تاریخ انتشار : ۰۳ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۷  ، 
کد خبر : ۷۳۳۶۰
گفت‌وگوی یالثارات با «آرش پاک‌اندیش» عضو مستعفی شورای مرکزی شاخه جوانان حزب اعتماد ملی

پشت صحنه حزب کروبی

مقدمه: محمد پارسا: پس از ظهور جنبش اصلاحات در خرداد ماه 1376 شور و شعف خاصی در میان اقشار مختلف جامعه به ویژه مجمع روشنفکری ایران که سمبل و نماد اصلی آن دانشگاه و دانشجویان بود شکل گرفت. آرای بیست میلیونی رئیس‌جمهور منتخب در همان سال موید این نکته بود که مردم ایران به خوبی تحت تاثیر شعارهای رنگارنگ این جبهه قرار گرفته و دل داده آن شده‌اند. شعارهایی که دل هر انسان روشنفکر آزاداندیش را با خود همراه می‌کرد، از جمله «دانستن حق مردم است»، «ایران برای همه ایرانیان»و... اما شعارهای مذکور رفته‌رفته رنگ باختند و پوچی اهداف ذکر شده افرادی که سینه‌چاک اصلاحات در ایران بودند بیش از پیش برای مردم مشخص شد که در این مختصر قصد پرداختن به زوایای مختلف این موضوع و چرایی انحراف اصلاحات از خط امام، انقلاب و مردم را نداریم و این مهم را به فرصت دیگری موکول می‌کنیم. با این اوضاع و احوال، ‌اصلاح‌طلبان در هشت سال حاکمیت وسیع و گسترده خود بر دستگاه اجرایی و قوه مقننه کشور با طرح موضوعات و برگزاری جلسات متعدد و با عناوینی مختلف در دانشگاه‌ها و مجامع روشنفکری کشور و مصاحبه با رسانه‌ها دل هر جوان آزاداندیش را ربوده و آنها را به سوی خود جذب کردند. اما در سال‌های اخیر که هویت پنهان مدعیان دروغین پوچ و تو خالی اصلاحات برای مردم بیش از پیش آشکار شد افراد مختلفی از طیف جوان که در ذات وجودی خویش متعهد به آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی و پایبند به قانون اساسی بودند رفته‌رفته پس از رویت انحرافات مستند طیف مدعی اصلاح‌طلبی، با شجاعت تمام راه خود را از این جماعتی شکست‌خورده پوشالی جدا کرده و حتی با صراحت به افشاگری علیه اهداف و برنامه‌های ضدانقلابی برخی از اصلاح‌طلبان پرداختند و از پشت پرده بسیاری از برنامه‌های دشمنان خارجی و دنباله‌های فریب‌خورده داخلی خبر دادند. نمونه بارز اینچنین افرادی «پیام فضلی‌نژاد»، «آرش پاک‌اندیش» و... هستند. در گفت‌وگوی این هفته به سراغ آرش پاک‌اندیش، مسئول شاخه جوانان حزب اعتماد ملی رفتیم که یک سینه سخن از مدعیان اصلاح‌طلب داشت. بدون شک این سخنان آقای پاک‌اندیش بخش غم‌انگیز و تاسف‌بار تاریخ جنبش اصلاحات در ایران است.

*آقای پاک‌اندیش! با تشکر از اینکه دعوت ما را پذیرفتید، در ابتدای کلام می‌خواستم از حضرتعالی بپرسم که شما چه تعریفی از اصلاحات مطرح شده توسط مدعیان سالهای اخیر دارید؟
**درباره سوال شما باید عرض کنم که هیچ فرد روشنفکر آزاداندیشی با کلمه اصلاحات مشکلی ندارد، بلکه فرهنگ اسلام و تشیع همیشه به دنبال اصلاحات بوده و همیشه این واژه در فرهنگ تشیع بسیار مقدس به حساب می‌آمده و از افتخارات هر مسلمانی اصلاح‌طلب بودن است، اما در سالهای گذشته اتفاقاتی در کشورمان رخ داد و افرادی آمدند و یکسری از لغات را در اجاره و مستعمره خودشان درآوردند و در لوای این واژه زیبا به دنبال تحقق مقاصد خودشان بودند.
*به نظر شما هدف این جماعت از طرح واژه اصلاحات چه بود و اصولا به دنبال چه مقاصدی بودند؟

**یک واقعیت انکارناپذیر وجود دارد و آن این است که یکسری از آدم‌هایی که با اصل نظام و انقلاب مخالفت داشتند اما می‌توانستند صریح و رک حرف خود را در کشورمان بزنند و مثلا می‌توانستند بگویند باید از امام خمینی(ره) عبور کنیم با ولایت فقه و رهبری را قبول نداریم و از این قبلی حرفها که نمی‌توانستند آزادانه مطرح کنند، از همین رو آمدند و در پشت پرده حرفهای آزاداندیشانه و مطرح کردن سخنانی مثل آزادی بیان، دمکراسی، حاکمیت مردم بر مردم، دانستن حق مردم است، ایران برای همه ایرانیان و.. به دنبال حذف آرمانهای انقلاب آن هم به شیوه‌ای نرم و مخملی بودند، برای این کار هم به سخنرانی‌های متعدد و آتشین در دانشگاههای سراسری کشور و مصاحبه با رسانه‌های مختلف پرداختند و عملا وارد بحث‌هایی شدند که خط و خطوط قرمز نظام را درنوردیدند. مطرح شدن موضوعات مختلفی مثل رفراندوم، تحصن نمایندگان، روزه سکوت، عبور از خاتمی و... همگی از تفکرات مدعیان اصلاح‌طلبی حکایت داشت که هیچ‌گونه اعتقادی به اصل نظام و انقلاب اسلامی نداشتند.
*با توجه به تعریف و نگاهی که به مقوله اصلاح‌طلبی دارید، چگونه خودتان هم در ابتدا جذب اصلاحات و شعارهای اصلاح‌طلبی شدید؟
**دلیل بارز آن همین شعار ظاهری آنها بود، آن زمانی که من وارد گروه‌های اصلاح‌طلب و حزب اعتماد ملی شدم فکر نمی‌کردم که شعارها و سخنان آنها تا بدین حد شکل ظاهری و فریبنده و دروغ داشته باشد.
در اینجا بد نیست به مثالی اشاره کنیم به عنوان مثال یک ساختمانی که پی‌ریزی و احداث ستون‌های اصلی آن به اتمام رسیده و عملیات مقاوم‌سازی بر روی آن صورت گرفته و تنها زیباسازی، گچ‌بری‌های داخلی و بدنه خارجی آن باقی مانده و لازم است در جهت تقویت هر چه بیشتر این بنا و زیبایی و تداوم مقاومت آن به دنبال زیبایی‌های آن نیز باشید. حال تصور من هم از اصلاحات این‌گونه بود و فکر می‌کردم پس از اینکه انقلاب اسلامی از بحران‌ها و حوادث مختلف که با موفقیت عبور کرده، حال باید به فکر تقویت تمام اجزای بدنه و ستون‌های آن باشیم و در این خیال بودم که جریان اصلاحات در راستای تقویت نظام و انقلاب اسلامی و خط اصلاح‌طلبان همان چیزی است که در قانون اساسی تعریف شده، و هیچ‌گاه باور نمی‌کردم که این‌چنین باشد.
*چطور متوجه شدید که اصلاحات و اصلاح‌طلبان در جهت تقویت اسلامی حرکت نمی‌کنند؟
**ببینید، وقتی که شما پایبند قانون اساسی نباشید، اینکه دیگر اصلاح‌طلبی نیست وقتی فرد یا گروهی فقط به دنبال تخریب شخصیت‌های مهم نظام باشند و دچار فسادهای مختلف شوند و بازیچه دست بیگانگان قرار گیرند هیچ‌گاه در ردیف اصلاح‌طلب قرار ندارند. شما اگر کارنامه عملکرد افرادی که در سالیان اخیر خود را اصلاح‌طلب معرفی کرده‌اند را مورد نقد و بررسی و تحلیل منصفانه قرار بدهید بدون شک به این نکته مهم و اساسی پی خواهید برد که این افراد حتی یک روزنه روشن و مشخصی از اصلاحات واقعی را از خود بر جای نگذاشته‌اند و همه‌اش به دنبال غائله‌آفرینی و ایجاد تنش و جنجال میان طیف‌های مختلف مردم بودند. به عقیده من آن شخصی که رفته آن طرف مرزها و در دنیای استکباری غرب عملا شمشیرش را علیه جمهوری اسلامی ایران از رو بسته و هر شب و روز از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای خارجی علیه ارزش‌های شناخته شده انقلاب موضع می‌گیرد و اهانت می‌کند شرفش خیلی بالاتر از فرد یا افرادی است که در همین آب و خاک نان انقلاب و نظام را می‌خورند و این نان را هم صدقه سر حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری دارند و فحش و ناسزا هم علیه انقلاب می‌گویند و از هر راهی برای ضربه زدن به کشور فروگذار نیستند.
*شما حتی کارکردهای احزاب وابسته به مدعیان اصلاح‌طلبی را هم این چنین می‌بینید؟
**بله، یک بار در وبلاگم تحلیل و نقدی را درباره احزاب اصلاح‌طلب مطرح کرده و گفتم که جبهه مشارکت کارکردش هیچ تفاوتی با فلان گروه یا حزب اپوزیسیون خارج از نظام که ضد انقلاب به معنای واقعی هستند ندارد و برای این گفته خودم نیز افتخار می‌کنم و پای حرفم نیز هستم چون برای این سخنان کد و مدرک مستند دارم. ببینید، وقتی کسی باورش را مدیون امام(ره) و انقلاب است و سالهای سال نان این نظام را خورده نباید به انقلاب و امام و ولایت فقیه پشت کند. به عنوان مثال شما اگر عملکرد حزب مشارکت را در دوران حاکمیت اصلاح‌طلبان مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید خواهید دید که هیچ کدام از این بیانیه‌های و نقد و نظراتش منطبق با معیارهای انقلاب و نظام نیست و حتی کاملا برخلاف آرمان انقلاب و در جهت اهداف دشمنان طراحی و بیان شده است. متاسفانه بسیاری از مدعیان اصلاح‌طلبی نمک خورده و نمکدان‌شکن شده‌اند. خیلی‌ها که ادعای اصلاح‌طلبی‌‌‌شان در سالهای اخیر گوش فلک را کر می‌کرد با پول و امکانات جمهوری اسلامی و به دلایل مختلف به خارج از کشور رفتند و از ترییون‌های بیگانه به باورها و ارزشهای مورد احترام مردم تاختند، نمونه بارز آن «اکبر گنجی» بود که در همان ایام با نشریه اشپیگل آلمان مصاحبه کرد و گفت که افکار خمینی را باید به موزه تاریخ بسپاریم!
گرچه بعدها که واکنش سخنان را دید، گفت که من این حرف را نزده‌ام و سخن مرا بد تفسیر کرده و اشتباه ترجمه‌ کردند اما رسوایی این جماعت از مرز آمارها هم گذشت.
*درباره مشی خط امامی بودن حزب و روزنامه «اعتماد ملی» چه نظری دارید؟
**همین حزب اعتماد ملی و سایر مدعیان اصلاح‌طلبی که خود را خط امامی بسیار سفت و سخت معرفی می‌کنند و در روزنامه‌هایشان و از تریبون‌های مختلف مرثیه افول اندیشه‌های حضرت امام را سر می‌دهند، در آن زمان که اصلاح‌طلبان بر سر کار بودند و هر روز یک بخش از سخنان امام را به چالش می‌کشیدند و هر نوع اهانتی را به امام(ره) و آرمانهای انقلاب روا می‌داشتند، آن وقت چگونه چنین خط فکری را دنبال می‌کردند؟! اگر واقعاً خط امامی بودند چرا در برابر سخنان اهانت‌آمیز اکبر گنجی ایستادگی نکردند؟! جالب است که همان افرادی که خود روزگاری از اهانت‌کنندگان به امام و انقلاب بودند امروز مدعی پیروی از راه امام(ره) و روحانیت هستند و حتی بعضی اوقات معتقدند که دولت فعلی سبب جدا شدن روحانیت از مردم شده و درباره افول ارزش‌های انقلاب آن هم در دولت خدمتگزار و انقلاب کنونی هشدار و تذکر می‌دهند.
*حتی بحث عبور از خاتمی را هم مطرح می‌کنند.
**اتفاقاً نکته جالب و ظریف در اینجا نهفته است که بحث عبور از خاتمی را مطرح کردند، یعنی همین مدعیان اصلاح‌طلبی در آن زمان می‌گفتند باید از خاتمی هم عبور کنند، حال خاتمی که از خودشان بود و اصلا پایه‌گذار جنبش اصلاح‌طلبی در ایران بوده چگونه مدعی عبور از او می‌شدید! و به راستی طرح همین موضوع از رسانه‌ها و تریبون مجلس چقدر به آرمانها و ارزش‌های مهم و مورد احترام مردم ضربه زد و از همه مهمتر آیا این راهی که آنها در پیش گرفتند نامش اصلاح‌طلبی است؟! مطرح کردن نقد اندیشه‌های حضرت امام، تحصن، استعفای دسته‌جمعی، رفراندوم، عبور از قانون اساسی و هزار و یک اقدام ضدانقلابی معنایش اصلاح‌طلب بوده است؟!
*حال با توجه به این نگاه واقع‌بینانه‌ای که شما نسبت به مدعیان اصلاح‌طلبی دارید، و هویت واقعی آنان را لمس کرده‌اید چگونه وارد حزب اعتماد ملی و روزنامه این حزب شدید؟
**اینکه چطور وارد این حزب مدعی اصلاح‌طلبی شدم به دلیل تفکر خاص بود که به اصلاح‌طلبی به معنای واقعی داشتم و شاید اسیر یکسری احساسات کاذب و زودگذر شده بودم، چون اصلاح‌طلبان از بیرون و خارج از گود یک رنگ دارند و هنگامی که وارد جمع آنها می‌شوید می‌بینید که رنگ دیگری دارند، گرچه به لطف الهی در سالیان اخیر هویت واقعی و پنهان آن هم برای مردم ما به خوبی روشن شده، اما در ابتدا این جماعت ظاهر فریبنده و جذابی داشتند و پز روشنفکری و ادعای اصلاح‌طلبی آنها بسیاری از جوانان دانشجو را به سوی خود جذب می‌کرد و من هم در ابتدا شاید دچار همین احساسات شده بودم؛ چرا که حکایت مدعیان اصلاح‌طلبی مصداق آواز دهل شنیدن از دور خوش است می‌باشد و فکر می‌کردم کارهای آنها برای تقویت نظام و در راستای خط امام(ره) و ولایت است، اما هنگامی که وارد حزب اعتماد ملی شدم و از نزدیک با جریانات موسوم به اصلاح‌طلب روبه‌رو شدم دیدم که واقعاً آن چیزی نیستند که مدعی آن هستند و تمامی سخنان و شعارها و حرفها و حتی ما گفته‌‌هایشان ظاهری است و پشت پرده بسیاری از دیدگاه‌ها و نظرات فریبنده و دل‌فریب این جماعت، دشمنان تابلودار و قسم‌خورده نظام کمین کرده‌اند.
*فعالیت شما در شاخه جوانان جوانان حزب اعتماد ملی چه بود؟
**ما در حزب اعتماد ملی جلسات متعددی داشتیم از جمله جلسات آسیب‌شناسی اصلاحات را برگزار می‌کردیم و می‌خواستیم اصلاحات را نقد کنیم و نقاط قوت و ضعف آن را مورد واکاری کامل قرار دهیم. در چنین جلساتی حتی من بارها و بارها این جمله را از جانب آقای کروبی که در جایگاه دبیر کل این حزب قرار دارد شنیدم که می‌گفت ما باید کیسه خودمان را از دیگر اصلاح‌طلبان جدا کنیم! از دو سال پیش که دفتر ما در خیابان سهروردی بود جلسات آسیب‌شناسی اصلاحات را برگزار کردیم.
*نتیجه جلسات آسیب‌شناسی اصلاحات در حزب اعتماد ملی چه بود؟
**ما در این جلسات می‌آمدیم و از افراد صاحب‌نفوذ در جبهه اصلاحات دعوت می‌کردیم تا در جلسه ما شرکت کنند و در نقد اصلاحات و هشت سال حاکمیت این تفکر در دستگاههای اجرایی و قانونگذاری صحبت کند، که حتی صدای خیلی‌ها از این جلسات ما درآمد.
*معمولا چه افرادی را دعوت می‌کردید؟
**افراد مختلی از جبهه اصلاحات را دعوت می‌کردیم، از جمله تاجیک، لطف‌الله میثمی و... اما خیلی ما را تحت فشار قرار دادند و حتی به گوش کروبی هم سخنانی علیه ما و جلساتی که برگزار می‌کردیم رسانده بودند و دست آخر هم آن جلسات را به دلیل همین فشارها تعطیل کردیم. مثلا یکی از مباحثی که در آسیب‌شناسی اصلاحات مطرح کردیم این بود که اصلاح‌طلبان عبور پنجگانه‌ای را در دوران خود شکل دادند از جمله عبور از قانون اساسی، باورها، انقلاب، خاتمی و ولایت فقیه، اما حتی تحمل این جلسات را نیز نداشتند تا اینکه آن را تعطیل کردیم.
*بعد از تعطیلی جلسات گویا به تحریریه روزنامه اعتماد ملی رفتید، در این‌باره توضیح دهید.
**بله، پس از تعطیلی جلسات آسیب‌شناسی اصلاحات با هزار مصیبت و دردسر یک صفحه‌ای به نام دانشگاه را در روزنامه اعتماد ملی دایر کردیم و در آن صفحه به عنوان شاخه دانشجویی حزب اعتماد ملی از افراد فعال در این زمینه دعوت به همکاری کردیم و در تحریریه این روزنامه فضای دانشگاهی را مطرح کردیم که خط و مشی ما نه تنها مورد پذیرش مدیریت این روزنامه نبود بلکه متلک هم بار ما می‌کردند و بارها با آنها درگیر شدم اما دست آخر توانستم دوام بیاورم و دیگر به نقطه‌ای رسیده بودیم که نه من توانستم در روزنامه بمانم و نه مدیران و گردانندگان روزنامه تحمل ما را داشتند و خلاصه کلی وقت و انرژی ما را از بین بردند و دست آخر هم از آنجا بیرون آمدم.
*سرنوشت صفحه دانشگاه روزنامه اعتماد ملی چه شد؟
**بعد از اینکه از این روزنامه بیرون آمدم صفحه دانشگاه دچار انقراض شد و رفته‌رفته ضعیف و ضعیف‌تر شد تا اینکه آن را کاملا تعطیل کردند، یعنی الان هم این صفحه کاملا تعطیل است.
*چرا مدیریت روزنامه اعتماد ملی مخالف حضور شما بود؟
**چون آنها می‌خواستند به اصطلاح تیم خودشان را سرکار بیاورند و یا ایده‌هایی که ما مطرح می‌کردیم کاملا مخالف بودند و همچنان که عرض کردم حتی متلک هم بار ما می‌کردند.
*منظورتان از «تیم خودشان» چه کسانی است؟
**همان افرادی که الان هم آنجا حضور دارند مثل فیاض زاهد، مسیح علی‌نژاد و خیلی‌های دیگر، به عنوان مثال خاتمی که صفحه جامعه را منتشر می‌کرد اصلا این‌کاره نبود اما به دنبال اهدافی که مدیریت این روزنامه ترسیم می‌کرد بود.
*آقای پاک‌اندیش! با توجه به اینکه یکی از همکاران نزدیک حزب و روزنامه اعتماد ملی بودید به عقیده شما گردانندگان این روزنامه به دنبال چه اهدافی بودند؟
**ببینید، تفکری که در روزنامه اعتماد ملی رسوخ پیدا کرده بود هیچ نسبت و سنخیتی با آرمانهای انقلاب و جریان خط امام که مدعی آن هستند ندارد و این ر ا بنده با صراحت تمام عرض می‌کنم، یعنی به ظاهر آقای کروبی صاحب امتیازی این روزنامه را برعهده دارد اما تیم روزنامه را افراد دیگری تعیین می‌کنند و چینش مهره‌ها توسط ایشان صورت نمی‌گرد بلکه به آقای کروبی می‌گویند شما فقط تایید کن!
*چطور شد که تصمیم به خروج از این حزب و روزنامه اعتماد ملی و به طور کلی از جرگه اصلاح‌طلبان گرفتید؟
**همیشه بسیاری از دوستانم به من می‌گفتند که تو چرا همیشه انتقاد می‌کنی و با آنها درگیری، پس از مشورتهایی که با برخی دوستان داشتم به این نتیجه رسیدم که هیچ آینده روشنی در این حزب و روزنامه وجود ندارد و ادامه همکاری با این افراد هیچ سودی به حال خودم و کشورم ندارد، بنابراین عطای اصلاحات و اعتماد ملی را به لقایش بخشیدم و تصمیم گرفتم از آنها جدا شوم.
*شما در این مدت آقای کروبی را چگونه شخصیتی دیده‌اید و چه تعریفی از ایشان دارید؟
**متاسفانه آقای کروبی از دور خیلی خوب است و اما وقتی که از نزدیک با او روبه‌رو می‌شوید می‌بینید که آدم به قول خودش نتیجه‌گرایی است و نگاهش به وجه ایدئولوژی نیست و در همین نکته ما با ایشان مشکل داریم؛ به عنوان مثال چندین بار پیش آقای کروبی رفتیم و وضعیت مدیریت روزنامه اعتماد ملی را برای ایشان تشریح می‌کردیم و می‌گفتیم که اینها دارند بچه‌ها را اذیت می‌کنند و هر بار هم آقای کروبی می‌گفت: درست می‌شود، اما دوباره می‌دیدیم که در همچنان بر همان پاشنه می‌چرخد! بعد فهمیدیم که اصلا ایشان هیچ‌کاره است! از طرفی هم می‌دیدم که گاهی مواقع افرادی مثل آقای محمد قوچانی که هیچ نسبتی با حزب و روزنامه ندارند برای آقای کروبی خیلی عزیزتر از رضا حجتی در حزب اعتماد ملی است(!)
*به نظر شما چه موانعی پیش روی آقای کروبی برای اصلاح روزنامه اعتماد ملی وجود دارد؟
**من با صراحت عرض می‌کنم که روزنامه اعتماد ملی نماینده حزب مشارکت است، یعنی مشارکتی‌ها، زیر چتر اعتماد ملی پنهان شده‌اند، الان کسانی در این روزنامه فعالیت دارند که اصلا تفکراتشان مشکل دارد اما آمده‌اند و در این روزنامه فعالیت می‌کنند. از طرفی هم این روزنامه با رفتن دو، سه نفر اصلاح نمی‌شود چون افرادی آنجا هستند که کاملا در این نشریه ریشه دوانده‌اند و اگر علیه یک نفر حرفی بزنی ده نفر در حمایت از او در برابرت می‌ایستند یا اگر آقای کروبی فردی را از سرویس سیاسی بیرون کند، سرویس سیاسی می‌خوابد و شاید آقای کروبی هم از این مساله ترس و واهمه دارد، اما ما می‌گوییم که آقای کروبی! حتی اگر روزنامه شما بیست روز هم برای اصلاح رفتارهای آن منتشر مشود بهتر از این است که به این شکل منتشر شود، متاسفانه افرادی در آنجا فعالیت دارند که هیچ اعتقادی به ارزشها و آرمانهای انقلاب ندارند و فقط پشت آقای کروبی پنهان شده‌اند.
*چطور می‌گویید این حزب نماینده جبهه مشارکت است، در حالی که شخص آقای کروبی بارها علیه مشارکتی‌ها موضع گرفته است؟
**افرادی در دفتر سیاسی حزب اعتماد ملی حضور دارند که همزمان با دفتر حزب مشارکت و موسسه باران همکاری مستمر دارند و مشاوره می‌دهند! حال به قول شما خود کروبی منتقد سرسخت مشارکتی‌هاست اما از این طریق اطرافیان ایشان برعکس نظرات ایشان عمل می‌کنند، بر همین اساس می‌توان نتیجه گرفت که دعوای حزب اعتماد ملی، مشارکت و مجاهدین، دعوای ایدئولوژی نیست بلکه دعوا سر قدرت و لحاف ملانصرالدین است!
*پس خط امامی که حزب اعتماد ملی مدعی آن است چه معنایی دارد؟
**کدام خط امام؟! اگر واقعاً خط امامی در کار بود که این وضعیت حزب و روزنامه اعتماد ملی نبود، آنجا فقط امام بهانه و دستاویزی شده برای رسیدن برخی‌ها به اهدافشان، اصلا در حزب و روزنامه اعتماد ملی هر کسی که می‌خواهد در هر زمینه‌ای صحبت کند فوراً خط امام(ره) دم می‌زند، حال باید گفت که اگر شما واقعاً‌ پیرو خط امام هستید چرا در هشت سال حضور در مسند اجرایی و قانونگذاری، امام و خط و مرام و مسلک او را فراموش کردید؟ آیا تحصن، استعفای دسته‌جمعی، روزه دروغین و سر دادن شعارهای پوچ و واهی معنایش خط امامی بودن است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات