«تفلیس تاکنون حدود 20 کامیون سرباز و چندین خمپارهانداز را به منطقه رویارویی در اوستیای جنوبی منتقل کرده است.
ارتش گرجستان، یکی از آمادهترین ارتشها در فضای پس از شوروی است.
این امر در کل به بهای دوستان گرجستان به وجود آمده است.»
به گزارش ایسنا روزنامه ایزوستیا ـ چاپ روسیه ـ در بحبوحه یک جنگ تمام عیار گرجستان، جمهوری به وجود آمده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و اوستیای جنوبی، یکی از مناطق جداییخواه گرجستان و جمهوری به رسمیت شناخته نشده این جمهوری، در گزارش به چگونگی به وجود آمدن این جنگ «از سوی گرجستان» و کمکهای صورت گرفته به این کشور پرداخته است.
در این گزارش میخوانیم:
«اکثریت افسران و یا نظامیان ساده گرجی در آمریکا و ترکیه آمادگی جنگی یافتهاند و یا این که به وسیله آموزشدهندگان این کشورها آموزش دیدهاند.
بیش از هشت هزار نظامی گرجی براساس سیاست برنامههای آمریکایی آمادهسازی کادرها، آموزش دیدهاند. هزینه نظامی این کشور ظرف چهار سال گذشته 30 برابر بیشتر شده و به 9 تا 10 درصد از رشد ناخالص داخلی این کشور رسیده است در حالی که در روسیه این میزان 9/2 درصد رشد ناخالص داخلی است.
بودجه کل نظامی گرجستان در سال 2008 تقریباً یک میلیارد دلار است و این برای کشوری که بخش قابل توجهی از کمکهای نظامی ـ فنی خود را از کشورهای دیگر دریافت میکند، مقدار کمی نیست؛ کمکی که افزون بر قابل توجه بودن، رایگان در اختیار تلفیس قرار داده میشود. در میان طرفهایی که چنین کمکی را به گرجستان کردهاند ، آمریکا، ترکیه، بلغارستان، چک، اسرائیل، بوسنی و هرزهگوین، صربستان و اوکراین قرار دارند.»
این گزارش افزوده است: «آمریکا براساس برنامه موسوم به اعطای کمک جنگی به کشورهای خارجی براساس نیاز جنگی، اعتبارات غیرقابل بازگشت به ارزش کل 6/40 میلیون دلار به گرجستان اختصاص داده است.
ترکیه به نیروهای گرجی به ارزش کل حدود 45 میلیون دلار کمک کرده است.
آنکارا همچنین قصد دارد تا 100 ماشین جنگی، تا 500 ماشین انتقالدهنده مجموعههای موشکی ـ ضدهوایی آنزا ـ 2 ساخت پاکستان؛ دو کشتی مین جمعکن و دو کشتی آبی ـ خاکی، سیستم هشدار از پیش نسبت به حمله هوایی با وسایل ضدهوایی موسوم به اسکای واچر، 80 مسلسل سبک 6 MP5 MTS A ، هار و هشتصد آرپیجی 72 - M ، دو هزار نارنجکانداز، 10 میلیون فشنگ با کالیبرهای 5، 45 و 160، مسلسل و تفنگ دستی3 MP5A و بیست و پنج هزارست» تجهیزات در اختیار گرجستان قرار دهد. بلغارستان نیز قصد دارد گرجستان را به 250 موشک، مجموعه موشکی ضد تانک فاکتوریا، 50 هزار پرتابه توپ کوتاه لوله 122 متری د ـ 30 و دیگر محصولات نظامی مجهز کند.
جمهوری چک نیز به همین منوال ممکن است 10 هواپیمای 159- L آلکا؛ 620 تن مهمات (تا 500 هزار فشنگ 62/7 میلیمتری اسلحه تک تیراندازی؛ تا 350 هزار فشنگ 7/12 میلیمتری مسلس د.ش.کا، تا 60 هزار فشنگ 7/12 میلیمتری برای مسلسلهای نصب ده بر روی هلیکوپترهای 24- MI؛ تا 50 هزار پرتابه 30 ملیمتری و تا 60 هزار پرتابه توپ به گرجستان بدهد. در کل از طریق کشورهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) 175 تانک جنگی، 126 خودروی زرهی، 67 خمپارهانداز، چهار هواپیمای جنگی، 12 هلیکوپتر و هشت کشتی و قایق جنگی به گرجستان تحویل داده شده است.
افزون بر این 100 خودروی زرهی، 14 هواپیما (که چهار مورد از آنها جنگندههای میراژ ـ 2000 هستند)، 15 هلیکوپتر بلک هاوک (شاهین سیاه) و 10 کشتی از مدلهای مختلف آماده انتقال به تفلیس هستند.» در پایان این گزارش آمده است: «همزمان با آغاز جنگ در قفقاز جنوبی، روزنامه ایزوستیا در یک نظرسنجی افکار عمومی نظر مردم را در مورد نقش روسیه در این درگیری جویا شده است. در پایین پرسش این نظرسنجی و پاسخهای داده شده به آن میآید: پرسش: عملا در اوستیای جنوبی جنگ آغاز شده است. روسیه در این میان چه باید بکند؟ 42 درصد از پاسخدهندگان به این پرسش اعلام کردهاند روسیه باید به یک کاروان محدود به کمک صلحبانان روس بفرستد.
24درصد عنوان کردهاند مسکو باید بر واشنگتن فشار آورد تا آمریکا ساکاشویلی را آرام کند.
18 درصد اظهار داشتهاند ارزش ندارد روسیه در این جنگ دخالت کند در حالی که این همان چیزی است که گرجستان به دست میآورد. و در نهایت 16 درصد نیز بیان کردهاند باید مداما از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواسته شود تا این شورا به تحریکات پایان دهد.»
نقشه جنگ را چه کسی طرح کرد؟
اما خبرگزاری نووستی عقیدهای دیگر دارد، این خبرگزاری در تحلیلی آورده است: آنچه که در اوستیای جنوبی رخ میدهد، نشان میدهد عملیات متجاوزانه ارتش گرجستان طبق برنامه تنظیم شده دقیقی انجام میشود و تنها واکنشی قاطعانه از سوی روسیه میتواند مانع آن باشد.
نقشه عملیات نظامی برای تحت کنترل گرفتن جمهوری برسمیت شناخته نشده اوستیای جنوبی را نه نظامیان گرجی، بلکه کارمندان پنتاگون 13 سال قبل طرح کردهاند که برای اولین بار در مورد جمهوری به رسمیت شناخته نشده صربی کرایینا بکار برده شد که از سال 1991 تا 1995 در کرواسی کنونی وجود داشت. نتیجه آن رویدادها نابودی هزاران فرد بیگناه و پاکسازیهای قومی بود.
در اینجا باید گفت اتباع روسیه که در اوستیای جنوبی زندگی میکنند، بدون دخالت قاطعانه مسکو همین در انتظارشان است. رویدادها پیرامون اوستیای جنوبی حتی در جزئیات نیز شبیه به درهم شکستن کرایینا است، در آن زمان نیز کرواتها همانند رژیم کنونی تفلیس «همگرایی مجدد» را با بخش کوچکتر در منطقه مورد مناقشه آغاز کردند.
در سال 1995 اولین قربانی حمله سربازان کرواسی، اسلاوونیای غربی بود که از سایر بخشهای این جمهوری جدا بود و توان نظامی مردم آن کاملاً قابل مقایسه با اوستیای جنوبی بود.
عملیات «حمله» روز 1 ماه مه 1995 انجام شد: آنطور که ژنرالهای کرواسی توضیح دادند، انتخاب تاریخ نیز اتقاقی نبود. محاسبه چنین بود که مسکو و بقیه کشورهای جهان که اول مه (روز کارگر) را جشن میگیرند و آماده جشن پنجاهمین سالگرد پیروزی در جنگ بزرگ میهنی (1941ـ1945) میشوند، واکنش شدیدی به رویدادها نخواهند داشت. گرجیها نیز طبق همین منطق عمل کردند یعنی آغاز گسترده جنگ با اوستیای جنوبی همزمان با افتتاح بازیهای المپیک است که «ولادیمیر پوتین» نخستوزیر روسیه نیز برای شرکت در مراسم افتتاحیه عازم پکن شد.
مقایسههای بالا اثبات میکنند که نیروهای گرجستان نیز همانند کرواتها در سال 1995 عمل میکنند.
مشاورین آمریکایی در ستاد کل نیروهای مسلح کرواسی در سال های 1993ـ1995ژنرال بازنشسته «جان هلوین» (فرمانده سابق نیروهای آمریکایی در اروپا)، «کارل وونو» (رئیس سابق ستاد نیروهای زمینی آمریکا) و «جیمز لیندزی» (فرمانده سابق نیروهای ویژه ارتش آمریکا) بودند.
همه آنها کارمندان رسمی کمپانی (MPRI) بودند که به ارائه خدمات در زمینه مشاورههای نظامی میپرداختند. اگر سادهتر بگوییم، آنها استراتژیپردازیهایی بودند که در ارتباط با دولت آمریکا هستند. اما نباید تصور کرد که اقدامات فوق بر خلاف قوانین آمریکا انجام شدند، نظامیان آمریکایی حق دارند که «کمک لازم را در زمینه دفاع داخلی به دولت متفق» ارائه دهند.
پس آیا گفتن این امر لازم است که دقیقاً کارمندان همین MPRI که با دولت ساکاشویلی قرارداد منعقد کردهاند، تمامی این سالها به آمادهسازی نفرات نیروهای مسلح گرجستان پرداختهاند؟ از اینها میتوان نتیجهای کاملاً مشخص گرفت و آن این است که عملیات نیروهای گرجی که در برابر چشمان ما علیه اتباع روسیه که در اوستیای جنوبی زندگی میکنند انجام می شود، در واشنگتن و نه در تفلیس تنظیم شده است. تنها دخالت قاطعانه روسیه است که میتواند سبب جلوگیری از قربانیان جدید، پاکسازی قومی و بیثباتی کامل منطقه قفقاز شمالی شود که بدون این نیز ثباتی شکننده دارد، در غیر این صورت در آینده نزدیک باید انتظار حمله گرجستان به آبخازی را داشت که پیامد آن میتواند فاجعهآمیز باشد.