل آویو علیه سران این رژیم این استراتژى نتیجه اى معکوس به بار آورده است. پیش از این کارشناسان این رژیم اعلام کرده بودند که تظاهرات خیابانى در تل آویو و شورش ساکنان اسرائیل نقطه شکست دولت اولمرت در جنگ خواهد بود چرا که با شروع نخستین شورش هاى خیابانى در تابستان ۲۰۰۶ بود که نصرالله توانست دولت اولمرت را به تسلیم و پذیرش شکست وادار سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات