تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۷  ، 
کد خبر : ۷۳۳۳۲
در حاشیه اهانت‌های اخیر به رئیس‌جمهور مطرح می‌شود

بداخلاقی‌های زودهنگام انتخاباتی

مقدمه: در حالی که هنوز قریب به یک سال تا انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی‌ ایران باقی مانده، سیل انتقادها به دولت نهم و به ویژه شخص رئیس‌جمهور از جانب گروه‌ها و جریان‌های مخالف دولت آغاز شده است. این که چرا این روزها انتقاد به دولت نهم که در برخی مواقع بوی اهانت و تخریب از آن استشمام می‌شود، شدت گرفته، مساله‌ای است قابل تامل که در این مقال به آن می‌پردازیم.

دبیر تحریریه
از خرداد 1384 تا تیر ؛1387 از انتقاد تا تخریب
روزهای پایانی خرداد 1384 بعد از ورود محمود احمدی‌نژاد به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، پخش شایعات بی مبنا واهانت‌های مشمئز کننده، متوجه شهردار آن روز تهران شد. این شایعات و اتهام‌ها حتی در مناظره تلویزیونی نمایندگان دو کاندیدای راه یافته، نیز بیان شد.
«مشکل احمدی‌نژاد در چهره‌اش است ک به رئیس‌جمهوری نمی‌خورد...»، «در صورت انتخاب احمدی‌نژاد، در اماکن عمومی ‌مثل پیاده‌روهای خیابان‌ها، بین زنان و مردان، دیوار یا چادر کشیده خواهد شد...» و.... این شایعات پس از پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری شدت بیش‌تری یافت. جناح‌ها و احزاب مخالف دولت، این بار شدیدتر از قبل نوک پیکان اتهام‌ها و انتقادهای غیر منصفانه خود را متوجه احمدی‌نژاد کردند. البته نباید از برخی انتقادهای سازنده عده‌ای از منتقدان نیز غافل شد، اما این انتقادهای سازنده در برابر سیل عظیم‌ اهانت‌ها و فرافکنی‌های موجود، قطعا ناچیز به شمار می‌آمد. برخی از مطبوعات نیز همگام با این سیل تهاجمات، دولت را آماج انتقادهای غیرمنصفانه و بعضا مغرضانه خود قرار دادند. این رویه غیر اخلاقی از سوی رییس جمهور که معمولا در برابر این انتقادها سکوت پیشه می‌کرد، مورد نکوهش قرار گرفت. رهبر معظم انقلاب نیز ضمن ابراز نارضایتی از افزایش روند هجمه‌ها به دولت در رسانه‌ها، از بی‌انصافی و لجن‌پراکنی برخی مطبوعات به شدت گلایه کرده و فرمودند: «چندی پیش رئیس‌جمهور محترم از مطبوعات گله کرد که بدگویی می‌کنند، بددهنی می‌کنند، لجن پراکنی می‌کنند و بعضی از مطبوعات نه این‌ که انتقاد می‌کنندـ انتقاد ایرادی نداردـ، بی‌انصافی می‌کنند.»
روند اهانت به رییس جمهور همچنان ادامه یافت. این بار دایره اهانت مخالفان، فقط به «بدگویی» و یا «لجن پراکنی» برخی مطبوعات و افراد محدود نماند، بلکه حتی شامل اهانت مسقیم به خود رئیس‌جمهور هم شد. جریان به آتش کشیده شدن تصویر احمدی‌نژاد در دانشگاه امیرکبیر توسط عده‌ای افراطی مدعی اخلاق‌مداری با واکنش منطقی و پاسخ تحسین‌برانگیز رییس‌جمهور مواجه شد. احمدی‌نژاد در پاسخ به معترضان که در حضور وی تصویرش را به آتش کشیدند، خاطر نشان کرد: «افتخار امثال بنده سوختن در راه ملت است؛ چرا که پیش‌تر از ما پیشگامان ما در راه رسیدن به آرمان‌های این ملت، جانشان و تنشان را به سوختن دادند و بدانید اگر هزار بار در راه آرمان‌های این ملت، همه وجودم بسوزد، یک سانتی‌متر از آرمان‌ها عقب‌نشینی نخواهم کرد.» در یک ماه گذشته نیز روند اهانت به رئیس‌جمهور وارد فاز جدیدی شد تا مشخص شود در فاصله یک سال مانده به انتخابات ریاست جمهور، چه اهداف و رویکردهای پیدا و پنهانی در راستای زمینگیر شدن دولت نهم از سوی مخالفان دکتر احمدی‌نژاد اتخاذ شده است.
روزنامه به اصطلاح اصول‌گرا در خط مقدم تخریب
انتقادهای بعضا اهانت آمیز مخالفان دولت، تنها شامل جریان به اصطلاح اصلاح‌طلب نمی‌باشد‌، بلکه این روند در پاره‌ای مواقع از سوی افراد و رسانه‌هایی اتخاذ شده است که داعیه اصولگرایی دارند. نمونه بارز این رسانه‌ها، نشریه‌ای بود که گفته می‌شود در کنار چند نشریه دیگر، از یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری آینده، حمایت مالی و فکری می‌شود. این نشریه، روند تند انتقادی خود را از حدود یکسال قبل بر ضد دولت نهم ‌آغاز کرد، و در اول تیر ماه سال جاری به اوج خود رساند. ویژه نامه نشریه مذکور که به مناسبت «سوم تیر» انتشار یافته بود، انواع هتاکی‌ها و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، «لجن‌پراکنی‌ها» بر ضد دولت را شامل می‌شد. شدت اهانت این ویژه نامه به حدی بود که شورای نظارت بر مطبوعات، ناگزیر از چاپ و انتشار آن جلوگیری کرد. در صفحه اول این ویژه‌نامه با تیتر جنجال برانگیز «بی پولی در سال‌های پرپولی» تصویری کشیده شده که به نوعی شعار منتسب به رئیس‌جمهور مبنی بر «پول نفت بر سر سفره مردم» به چالش کشیده و در آمدهای کلان نفتی را بی حاصل برای مردم تلقی کرده بود. اما آن‌چه موجب تعطیلی فعالیت‌ این نشریه شد، نه این تیتر و تصویر، بلکه عکسی جنجالی و اهانت‌آمیز از رئیس‌جمهور بود. این عکس که در کنار تیتر «من و مافیا» به تصویر کشیده شده بود اهانتی آشکار به دکتر محمود احمدی‌نژاد به شمار می‌آمد. در کنار این مسائل، چاپ مقالاتی از قبیل «دولت دور برگردان»، «یادگاری‌های احمدی‌نژاد در پایتخت» و...، نه تنها انتقادهای تند و بعضا مغرضانه‌ای را متوجه دولت نمود بلکه بسیاری از عقاید و عملکردهای دولت نیز به تمسخر گرفته شد. گفته می‌شود این ویژه‌نامه توسط عده‌ای مدعی اصلاح‌طلبی تهیه و تنظیم شده بود اما این که چطور در یک روزنامه مدعی اصولگرایی به چاپ رسید، از جمله معما‌هایی است که گذر زمان پاسخ آن را مشخص خواهد نمود.
روزنامه شیخ اصلاحات و اهانت‌های مکرر به دولت
حجه‌الاسلام مهدی کروبی به شیخ اصلاحات معروف است. اما این شیخ اصلاحات که در ایام انتخابات ریاست جمهوری به شدت از دست هم‌فکران سابق خویش کله‌مند بود، حساب خود را از مجموعه اصلاح‌طلبی جدا کرد و به تاسیس حزبی مستقل به نام «اعتماد ملی» که البته رویکردی اصلاح‌طلبانه مستقل از سایر احزاب دوم خردادی دارد، روی آورد. این حزب هم‌زمان با تأسیس، دست به انتشار روزنامه‌ای با همین نام زد. این روزنامه اما در چند مرحله با چاپ مقالاتی بحث‌انگیز، حتی انتقاد شخص کروبی را نیز متوجه خود دید. اوج این مساله به مقاله‌ای به قلم یکی از نویسندگان این روزنامه بر می‌گردد. نویسنده مقاله که خود را قبلا «جوجه اردک زشت» نامیده بود، در مقاله‌ای اهانت آمیز، مردم را «دلفین‌های گرسنه‌ای» خواند که منتظر دریافت غذا از صاحب‌شان هستند. این مقاله که در صدد به اصطلاح نقد سفرهای استانی دولت بود، به طرز اهانت‌آمیزی این سفرها را مورد تمسخر قرار داده و به حدی اهانت آمیز بود که شیخ اصلاحات را مجبور به عذرخواهی از دولت و ملت کرد. وی همچنین به دست‌اندرکاران نشریه اخطار داد که هر چه زودتر در روند این روزنامه تجدید نظر کنند. مسؤولان نشریه تذکر کروبی را جدی نگرفتند تا این که با چاپ مقاله‌ای تند و اهانت آمیز از رسول منتجب‌نیا ـ قائم مقام حزب اعتماد ملی ـ این‌بار صاحب امتیاز خود را که اتفاقا در سفر عربستان به سر می‌برد، بر آشفته ساختند. منتجب‌نیا در مقاله‌ای که در صفحه 16 این روزنامه مورخ 11/4/87 با عنوان «چند سوال از رئیس‌جمهوری» به چاپ رسانده بود، در قالب چند پرسش به شایعاتی اشاره کرد که بیش از هر چیز اهانت به رئیس‌جمهور تلقی می‌شد. طرح مسائلی از قبیل نبودن امام جماعت در نماز جماعت به امید امام جماعت شدن ولی عصر(عج)، وجود یک بشقاب و قاشق و چنگال خالی در سر سفره برای امام زمان(ع) و دیگر دروغ‌های مشمئز کننده‌ای که ذهن هر شنونده‌ای را آزار می‌دهد آن هم در مقاله‌ای از سوی آقای منتخب نیا، یک تخریب آشکار محسوب می‌شد که با واکنش شدید بسیاری از صاحب‌نظران و حتی همفکران وی همراه شد. سخنگوی حزب اعتماد ملی در موضعی رسمی ‌تصریح کرد این مقاله یک اظهارنظر شخصی است و موضع رسمی‌ حزب محسوب نمی‌شود. مدیر مسئول این روزنامه نیز ضمن اظهار بی‌اطلاعی(!) از چاپ مقاله آقای منتجب‌نیا به دلیل دور بودن از تهران، رسما اعلام کرد: «از چاپ مطلب مورد نظر دفاع نمی‌کنم و آن را مطلبی می‌دانم که در وبلاگ آقای منتجب‌نیا نوشته شده بود که یک سایت شخصی است و چاپ آن در روزنامه کثیر‌الانتشار با سیاست‌های روزنامه اعتماد ملی همخوانی ندارد» اما علیرغم برائت جستن مدیران روزنامه مزبور، هیچ‌گاه نمی‌توان رگه‌هایی از خط انتقادهای غیر منصفانه و بعضا مغرضانه این نشریه نسبت به دولت نهم را انکار کرد؛ واقعیتی که قطعا نمی‌تواند از منظر و مرآی مدیران این نشریه به دور باشد.
دبیر کل سابق و رقیبان قاتل!
«ما با رقیبی مواجهیم که می‌خواهد سر به تن ما نباشد.» این جمله قصار از زبان دبیرکل سابق حزب مشارکت خارج شد. محمدرضا خاتمی‌در مصاحبه‌ای نسبتا طولانی با روزنامه اعتماد مورخ 5/4/1387 به اظهار نظرهای عجیبی روی آورد. وی در جای‌جای مصاحبه‌اش بر ضرورت بازگشت دوباره برادر بزرگ‌ترش به مسند ریاست جمهوری به عنوان تنها راه نجات کشور تاکید کرده است، اما با این حال اذعان می‌کند که «بازگشت به آقای خاتمی ‌نوعی عقبگرد است»! او که برادرش را یک «دموکرات به تمام معنا بر ‌شمرد»، در مورد نتیجه انتخابات آتی ریاست جمهوری هم به اظهارنظری شگفت‌آور دست زد: «اصلا معلوم نیست آقای احمدی‌نژاد به دور دوم هم برسد»! آقای دبیر کل سابق هیچ‌گاه منبع اطلاعات خود را مشخص ننمود و در بیان علل به دور دوم نرسیدن آقای احمدی‌نژاد خاطر نشان کرد: «ابزارهای احمدی‌نژاد زیاد است، اما واقعیت زندگی مردم چیز دیگری است. این ابزارها در این شرایط زندگی مردم به ضد خودش تبدیل می‌شود.... آقای احمدی‌نژاد حتی طرفداران اصلی خود را که برایش کار می‌کردند دیگر از دست داده و نمی‌شود از این لحاظ خیلی تردید کرد...» البته آقای دکتر یکی از خوش شانسی‌های کاندیداهای آینده را وجود رقیبی به نام «محمود احمدی‌نژاد» دانسته است، ولی هرگز امیدوار نیست که این خوش‌شانسی (!) نصیب او و همفکرانش شود. این اظهارنظر بیش از هر چیز به یک جنگ روانی بر ضد رئیس‌جمهور شباهت دارد، جنگی روانی که یک هفته بعد دوست همفکرش در حزب کارگزاران به صورت شدیدتر و اهانت‌آمیزتر بر ضد رئیس‌جمهور و دولت نهم اجرا کرد.
از دید من، کار آقای احمدی‌نژ‌اد تمام است!
درست یک هفته پس از مصاحبه جنجالی روزنامه اعتماد ملی با محمدرضا خاتمی، این‌بار دست‌اندرکاران این نشریه به سراغ یکی از سران حزب کارگزاران رفتند تا مانند مصاحبه‌ قبلی، دولت را به زعم خود با چالش مواجه سازند. حسین مرعشی اما بی‌پرواتر از محمدرضا خاتمی ‌ادعاهایی مطرح کرد که بیش از هر چیز به یک تصفیه حساب سیاسی و خالی کردن عقده دل شباهت داشت. او البته پیش از این نیز ید طولایی در اهانت به رئیس‌جمهوری فعلی داشت. ملت ایران هیچگاه گفت‌و‌گوی ویژه خبری شبکه دوم صدا و سیما که با حضور وی به عنوان نماینده آقای ‌هاشمی‌رفسنجانی و خوش‌چهره به عنوان نماینده آقای احمدی‌نژاد برگزار شده بود را فراموش نخواهند کرد. مرعشی در آن برنامه از عبارت تحقیرآمیزی در مورد محمود احمدی‌نژاد استفاده کرد که به اعتقاد بسیاری، همان مصاحبه موجب استقبال مردم از دکتر احمدی‌نژاد شد. او البته بعدها در گفتگو با یکی از روزنامه‌نگاران در ساختمان شرکت مهندسی عمران رفسنجان واقع در خیابان کریمخان زند تهران که دفتر کار وی نیز به شمار می‌آید، به صراحت خود را لیبرال دموکرات مسلمان خواند و تصریح کرد: «ما به عنوان حزب کارگزاران با برداشتی (!) که از دین، مکتب و تجربه بشری و مبانی دینی داریم. به این نتیجه رسیدیم که اسلام با مشی لیبرالیسم سازگاری دارد(!) این آقای لیبرال دموکرات مسلمان در یک پیش بینی جالب توجه خاطر نشان کرد: « از دید من کار آقای احمدی‌نژاد تمام است»! وی البته در بیان این مدعا، معتقد است: «همه اصول‌گرایان از احمدی‌نژاد عبور کرده‌اند، در آن جبهه من شخص مؤثری نمی‌بینم که از آقای احمدی‌نژاد حمایت کند و طرفدار ایشان باشد...» مرعشی هیچ‌گاه توضیح ندارد که از طریق کدام منبع موثقی به این تحلیل رسیده‌ است که «همه» اصول‌گرایان از احمدی‌نژاد عبور کرده‌اند؟! وی می‌افزاید: «... احمدی‌نژاد موقعیت بسیار ضعیفی دارد و در نظرسنجی‌ها فوق‌العاده افکار عمومی ‌را از دست داده است! هیچ رئیس‌جمهوری نبوده که در گذشته در زمان استقرار در جامعه این مقدار بی‌یار و یاور و بدون پشتوانه باشد. همیشه رئیس‌جمهورهای ما وقتی در قدرت بودند بیش از 55 درصد آرا را در نظرسنجی‌ها داشتند؛ بین 55 تا 70 درصد. آقای احمدی‌نژاد کم‌تر از 18 درصد آرا را در نظرسنجی‌ها دارد»!
آقای سخنگو هرچند مشخص نکرد که این نظرسنجی‌های ساختگی را از چه منبعی کشف نموده است، اما در بی‌سابقه‌ترین اهانت برضد رئیس‌جمهور، تلویحاً این دولت را غیروفادار به عقل،‌ خرد، اسلا‌م و ارزش‌های ملی و دینی، ناآشنا به منافع مردم و آیین کشورداری، استفاده کننده، ابزاری از دین، بی‌اعتنا به روحانیت و... قلمداد کرد و در اظهارنظری شگفت‌آ‌ور مدعی شد: «ما به عنوان بخشی از نیروهای وفادار به انقلا‌ب، نظام و مردم حاضریم در انتخابات از حق خود بگذریم و به رقیب وفادار به عقل، خرد، اسلا‌م و ارزش‌ها ملی و دینی رو بیاوریم که این بساط دولت نهم جمع شود. این نهایت گذشت(!) یک جناح است. نهایت وفاداری یک جناح به کشور و مردم است. ما حاضریم رقیبی بیاید که نظرات کارشناسی را بشناسد. واقعاً دیندار باشد نه آن‌که دین را ابزار و بازیچه قرار دهد. واقعاً به روحانیت احترام بگزارد نه آن‌ که از روحانیت به‌عنوان ابزار استفاده کند...»
جالب است! آقای مرعشی از «جمع کردن بساط» دولتی صحبت می‌کند که مورد حمایت خاص و ویژه رهبری است. اکنون روی سخن با کسانی است که به‌ اصطلا‌ح به تعبیر آقای مرعشی «راست میانه‌»اند؛ هرچند مرعشی با زیرکی خاص قصد سوءاستفاده از بخشی از نیروهای اصول‌گرا را دارد و با این جمله که «[مردم] باید متوجه باشند که ما برای نجات آن‌ها این کار را می‌کنیم.(!) از نظر ما آقای احمدی‌نژاد ضربات جبران‌ناپذیری به اقتصاد زده است. ما به خاطر خودمان به سمت راست میانه نمی‌رویم.» درصدد است تا به ‌نوعی بین اصول‌گرایان اختلا‌ف ایجاد نماید، اما اصول‌گرایان هوشیارتر از آنند که در دام چنین افرادی بیفتند. آقای مرعشی که در انتخابات دوم خرداد به همراه حزب متبوعش به ناگاه از حمایت آقای ناطق نوری دست کشیده و به سمت آقای خاتمی ‌گرایش یافت، چگونه یک‌باره به سمت آقای ناطق و آن چه به تعبیر او «راست میانه» است، گرایش پیدا کرده است؟ قطعاً اصول‌گرایان، از سیاست «موج‌سواری» حزب کارگزاران آگاهی کامل دارند. آقای مرعشی نیز اگر به تعبیر خود، قصد «نجات مردم» را دارد، بهتر است به جای جمع‌ کردن بساط دولت، به فکر همفکری و همکاری صمیمانه با نظام و دولت برآمده از آن باشد و به یاد داشته باشد که در دوران حاکمیت کارگزاران و به‌ ویژه مدیریت وی بر مسند استانداری کرمان و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری چه مشکلا‌تی را همین مردمی ‌متحمل شده‌اند که امروزه وی قصد نجات آن‌ها را دارد! راستی آقای مرعشی! از کپرنشینان جیرفت و پروژه عظیم هفت باغ هفت آسمان و شرکت هواپیمایی ماهان و... چه خبر؟!
بهترین پاسخ را ملت خواهد داد.
محمود احمدی‌نژاد علت همۀ این بی‌مهری‌ها در حق خود را در یک کلمه بیان کرده است: «من فکر می‌کنم وارد حریم ممنوعه یک مجموعه‌هایی شده‌ام که نمی‌دانم این افراد چگونه می‌خواهند فردای قیامت در رابطه با حرف‌ها و اقداماتشان جواب بدهند؟!» ورود به حریم ممنوعه‌ای که مافیای قدرت و ثروت از آن هراسان است. اما در کنار آن نباید از یک جنگ تبلیغاتی کاملا‌ً حساب‌شده بر ضد دولت نهم در فاصله یک‌سال مانده به انتخابات آینده ریاست ‌جمهوری به ‌راحتی گذشت. هرچند در اواخر خرداد 1384 و همزمان با مشخص ‌شدن حضور احمدی‌نژاد در دور دوم انتخابات ریاست ‌جمهوری، تخریب و اهانت به‌وی فقط کم‌تر از یک‌ هفته شکل گرفت، ولی اکنون یک‌ سال تا شروع انتخابات، پروژه تخریب و شایعه‌پراکنی آغاز شده است. این هجمه‌ها، بی‌گمان برای دلسردی مردم و عدم استقبال آنان از محمود احمدی‌نژاد و به‌تعبیر آقای مرعشی «جمع‌ کردن بساط دولت نهم» شکل پذیرفته است. دولت نهم نیز با شکستن برخی تابوها وارد حریم ممنوعه کسانی شده‌است که هیچ‌گونه علا‌قه‌ای به پاسخگویی در قبال سوءمدیریت چندین ساله خود ندارند. در این هجمه‌ رسانه‌ای و تبلیغاتی شدید بر ضد دولت نهم، بهترین پاسخ ممکن، تلا‌ش دوچندان رئیس‌جمهور و همراهان او برای خدمت خالصانه‌تر به ملت است. قطعاً گام‌های مؤثر دولت نهم در جهت استیفای منافع ملی و قطع‌کردن دست غارتگران بیت‌المال، یا بهترین پاسخ از سوی ملت مواجه خواهد شد؛ پاسخی که به‌نظر می‌رسد حتی اهانت‌ها و تخریب‌ها و آرزوهای دست‌نیافتنی منتقدان غیرمنصف را بایکوت خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات