تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۵  ، 
کد خبر : ۷۳۳۰۸

دولت نظامی یا دولت انقلابی مستضعفین


جانباز محسن اسکندری
در سه سال و نیم اخیر بیشترین حملات به دولت جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرفته است از قد وقواره تا شکل و اندازه از سفرهای استانی تا سفرهای خارجی و... بحث اول اینکه این اتهامات و غیبت‌ها را هیچ مسلمانی که معتقد باشد نه می‌سازد و نه نقل می‌کند و تنها از دشمنان زخم‌خورده خارجی و دنباله داخلی آنان بر می‌آید که به هیچ چیز اعتقادی ندارند.
دوم آنکه حمله به دولت را تحت عنوان ناکارآمدی دولت و دلایل دیگر می‌خواهند رواج دهند خصوص در مطبوعات زنجیره‌ای در واقع این تضعیف دولت جمهوری اسلامی باشد نه انتقاد سازنده!
سوم آنکه در کتاب عیون اخبارالرضا(ع) امام رضا(ع) می‌فرمایند مسئول در حکومت اسلامی باید مثل عمود خیمه (ستون اصلی خیمه) باشد یعنی اصلی‌ترین نقش را داشته و همیشه در دسترس و در بین مرد باشد که جواب منتقدین سفرهای استانی می‌باشد. اگر امام رضا(ع) را بشناسند و به سخنان ولایت معتقد باشند ـ ضمناً چه اشکالی دارد از افرادی که در زمان بحران‌های ابتدای انقلاب و جنگ یا ابتدایی‌ترین امانات بحران‌ها را مدیریت کردند و انقلاب را سالم به نسل‌های بعدی تحویل دادند برای کار اجرایی استفاده شوند. نظامیان از صالح‌ترین جامعه هستند و زیرا امنیت کشور و اسرار نظام را با خون خود و جان خود پاسداری و حفاظت می‌کنند و سیاست‌زده نبودند و سیاست‌بازی نکرده‌اند که در آن بازی‌ها گرفتار شوند.
من متاسفم که کسانی مثل آقای هاشمی‌رفسنجانی هم گاهی اسیر این بازی‌ها می‌‌شوند و نسبت به نظامی شدن دولت هشدار داده‌اند. در واقع رطب‌خورده نباید منع رطب کند اولین کسی که پای نظامیان‌گرا به‌ کار اجرایی باز کرد خود ایشان بودند که چندین سال آقای محسن رضایی را به دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کردند اگر نگرانی دارند ابتدا ایشان را برکنار کنند!
کفران نعمت‌های الهی چرا!
یکی از رذائل بزرگ اخلاقی و گناهان کبیره در مکتب حیات‌بخش اسلام کفران نعمات الهی و ناسپاسی در برابر احسان و اکرام خدا و حلق اوست. در قباحت این گناه همین بس خدای مهربان می‌فرماید: «قتل‌الانسان ما اکفره» (عبس 17 مرگ بر انسان ناسپاس و کفرپیشه!) و یکی از نعمات بسیار بزرگ هم از دیدگاه قرآن کریم نعمت رهبری صالح و عادل است که بسیاری از ملل جهان از آن محرومند و ما با استمرار الطاف بیکران الهی و به برکت خون مقدس شهیدانمان از این نعمت بزرگ بهره‌مندیم.
اما کفران نعمت بزرگ رهبری و مسئولان دلسوز چگونه ممکن است؟
پاسخ روشن است. ناسپاسی در برابر چنین رهبری، بی‌اعتنایی به رهنمودها و تاکیدات ایشان است. به عنوان مثال یکی از تاکیدات رهبر معظم در سه سال گذشته اصرار ایشان در حمایت و پشتیبانی از دولت خدمتگزار و مکتبی آقای احمدی‌نژاد و عدم تضعیف آن بود است.
تا جایی که به ناسپاسان و تضعیف‌کنندگان دولت متذکر شدند که (یکی از نعمت‌های بزرگ همین دولتی است که با شعارهای اصولی بر سر کار آمده و از نعمت‌های دیگر جهت‌گیری و فضای دینی و معنوی است که امروز بر کشور حاکم است) اما متاسفانه برخی از افراد و جریانات سیاسی معاند داخلی توجهی به این تذکرات دوستانه رهبری نکردند بلکه دولت را متهم به ناکارآمدی کردند.
باز رهبر معظم انقلاب ناصحانه فرمودند: «.... همه باید رئیس‌جمهور را مورد تکریم قرار بدهند... و تبلیغ ناکارآمدی دولت در بین مردم آن همه غیرمنصفانه صحیح نیست.» 18/7/85
بار دیگر بی‌انصافی را از حد گذراندند و سفرهای استانی دولت را یک تحول عظیم در پیوند ملت با دولت و لمس مشکلات مردم از نزدیک بود را زیر سوال بردند!
مجدداً‌ رهبری عزیز متذکر شدند که «خوشبختانه سرکشی دولت و رئیس‌جمهور وزرای محترم به مناطق مختلف کشور آن آرزوی دیرینه ما را به نحو احسن برآورده کرده است.» 17/8/85
اما این رضایتمندی رهبری از دولت، گویی چشم مخالفان را مضاعف کرده باشد این بار به بهانه اینکه حمایت‌های رهبری امری عادی و از همه دولتهای قبل بوده و تکلیف ما را در انتقاد و تخریب دولت ساقط نمی‌کند به تخریبشان ادامه دادند. تا اینکه رهبری این موضوع را برای مردم روشن فرمودند که: «من هم از دولت حمایت می‌کنم، از دولت‌های قبل هم حمایت کردم از این دولت هم به طور خاص حمایت می‌کنم، بیشترین مسئولیت‌ها را دولت به دوش دارد، بعد هم از جهت‌گیری‌های دینی و این ارزشگرایی انقلابی و اسلامی خیلی ارزش دارد... این دولت واقعاً یک دولت کار است....انرژی، نشاط و کارآیی دولت یک امر برجسته است.» 1/1/86
بار دیگر سفر رئیس‌جمهور به آمریکا را زیر سوال بردند، اما رهبری هوشیار خطاب به رئیس‌جمهور فرمودند: «سفر شما به آمریکا سفری خوب، پربرکت و مایه سرافرازی ملت ایران بود. سخنرانی شما در دانشگاه کلمبیا... و همچنین سخنرانی شما در مجمع عمومی سازمان ملل، در مجموع مایه سرافرازی ملت ایران شد.» 8/7/86
اما با ادامه کار انقلابی و عدالتخواهی دولت در بریدن دست متجاوزان به بیت‌المال مسلمین کار دشمنی و خصومت با دولت توسط غارتگران و سرمایه‌داران زالوصفت شدیدتر شد که با طرح توطئه، افزایش حیرت‌انگیز قیمت مسکن موجبات شکسته شدن اعتماد مردم و ناامیدی آنها از دولت را فراهم کردند و مسئولیت آن را نیز به گردن دولت انداختند!!
بار دیگر رهبر عظیم‌الشان در جمع دانشگاهیان یزد در سال 86 فرمودند: «هوچی‌گری کردن، مردم را دلسرد کردن، اعتماد به نفس مردم را شکستن، آنها را ناامید کردن، نسبت به آینده هیچ روا نیست، این خطاب من به همه است، اما دولت مکتبی با تمام این تهاجمات و کارشکنی‌های دشمنان داخلی و خارجی با جدیت و اعتماد به نفس و دلگرمی از حمایت‌های بی‌سابقه رهبری به کار اصلاحات زیربنایی خود ادامه داد و کارهای بسیار بزرگی مانند سهمیه‌بندی بنزین، برگرداندن وام‌های کلان به افراد خاص توسط دولت‌های قبلی و مقابله به زیاده‌خواهی‌های استکبار جهانی در مسئله انرژی هسته‌ای و اجرای صدها طرح مهم اقتصادی و اجتماعی دیگر را به سامان رساند.
اما مخالفان دولت بی‌وقفه و بدون از دست دادن کمترین فرصت به کار تخریب و تهاجم علیه دولت ادامه دادند و همه کارهای مثبت او زیر سوال بردند آن هم به بهانه انتقاد سازنده و دلسوزانه در این شرایط رهبر معظم انقلاب مرزهای انتقاد با تخریب را بیان فرمودند تا شاید آقایان بر سر عقل بیایند: «انتقاد خوب است تخریب بد است. انتقاد خدمت است تخریب خیانت، نه خیانت به دولت بلکه به نظام و خیانت به کور است.» و فرمودند: «انکار امتیازات و نکات مثبت، برجسته کردن ضعف‌ها و بدگویی مستمر تخریب است نه انتقاد دولت نهم به این علت مورد حملات بی‌وقفه قرار دارد که گفتمان آن، گفتمان امام و انقلاب است.» 2/6/86
یعنی کسی دچار توهم و اشتباه نشود بداند تخریب دولت تخریب منافع ملی و خط امام و انقلاب است نه پیشرفت کشور اما علی‌رغم این بیانات بسیار شفاف و روشن در افشای ماهیت دشمنان دولت مکتبی توسط رهبری انقلاب، کار دشمنی و تخریب و سیاه‌‌نمایی علیه دولت همچنان ادامه پیدا کرد و این بار دشمن موفق شد با چند واسطه حرف دل خود را از زبان دوستان انقلاب علیه دولت بازگو کند و از چهره‌های موجه سیاسی و فرهنگی انقلاب علیه دولت مکتبی بهره‌برداری نماید و این مسئله برای انقلاب بسیار غم‌‌انگیز و شگفت‌آور شد تا جایی که رهبر معظم انقلاب در آبان ماه امسال در جمع کارگزاران حج هشدار داده و اعلام خطر کردند که «دستاوردهای نظام اسلامی به راحتی محقق نشده است که عده‌ای بخواهند به دلیل اغراض شخصی با دولت در اصل نظام خدشه وارد کنند،‌ این فضای بی‌بندوباری در حرف زدن و اظهارنظر علیه دولت (در مجلس و ترییون‌های رسمی) مسائلی نیست که خداوند به آسانی از آنها بگذرد. تفضلات و رحمت الهی تا زمانی است که ما مراقب گفتار،‌ رفتار و عملکرد خو باشیم زیرا خداوند با ما خویشاوندی ندارد و برخی کارها ظلم و فتنه‌ای به پا می‌‌کند که دامن همه اعم از ظالم و غیرظالم را می‌گیرد.» 15/8/87
و ایشان در همان جلسه آیه تهدیدآمیز سوره انفال را تلاوت فرمودند که ما در اینجا به جهت اهمیت موضوع عیناً‌ تفسیر آن را از جلد سوم تفسیر صفحه 167 می‌آوریم تا حداقل کسانی که به قرآن ایمان دارند تقوا پیشه کنند و از گفتار و رفتار ضد قرآن بپرهیزند.
آِیه 25 که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند می‌فرماید: «بترسید از آتش که اگر روشن شود ظالم و غیر ظالم را می‌سوزاند.»
و اما تفسیر (در آیه مورد بحث ـ‌ فتنه ـ به معنای بالاها و مصائب اجتماعی است که دامن همه را می‌گیرد و به اصطلاح خشک و تر در آن می‌سوزند و در حقیقت خاصیت حوادث اجتماعی چنین است هنگامی که جامع در ادیا رسالت خود کوتاهی و بر اثر آن قانون‌شکنی‌ها و هرج‌ومرج‌ها و ناامنی‌ها و مانند آن به بار آید، نیکان و بدان در آتش آن می‌سوزند و این اخطاری است که خداوند در این آیه به همه جوامع اسلامی می‌کند و مفهوم آن این است، افراد جامعه نه تنها موظفند وظایف خود خود را انجام دهند بلکه موظفند دیگران را هم به انجام وظیفه وادارند زیرا اختلاف‌پراکندگی و ناهماهنگی در مسائل اجتماعی موجب شکست برنامه‌ها خواهد شد و دود آن به چشم همه می‌رود کسی نمی‌تواند بگوید چون من وظیفه خود را انجام داده‌ام، از آثار شوم وظیفه‌نشناسی‌های دیگران برکنار خواهم ماند، چه اینکه آثار مسائل اجتماعی فردی و شخصی نیست.)
با عنایت به اینکه حرکت تخریبی علیه دولت و نافرمانی از ولی‌ فقیه قطعاً تا پایان کار این دولت ادامه خواهد یافت و این جریان وجود این دولت را همچنان مصیبت معرفی خواهند کد. لازم می‌دانیم با استفاده از کلام خدا در سوره ابراهیم عواقب فردی و گروهی این کفران نعمت و تبدیل نعمت به مصیبت را با ذکر آیه 28 سوره ابراهیم و تفسیر آن بیان کنیم تا شاید حداقل به تکلیف خویش در رساندن پیام خدا به ناسپاسان عمل کرده باشیم.
آیا ندیدی کسانی که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند و قوم خود را به سرای نیستی و نابودی کشاندند؟ همانجایی که جهنم است و بد جایگاهی است.
آیه این‌گونه آغاز می‌شود:
ترجمه:
آیا ندیدی کسانی که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند و قوم خود را به سرای نیستی و نابودی کشاندند؟
در تفسیر این آیات آمده است:
روی سخن به پیامبر و در حقیقت ترسیم یکی از موارد (شجره خبیثه) در آن به چشم می‌خورد... گرچه مفسران بزرگ به پیروی از روایاتی که در منابع اسلامی وارد شده گاهی این نعمت را به وجود پیامبر(ص) گاهی به ائمه اهل بیت تفسیر کرده‌اند و کفران‌کنندگان این نعمت را گاهی به بنی‌امیه و بنی‌مغیره و گاهی هم کفار عصر پیامبر(ص) معرفی نموده‌اند ولی مسلماً مفهوم آیه وسیع و اختصاصی به گروه معینی ندارد و همه کسانی که نعمتی از نعمت‌های خدا را کفران کنند، شامل می‌شود.
ضمناً آیه فوق این واقعیت را ثابت می‌کند که استفاده از نعمت‌های الهی و مخصوصاً نعمت رهبری پیشوایان بزرگ که از مهمترین نعمت‌هاست نتیجه و ثمره‌اش عاید خود انسان می‌شود و کفران این نعمت‌ها و پشت کردن به این رهبری پایانی جز هلاکت و سرنگون شدن به دارالبوار ندارد. قرآن سپس دارالبوار را چنین تفسیر می‌کند: «جهنم یصلونها و بئس القرار» جهنم است در شعله‌های سوزانش فرو می‌روند و بدترین قرارگاههاست.» (تفسیر نمونه، ص 393، ج 3)
در پایان بار دیگر توصیه رهبری معظم را به کسانی که در عرصه سیاست، فرهنگ، رسانه‌ها، نقش دارند، می‌آوریم.
«کسی که این علم را بر دوش کشیده بلند کرده (دولت) همه باید کمکش کنند، یکی عرقش را پاک می‌کند یکی بادش می‌زند، اگر دیدند که در نگه داشتن علم دارد اشتباه می‌کند، راهش این نیست که یک مشتی هم به پشتش بزنند، خود او و علم را سرنگون کنند، راهش این است که کمکش کنند این اشکال برطرف شود، این نکته را باید همه توجه کنند، به خصوص کسانی که در عرصه سیاست و در عرصه فرهنگ و در عرصه رسانه و در عرصه‌های گوناگون نقش و حضور دارند.» 4/4/87

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات