شهرزاد بهنود
روز 21 اردیبهشت 1384 که هوشنگ امیراحمدی از طریق وکیلش برای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نامنویسی کرد، کمتر کسی او را به عنوان یکی از ایرانیانی که سودای رجل بودن در سپهر سیاست ایران دارد و برای نزدیکی دو کشور آمریکا و ایران تلاش میکند، میشناخت. چرا که دیدارها و اصرارهای این استاد ایرانی ـ آمریکایی با سیدمحمد خاتمی برای صدور مجوز «بازگشت با امنیت» به تهران از سوی رئیسجمهور رفرمیست ایران بیپاسخ مانده بود. بنابراین تبعید ناخواسته امیراحمدی در آمریکا همچنان ادامه یافت. روزها بسان برق و باد گذشت تا اینکه محمود احمدینژاد مرکب آهنی ریاست جمهوری را به سمت نیویورک زین کرد تا در نخستین سال ریاست جمهوریاش مواضع ضدآمریکاییاش را در گوش جهانیان فریاد کند. هوشنگ امیراحمدی از نیوجرسی خودش را به نیویورک رساند تا بار دیگر از خواستهاش با رئیس دولت بنیادگرا بگوید که این بار برخلاف انتظارش انجام درخواست امیراحمدی را به دوست دیرین رئیسجمهور اسفندیار رحیم مشایی سپرد تا بعد از 10 سال هوشنگ امیراحمدی بتواند از آسمان تهران به ایران نگاه کند. تا پیش از این سفر امیراحمدی نظرات خود را از طریق رسانههای اصلاحطلب با مخاطبانش در میان میگذاشت اما این بار نخستین سفر امیراحمدی به تهران بیسروصدا نبود.
هوشنگ امیراحمدی کیست؟
در زندگینامهیی که در سایتش منتشر کرده، خود را اینگونه معرفی کرده است: هوشنگ امیراحمدی در یک خانواده شیعه و زمیندار متوسط در شهرستان زیبای طالش (شهر شاندرمن) در ساحل خزر متولد شده و تحصیلات ابتدایی خود را در همانجا (روستای شیخنشین) و در مدرسهیی که اهدایی پدربزرگش بود، به اتمام رساند. برای تحصیلات متوسطه در 11 سالگی خانواده خود را ترک کرده و به شهرستانهای ماسال و بعد رشت رفت. با پذیرفته شدن در کنکور چند دانشگاه ایران، رشته کشاورزی در دانشگاه تبریز را انتخاب کرد و به اخذ مدرک مهندسی کشاورزی نائل شد. دکتر امیراحمدی بعد از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه به خدمت سربازی رفته و در لباس افسری سپاه ترویج در منطقه لاهیجان و سیاهکل مشغول شد. این دوره با جنبش چریکی ضدحکومتی 1350 سیاهکل مصادف شد. در خلال این سالها دکتر امیراحمدی به فکر ادامه تحصیل افتاد. آغاز کار حزب رستاخیز و فشار سازمان امنیت بر روی کارمندان ارشد دولت، مبنی بر عضویت اجباری در این حزب یا ترک وطن، عزم وی برای ادامه تحصیل در خارج از کشور را راسختر کرد. متعاقباً در سال 1354 به آمریکا عزیمت کرد. در آمریکا موفق به دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مدیریت صنعتی و بعد مدرک دکترا در رشته برنامهریزی و توسعه بینالمللی از دانشگاه معروف کرنل در ایالات نیویورک شد. (سال 1361) در خلال تحصیلات دوره دکترا و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1358 به ایران برگشته و خود را به سازمان گسترش برای ادامه خدمت به ملت و انقلاب معرفی کرد که پاسخ شنید «نیازی به تحصیلکرده آمریکایی نیست.»
دکتر امیراحمدی این بار به آمریکا برگشت و تحصیلات دوره دکترای خود را تکمیل کرد. در سال 1361 مدرک دکترا را اخذ و سال بعد به استخدام دانشگاه ایالتی راتگرز در نیوجرسی آمریکا درآمد. در حال حاضر، وی به عنوان استاد تماموقت دانشگاه راتگرز در برنامهریزی و توسعه بینالمللی و رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه این دانشگاه مشغول به فعالیت است. پیوستن دکتر امیراحمدی به دانشگاه قدیمی و معتبر راتگرز (که در سال 1766 میلادی بنیاد گذاشته شده است)، فرصتی ایجاد کرد به آرزوی دیرینهاش برای ایجاد یک مرکز آموزشی ـ تحقیقی و خدمات اجتماعی دانشگاهی درباره خاورمیانه، به ویژه ایران، جامه عمل بپوشاند. مرکز مطالعات خاورمیانه و برنامه مطالعات ایران معاصر درون مرکز خاورمیانه دانشگاه راتگرز محصول این آرزوست. در حال حاضر دانشجویان راتگرز میتوانند در مرکز برای رشته اصلی یا فرعی خود ثبتنام و مدرک لیسانس اخذ کنند. امروز بیش از 200 دانشجو در حال فراگیری زبان عربی و بیش از 50 دانشجو در حال فراگیری زبان فارسی در مرکز هستند. یکی از مهمترین اقدامات هوشنگ امیراحمدی در داخل آمریکا بنیانگذاری شورای ایرانیان و آمریکاییان است. در هیات امنای این شورا برخی وزرای اسبق دولتهای آمریکا، نمایندگان اسبق سنا و کنگره، استادان دانشگاههای آمریکا که بیشتر تمایلشان به حزب دموکرات آمریکا است، حضور دارند. در کنار این افراد برخی ایرانیان مقیم آمریکا نیز در این شورا فعال هستند.
امیراحمدی درباره ماهیت این شورا مینویسد: «در «سنگر» [تلاش برای عادی کردن] رابطه ایران و آمریکا، باز هم دکتر امیراحمدی اولین ایرانی بود که لزوم و اهمیت عادیسازی این رابطه را برای افزایش قدرت ملی و پیشرفت ملت ایران علناً ابراز کرد، با وجود اینکه پیشبینی میکرد به شدت مورد حمله برخیها در داخل و خارج کشور قرار میگیرد. وی برای پیشبرد این هدف، فعالیتهای سازمان یافته اجرایی گستردهیی را 15 سال پیش آغاز کرد. حاصل این فعالیتها، نهادینه شدن شورای آمریکاییان و ایرانیان، به عنوان تنها سازمان غیردولتی حافظ منافع ملی ایران با حفظ منافع ملت آمریکا است. این شورا در حال حاضر تنها مدافع حل مشکل دو کشور در چهارچوب دیپلماسی، احترام متقابل و منافع مشترک است و به همین دلیل هم مورد بیمهری مخالفان دولت و ملت ایران قرار دارد.»
این شورا اقداماتی داشته که غیرقابل اغماض است. مهمترین آنها برگزاری کنفرانس مشترک بین عباس عبدی از دانشجویان سابق پیرو خط امام شرکت کننده در تسخیر سفارت آمریکا با باری روزن رایزن فرهنگی سفارت آمریکا در زمان اشغال بود. کمتر از یک سال از پیروزی سیدمحمد خاتمی نگذشته بود که امیراحمدی با همکاری دوستان آمریکاییاش مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه آمریکا در دولت بیل کلینتون را به محل شورای ایرانیان ـ آمریکاییان دعوت کرد تا از بزرگترین جفای آمریکاییان به ملت ایران عذرخواهی کند. اگرچه دنباله جملات عذرخواهی آلبرایت به مذاق خاتمی خوش نیامد اما همین عذرخواهی اولین تلاش آمریکاییان برای عادی سازی رابطه بود که دنباله آن به صحن سازمان ملل کشیده شد. از دیگر تلاشهای امیراحمدی در قالب این شورا ترتیب دادن ملاقات نمایندگان مجلس ششم با نمایندگان کنگره آمریکاست.
هوشنگ امیراحمدی در دوران احمدینژاد
فرصتی که امیراحمدی در دوران احمدینژاد یافت تا خود را به عنوان سمبل رابطه ایران و آمریکا به جامعه معرفی کند او را از سطح یک فعال در تبعید کمیبه یک چهره مورد توجه رسانههای داخلی ارتقا داد. فاصله کم مصاحبههای سفر دوم او به تهران با سفر نخستش این موضوع را به خوبی نشان میدهد. امیراحمدی در سفر دومش به تهران سطح تلاشش را از عادی کردن رابطه ایران و آمریکا فراتر برد و پروژه عادی سازی رابطه ایران و اسرائیل را با انتشار خبر ملاقات خود با شائول موفاز وزیر راه دولت اسرائیل استارت زد تا در تهران بازخوردهای امنیتی و سیاسی آن را ببیند. امیراحمدی نیک میداند با تغییر وضعیت دولت احمدینژاد بعید نیست که محدودیتهای گذشته برای فعالیت او احیا شود. بنابراین میکوشد به موازات تلاشهای احمدینژاد برای عادی کردن رابطه، پروژههای خود را پیگیری کند. تلاش برای تاسیس دفتر شورای ایرانیان ـ آمریکاییان آخرین تیر ترکشی نیست که امیراحمدی برای پروژه خود رها میکند، اما بیشک مهمترین آن است. منتظر خبرهای جدید از این فعال ایرانی ساکن نیوجرسی باشید.