* از زمانی که رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه به وجود آمد و بر مردم منطقه تحمیل شد هرگز روی آرامش براین رژیم حاکم نشده و دائم در حال جنگ و خونریزی بوده است. علت این همه خونریزی چیست و چرا همچنان ادامه دارد.
** ظرف شصت سالی که رژیم صهیونیستی شکل گرفته مهمترین مسئله ای که داشته حفظ بقا بوده و هست. یعنی این رژیم شکل گرفته تا بماند. آنچه که این رژیم را تهدید می کند مسائلی است که بقای آن را موردنظر قرار می دهد. این بقا را آمریکا و اروپایی ها و برخی رژیم های عرب پذیرفته اند و به کشورهایی که مخالف بقای اسرائیل هستند می گویید که باید این ر ژیم را به عنوان یک واقعیت بپذیرید. اما بقا خود مقدمه ای دارد که مهمترین آن امنیت است. لذا هر چیزی که شرایط بقارا به هم بزند ناامنی تلقی می شود و منجر به بروز مشکلاتی می شود . اما برای اینکه اسرائیل بقا داشته باشد عناصر دیگری برای آن نیاز دارد. یک عنصر بقا این است که به رسمیت شناخته شود، بخصوص از سوی همسایگان خود و کشورهایی که فاصله کمی با آنها دارد، یعنی از سوی مصر، اردن، لبنان و سوریه در حلقه اول و از سوی عراق، ایران و عربستان به رسمیت شناخته شود. رسمیت به معنای پذیرفتن است. عنصر دیگر جمعیت داخل سرزمین هایی است که دولت یهود در آن تشکیل شده و در آینده بقای این دولت را تضمین می کند. یعنی باید جمعیتی در آنجا حاکم باشد که قابل توجه باشند . چون جمعیت به اندازه کافی ندارند، اقدام به وارد کردن جمعیت از سراسر دنیا می کنند. اما مسئله تغییر ترکیب جمعیت عاملی است که عنصر جمعیت را و به تبع آن بقا را به خطر می اندازد . وجود فلسطین در آنجا چه در داخل سرزمین های اشغالی و چه در اطراف بقای اسرائیل را تهدید می کند.
زیرا ترکیب جمعیتی رابه هم می زند وبه دنبال آن جمعیتی که از یک قوم است به دنبال حکومت می رود . آمریکایی ها برای حل مسئله بقا سالیان سال است که در این زمینه تلاش می کنند . حداقل در 20 سال گذشته آمریکایی ها سردمدار مسئله حفظ و بقایی اسرائیل بوده اند.
* آمریکایی ها تا به حال برای انجام این کار چه اقداماتی انجام داده اند؟
** آمریکایی ها در سیاست خاورمیانه ای خود اسرائیل را در اولویت اول قرار داده اند. اسرائیل را قدرت اول نظامی منطقه طراحی کرده اند و آن را به مدرن ترین سلاح ها تجهیز کرده اند و روابط خود را با سایر کشورهای خاورمیانه براساس میزان فاصله و دوری و نزدیکی آنها از اسرائیل تنظیم کرده اند. هر کشوری که با اسرائیل رابطه صمیمانه داشته باشد با آمریکا هم رابطه صمیمانه ای خواهد داشت اما هر کشوری که با اسرائیل خصومت داشته باشد با آمریکا با وی نیز خصومت خواهد داشت. اسرائیل از نظر نظامی قسمتی از پیکره نظامی ارتش آمریکا تلقی می شود لذا باید قدرت اول نظامی منطقه باشد، از نظر سیاسی بخشی از خاک آمریکا است لذا دو کشور جدا محسوب نمی شوند. اسرائیل موجودیت خود آمریکاست لذا از نظر سیاست خارجی هم در راس قرار دارد از نظر علمی و اقتصادی هم باید در راس باشد. چون قابلیت های رشد و توسعه اقتصادی در اسرائیل نیست آمریکا با کمک مالی که سالیانه سه میلیارد دلار به طور ثابت به این رژیم می دهد این رژیم را در راس سیاست قدرت اقتصادی قرار داده است. از نظر نظامی هم در راس قرار گرفته است و از نظر مسائل مربوط به سیاست های امنیت هم وابسته به آمریکا ست . غیر از اینها آمریکا باید مسئله به رسمیت شناخت اسرائیل را حل کند. برای این کار مهمترین مشکل بر سرراه آنان فلسطینیان ساکن در سرزمین های اشغالی است. حرف این فلسطینی ها این است که ما ملتی دارای سرزمین بودیم و در حال زندگی بودیم که شما آمدید بخشی از ما را آواره کردید و بخشی دیگر را در محاصره قرار دادید. لذا اینها نمی توانند بپذیرند که اسرائیل سرزمین های آنها را اشغال کند و دولت تشکیل دهد و زندگی صرفه داشته باشند اما آنها جمعیتی باشند بدون دولت و بدون زندگی، بنابراین همیشه باصهیونیست ها چالش دارند.
* آمریکا و اسرائیلی ها برای حل مشکل چه راهکارهایی پیشنهاد داده اند؟
** برای اینکه این مسئله را حل کنند چنین طرحی را ریختند که اولین گام این است که دولتی در فلسطین ایجاد کنند که این دولت در راستای منافع آمریکا و اسرائیل حرکت کند و اسرائیل را به رسمیت بشناسد و به دنبال بازگشت آوارگان نباشد. بنابراین کنفرانس آناپولیس را که در سال گذشته تشکیل دادند برای یک چنین هدفی طراحی شده بود. اگر این اتفاق بیفتد چند مسئله برای رژیم صهیونیستی حل می شود. اول اینکه دولت فلسطین مسئول امنیت دولت اسرائیل می شود . لذا وقتی دولت فلسطینی دولتی به نام یهود را به رسمیت شناخت علیه آن اقدام نمی کند و با آن رابطه دیپلماتیک سیاسی برقرا می کند و هرگونه مخالفت و شورش را در درون خود خفه می کند . لذا طرح دولت خودگردان را از حدود 20 سال پیش دادند و اتفاقا دولت را به کسانی که جزء مبارزین بودند دادند.
یاسر عرفات اواخر عمر خود به این نتیجه رسیده بود که این کار یک بازی بیش نبوده است لذا از آنها فاصله گرفت و آنها نیز یاسرعرفات را محاصره کردند تا مرد و یا کشته شد.
در کنفرانس آناپولیس طرح این بود که یک دولت فلسطینی تشکیل شود و دولت اسرائیل هم تحت عنوان دولت یهود تشکیل شود. علت اینکه اسم دولت یهود را گذاشتند این بود که اگر در آینده ترکیب جمعیتی تغییر کرد حکومت مخصوص یهودیان باشد.
* اگر اهداف و برنامه های کنفرانس آناپولیس با موفقیت اجرا می شد چه اتفاقی رخ می داد؟
** اتفاقی که می افتاد این بود، وقتی که دولت فلسطین تشکیل می شد خود به خود امنیت در سرزمین های موجود ایجاد می شد . این دولت فلسطینی وقتی اسرائیل را به رسمیت می شناخت و رابطه دیپلماتیک برقرار می کرد همه اعراب و همه کشورهای اسلامی هم رابطه دیپلماتیک برقرار می کردند و می گفتند ما که نمی توانیم کاسه داغ تر از آش بشویم. لذا زمینه برای به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از سوی همه دولت های عربی فراهم می شد.
* مشکل اصلی پیش روی تحقق اهداف کنفرانس آناپولیس چه بود؟
** مشکل اصلی آنها داخل فلسطین است. یک عده ای از فلسطینی ها این طرح را نمی پذیرفتند و مقاومت کردند مثل حماس در غزه خارج از فلسطین یک گروهی به نام حزب ا لله در لبنان است که اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و مزاحم بعدی در دو دولت بود که یکی دولت جمهوری اسلامی و دولت بعدی سوریه است. برای حل این مسئله از 3 سال پیش آمریکایی ها وارد عمل شدند. اولین گام برای حزب الله بود و می گفتند که حزب الله باید از بین برود. تا هم بازوی ایران در لبنان قطع شود و هم دولت لبنان بتواند روابط سیاسی با اسرائیل برقرار کند. حزب الله را در جنگ 33 روزه آزمودند و نتوانستند این مانع را از جلوی راه خود بردارند اما به حداقلی توانستند حل کنند زیرا توانستند یک فاصله ای بین حزب الله و اسرائیل از طریق استقرار نیروهای صلح ایجاد کنند. مسئله حماس هم می بایست حل می شد. این جنگ برای نابودی حماس آغاز شده است تا بتوانند منطقه نوار غزه را به دست محمود عباس یا نیروهای سازمان ملل بدهند. در مورد سوریه هم شروع کردند به مذاکره غیرمستقیم از طریق ترکیه و سوریه را به جایی رساندند که الان در مسائل مربوط به غزه می بینیم که این کشور تقریبا ساکت است. البته هنوز پایگا ه های سیاسی حماس در آنجا هست. ولی سوریه رفتارهایی از خود نشان داده که اسرائیلی ها را امیدوار کرده که اگر به سمت مذاکره با سوریه بروند می توانند نتیجه بگیرند. اما در مورد ایران معتقدند که دیر حل خواهد شد و نیاز به زمان دارد و باید بعد از حل همه مسائل بعد به سراغ ایران آمد.
* نقشه و طرح آمریکایی - اسرائیلی در مورد حزب الله با شکست مواجه شد . آیا این طرح در مورد حماس هم به شکست منتهی خواهد شد؟
** مقاومت مردم غزه در برابر تهاجم رژیم صهیونیستی همه نقشه های آمریکایی ها را نقش برآب خواهد کرد و امکان به رسمیت شناخته شدن اسرائل از بین خواهد رفت . آنها همه تلاش خود را برای نابودی حماس خواهند کرد چون حماس از نظر آنها باید از بین برود لذا همه متحدان اسرائیل اعم از آمریکا ، اروپا و سران عرب از این حمله و جنگ یک طرفه حمایت می کنند.
* آیا به نظر شما مسئله حماس با این کشتارهای بی امان مردم غزه قابل حل است؟
** از نظر من این مسئله حتی اگر حماس سرکوب شود و همه نوار غزه را نیز اشغال کنند حل نخواهد شد. زیرا عوامل بقا در اسرائیل وجود ندارد. سرزمین های اشغالی 27 هزار کیلومتر مربع است. بخشی از فلسطینی ها در دل این سرزمین قرار دارند و عمده مناطق آن هم سمت شمال است. لذا اسرائیلی ها از روزی که شکل گرفتند شعار از نیل تا فرات را سر دادند. دومین مشکل جمعیت است. این جمعیت یهودی که از سراسر جهان به سرزمین های اشغالی آورده شده اند تشکیل یک ملت را نداده اند. افراد مثل ریگ در کنار هم قرار دارند و همبستگی ندارد. نکته دیگر اینکه این جمعیت آمده است که زندگی کند نه اینکه جنگ کند و در شرایط ناامنی به سر ببرد. لذا به محض اینکه ناامنی ایجاد می شود ناپایداری در این جمعیت مهاجر دیده می شود. نکته بعدی اینکه اسرائیل برای بقای خود دائم محتاج منابع خارج از اسرائیل است زیرا این رژیم فاقد منابع طبیعی است و ظرفیت کافی برای تبدیل شدن یک دولت پایدار را ندارد. به همین دلیل رژیم صهیونیستی به شدت آسیب پذیر است و به محض اینکه حزب الله و حماس چند راکت به سرزمین های اشغالی می زند موجی از وحشت و ناامنی ایجاد می شود. ناامنی آن ترکیب جمعیتی ای که در حال ساختن آن هستند را دچار گسست بیشتری می کند. این گسست باعث می شود کارهای سیاسی به بن بست برسد و امکان به رسمیت شناختن اسرائیل از بین برود. از نظر آنها این جنگ تا جایی باید ادامه پیدا کند که تجربه جنگ 33 روزه تکرار نشود. یعنی تمام عناصر مقاومت به همراه همه اعضای خانواده اش کشته شوند.
آمریکا ورژیم صهیونیستی می خواهند با این کشتار فکر مقاومت را در بین مردم نوار غزه از بین ببرند تا دیگر کسی در بین فلسطینی ها فکر مقاومت به ذهنش خطور نکند.
* به نظر شما قطعنامه مطلوب در خصوص نوار غزه چیست و نظر شما در خصوص طرح حسنی مبارک چیست و آیا امکان تبدیل آن به یک قطعنامه وجود دارد؟
** قطعنامه مطلوب این است که آتش بس اعلام کند، عقب نشینی اسرائیل از نوار غزه، برداشتن محاصره و باز کردن گذرگاه ها. آمریکایی ها تلاش دارند تا در این ماجرا به حسنی مبارک یک وزنی بدهند تا او را که تحت فشار افکار عمومی قرار گرفته به عنوان طراح یک طرح آتش بس معرفی کنند و وجهه او را بازسازی کنند. احتمال اینکه به اسم طرح حسنی مبارک آتش بس برقرار کنند زیاد است.
* در چه شرایطی آتش بس مطلوب رژیم صهیونیستی خواهد بود؟
** یکی زمانی که احساس کند موفق شده و نباید به جنگ ادامه دهد لذا نیاز به یک قطعنامه دارد که عملیات را متوقف کند. دوم اینکه احساس کند با جنگ و عملیات نظامی کار جلو نمی رود و هر چه بخواهد به جنگ و کشتار ادامه دهد به هدف خود نمی رسد . در این قطعنامه به توقف کار کمک می کند.