نویسنده: ران جیکبز*
ترجمه: جمشید سلمانیان
در جریان مناظره اخیر میان جان مککین و باراک اوباما، (کاندیداهای ریاست جمهوری ایالات متحده از دو حزب جمهوریخواه و دموکرات) مککین وضعیت نظامی در عراق را نوعی پیروزی برای آمریکا توصیف کرد. این در حالی است که طی چهار ماه اخیر قریب به یکصد نظامی آمریکایی و 1500 عراقی کشته شدهاند.
در همین حال هر دو کاندیدا وعده میدهند تا نظامیان بیشتری را به افغانستان اعزام کنند، تا آن کشور را آرام و شورشیان و القاعده را نابود کنند. اوباما این وعده را با صدای بلندتری میدهد.
هیچ یک از این دو کاندیدا از تعداد بسیار زیاد قربانیان عراقی و افغانی ابراز نگرانی نکرده و ابراز ناراحتی خود را برای قربانیان نظامی آمریکایی نگه داشتند که طی چهار ماه اخیر یکصد تن و یا تعداد بیشتری از آنان در این جنگها کشته شدهاند. آنها در عوض از فداکاریای که آن نظامیان کردهاند سخن گفتند بیآنکه اعتراف کنند که جنگهای آمریکا ارزش چنان فداکاریای را داشته یا نه و یا اینکه آیا خون و خونریزی و مرگ ناشی از جنگ بهترین راه نیل به اهداف موردنظر واشنگتن است یا خیر.
طبیعتا هیچکدام از این دو کاندیدا خودشان آن اهداف را به طور جدی زیر سوال نبردند.
اهداف آمریکا از جنگهای عراق و افغانستان، آنگونه که سیاستمداران و ژنرالهای آمریکائی توضیح میدادند نیز با ادامه اشغال این دو کشور تغییر کرد.
همین تازگیها به نقل از رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا نقل شد که گفته است: "ترک این دو کشور ضربه فاجعه باری به حیثیت ما هم نزد دوستان و متحدان و هم نزد دشمنان بالقوهمان خواهد بود." در مقاطع زمانی گذشته آمریکا هدف دموکراسی، مبارزه با القاعده، توقف خشونتهای قومی و یافتن سلاحهای کشتار جمعی توصیف میکرد.
البته تحت پوشش اهداف اعلام شده، اهداف بنیادینتری وجود دارد که به سلطه آمریکا و تمایلش برای بسط آن سلطه ربط دارد.
انتشارات هیمارکت در شیکاگو اخیرا کتابی منتشر کرده است که حاوی دلایل واقعی اشغال عراق و افغانستان است. این کتاب "سرباز زمستانی: اظهارات شاهدان عینی از اشغالها" نام دارد، و مجموعهای از شهادتهایی است که کهنه سربازان اشغال عراق و افغانستان و غیرنظامیان این دو کشور دادهاند.
ماجراهای این کتاب نشانگر بهترین و بدترین جنبههای ارتش آمریکا است. آزار جنسی، قتل، تخریب و انهدام سرخود اماکن، لطیفههای خوفناک درباره مرگ غیرنظامیان و اشتباهات نظامی آمریکا در سراسر ماجراهای این کتاب طنینانداز است.
همزمان، همین که عدهای از زنان و مردان شاغل در ارتش آمریکا در انظار ظاهر شده و گفتهاند که به عنوان شرکتکنندگان در اقدامات نظامی چه کارهایی کرده و چه چیزهایی دیدهاند این نوید را میدهد که افراد زیادی وجود دارند که وجدانشان نمیگذارد کشتار و انهدام صورت گرفته به نام آمریکا را توجیه کنند.
بعد از جلسه استماعی که این افراد در آن صحبت کردند، جلسه دیگری هم در برابر یکی از کمیتههای کنگره آمریکا تشکیل شد که آنها در آنجا به ادای شهادت پرداختند.
تا جایی که به ادارهکنندگان رسانههای آمریکا ربط دارد، موضوع جنگ عراق و افغانستان دیگر خبر کهنه است.
وانگهی، از آنجا که دولت آمریکا به هیچوجه قصد ندارد به این ماجراجوییها خاتمه دهد، پس از جنگ عراق و افغانستان هم کاری انجام شده مانند فقر و خشونت در خانوادههای آمریکایی است. بنابراین در رسانههای آمریکا پوشش خبری جنگهای عراق و افغانستان کمتر از پوشش خبری به زندان افتادن یک چهره تلویزیونی در آخر هفته است.
باید به اطلاع کسانی که تاریخ نمیدانند برسانم که استماعهای فوقالذکر براساس مجموعهای از استماعهای مشابه برگزار شد که در سال 1971 توسط کهنه سربازان مخالف جنگ که در ویتنام خدمت کرده بودند ـ مرسوم به VVAW ـ برگزار گردید.
توجهی که در رسانهها به این جلسات استماع مبذول کردند از توجهی که به استماعهای سال 1971 معطوف کردند کمتر بود. در آن زمان اولین بار بود که کهنه سربازان ارتش آمریکا علنا در برابر مخاطبان بینالمللی درباره آنچه که حین خدمت در ارتش آمریکا در جنگهای ویتنام دیده و انجام داده بودند صحبت میکردند.
من خبر آن جلسات را از طریق شبنامههای آمریکایی و سربازانی که میشناختم و در آلمان خدمت میکردند شنیدم.
از آن زمان به بعد گروه کهنه سربازان مخالف جنگ ویتنام یک سرمشق تاریخی برای اعضای ارتش آمریکا شد. ماجرای بنیانگذاری سازمانشان، اقداماتشان و کشمکشهای داخلیشان موضوع یکی دیگر از کتابهای انتشارات هیمارکت است به نام "سربازان زمستانی: تاریخ شفاهی کهنه سربازان مخالف جنگ ویتنام."
من آن کتاب را اولین بار در سال 1977 خواندم و حرارت و جزئیات آن مرا تحت تاثیر گذاشت .هفته قبل وقتی دوباره آن کتاب را خواندم از اینکه مولفه کتاب چطور نکات ظریف و دقیق موجود در آن سازمان را شرح داده شگفتزده شدم.
امروز بحثهای فراوانی در جنبشهای رو به موت ضد جنگ و همچنین در میان کهنه سربازان در مورد اینکه آنها در بازسازی جنبش ضد جنگ چه نقشی باید ایفا کنند در جریان است.
با توجه به اینکه در این جنبش که سیاستمدارانش از هر طیفی، از طرفدار لیبرالیسم گرفته تا سوسیالیست، هستند، مسئله نوع نقش کهنه سربازان موضوع بغرنجی است. اما کتاب مذکور ثابت میکند که به رغم وجود نظرات سیاسی مختلف (و یا شاید به خاطر وجود نظرات سیاسی مختلف) نقش کهنه سربازان در خاتمه دادن به جنگ میتواند حیاتی باشد.
همزمان که آمریکا خود را برای انتخاب رئیسجمهور و نمایندگان جدید کنگره آماده میکند، اساسیترین کار برای کهنه سربازان مخالف جنگ و همتایان غیرنظامیشان این است که آماده باشند تا برای پایان دادن به جنگهایی که واشنگتن هم اکنون در آنها درگیر است، هر کاری که لازم باشد انجام دهند.
هر دو کتاب مذکور درباره جنگهای واشنگتن و مردان و زنانی است که به آن جنگها فرستاده شدهاند. ماجراهای آن کتابهای نشانگی درکی است که بسیاری از آنان زنان و مردان به آن رسیدند... و آن اینکه کاری که دارند میکنند (جنگ) اشتباه است.
بسیاری از ساکنان غیرنظامی ایالات متحده این ماجراها را نادیده خواهند گرفت که در نتیجه به متوقف ساختن کشتار و تخریبی که به نام آنها دارد صورت میگیرد هیچ احساس نیازی نخواهد کرد. اما اگر شماها چنین ماجراهایی را خواندید، به دیگران نیز بدهید تا بخوانند. بعد راهی پیدا کنید تا براساس دانشی که کسب کردهاید اقدام کنید.