تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۸  ، 
کد خبر : ۷۳۳۱۶
گفتگو با دکتر محمدفرهاد کلینى دیپلمات و کارشناس ارشد مسائل استراتژیک

دولت نهم و آغاز چانه‌زنى استراتژیک

اشاره: سیاست مدبرانه دولت نهم، جمهوری اسلامی ایران را به یکی از قدرتمندترین کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس تبدیل کرده و ایران به درجه‌ای از قدرت دیپلماتیک و نفوذ معنوی در منطقه رسیده است که حتی شخصیت‌ها و نظریه‌پردازان غربی نیز به کاخ سفید توصیه می‌کنند که نقش و جایگاه ایران را در منطقه نادیده نگیرند. نکته مهم این است در حالی که خاورمیانه به کانون دستاوردهای سیاسی و نظامی آمریکا و متحدانش تبدیل شده بیشتر موفقیت‌های دیپلماتیک ایران در دو سال گذشته در همین منطقه به دست آمده است. با این وصف پاسداری از اصول انقلاب اسلامی و هویت و منافع ملی مردم ایران در سرلوحه کار دولت دکتر احمدی‌نژاد قرار داده شده است.

*واکنش محافل بین‌المللى و بخصوص غرب نسبت به نتایج انتخابات سوم تیر 84 و پیروزى دکتر احمدى‌نژاد چه بود؟ اساسا دولت نهم در چه شرایط بین‌المللى روى کار آمد و آغاز به کار کرد؟
**موفقیت جریان اصولگرا در انتخابات سوم تیر 84 براى غرب و محافل بین‌المللى خیلى جدید و نو بود. در آن مقطع شاهد بودیم بسته پیشنهادى که قرار بود در اردیبهشت ماه توسط غرب به ایران تحویل داده شود تحویل داده نشده و غرب تلاش کرد تا در ارائه این بسته تاخیر ایجاد کند و پس از برگزارى انتخابات و اعلام نتایج آن در خصوص بسته پیشنهادى تصمیم نهایى را بگیرد. آنها تلاش مى‌کردند از شرایط، امتیاز بگیرند و رویکرد خود را در این چارچوب سازمان داده بود. پس از سوم تیر در این مقطع تغییرات شرایط با توجه به مسائلى که از سوى جریان اروپایى به وجود آمده بود مطرح شد و عملا بحث مطالبات ایرانى با روى کار آ‌مدن دولت نهم شکل گرفت و تغییر شرایطى که باید به وجود مى‌آمد به وجود آمد. طبیعتا شواهدى که از چارچوب مسائل روانى صحنه و برخورد رسانه‌اى که از آن زمان باقى مانده نشان مى‌دهد که تلاش مى‌کردند یک سیاه‌نمایى‌هایى را در انتخابات ایران ترسیم کنند و هم زمان تلاش کنند تا از رویکرد رو به جلوى ایران در حوزه سیاست خارجى بر اساس منافع ملى و بر اساس یک گفتمان جدید جلوگیرى کنند.
در این چارچوب بود که به اعتقاد من پس از سوم تیر مسیر جدیدى از چانه‌زنى استراتژیک شروع شد و ما آن مقطع را مى‌توانیم آغاز چانه‌زنى استراتژیک ایران با حوزه غربى در یک چارچوب جدید و دریک شرایط جدید ارزیابى کنیم.
*نوع رفتار غرب و بخصوص آمریکا در قبال جمهورى اسلامى پیش از سوم تیر چگونه بود و پس از آن رویکرد و نوع رفتار آنان نسبت به ایران چه تغییراتى پیدا کرد؟
**ما باید ببینیم که در آن زمان در حوزه مقابل ما چه اتفاقاتى رخ داده‌؟ چه تغییراتى ایجاد شده است از سال 2003 به بعد یعنى بعد از آنکه ایران همکارى‌هاى مثبت و سازنده‌اى را در مسائل منطقه‌اى و بویژه در موضوع افغانستان باغرب انجام داد هدیه‌اى که آمریکا به ایران در مقابل این همکارى مثبت داد اطلا‌ق محور شرارت بود و على‌رغم تعاملى که جمهورى اسلامى ایران از خود نشان داد ما شاهد این بودیم که آمریکا تلاش مى‌کرد تا ایران را به‌عنوان موضوع تهدید و همین طور عامل تهدید در مسائل بین‌الملل معرفى کند. در این چارچوب سیاست خارجى آمریکا متاسفانه از درایت کافى برخوردار نبود و همین عامل باعث شد که طرف ایرانى در چارچوب سیاست خارجى خود در راستاى بهبود موقعیت خود تلاش‌هایى را انجام دهد. با تشکیل دولت نهم ما شاهد یک نوع سیاست رو به جلو بودیم سیاستى که از لحاظ نرم افزارى تلاش مى‌کرد تا بتواند اندازه‌ها و وزن‌کشى استراتژیک را مجددا در مقابل غرب نشان دهد و همزمان بتواند در یک مختصات جدیدى تعامل خود ادامه دهد. البته در این شرایط شاهد این بودیم که در خود غرب بحث یک تازى آمریکا در جهان وطرح موضوع یکجانبه‌گرایى‌اش مطرح است لذا باعث شد سیاست‌هاى که تولید مى‌کنند به گونه‌اى باشد که ایران را به‌عنوان یک استثنا معرفى کند و تهدیدات خزنده و تهدیدات نوینى را متوجه طرف ایرانى کند و با به هم زدن ادبیات دیپلماتیک ایران را با انگشت مورد خطاب قرار دهد.
طبیعتا شرایط جدید یک موازنه جدیدى را مى‌طلبید و به نظر مى‌رسد که معماى امنیتى میان ایران و غرب در یک شرایط جدید قرار گرفته است. به نظر بنده در این چارچوب ما شاهد یک نوع سیاست خارجى بودیم که از لحاظ نرم‌افزارى بسیار بسیار قابل‌توجه بود. ما همین موضوع را در حوزه‌هاى دیگر جهان هم داشتیم. مثلا شاهد تغییر سیاست خارجى روسیه در موازنه‌هاى ژئوپلتیکى و گلوبال بودیم و همین‌طور شاهد تغییراتى در سطح درخواستى که امروزه کشورهاى اروپایى در تدوین چشم‌اندازهاى خورد دارد هستیم. مثلا اگر به سند سیاست خارجى بریتانیا نگاه کنیم مى‌بینیم آنجا هم بحث کیفیت و ارزش منافع و رویکرد با یک ادبیات جدید بحث مى‌شود ولى در این چارچوب زمانى که دولت نهم سعى کرد به یک بازسازى جدید در حوزه سیاست خارجى خصوصا در بعد نرم‌افزارى خود دست بزند ما شاهد شکل‌گیرى یک نوع ادبیات مقابله جویانه‌اى از جانب خود غرب بودیم اما همزمان سعى مى‌کردند پروژ‌ه‌ مقصرسازى را به نام ایران تمام کنند. به نظر من امروزه در حوزه سیاست خارجى توانمندى ایران در تاثیرگذارى بر معادلات جهانى افزایش یافته با تمام اینها، سیاست خارجى فرایند مثبت و تعامل سازنده‌اى را در منطقه آغاز کرده است ما در همین دوره بود که شاهد شکل‌گیرى گفتمان جدیدى با شرایط مشخص در حوزه عراق براى مردم عراق و درچارچوب امنیت این کشور با آمریکا هستیم و این نمونه جدیدى بود که ما در گذشته شاهد آن نبودیم این اتفاق نشان داد ایران با ادبیاتى که آمریکایى‌ها تلاش مى‌کردند با ایجاد جنگ روانى و ترس اجتماعى در برابر ایران بنشینند برخورد قاطعانه و در عین حال قانونى کرده است.
*یکى از سیاست‌هاى دولت نهم در حوزه خارجى برقرارى تعامل با کشورهاى حوزه شرق است که از آن تحت عنوان نگاه به شرق یاد مى‌کنند. هدف دولت نهم از درپیش گرفتن این سیاست چیست؟
**موضوع نگاه به شرق در سیاست خارجى الزاما مختص شرایط جدید نیست. ما امروز در تعامل ژئوپلتیکى جهان شاهد افزایش قدرت و موقعیت کشورهایى مثل چین،‌هند و روسیه هستیم. نقشى که امروزه چند ببر سیاسى در آن حوزه دارند و جهت‌گیرى که ژاپن در حوزه‌هاى مختلف اتخاد کرده است غیر قابل چشم‌پوشى است. ارتباط با شرق یک الگوى تعریف شده از سوى ایران نبود بلکه به ‌عنوان یک واقعیت جهانى بود که ما را به سمت یک نوع توازن جدید در بحث همکارى‌هاى بین‌المللى سوق مى‌دهد. البته در این دوره شاهد پر رنگ شدن موضوع بودیم. در این دوره بحث سیستماتیک کردن همکارى‌ها خصوصا با روسیه را شاهد بودیم. در خیلى از پروژه‌هاى نیمه تمامى که از گذشته باقى مانده بود شاهد یک نوع تحول بودیم و همزمان تا حدودى مى‌توان گفت دولت نهم حرکتش به سمت شرق نوعى تنظیم جدید روابط با توجه به موضوع نگاه به شرق بود و اینگونه نبوده که بخواهدالزاما با نگاه یارگیرى به این قضیه نگاه کند بلکه به آن میزانى که همکارى‌ها در یک روند تکمیلى متقابل قرار مى‌گیرد جهت‌گیرى خود را مشخص مى‌کرد. به نظرمن هنوز توان بالقوه همکارى با حوزه اروپایى و حوزه آسیایى کماکان موجود است و بخشى از این موضوع برمى‌گردد به موقعیت ژئواستراتژى ایران و نهایتا نقشى که مى‌تواند در معادلات عظیم انرژى و همین طور در چارچوب راه امنیتى منطقه و آسیا بازى کند..
*با آمدن دولت نهم تعامل طرف ایرانى با طرف غربى و اروپایى درخصوص پرونده هسته‌اى شاهد چه تغییرى بوده است؟
**ما اگر به دقت شرایط را آنالیز کنیم مى‌بینیم که غرب اعلام مى‌کند که " سیاست هویج و چماق را دنبال مى‌کنیم و با فشار قطعنامه و مذاکره و بسته‌هاى پیشنهادى را به موازات هم به کار مى‌‌گیریم و سیاست خارجى خود را بر این اساس در برخورد و تعامل با ایران تنظیم مى‌کنیم." البته فرصت‌هاى خوبى به وجود آمده تا براساس ادبیات بهتر دیپلماتیک طرفین بتوانند با یکدیگر مذاکره کنند و از بداخلاقى‌هاى سیاسى دور کنند. به نظر من رویکرد غرب مبنى بر اینکه ایران را در یک موقعیت ضعف در تعامل با خودشان قرار دهند یک اشتباه بزرگى بود که غربى‌ها مرتکب آن شدند.
در این خصوص خویشتن‌دارى و در عین حال تحمل‌پذیرى که ما مى‌توانیم داشته باشیم و مى‌توانیم یک رویکرد سازنده‌اى در حوزه حریف ایفا کنیم را نبایستى دست‌کم گرفت‌. در این خصوص نمى‌توانیم بگوییم‌ که به‌طور مشخص ما مقصر هستیم خصوصا باتوجه به شرایط جدیدى که در چارچوب بسته جدید ایرانى پیش آمده و همین طور نسل دوم بسته‌اى که غربى‌ها مطرح مى‌کنند.
ما باید خود را بر این موضوع متمرکز کنیم و خصوصا از طرفى غربى بخواهیم که نظر خود را در خصوص بسته ایرانى بدهد.
به اعتقاد من یک پارادایم جدیدى در سیاست خارجى جمهورى اسلا‌مى در حال شکل‌گیرى است و دولت نهم در این پارادایم جدید نقش بسیار مهمى داشته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات