تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۶  ، 
کد خبر : ۷۳۳۳۰

سه سال تنهایی احمدی‌نژاد


مسعود شفیعی‌کیا

انتخاب دکتر احمدی‌نژاد؛ عید واقعی مردم

نزدیک به سه سال از حماسۀ انتخاب دولت نهم گذشته است؛ انتخابی که در نوع خود بی‌نظیر بوده و تمام معادلا‌ت مافیای قدرت و ثروت را یکباره با روی‌کار آمدن رئیس‌جمهوری به ‌واقع مردمی ‌و غیروابسته به احزاب و جریاناتِ بانفوذ، ناکارآمد کرده و با کم‌ترین هزینۀ مالی در مقابل رقیبان مطرح و بانفوذ و برخوردار، با شعار عدالت و تحول قد علم کرد.

با مقایسۀ رویکرد و رفتار دولت نهم و به‌ویژه شخص دکتر احمدی‌نژاد با دولتمردان دو دولت گذشته و درنظرگرفتن شرایط اسف‌بار سیاسی ـ فرهنگی وقت و پیشینۀ انتخابات نهم، روی کار آمدن چنین فردی در رأس مدیریت اجرایی کشور از آرزوهایی بود که باور متحقق آن بسیار بعید می‌نمود و پیشرفت‌های بی‌سابقه در همین مدت کوتاه نیز خود گواهی است بر درستی انتخاب مردم و لزوم قدردانی از پیشامد آن؛ چنان‌که رهبر معظم انقلا‌ب در جمع مسئولا‌ن نظام و نمایندگان و رئیس مجلس خبرگان رهبری به این واقعیت تصریح داشته‌اند: «یکی دیگر از نعمت‌های خیلی بزرگ، همین دولتی است که با شعارهای اصولی بر سر کار آمده است. که شعارهای اصولی بدهد و با این شعارها بر سر کار بیاید، این از نعمت‌هایی است که باید آن‌را شکر کرد.»(1)

«مسئولا‌ن دولت به معنای حقیقی کلمه شبانه‌روز در حال مجاهدت هستند و با برنامه‌ریزی، اقدام و پیگیری، اهداف نظام و مردم را دنبال می‌کنند که باید این نعمت را شناخت و قدر دانست.»(2)

ولی با وجود این تصریحات، آنانی که حیات‌شان در گرو بی‌عدالتی است و از زنده‌ شدن شعارهای اصولی و فراگیر شدن آن در هراسند؛ با تمام قوا مصلحت خویش را در تلخ‌کردن کام مردم از انتخاب شایسته‌شان تشخیص داده و از این جهت ائتلا‌ف ناخواسته بین صهیونیست جهانی که بیش‌ترین وحشت را از دکتر احمدی‌نژاد داشته‌اند و پایگاه‌های داخلی‌شان، شاهدیم و تا جایی پیش می‌روند که گمانه‌زنی بعضی از بزرگان را تیتر اول تمام نشریات‌شان کردند تا از آن به نتیجۀ دروغین «سوءمدیریت مسئولا‌ن» برسند. این در صورتی است که این نشریات، پاسخ‌های صریح همین بزرگ را به شبهه‌افکنانی چون سروش، عوامانه خواندند و هنگامه‌ای را ساز کردند که در صحن مجلس ششم بی‌ادبانه به ساحت مرجعیت اهانت شد و در جو مسموم «شارلا‌تانیسم مطبوعاتی» نفس‌های همه بریده بود. حتی وقاحت را به جایی رساندند که از فلسفۀ وجودی حوزۀ علمیه و مراجع سؤال کردند؛ ولی برای ترویج دوچرخه‌سواری دخترکان و اشاعۀ بی‌بندوباری هیچ سؤالی از حوزه و مراجع معظم نکردند و اصلا‌ً جایگاهی برای ایشان قائل نشدند و در وانفسای حراج ارزش‌ها و قتل‌عام فرهنگی، حتی حکم شرعی بزرگان کارساز نشد و نااهلا‌ن و نامحرمان به قوای حساسی چون مجریه و قانونگذاری راه یافتند و فقط و فقط یک تحول بزرگ و امداد غیبی می‌توانست ورق را برگرداند. بالا‌خره تضرع‌ها، خون‌دل‌های بزرگان، دعا و مناجاتها با خداوند تحول‌دهنده و مجاهدت‌های فراوان، آن اتفاق بزرگ را رقم زد و به فرمودۀ رهبر معظم انقلا‌ب: «روی کار آمدن یک دولت مردمی ‌و حماسه خدمت‌رسانی و شور و نشاط جوانان در عرصه‌های مختلف، کشور را در فروردینی از امید و نشاط قرار داده است، و عید واقعی برای هر ملت، چنین وضعیتی است. امروز دولتی مصمم و خدمتگزار در وسط میدان، با مردمی ‌آماده به کار و سرشار از امید و جوانانی پرشور و با استعداد در این سرزمین حضور دارند و این نوید بزرگی برای آیندۀ کشور و ملت ماست.»(3)

ولی تشنگان قدرت و شیفتگان سلطه، تمام سعی و تلاش‌شان بر تلخ‌کردن کام مردم و جوانان و انتقام‌گیری از انتخاب شایستۀ مردم بوده است و یکه‌تازی را در این میدان به جایی رسانده‌اند که تا حد ایجاد بحران در کشور نیز پیش می‌‌روند.

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

هنگامی ‌که دولت پر نشاط نهم شروع به‌کار کرد، امید می‌رفت قوای دیگر با آن هماهنگ و همدل باشند، به‌ویژه که مجلس هفتم، مجلس اصول‌گرا شناخته شده بود؛ ولی در اقدامی ‌بی‌سابقه سه ‌وزیر پیشنهادی نفت، رأی اعتماد نیاوردند. جلسات تعارف‌آمیز سران قوا در مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز در اولین حضور رئیس‌جمهور عدالت محور، با ناراحتی برخی حضار از سخنان دکتر احمدی‌نژاد روبه‌رو شد و رئیس‌محترم قوۀ قضائیه در واکنش به سخنان عدالت‌آمیز رئیس ‌محترم جمهور در بازپس‌گیری بیت‌المال از دست غارتگران آن، این‌ سخنان را «باعث فرار سرمایه‌ها از کشور» و فساد آن را «فساد اکبر» دانستند و این‌گونه توجیه کردند: «اگر کسی اختلا‌س می‌کند و یا رشوه‌ می‌گیرد، این حداقل باعث می‌شود پولی را از مالکیت غیر به مالکیت خودش درآورد؛ ولی باز هم، همان پول چرخش در اقتصاد همین کشور است(!) این ضررش کم تر از کسی است که باعث می‌شود سرمایه‌ای از کشور فرار کند و خارج برود.»(4) چرا باید رئیس‌جمهور محترم بارها در مجامع عمومی ‌از تنهایی دولت در مبارزه با فساد و تبعیض سخن بگوید و تنها رهبر معظم انقلا‌ب اسلامی‌ را حامی‌ خود بداند؟!

آیا تأکیدهای فراوان رهبر معظم انقلا‌ب در حمایت از دولت و این‌که به فرموده خودشان «از این دولت هم به‌طور خاص حمایت می‌کنم»(5) اتمام حجت بر تمام قوا برای یاری دولت در رسیدن به آرمان‌های انقلا‌بی‌اش نبوده است؟!

متأسفانه بی‌سابقه‌ترین محدودیت‌ها در برنامه‌ریزی‌های دولت در مجلس هفتم اعمال شد و در طول تاریخ مجالس و دولت‌ها بیش‌ترین دخالت‌ها و سخت‌گیری‌ها در برنامه و بودجۀ دولت لحاظ شد.

متهم‌کردن دولت به نداشتن عقبۀ کارشناسی و جدینگرفتن هشدارهای دولت از جمله این موارد بود به‌عنوان مثال پیش‌بینی سال گذشتۀ دولت نهم دربارۀ بحران جهانی غذا و درخواست بی‌پاسخ آن از مجلس برای برداشت از حساب ذخیرۀ ارزی به‌منظور تکمیل ذخایر استراتژیک مایحتاج عمومی ‌و جبران خسارت خشکسالی و سرمازدگی در سکوت رسانه‌ها صورت گرفت و امروز ناجوانمردانه همان رسانه‌ها معضلا‌ت پیش‌آمده را به بی‌درایتی مسئولا‌ن حواله می‌دهند. و از مسئولیت خود طفره می‌روند. همه این‌ها درحالی است که در این مدت کوتاه تشکیل دولت نهم، بزرگ‌ترین مأموریت‌ها و در نوع خود مشکل‌سازترین آن‌ها بر عهدۀ دولت قرار گرفته است که هر کدام از آن‌ها به نوبۀ خود به تنهایی حداقل در برهه‌ای می‌تواند تورم‌زا و موجب آشفتگی بازار باشد، که از آن جمله است: «پروندۀ انرژی هسته‌ای»، «سهمیه‌بندی بنزین»، «اجرای اصل 44 قانون اساسی» و.... بنابراین درحالی که دولت‌های پیشین با پیش‌بینی معضلا‌ت این برنامه‌ها، خود را راحت کردند و با قفل‌زدن به صنایع هسته‌ای کشور و تعطیلی سهمیه‌بندی سوخت و اجرای اصل 44، خود را هم‌اکنون نیز دولتی موفق تلقی می‌کنند، آیا انصاف است مشکلا‌ت را ندیدن و نظراتی را بیان کردن که از آن بوی تضعیف می‌آید؟!

با همۀ احوال، دولت نهم با وجود بحران اقتصادی در منطقه و جهان و به‌رغم صدها طرح عمرانی ناتمام از گذشته، در عرصه خدمت‌رسانی بی‌سابقه‌ترین موفقیت را داشته و در عرصه نوآوری و خلا‌قیت در عرصه داخلی و جهانی خوش درخشیده است. البته مشکلا‌تی هم پیش آمده و اگر دولتی دیگر سرکار بود، به خوبی این دولت نمی‌توانست آن‌را مدیریت کند. اکنون که دولت، دچار مشکل تورم و نابسامانی بازار شده است، همیاری تمام دلسوزان را می‌طلبد، نه مچ‌گیری و انتقام‌گیری؛ زیرا تجربه نشان داده که این بی‌تقوایی‌ها همیشه به نفع طیف مخالف اسلا‌م و روحانیت بوده است.

آیا سرمازدگی بی‌سابقه در سال گذشته و خشکسالی گسترده و خسارات ناشی از آن، در اثر بی‌تدبیری مدیران دولت است که مجلسیان از برداشت ذخیرۀ ارزی منع می‌کردند؟! آیا هر مدیر در هنگام حوادث پیش‌بینی‌ نشده که بار مالی ناخواسته را بر سازمان تحمیل می‌کند، حق ندارد از پس‌انداز و ذخایر خود استفاده کند؟! آیا در این صورت، چنین مدیری را باید به سوءمدیریت توبیخ کرد؟!

چگونگی یک تولد نامشروع

از آن گذشته، عوامل بیرونی اثرگذار و تشنج‌زای مافیا را نباید نادیده گرفت. آنانی که به فرمودۀ رهبر معظم انقلا‌ب؛ «نان‌شان در بی‌عدالتی است.» و خود و جناح خویش را میراث‌خوار سنتی انقلا‌ب می‌دانند ـ از هر جناحی ـ و طفیلی‌های ریزه‌خوار ایشان از هیچ اقداماتی برای تضعیف و تخریب این دولت فروگذار نمی‌کنند و متأسفانه در عرصۀ مطبوعات با وحدت فرماندهی‌ای که دارند، از نجابت و مهرورزی دولت سوءاستفاده کرده به‌طور بی‌سابقه‌ای، اهانت و افترا به رئیس‌جمهور محترم را در دستور کار قرار داده‌اند.

بیش از ده‌ سال قبل، رهبر فرزانۀ انقلا‌ب اسلامی‌ دربارۀ شکل‌گیری یک طبقۀ جدید ممتازان و مرفهان بی‌درد، هشداری جدی دادند و فرمودند: «چه دستگاه قضایی، چه دستگاه قانونگذاری، چه دستگاه انتظامی‌و غیره باید با کسانی که با ثروت‌های عمومی ‌بازی می‌کنند و برای دست انداختن به درآمدهای ناپاک و نامشروع حدی قائل نیستند، برخورد کنند. کسانی هستند که تلا‌ش می‌کنند و حقیقتاً درصدد این هستند که طبقۀ ممتاز جدیدی در نظام جمهوری اسلامی‌ به‌وجود بیاورند و به‌ خاطر انتخاب‌ها و انتصاب‌ها و زرنگی‌ها و دست و پاداری‌ها و مشرف‌ بودن به مراکز ثروت و از طریق نامشروع که با زرنگی آن را یادگرفته‌اند، به اموال عمومی ‌دست بیندازند و یک طبقۀ جدید ـ طبقۀ ممتازان و مرفهان بی‌دردـ درست کنند. نظام اسلا‌می، با مرفهان بی‌درد و معارض و مخل، آن‌طور برخورد سختی کرد؛ حالا‌ از درون شکم نظام اسلا‌می، یک طبقۀ مرفه بی‌درد جدید طلوع بکند؟ مگر این شدنی است؟....!

اگر جهت‌گیری عدالت اجتماعی در کشور ضعیف بشود هرکاری که در کشور انجام بگیرد، به زیان طبقات ضعیف و عامه مردم، و به سود یک عده معدود زرنگ‌ها و گردن‌کلفت‌ها و دست و پادارها و قانوندان‌های قانون شکن که راه‌های قانون را بلدند و قانون‌شکنی را هم می‌دانند، تمام خواهد شد.»(6)

به‌راستی اگر این دغدغۀ رهبر معظم انقلا‌ب جدی گرفته می‌شد، آیا امروز ما شاهد شکل‌گیری این طبقۀ ممتاز و بی‌درد بودیم؟!

این نگرانی‌های رهبری نظام نشان از یک واقعیت تلخ دارد؛ ولی دیگران از این شکل‌گیری خطرناک به‌عنوان انتقال پول از جایی به جای دیگر تعبیر می‌کنند و در عوض متعرضان به این ناامنی‌های اقتصادی و اجتماعی را به فراری‌دادن سرمایه‌ها متهم می‌گردانند و این اتفاقاً گلا‌یه رهبر معظم انقلا‌ب نیز هم هست که می‌فرمایند: «وقتی ما می‌گوییم که باید با طبقۀ بهره‌مندان از پول‌های حرام مقابله بشود، فوراً یک عده نگران می‌شوند که امنیت سرمایه‌گذاری در جمهوری اسلامی‌ به‌خطر افتاد! نه، امنیت سرمایه‌گذاری و امنیت تلا‌ش اقتصادی به خطر نمی‌افتد؛ این کمک به آن سرمایه‌گذاری‌هاست.»(7)

گویا رئیس‌جمهور محترم وارد محدوده‌ای شده‌اند که آقایان بیش از ده‌سال با نشنیده‌گرفتن نگرانی‌های رهبر معظم انقلا‌ب، آن‌را به حیاط خلوتی برای احزاب دولت ساخته در دوران دو دولت پیشین تبدیل کرده‌اند که با برخورداری از امکانات فراوان خود، می‌توانند دولتِ در سایه باشند و این همان خطری است که رهبر معظم‌مان در جایی دیگر وقوع آن‌را گوشزد کرده بودند: «باید هر پدیدۀ ضدعدالت در واقعیات کشور مورد سؤال قرار گیرد. مسابقۀ رفاه میان مسئولا‌ن، بی‌اعتنایی به گسترش شکاف طبقاتی در ذهن و عمل برنامه‌ریزان، ثروت‌های سر برآورده در دستانی که چندی پیش تهی بودند، هزینه‌کردن اموال عمومی ‌در اقدام‌های بدون اولویت و به‌طریق اولی در کارهای صرفاً تشریفاتی، میدان‌دادن به عناصری که زرنگی و پُررویی آنان همۀ گلوگاه‌های اقتصادی را به روی آنان می‌گشاید، و خلا‌صه پدیدۀ بسیار خطرناک انبوه شدن ثروت در دست کسانی که آمادگی دارند آن‌را هزینۀ کسب قدرت سیاسی کنند و البته با تکیه بر آن قدرت سیاسی، اضعاف آن‌چه را هزینه کرده‌اند گرد می‌آورند. این‌ها و امثال آن، نقطه‌های استفهام‌برانگیزی است که هر جوان معتقد به عدل اسلامی‌ ذهن و دل خود را به آن متوجه می‌یابد و از کسانی که مظنون به چنین تخلفاتی شناخته می‌شوند، پاسخ می‌طلبد و همچنین در کنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضایی عملکرد قاطعانه برای ریشه‌کن‌کردن این فسادها را مطالبه می‌کند. امروز این مهم‌ترین و مطرح‌ترین مسأله کشور ماست.»(8)

حال امروز چه اتفاقی افتاده است که سؤال‌کنندگان از این مهم‌ترین مسأله کشور، حتی شخص دوم کشور، مورد بازخواست و شماتت قرار می‌گیرند؟! آیا تصور نمی‌کنید این طبقۀ ممتاز و مافیای قدرت و ثروت بیش از حد تصور، ریشه‌های چرکین خود را در نظام اسلامی‌ مان دوانده است و حال نیز تمام مشکل خویش را پاگیری نهال دولت عدالت‌محور احمدی‌نژاد می‌بیند؟! پس، تمام این جنگ رسانه‌ای داخلی و اخلا‌ل‌های اقتصادی با وجود حضراتی که خود را مالک انقلا‌ب و کشور می‌دانند، طبیعی است و دقت در این واقعیت یاری و همکاری بیش‌تری را با دولت می‌طلبد. اکنون که مجلس هشتم در آغاز فعالیت قراردارد، از این مجلس که اکثریت قاطع منتخبان آن با شعار اصول‌گرایی و در قالب «حامیان رئیس‌جمهور» به خانۀ ملت راه یافته‌اند، انتظار برآوردن چشمداشت مردم و به‌ویژه رهبر معظم انقلا‌ب را در حمایت از دولت داریم. نمایندگان محترم باید هشدارهای رهبری در اولین ملا‌قات با ایشان ـ که متأسفانه تاکنون مشروح آن از رسانۀ ملی پخش نشده است ـ را نصب‌العین خود قرار داده و مردمی ‌بودن، دوری از تجمل‌گرایی و تأثیرناپذیری از افراد بانفوذ را تداوم بخشد و بدانند که پیروزی احمدی‌نژاد، جهش نظام را به دنبال خواهد داشت و هرگونه ناکامی‌ در تحقق شعارهای عدالت‌محور و تحول‌خواه دولت نهم، موجب دوری مردم خداجو از نظام خواهد شد و این،‌ مرگ نظام است. و به یاد آوریم سخن رهبرمان را با نمایندگان مجلس هفتم: «باید با دولت همراهی کرد و نباید دولت اصول‌گرای معتقد به مبانی انقلا‌ب و به شدت در حال تحرک و خدمت به مردم تضعیف شود.»(9)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات