گروه بینالملل ـ باراک اوباما نامزد سیاهپوست دموکراتها در حالی با شعار تغییر سرانجام با کسب 349 رای الکترال و در حالی که بیش از صد میلیون واجد شرایط در انتخابات شرکت کرده بودند توانست به عنوان چهل و چهارمین رئیسجمهور آمریکا انتخاب گردد که بسیاری وی را دستآویزی برای اجرای اهداف دموکراتها و نظام سرمایهداری آمریکا برای خروج از بحرانهای داخلی و جهانی میدانند.
اوباما در حالی رئیسجمهور شد که اولا وی در کارنامه خود چندان فعالیت حزبی نداشته و مهمترین فعالیت آن سناتوری ایلینویز از سال 2004 بوده است ثانیا در میان آن همه کاندیدای دموکرات، وی به عنوان نامزد نهایی انتخابات معرفی و سرانجام به این مهم دست یافت. اکنون بسیاری این سوال را مطرح میکند که چگونه میشود فردی مانند اوباما بدون کارکرد سیاسی بالا در کنار آن همه دموکرات سابقه دار میتواند به این مقام دست یابد. در این زمینه دو سناریو مطرح میباشد. سناریوی یکم آن که بیشتر از سوی آمریکاییها مطرح میباشد با محوریت طرح دموکراسی آمریکایی است که براساس آن هر فرد با قابلیتهای خود به اهداف بزرگ خواهد رسید و آن همان اساس نظام سرمایهداری میباشد. اظهارات مقامات آمریکایی پس از پیروزی اوباما برگرفته از این تفکر بود که پیروزی وی را پیروزی دموکراسی آمریکایی اعلام کردند.
سناریوی دوم در نظریه این انتخاب برگرفته از سیاستهای دموکراتها و کل نظام سرمایهداری آمریکا میباشد چنانکه چامسکی منتقد بزرگ آمریکایی تاکید کرده در آمریکا دموکراسی یعنی نظام سرمایهداری و این نظام است که تعیینکننده تمام شرایط سیاسی حاکم بر آمریکا است. براساس این نظریه که بسیاری آن را مورد تاکید قرار میدهند وضعیت اوباما در دو جنبه قابل توجیه است اولا حزب دموکرات برای به دلیل انزجار جامع از جمهوریخواهان قابلیت بیشتری برای پیروزی در انتخابات داشت. نظرسنجیها و در نهایت نحوه مشارکت مردمی در انتخابات نشان داد که جامعه آمریکا از حالت سنتی خارج گردیده چنانکه اکثر آرا اوباما برگرفته از رای اولیها بوده است. براین اساس دموکراتها در روند انتخابات درون حزبی از دو سنت شکنی یعنی استفاده از خانم هیلاری کلینتون و اوباما برای انتخاب کاندیدای نهایی استفاده کردند. در این چرخه در نهایت این دو نفر در میان چند نامزد سنتی توانستند به مرحله نهایی انتخابات درون حزبی راه یابند. در پایان نیز اقبال افکار عمومی به سوی یک سیاه پوست، گرایش یافت. براین اساس آمدن اوباما در بخش نخست برگرفته از سیاسی کاری دموکراتها ارزیابی گردیده است.
سناریوی بازی دموکراتها با اوباما زمانی تقویت میشود که وی رد ترکیب کابینه نزدیکان بیل کلینتون را برای همکاری انتخاب کرد. "باراک اوباما" از "رام امانوئل" که یکی از نمایندگان فعال کنگره و رئیس ستاد کارکنان دولت "بیل کلینتون" بوده است خواست تا سمت مهم ریاست ستاد کارکنان وی را بپذیرد که به تشکیل دولت کمک خواهد کرد. بر اساس این گزارش امانوئل کسی است که به برتری حزب دموکرات در انتخابات 2006 مجلس نمایندگان کنگره آمریکا کمک شایانی کرد و به دلیل نفوذ در راهروهای نهانی قدرت در واشنگتن شهرت دارد. وی فرزند یک پزشک آمریکایی است که در (قدس) به دنیا آمده است.
پدر وی در یک سازمان صهیونیستی زیرزمینی عضو بود. پدر وی از بنیانگذاران اسرائیل بود و از مشاوران ارشد بیل کلینتون، رئیسجمهور پیشین آمریکا، بود و مسئولیت هماهنگ کردن همه جزییات مراسم امضای توافقنامه اسلو را در کاخ سفید برعهده داشت. رام امانوئل در سال دو هزار و دو از ایالت شیکاگو برای عضویت در کنگره وارد عرصه انتخاباتی شد و به سرعت به یکی از فعالان عرصه قدرت در کنگره تبدیل شد. صهیونیستها انتخاب رام امانوئل از سوی اوباما به ریاست کارکنان کاخ سفید را ستودند.
ثانیا: بررسی دستگاههای اطلاعاتی و شورای روابط خارجی آمریکا و نیز تحلیلگران سیاسی عرصه داخلی آمریکا تاکید داشته که آمریکا با چالشهای داخلی و خارجی بسیاری مواجه است که تماما برگرفته از سیاستهای نادرست دوران بوش میباشد. در این میان نظام سرمایهداری آمریکا برای حفظ قدرت و جلوگیری از فروپاشی آمریکا نیازمند چهرهای است که بتواند از یک سو امید را به مردم آمریکا بازگردانده تا در برابر چالشهای اقتصادی و نیز تحرکات جهانی مقاومت نمایند از سوی دیگر به حل چالشهای جهانی آمریکا بپردازد. چگونگی بازیگری در عراق و افغانستان به ویژه ایجاد شرایط برای حضور طولانیمدت، حل بحران خاورمیانه با شیوههای دموکراتیک به نفع صهیونیستها، احیای جایگاه از دست رفته آمریکا در میان ملتهای خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین و کل نظام بینالملل، بازسازی روابط آمریکا با متحدان سنتی به ویژه در اروپا و خاورمیانه و... از دغدغههای آمریکاییها بوده است. با توجه به اینکه هیلاری کلینتون همسر بیل کلینتون با نظریه ادامه راه همسرش مواجه بود نمیتوانست در این مسیر گام بردارد، لذا گزینه سیاهپوست میتوانست راهکاری برای این مهم باشد. ویژگیهای اوباما شامل سیاهپوست بودن، اصالت کنیایی، ابهام در مسلمان یا غیر مسلمان بودن در کنار شعارهای وی برای امید و پایان دادن به اصل جنگ و گرایش به دیپلماسی مولفههایی هستند که میتوانند وی و کل نظام آمریکا را در عرصه داخلی و خارجی به اهداف خود نزدیک سازند.
به عبارتی اوباما یک مجری برای مهار اعتراضهای مردمی و جلوگیری از فروپاشی جامعه آمریکا در کنار احیاکننده جایگاه جهانی آمریکا است که با شعار دموکراسی اجرا میشود چنانکه بسیاری از ناظران سیاسی تاکید دارند دغدغههای آمریکا در عرصه جهانی از پیش تعیین شده است و اوباما نمیتواند تغییراتی در این مولفهها ایجاد کند در حالی که قابلیت حل آنها با بهرهگیری از چهره و ظرفیتهای شخصی خود را دارا میباشد. برخی تحلیلگران معتقدند سیاست خارجی باراک اوباما رئیسجمهور منتخب آمریکا تفاوت زیادی با سیاست خارجی جرج بوش رئیسجمهوری کنونی نخواهد داشت.
باراک اوباما با سیاست خارجی مبتنی بر تعامل و مشارکت فشرده با متحدان و دشمنان و یک رویکرد بینالمللی برای مقابله با تکثیر هستهای و تروریسم متعهد است.
مشاوران رئیسجمهور منتخب آمریکا می گویند او به اجرای وعدههای خود در زمینه تسریع در خارج کردن سربازان آمریکایی از عراق و تقویت نیروهای آمریکایی در افغانستان خواهد پرداخت در حالی که حفظ نیروها را نیز رد دستور کار دارد.
این احتمال هست که در برخی حوزهها سیاستهای بوش ادامه یابد. اوباما رویکرد میانهای را در مورد چین تشریح کرده که شباهت زیادی به رویکرد بوش دارد و میکوشد تماسهای گستردهای با پکن داشته باشد و در عین حال برای گرفتن امتیازات اقتصادی برآن فشار بیاورد. اوباما از روسیه بابت حمایت از جمهوریهای جداییطلب گرجستان انتقاد کرد و در عین حال از تدابیر ستیزهجویانه مانند اخراج روسیه از نشستهای گروه هشت خودداری ورزیده است. رئیسجمهور منتخب آمریکا وعده داده است برای برقراری صلح در خاورمیانه مشارکت و تعامل بیشتری داشته باشد، اما او نیز حامی مطلق صهیونیستها است. آنچه ممکن است برای بسیاری در جهان شگفتیآور باشد این است که سیاست خارجی اوباما برخلاف آنچه پیش بینی می شود تفاوت چشمگیری با سیاستهای بوش نخواهد داشت زیرا بوش نیز در دور دوم ریاست جمهوری سیاستهای خود را تا حدودی تعدیل کرد. بسیاری اوباما را بازی میدانند که در لباس کبوتر ایفای نقش میکند.
به گفته بسیاری، گروه بزرگ دموکراتها و نظام سرمایهداری در نهایت سیاستگذاری و تصمیمگیریهای اوباما را تدوین و وی صرفا مجری خوب برای تحقق این سیاستها خواهد بود چنانکه وی از هماکنون تیم بین کلینتون را در راس همکاران و مشاوران خود قرار داده است.