دولت بوش نوامبر گذشته بعد از هفت سال بی تحرکی کنفرانسی بین المللی را در آناپولیس مریلند درباره خاورمیانه برگزار کرد.
کاخ سفید تلاش کرد محمود عباس رئیس تشکیلات خود گردان فلسطین و ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم اسرائیل را ترغیب کند پیش از پایان سال 2008 به یک توافقنامه جامع صلح دست پیدا کنند و به این شکل روند متوقف شده صلح از سر گرفته شود.
دولت بوش که ماهها اصرار داشت هنوز هم می توان به توافقنامه ای دست پیدا کرد ، اخیرا اعتراف کرده است تلاش های پایان نیافته صلح را به باراک اوباما رئیس جمهوری آینده امریکا محول می کند.
به دست آمدن چنین نتیجه ای به دلایلی به هیچ وجه تعجب برانگیز نیست : نخست اینکه تعیین این جدول زمانی غیر عملی به نوبه خود بیانگر این است که دولت بوش درباره پیچیدگی و جدی بودن موضوع دیرینه خاورمیانه درک درستی ندارد.
گروه های مختلف و دو طرف در خصوص موضوعات مهمی مانند مشخص کردن مرزها ، وضعیت بیت المقدس ، بازگشت اوارگان فلسطینی و شهرک های یهودی نشین با یکدیگر اختلاف نظر دارند.
بنابراین یافتن طرح صلحی که برای همه طرف ها قابل قبول باشد ، بسیار دشوار است و دستیابی به توافق ظرف یکسال در واقع در حکم ماموریت غیر ممکن است.
بوش در زمان دیدار ماه ژانویه خود از سرزمین های اشغالی خواستار مصالحه هایی رنج آور از سوی هر دو طرف برای برقراری صلح شد،
در عین حال که هیچگونه تعهدی ملموس از طرف رژِیم اسرائیل متحد اصلی امریکا مطرح نشد و بوش همچنین زمان مناسبی را برای پیشبرد روند صلح خاورمیانه انتخاب نکرد .
بوش زمانی را انتخاب کرد که یکسال دیگر تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده بود و در چنین مدتی همه به جای انجام اقدامات ملموس ترجیح می دهند منتظر بمانند. اوضاع ناپایدار سیاسی از جمله استعفای اولمرت و نیز شکست تزیپی لیونی رهبر حزب کادیما برای تشکیل کابینه در اسرائیل و نیز اختلافات داخلی بین جناح های فلسطینی فتح و حماس از عوامل دیگری هستند که در روند مذاکرات صلح اخلال بوجود آوردند. اختلافات درون گروهی فلسطینی ها منجر به این شد که نوار غزه و کرانه غربی عملا از یکدیگر جدا شوند. روی همرفته روند صلح به سبب هدف غیر واقع بینانه ، زمان بندی بد ، ابزارهای نامناسب و نیز بی انگیزگی جناح های فلسطینی امسال در همان جایی که در نشست اناپولیس شروع شده بود باقی ماند.
موضوع هستهای ایران
سیاست تنبیه و تشویق نتیجه ای نداشت و دولت بوش همچنان سعی کرد از طریق مذاکره و تحریم مانع از روند هسته ای در ایران شود.
امریکا ضمن اینکه اعلام کرد در تلاش برای حل و فصل این موضوع بر دیپلماسی متمرکز خواهد شد ، بارها اعلام کرد هیچ گزینه ای را منتفی نمی داند.
شورای امنیت سازمان ملل امسال تحت فشار امریکا دو قطعنامه علیه ایران صادر کرد . امریکا همچنین به شکلی یکجانبه تحریم ها علیه موسسات دولتی ایران ، ارتش ، بانک ها و حتی افراد را تشدید کرد.
امریکا همچنین اتحادیه اروپا را تحت فشار قرار داد تا تحریم های اقتصادی علیه ایران را تشدید کند و در همین حال به همراه انگلیس ، چین ، روسیه ، فرانسه و آلمان مذاکراتی را با ایران آغاز کرد.
خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا ماه ژوئن بسته جدیدی از مشوق ها را به ایران ارائه داد که در آن پیشنهاد شده بود در عوض توقف فعالیت های غنی سازی اورانیوم در ایران تحریم های مالی و اقتصادی این کشور به طور موقت لغو شود درحالی که ایران آنطور که در غرب انتطار می رفت به این بسته جدید پاسخ نداد.
ایران در عوض تاکتیک دو گانه ای را برای فائق آمدن بر فشارها در خصوص موضوع هسته ای خود در پیش گرفت و از یک طرف سرسختانه از توقف غنی سازی اورانیوم خود داری کرد و محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری این کشور گفت تهران در خصوص حقوق هسته ای خود مصالحه نمی کند و از طرف دیگر ایران به مذاکرات خود با شش کشور مهم و اژانس بین المللی انرژی اتمی ادامه داد. تهران در واکنش به تهدیدات مطرح شده از طرف امریکا اعلام کرد اقدامات نظامی تلافی جویانه ای را علیه پایگاه های امریکا در منطقه انجام خواهد داد. ایران همچنین هشدار داد در صورتی که به این کشور حمله شود ، تنگه هرمز را می بندد این تنگه آبراهی باریک در خلیج فارس است و حدود چهل درصد از نفت جهان از طریق آن جابجا می شود. اکنون همه نگاه ها به سوی باراک اوباما است که در مرحله اولیه مبارزات انتخاباتی خود گفته بود از برگزاری مذاکرات مستقیم و بدون قید و شرط با تهران حمایت می کند. در عین حال اوباما از ان زمان موضع خود را سخت تر کرده است.
اکنون خیلی زود است که بگوییم آیا در سیاست امریکا در قبال موضوع هسته ای ایران تغییرات بنیادی بوجود خواهد آمد یا خیر عراق وظیفه ای دشوار که تضمینی برای حفظ امنیت آن وجود ندارد.
اوضاع عراق
امریکا اخیرا توافقنامه وضعیت نیروهای امریکایی را با عراق امضا کرد که نحوه و زمان خروج نیروهای امریکایی را نهایی می کند.
با این وجود این توافقنامه پیروزی برای جنگ تحت رهبری امریکا در عراق محسوب نمی شود و این توافقنامه به هیچ وجه بدست آمدن دستاوردی مهم را برای راهبردهای اغلب شکست خورده امریکا در خاورمیانه تضمین نمی کند. پنج سال از آغاز جنگ عراق می گذرد ششصد میلیارد دلار پول هدر رفته است ، چهار هزار و دویست نظامی امریکایی کشته شده اند و نشانه ای از سلاح های کشتار جمعی بدست نیامده است که به بهانه ان این جنگ اغاز شد.
دولت بوش ممکن است با در نظر داشتن راهبرد امنیت نفتی امریکا در بلند مدت جنگ در کشور نفت خیز عراق را آغاز کرده باشد.
در عین حال مشخص است که به سبب اوضاع امنیتی فعلی در عراق و نیز کندی تجدید ساختار در این کشور جنگ زده ، امریکا به این زودی ها نمی تواند از ثمره محصول خود استفاده کند.
با وجود بهبودهای نسبی که در خصوص اوضاع امنیتی عراق بوجود امده است هنوز امریکا نگرانی های زیادی دارد.
نخست اینکه اشتی ملی در عراق هنوز با تحقق یافتن فاصله زیادی دارد ، شک و خصومت هنوز در بین شیعیان سنی ها و کردها عمیق است و اختلاف درباره موضوعات مهمی مانند قدرت و تخصیص منابع وجود دارد.
به وجود آوردن دموکراسی به شیوه غربی که امریکا قصد داشت در عراق بوجود آورد به سبب هرج و مرج و ناارامی های سیاسی خیالی واهی است.
خشونت در عراق کاهش یافته است ولی این کشور هنوز با توقف خشونت فاصله دارد.نیروهای سنی مقابله کننده با تروریسم که از القاعده روی گرداندند ، هواداران مقتدی صدر روحانی شیعه و ارتش مهدی وی هنوز عناصر بی ثباتی هستند که می توانند دور نمای امنیتی در عراق را تغییر دهند.
علاوه براین توافقنامه خروج نیروهای امریکایی از عراق نیز باید ژوئیه اینده به همه پرسی گذاشته شود. این توافقنامه در صورتی که تصویب شود نیروهای امریکایی تا سال دو هزار و یازده از عراق خارج می شوند. در عین حال اگر عراقی ها این توافقنامه را رد کنند امریکا با یک موضوع نگران کننده دیگر روبرو می شود.
دیدار مهم احمدی نژاد از بغداد در ماه مارس نشانه ای از روابط به سرعت در حال افزایش ایران و عراق یعنی این دو دشمن پیشین به شمار می رود.
دیدار احمدی نژاد امیدهای امریکا را در خصوص استفاده از حضور خود در عراق به عنوان عامل بازدارنده ایرانی ها کاهش داد و نیز موجب نگرانی واشنگتن شد.
امریکا در سال 2008 سیاست خارجی را پیگیری کرد که به شدت بر سیاست قدرت و استفاده از زور اتکا داشت.
اوباما طرفدار راهی میانه است و تلاش می کند با استفاده از ابزارهای چند جانبه و سیاسی به اهداف سیاسی نظامی و امنیتی دست پیدا کند.
می توان انتظار داشت اوباما تغییراتی را بوجود آورد ولی برخی نگرانند که این تغییرات در سطح نمایشی باشد. با این وجود مشکل است که بگوییم آیا امریکا با رهبری اوباما می تواند به اهداف راهبردی خود در خاورمیانه دست یابد یا خیر؟
بهتر است اینطور پیش بینی کنیم که به سبب وجود بحران مالی فعلی در جهانی که به شدت در حال چند قطبی شدن است ، کار ساده ای نیست امریکا به وضعیت خود به عنوان رهبر جهان باز گردد و جهان را آنطور که مایل است ، شکل دهد .