تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۵  ، 
کد خبر : ۷۳۳۵۵

روسیه و دفاع از ایران


 ترجمه: آرمین منتظری
اظهارنظر ولادیمیر ورونکوف، دیپلمات ارشد روسیه مبنی بر اینکه ایران در حال حاضر توانایی تولید سلاح هسته ای را نداشته و ابزار و تکنولوژی مورد نیاز برای دستیابی به آن را در اختیار ندارد بار دیگر فصلی جدید را درخصوص برنامه هسته ای ایران که به مساله ای بین المللی تبدیل شده، باز کرده است. اظهارات ورونکوف، رئیس اداره همکاری با اروپا در وزارت امورخارجه روسیه، اگر متضاد با ارزیابی های مقامات اسرائیلی در مورد سرعت پیشرفت ایران در دستیابی به سلاح هسته ای در پوشش تولید برق نباشد، دست کم تردید هایی به آن وارد می کند. موضع روس ها در این خصوص از ارزش بسزایی برخوردار است چراکه کارشناسان روس دسترسی بسیار زیادی به تاسیسات هسته ای ایران دارند.
در حال حاضر مهندسان روسی در ایران در حال ساخت نیروگاه هسته ای بوشهر هستند و هر روزه با واقعیت های برنامه های هسته ای ایران سر و کار دارند. ورونکوف برای اظهارات خود دلیل و استدلالی هم داشت. وی گفت: <این اطلاعات از سوی تمامی سرویس هایی که مسئولیت جمع آوری و تحلیل اطلاعات در خصوص برنامه های هسته ای ایران را برعهده دارند، تایید شده است.> اگر سرویس های اطلاعاتی مسکو معتقدند که ایران توانایی ساخت سلاح اتمی را ندارد، بنابراین باید درباره عبارتی به نام <بحران هسته ای ایران> دوباره فکر کرد. همچنین نباید این گمان را از ذهن دور داشت که بحرانی که بر سر برنامه هسته ای ایران ساخته شده است همه به این خاطر است که جلوی پیشرفت ایران در حرکت در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت شیعه در منطقه گرفته شود. مدت ها پیش از آنکه دولت جورج بوش تئوری <تهدید هسته ای ایران> را در تمامی مجامع بین المللی جار بزند، اسرائیل به شدت نگران این مساله بود که برنامه هسته ای ایران، برخورداری اسرائیل از سلاح های هسته ای غیرمتعارف در منطقه را به عنوان یک امتیاز به چالش خواهد کشید.
اسرائیل به عنوان کشوری که از دهه 60 از سلاح هسته ای برخوردار است و هرگز هم توانایی هسته ای نظامی خود را تایید نکرده است همواره با حسادت وصف ناپذیری همسایگان خود را زیر نظر داشته است و همیشه به دنبال هرگونه نشانه ای از دستیابی این کشورها به عاملی بازدارنده در برابر خود بوده است. در سال 1981 مناخیم بگین، نخست وزیر اسبق اسرائیل، دستور اجرای عملیات <اپرا> را برای حمله به نیروگاه هسته ای اوسیراک عراق صادر کرد. اسرائیل معتقد بود که رآکتور هسته ای اوسیراک باید پیش از آنکه به منظور تولید سلاح هسته ای مورد استفاده قرار گیرد، منهدم شود. اسرائیل در سپتامبر سال 2007 بار دیگر عملیاتی مشابه عملیات اپرا را این بار در سوریه به اجرا گذاشت.
این بار نیروگاه هسته ای سوریه در نزدیکی مرز این کشور با ترکیه مورد بمباران هوایی اسرائیل قرار گرفت. برای طرح ریزی این حمله، رئیس سرویس های اطلاعاتی اسرائیل، میرداگان، شواهدی را به ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل ارائه کرد که براساس آنها سوریه در تلاش بود تا سلاح هسته ای از کره شمالی خریداری کند. حمله اسرائیل به سوریه در مقایسه با حمله به اوسیراک بسیار مخفیانه تر و در هاله ای از ابهام انجام شد. یک نظریه این است که تنها بخش هایی از رآکتور هسته ای سوریه ساخته شده بود و سال ها تا تبدیل شدن آن به تهدیدی برای اسرائیل باقی بود. روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز از قول یکی از مقامات آمریکایی نوشت که اقدام اسرائیل علیه سوریه بیشتر هشداری به ایران بود تا نابود کردن توانایی های هسته ای کشوری که از هیچ گونه زیرساختی برای تولید پلوتونیوم لازم برای ساخت سلاح هسته ای برخوردار نیست و این حقیقت که ایران و سوریه متحدانی نزدیک هستند که علیه طرح های اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه فعالیت می کنند باعث می شود که این نظریه تا حدودی قابل پذیرش باشد. اسرائیل از سال 1991 در خصوص برنامه هسته ای صلح آمیز ایران شروع به هشدار دادن کرد. در اواسط دهه نود میلادی اسرائیل مکررا ارزیابی هایی را منتشر کرد که براساس آنها ایران تنها چند سال تا دستیابی به سلاح هسته ای راه در پیش دارد اما دولت بیل کلینتون توجهی به این ارزیابی ها نکرد. اما پس از روی کار آمدن دولت جورج بوش اسرائیل احساس کرد که این بار راحت تر می تواند آمریکا را همراه خود کند. بسیاری از نئومحافظه کاران و یهودیان در دولت بوش فرصت فعالیت یافته بودند و از آنجایی که اغلب آنها علاقه بسیاری به روابط اسرائیل و آمریکا داشتند آمریکا این بار راحـت تر می توانست موضوع برنامه هسته ای ایران را به یک موضوع بین المللی تبدیل کند.
پیش از آنکه عملیات های نظامی آمریکا در عراق با مقاومت های داخلی گروه های مختلف روبه رو شود و ارتش آمریکا در باتلاق عراق اسیر شود بسیار شنیده می شد که نئوکان ها در دولت آمریکا و اسرائیل مکررا از تهدید هسته ای ایران سخن می گویند. از سوی دیگر نئوکان ها گمان می کردند که می توانند از برنامه هسته ای ایران به عنوان دستاویزی برای تغییر رژیم در ایران استفاده کنند. بنابراین سرویس های اطلاعاتی آمریکا از مقامات ارشد دولت دستور می گرفتند که ایران را به عنوان تهدیدی برای امنیت جهانی تصویر کنند. اما زمانی که جنگ آمریکا در عراق به درستی پیش نرفت و اشتیاق افکار عمومی و حتی سربازان آمریکا به این جنگ کمتر و کمتر شد، اختلاف نظرهایی در آمریکا به وجود آمد که چرا دولت آمریکا پیش از آنکه جنگ در افغانستان تمام شود وارد جنگ دومی با عراق شد. پس از آن در سال 2005 گزارشی از سوی نهاد های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا منتشر شد که می گفت ایران 10 سال تا دستیابی به سلاح هسته ای راه در پیش دارد.
این گزارش بار دیگر شک و تردید هایی را در ارزیابی های قبلی از توانایی های هسته ای ایران که می گفت ایران 5 سال تا دستیابی به سلاح هسته ای راه در پیش دارد، مطرح کرد. این گزارش آب سردی بود بر آتش جنگی که آمریکا بر سر <تهدید هسته ای ایران> به پا کرده بود. تهدیدی که از سوی اسرائیل مطرح شده بود و به آمریکا دیکته می شد. اما گزارش جدید آژانس بین المللی انرژی اتمی درخصوص برنامه هسته ای ایران در ماه ژوئن بار دیگر آب را گل آلود کرد.
در ژوئن سال 2008، محمد البرادعی مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کرد که حداقل شش ماه تا یک سال زمان نیاز است تا روزی از خواب برخیزیم و ببینیم که ایران به سلاح اتمی دست یافته است. در نوامبر سال 2008، گزارش معمول آژانس از فعالیت های هسته ای ایران منتشر شد و در آن آمده بود که ایران اروانیوم غنی شده کافی برای ساخت یک بمب اتمی را در اختیار دارد. اسرائیل و نئوکان هایی که تاثیر بسیار زیادی بر سیاستگذاران آمریکایی دارند بار دیگر شروع به تیزکردن شمشیرهایشان علیه ایران کردند. از اینجا بود که سخنانی درخصوص اینکه بوش با استفاده از گزارش آژانس، پیش از آنکه کاخ سفید را ترک کند جنگ علیه ایران را آغاز خواهد کرد رفته رفته به گوش رسید. با توجه به آنچه که ذکر شد کاملاواضح می نماید که بالاو پایین رفتن الاکلنگ بحران برنامه هسته ای ایران و اینکه این کشور سلاح هسته ای دارد یا خیر، کاملابه مقاصد جنگ طلبانه اسرائیل و آمریکا ارتباط پیدا می کند.
البته البرادعی اعلام کرد که اگر ایران مورد حمله واقع شود از سمت خود استعفا خواهد کرد اما متاسفانه صداقت او درباره برنامه هسته ای به بازیچه ای در دستان کسانی تبدیل شد که تنها به فکر راه حل های نظامی بودند. البته اظهارات اخیر مقامات روسی درباره برنامه هسته ای ایران در واقع نقطه پایانی بود بر تاکتیک های ایجاد هراس اسرائیل. اما همانند تمام ارزیابی های قبلی، مواضع مسکو نیز می تواند از نقطه نظر راستگویی و صداقت محل اشکال قرار بگیرد. در میان اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد، روسیه از نقطه نظر استراتژیک به ایران نزدیک تر و یکی از مخالفان اصلی استفاده از زور علیه ایران است. از آنجایی که شایعاتی درخصوص این مساله که اسرائیل ممکن است در هر زمانی اوسیراک 3 را به اجرا بگذارد به گوش می رسد، می توان گفت که اظهارات اخیر مقامات روسی با هدف دفاع از دوست و همسایه خود مطرح شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات