تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۱۸  ، 
کد خبر : ۷۳۳۱۸
تاریخ کوتاه محافظه‌کاری

آیا نومحافظه‌کاری مرده است؟


نو‌محافظه‌کاری به عنوان مشخصه‌ای از اتحاد به آنها خدمت کرده است که در دم و دستگاه بوش مدافع یک سیاست خارجی پرخاشجویانه، صَرف نیروهای نظامی ‌گسترده، تحقیر حقوق و نهادهای بین‌المللی، یورش و تجاوز به دولت رفاه، و بازگشتی به «‌ارزش‌های سنتی‌» هستند. پس در دوره بوش، و در زوال محبوبیت رو به نزول و کناره‌گیری مقامات بلند‌پایه، آیا دوره جنبش نو‌محافظه‌کاری نیز به سر آمده؟ نو‌محافظه‌کاری با پیش‌فرض‌های متفاوتی از شکل‌های سنتی محافظه‌کاری آغاز کرد. از آنجا که اصلاحات می‌توانند به بخشی از میراث «‌ما‌» بدل شوند، محافظه‌کاران سنتی می‌توانند، حتی با کسب اعتبار از مذاکره درباره ارتباط میان گذشته و آینده، خود را با تغییرات سازگار کنند. درست بر عکس، مریدان نو‌محافظه‌کاری بی‌توجه‌اند به آنچه ادموند برک علقه‌هایی می‌نامد که «‌مردگان، زندگان، و هنوز به‌دنیا نیامدگان» را به هم پیوند می‌زند. به عکس، آنها انقلابی‌هایی هستند، یا بهتر بگوییم، «‌ضدانقلابی‌هایی» سخت مشتاقِ بازسازی آمریکا و به تبع آن کل جهان. در حقیقت، مسلماً ایروینگ کریستل، نورمن پادهورتس، و دیگر سیاستمدارانِ قدیمی ‌نو‌محافظه‌کار، همچنان با دگماتیسم کمونیستی‌ای شناخته می‌شوند که وقتی تروتسکیست‌های جوانی بودند، درصدد مخالفت با آن بودند. فضیلت «حزب» یا گروه سیاسی ایشان نیاز به هیچ توجیه پیچیده‌ای ندارد: در حالی‌که نقدها صرفاً درصدد یک «عذرخواهی عینی» برای «دشمنان آزادی» هستند، [آنها] از «‌ارزش‌های آمریکایی» دفاع می‌کنند.
تا دهه 1960 نومحافظه‌کاران آینده آنتی‌کمونیسمِ مفرط حزب دموکرات، و پذیرش جنبش حقوق مدنی، را [میان خود] تقسیم کردند و از سیاست‌های رئیس‌جمهور فرانکلین روزولت مبنی بر ارتباط جدید با دولت‌های رفاه حمایت کردند. نومحافظه‌کار تاثیرگذار ریچارد پرل در سال 2003 آشکارا گفت که او «هنوز» یک دموکرات تازه‌کار است، فارغ از «‌نوستالژی» برای هنری «اسکوپ» جکسون، سناتور قدرتمند سابق که به این تعهدات تجسم بخشید. با این‌حال، برای نومحافظه‌کاران آینده، دهه 1960 «تروما»یی ایجاد کرد که از حد سرافکندگیِ ناشی از شکست در جنگ و بی‌آبروییِ ریچارد نیکسون فراتر رفت. آنچه ظاهرا‍ً در دهه 1950 فرهنگ رضایت‌محور می‌نمود، به چیزی تغییر شکل یافت که پادهورتس یک «فرهنگ مخاصمه‌جو» نامید. جنبش‌های اجتماعی جدید، در جستجوی اسطوره‌زدایی از تاریخ، و رد شعارهای کلیشه‌ای (که درصدد توجیه سیاست‌های مبتنی بر منافع نخبگان بودند)، و درخواست پاسخ‌گویی بیشتر از طرف نهادها، علی‌الظاهر، کل «نظم موجود» را تهدید می‌کردند. با این‌همه، تا وقتی که رونالد ریگان اتحادی میان دو جناح سنتاً رقیب محافظه‌کاری ایجاد نکرده بود، بنیان‌های سیاسیِ پیروزی نومحافظه‌کاری محکم نشده بود.
یک جناح در وهله اول از نخبگانی تشکیل شده بود که با مداخله دولت در بازار مخالف بودند. اعضای این گروه کمتر نگران بدیهیات گره‌خورده با «جماعت‌ها» یا «‌ارزش‌های خانواده» بودند. بهترین مباحثات فکری این گروه توسط میلتون فریدمن، فردریش فون‌هایک، و رابرت نوزیک مطرح شد که به‌طور کل در‌صدد جدال با نظریه اجتماعی‌های جمع‌گرایانه و به‌طور خاص درافتادن با «‌سوسیالیسم» بودند.
جناح دیگر در پوپولیسمِ «هیچ‌چیز ندانِ» قرن نوزدهمی‌ریشه داشت، همراه با اوج‌گیری هیستریِ ناسیونالیستی، دفاع از تعصبات سنتی، و کینه‌توزی نسبت به نخبگان فکری و اقتصادی. با این‌حال، اعضای این گروه ضرورتاً مخالف وضع قوانین اجتماعی‌ای نیستند که به کارگران سود می‌رساندـ به‌خصوص وقتی این قوانین به سود کارگران سفید‌پوست باشد ـ و حتی بعضی‌شان تصویر مثبتی از «طرح نو»* دارند.
بدین‌قرار، نومحافظه‌کاری را نمی‌توان به دفاع از بازار آزاد یا پوپولیسمِ دست‌راستی محدود کرد، چراکه ویژگی ایدئولوژیک آن عبارتست از این دو دیدگاه متضاد. مساله این بود که چگونه می‌توان منافع نخبگان در بازار آزاد سرمایه‌داری را با مزاج دهاتی هواداران کوته‌بین جمع کرد.
محافظه‌کاران جدید با دوز و کلک و مهارتِ تمام تصویری خیالی از «حکومت بزرگ» ستمگری را به مردم قالب کردند که در سیستم مالیاتی خود را نشان داد و برای مردم عادی به‌طرز فزاینده‌ای کمرشکن و طاقت‌فرسا بود، در تلفیق با ملی‌گراییِ ضد‌کمونیستی و نژادپرستی‌ای که به زحمت می‌توانست چهره بپوشاند. فراتر از این، همه فهمیدند چه کسی «دولت رفاه متقلب» بود، و منظور کریستل چه کسی بود وقتی به طعنه گفت یک نومحافظه‌کار «لیبرالی است که واقعیت آبرو برایش نگذاشته.»
اما بعد از افول کمونیسم، به‌نظر می‌رسید یک‌بار دیگر دو گروهِ نومحافظه‌کاری بالاجبار به جانِ هم افتند. در حالی‌که دشمن خارجی ـ چسبی که جنبش نومحافظه‌کاری را به یکدیگر می‌چسباندـ از بین رفت، جهانی‌سازی اقتصادی می‌بایست با تحریکِ واکنش‌های شدید پوپولیست‌های کوته‌بین مواجه می‌شد.
بعد از این‌ها حملات تروریستی یازده سپتامبر 2001 اتفاق افتاد. از همان آغاز، مقامات دولتی دوران ریگان نگران اتخاذ پاسخی یک‌جانبه [از سوی دولت] بودند. برای اکثر مردم واضح بود که بنیادگرایی قابل مقایسه با کمونیسم نیست، و رهبران نظامی، به‌خصوص در عراق، خطر به‌ضعف کشیده شدن نیروهای آمریکایی را پیش‌روی خود می‌دیدند. اما استدلال ایشان به کرسی ننشست. چرا که یازده سپتامبر، در جهت اقدام نومحافظه‌کارانه، کمک به ایجاد زمینه‌ای جدید برای پیوند میان خواست هژمونی آمریکا در خارج از مرزها و ناسیونالیسم مفرط ـ و حتی حمله‌ای شدیدتر به دولت رفاه‌ ـ در داخل کرد.
نومحافظه‌کاران با به ‌کارگیریِ شکل خامی ‌از «رئالیسم»، که به‌طور سنتی دولت را به عنوان واحد پایه‌ایِ تحلیل سیاسی در نظر می‌گیرد، القاعده را به مفهوم دشمنانی آشنا، برای مثال همچون فاشیسم و کمونیسم توصیف کردند که از دولت‌های «‌ددمنشی» می‌آیند که نباید «اقناع» شوند. به همین منوال نیز «‌محور شرارت» و «‌حمله بازدارنده». این «‌رئالیسم حاد» جدید، مشترکات کمی ‌با شکل قدیم رئالیسم دارد. چرچیل و روزولت به جامعه بین‌المللی درباره خطر فاشیسم، ساختن یک «ائتلاف اراده» تصنعی یا به‌ کارگیری خشونت بدون هیچ مسئولیتی دروغ نگفتند: اینها تاکتیک‌های دشمنان توتالیتر‌شان بود. امروزه یک رئالیسم با‌معنا مستلزم تشخیص محدودیت‌های ساخت دموکراسی است: سوء‌ظن نسبت به ارزش‌های غربی تولید شده توسط امپریالیسم، قدرت نهادها و آداب و رسوم پیشا‌مدرن، و ویژگی هنوز‌ ـ‌ شکننده سیستم دولتی در اکثر جهان. اما متاسفانه رئالیسم اصیل، از موضوع خارج است. اگر تنش ذاتی ناشی از در آغوش‌گیری همزمان بازار آزاد سکولار کاپیتالیسم و ارزش‌های «سنتی» توسط نومحافظه‌کاری را در نظر گیریم، استراتژی نومحافظه‌کاری، که از دوره ریگان تثبیت شده، این بوده که خط تقسیم را دوباره ترسیم کند: بنابراین، ‌همچون اکنون، غرب «در خطر» است و این خطر مستلزم ایجاد تمایز عاطفی شدیدی بین «‌ما‌» و «‌آنها‌» است.
جذابیت عام این استراتژی، با دولت بوش تمام نمی‌شود، چرا که نومحافظه‌کاری از مجموعه‌ای از ترس‌های عمومی ‌تغذیه می‌کند که عمیقا ریشه در تاریخ آمریکا دارد. تحولی که مستلزم نه صرفا مواجهه با نگرش ایدئولوژیکی جدیدی است بلکه همچنین نیازمند تعیین این خواهد بود که کدام سیاست‌ها بیشتر به صلاح سنت سیاسی آمریکایی هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات