احسان نراقی
انتخابات آمریکا حادثۀ بسیار مهمی بود که تحول مهمی را در کشور آمریکا به بار آورد. شکی نیست استقلال آمریکا در درجه اول نتیجه مبارزه مهاجرانی بود که در نتیجه نبرد با امپراتوری انگلستان به استقلال این کشور نایل آمدند. در عین حال، این مبارزه از نظر فکری در درجه اول تحت تاثیر متفکران فرانسوی بود که افکار آزادیخواهانه آنها هم به انقلاب کبیر فرانسه منجر شد و همچنان که توکویل در کتاب «دموکراسی در آمریکا» گفته است توانست کشوری را به نام ایالات متحده به وجود آورد. این آمریکا که در نتیجه مبارزه مردم آن با استعمارگران انگلیسی به وجود آمد و مردمش روحیه آزادیخواهانه داشتند ما در دوره مشروطه شاهد بودیم.
در مبارزه با قوای محمدعلی میرزای قاجار، هنگام محاصره تبریز، یک معلم جوان ۲۴ ساله به نام باسکرویل که معلم مدرسه آمریکایی بود با فداکاری در دفاع از مشروطهخواهان به شهادت رسید. چند سال بعد هم مورگان شوستر آمریکایی که درصدد بود مالیه ایران را طبق خواست مشروطهخواهان سر و سامان دهد که البته با فشار روسیه تزاری مجبور شد با همراهانش ایران را ترک کنند.
در پایان جنگ بینالملل اول هم ویلسون، رئیسجمهور وقت آمریکا به منظور از بین بردن مخاصمات بینالمللی طرح جامعی را به «جامعه ملل» که در کنفرانس صلح ورسای تشکیل جلسه داده بودند تسلیم کرد که به تصویب رسید.
ولی ایالات متحده آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم با روسیه کمونیستی درگیر شد و به علت وحشت از کمونسم روحیه آزادیخواهی سابق را از دست داد. به علت همین وحشت از کمونیسم بود که انگلستان توانست آمریکا را در کودتای ۲۸ مرداد با خود همراه کند تا بتوانند دولت ملی و قانونی دکتر مصدق را ساقط کنند.
حال ببینیم در دوران کنونی چه گذشت. سیاستهای اقتصادی و اجتماعی جورج بوش که مدت 8 سال ریاست جمهوری آمریکا را به عهده داشت بیشتر متوجه طبقه ثروتمندان بود به ویژه از لحاظ مالی و اقتصادی، اما اوباما همچنان که از سخنانش استنباط میشود قصد دارد سیاستهای اقتصادی و اجتماعی خود را بیشتر متوجه تقویت طبقات متوسط کند چون در اصل این طبقات بودند که آمریکای امروزی را بنا گذاشتند ضمن اینکه باید گفت مهاجرین غیر انگلوساکسون آمریکا یعنی سیاهپوستان، اسپانیاییزبانان و دیگران برای اولین بار بود که اصولا در مقیاس بالایی رأی دادند و این نشان از این است که ملت غیرهمگن آمریکا در حال ذوب شدن است یعنی جریان طوری است که این افراد از نژادهای مختلف درصدد ایجاد یک ملت خاصی هستند ولی این ملت با ملت انگلوساکسون فرق زیاد دارد.
این آمریکایی که در حال تحول است برای اولین بار در تاریخ دویست ساله خودش از مجموع نژادها بدون رعایت برتری یک نژاد بر دیگر نژادها بالاجبار باید تبدیل به یک ملت چند نژادی ولی برابر گردد. از لحاظ اقتصادی همچنان که اوباما بیان کرده است او درصدد خواهد بود بیمههای عمومی از لحاظ رفاهی و سلامتی برای همه طبقات آمریکایی ایجاد کند یعنی قدمی برای ایجاد ملت یگانه.
دولت بوش با یک غرور استثنایی از ابتدای انتخابش عملا به سازمان ملل متحد بیاعتنا بود. او مسیر سرمایهداری افسار گسیخته آمریکا را دنبال میکرد و به مسایل جهانی بیتوجه بود. مثلا در مقابل خودسری اسرائیل به خاطر نفوذ یهودیان در آمریکا جرات فشار به دولت اسرائیل را در اجرای قطعنامههای شورای امنیت نداشت در صورتی که اوباما از این به بعد با قدرت بیشتری به گفته خودش با اسرائیل روبهرو خواهد شد.
همین جریان سبب میشود که قدرت سازمان ملل در اداره و تنظیم امور جهان حالت واقعی به خود بگیرد و دیگر تمام امور طبق دلخواه دولت اسرائیل صورت نگیرد.
از طرف دیگر اتحادیه اروپا در مواجهه با بحران اقتصادی جهان توانست ۲۰ کشور مهم اقتصادی دنیا را در واشنگتن دور یک میز بنشاند و بدون یاغیگری آمریکاییها یا دیگر ابرقدرتها پیشنهادهای معقول را در حل بحران جهانی بپذیرد. با چنین تصمیماتی است که سازمان ملل اعتبار گذشته خود را باز خواهد یافت.
و همین آگاهی به اینکه آمریکا باید اختلاف نژادی و اقتصادی گذشته را حتیالمقدور اصلاح کند ایالات متحده را وارد مرحلهای میکند که از یک طرف بیشتر هم و غمش صرف خودسازی و اصلاح داخلیاش میشود و متوجه میشود آن آمریکای ابرقدرت باید به اصلاح خودش بپردازد و از طرف دیگر با دنیای خارج و در درجه اول با اروپا و بعد با دیگر کشورهای جهان همدلی و همراهی بیشتری داشته باشد.
خلاصه آنکه:
۱ـ کشور آمریکا یعنی ثروتمندترین کشور جهان گرفتار وضع بسیار غیرعادلانهای است یعنی میلیونها نفر عملا زیر خط فقر زندگی میکنند و اوباما به این مساله توجه کافی دارد و بارها گفته است به طبقات کم درآمد رسیدگی جدی خواهد کرد. طبق آمار سازمان ملل اختلاف درآمد در آمریکا در مقایسه با دیگر کشورهای صنعتی جهان از همه بیشتر است.
۲ـ از نظر نژادی، میتوان گفت مردم سیاهپوست یا اسپانیاتبار و دیگر مهاجران در مقایسه با انگلوساکسونها اختلاف درآمد مهمی دارند. اوباما اطمینان داده است که این اختلافات تا حد زیادی تقلیل خواهد یافت. او گفته است از این جهت ما مایلیم سیستم بیمههای مختلف بهداشتی و... را در آمریکا برای کلیه طبقات برقرار کنیم.
۳ـ بحران اقتصادی که ناشی از افسارگسیختگی صاحبان صنایع است خوشبختانه وضعی به وجود آورده است که به دولت اوباما امکان این را میدهد که هرج و مرج اقتصادی را مهار کند یعنی در زمینه تولیدات با رعایت اصول سرمایهداری قواعد و اصولی را وضع کند.