26 مرداد هر سال یادآور خاطره خوش و شیرین همین روز در سال 1369 میباشد؛ روزی مبارک که در آن صابران راست قامت جمهوری اسلامی ایران، پس از سالها دوری از وطن، پای به خاک میهن گذاشته و به آغوش خانواده و ملت خویش بازگشتند.
آنها در ایام اسارتشان، منادی حق در بین اشقیا و پیام رسان انقلاب، با صبر و حلم خویش بودند.
بازگشت پرشور و شعف نخستین طلایهداران کاروان آزادگان سرافراز به خاک وطن بازگشتی بود که اشک شادی را در چشم «یعقوب»های کنعان ایران جاری کرد.
آزادگان، اسطورههای صبر و ایثار و استقامتاند آنان بازماندگان روزگاران پر خوف و خون جنگ و جبهاند. یادگاران سنگرها و خاکریزهایی که هر قدمش امروز بوسهگاه اهل عشق و ایمان است.
جنگ تحمیلی و ارزشهای نوین آن:
جنگ تحمیلی بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران در کنار تمام مصائب خود موهبت این ابتلا و آزمون را هم داشت که یک بار دیگر با قراردادن اخلاق اسلامی در معرکه تجربه و سنجش، ارزشهای نوینی را به دنیای انسانیت ارائه دهد. این تجاوز آشکار، علیرغم همه مصیبتها و رنجهایی که به همراه داشت مهلت و موقعیتی شایسته برای جمهوری اسلامی پدید آورد تا به راستی ثابت کند که ارزشهای الهی اسلام هرگز متروک نمیشوند. دنیا با خوی وحشیگری متجاوزان آشناتر شد و دریافت که «محمد رسولالله و للذین معه اشداء علی الکفار رهماء بینهم(فتح/29) آیه نشانه و مختص زمان رسولالله(ص) نیست، بلکه مصداق جاری تمام عصرها و نسلهاست و تا عالم بر پاست، این سنت حسنه و سیره مرضیه اسلام است.
نبردی که از دیروز شروع شده و تا به امروز جریان داشته و دامن فرداها را خواهد گرفت، با آثار و پیامدهایش به خوبی نشان میدهد که ما در حراست اعتبار و ارزش گرانقدر آزادی تا چه حد باید اصرار داشته باشیم.
نگارنده با توجه به فضای بحث ارائه شده مترصد آن است ضمن رعایت اختصار به موضوع اکرام اسیران جنگی نکاتی پرداخته و در ارتباط با حقوق اسیران جنگی نکاتی را مطرح نماید و این قلم امیدوار است مطالبی را که عنوان مینماید مفید واقع شود:
1 ـ اکرام اسیران جنگی که پیش از هر چیز گرفتار جهل و نادانی خود بودهاند ـ و همین از آزادگی محرومشان داشته است ـ و حفظ حرمت و پذیرایی از آنان باز میگوید که ما تا کجا به اصالت حریت و رهایی انسان از بندهای بردگی وفادار و ارج گذاریم.
2 ـ حقوق اسیران جنگی امروزه امری ناشناخته نیست، و البته نه اختصاص به اسلام دارد و نه ابداع سازمانهای حقوقی زمان ما میباشد. سیر و قطور آن در بحث بینالملل عمومی بررسی شده و از دورترین زمانها گاه و بیگاه رخ نموده و در سدههای اخیر خود را ـ اگر چه با تزلزل و نوسان، آن هم صرفا در شعارهای محافل ـ علیالظاهر تثبیت کرده است.
3 ـ موضوع حاکمیت اخلاق در جنگهای اسلامی با حقوقی که امروزه محافل بینالمللی برای اسیران جنگی به رسمیت شناخته است اختلاف ماهوی دارد. اساسا هر حکومتی در سطح جهان با توجه به مکتب و مشرب فکری حاکمیت خود به نحوی در قلمروی برای اسرا حقوق وضع میکند که پدیده آتش افروزی و جنگ را مشروعیت میبخشد، و این دو از حلقههای مرتبط یک زنجیره هستند.
به مفهوم دیگر و روشنتر، وضع و تدوین حقوق انسانی برای اسیران در صورتی امکانپذیر و قابل قبول است که خود جنگ پدیده و رخدادی انسانی باشد و یا لااقل از انگیزههای انسانی نشات گرفته باشد. در شرایطی که جز تجاوز، خشونت، قساوت، قدرتطلبی و... نمیتوان بر جنگ و ستیز اطلاق کرد، چگونه میتوان انتظار رفتار بشر دوستانه داشت؟ به عبارت دیگر، اگر تفسیری جز ارضای خواستهای نفسانی و برتری طلبی برای تنازعات تاریخ یافت نشود، نمیتوان از حقوق انسانی اسیر دم برآورد. حقایق تاریخی به خوبی گواه است که به جهت نبودن پیوند عمیق میان این گونه حقوق و تفاسیر مختلف از جنگ، در غالب موارد، مقررات صرفا انسان مآبانه در جنگها به راحتی زیر پا گذاشته شده است، بیآنکه بازتابی گسترده و اساسی داشته باشد.
4 ـ با بررسی گذرا به تاریخ جنگها میتوان دریافت که مقررات مربوط به حقوق اسیران تنها در زمان صلح و در شرایطی که اساسا اسیری وجود نداشته تا مقررات در مورد او اعمال گردد محترم و لازم الرعایه شمرده میشده، اما همه این ضوابط و قوانین در عمل و در هنگام روشن شدن نائو جنگ به صورت کلماتی نامفهوم و بیمعنا بر روی اوراق کاغذ درسی آمده است. مصادیق بارز مدعای نگارنده در این بخش تجاوز آشکار عراق علیه ایران و تجاوز آمریکا به افغانستان و عراق میباشد. این متجاوزان ثابت کردند در زمانهای که اسیر علاوه بر از کف دادن تمام قدرت و امکانات خویش، در دیدگاه جنگ افروزان، انسان بودن خویش را نیز میبازد و در زمره مادون انسانها طبقهبندی میشود، و در شرایطی که علل موجده عموم جنگهای خانمانسوز، نادیده گرفتن و زیر پا نهادن حقوق عام دیگر ملل میباشد، طبیعی است که حقوق انسانی اسیر از سوی متجاوزان نیز به تبع نفی شخصیت انسانی او نفی شود!
5 ـ جنگ، علاوه بر آنکه گاه خود نقاط عطفی از تاریخ به حساب میآیند، در عین حال حافظه تاریخ، پدیدهها و حوادث گوناگون را حول محور جنگهایی بزرگ طبقهبندی میکند و از این رو برجستهترین خاطرهها و یا تجربههایی که برای آیندگان میماند چگونگی منازعات گذشتگان است. نمیخواهیم در این خصوص به برداشتی یکسو نگر و بدبین متهم شویم و تاریخ پر نشیب و فراز حیات انسانی را محصور در تنازعات قلمداد کرده و تجلیات درخشان و پرشکوه روح انسانی را نادیده انگاریم، اما گویی که ویرایشگر کتاب قطور تاریخ، هر بخشی از آن را با صفاتی از خونریزی و قساوت همراه کرده است. این حقیقت را با برشی طولی از تاریخ، به وضوع مشاهده میکنیم، همچنانکه در مقطع عرضی آن یعنی پیکره امروزین جوامع بشری، پدیدههایی چون فتنه انگیزی ستیزهجویی، قدرتطلبی و مظلومکشی از واقعیتهای روزمره و در رده موضوعات عادی محسوب میشوند، تا آنجا که میبینیم ارزش خبری هر یک از حوادث فوق در سطح حوادث خیلی پیش پا افتاده و معمولی تقلیل یافته و انعکاس گستردهای نمییابند. در حقیقت سانسور خبری شدید از سوی آتش افروزان اعمال میگردد تا جهانیان در جریان رفتارهای غیر انسانی متجاوزان قرار نگیرند مثلا در جنگ تحمیلی علیه ایران به سرکردگی آمریکا و متحدان اروپاییش، عراق به عنوان عامل اصلی از هر مکان غیر مشروع که در اختیار قرار داده بودند استفاده نمود تا شاید ایران را زمینگیر و به خواستههای غیر مشروعش نایل آید: از بمباران مراکز مسکونی گرفته تا مراکز فرهنگی و اقتصادی و بهداشتی و یا استفاده ناجوانمردانه از سلاحهای شیمیایی و کشتار جمعی. و در زمانی هم که رژیم ظالم عراق عاجز از مبارزه در میدانهای نبرد میگردید، فشارهای روحی و روانی شدید به زندانیان و اسیران جنگی وارد میکرد تا از این رهگذر بتواند آثار روانی بر جبههها وارد نماید.
6 ـ رژیم عراق با دیکتاتوری صدامحسین و با حمایت آمریکا و متحدانش در جنگ تحمیلی 8 ساله علیه ایران تمامی قوانین بینالمللی را در خصوص یک مبارزه شرافتمندانه در تمامی زمینهها نقض نمودند! از اعلامیه «سن پطرزبورگ» در سال 1868 در مورد نحوه استفاده از گلولههای مخرب گرفته تا موافقتنامههای دیوان داوری لاهه در ژوئیه 1899 و تا معاهده ژنو در 1864 راجع به حمایت و پشتیبانی از مجروحان جنگی و اسرای جنگی و ... همگی تکیه بر جنبهها و ابعاد ظاهرا انسانی و اومانیستی داشتند. بکار بردن وسایل وحشیانه، مثل فشنگ محترق و افشان و گازهای خفقانآور سمی، منع گردید؛ استفاده از روشهای مزورانه و خیانتآمیز ممنوع اعلام شد؛ بمباران موشکی و شیمیایی شهرها و مناطق مسکونی و ویران کردن اموال فرهنگی محکوم گردید؛ اسیران جنگی، مجروحان و آوارگان در پوشش حمایتهای بینالمللی قرار گرفتند و در نتیجه دیگر رفتار با اسیران بسان بردگان ممکن نمیبود، حرمت اموال عمومی و املاک خصوصی تصویب و غارت و توقیف و حبس و گروگانگیری مردم ممنوع و اعمال مجازاتهای دسته جمعی و... غیر انسانی و ناعادلانه تلقی شد. ولی تنها همه بزودی و خیلی ساده فراموش شد و با توجه به جنگ مذکور و دیگر جنگهای حادث شده در قرن بیستم؛ گذشت ایام نشان داد که بر تعهد جانیان و متجاوزان و خونخواران دل بستن و امیدوار شدن، جز سادهانگاری و خوش باوری نیست. و با تاسف فراوان باید اذعان نمود اگر مفاد چند کاغذ پاره هم به امضا رسید، نه برای دفاع از حقوق بشر و اعتلای مقام انسان و پیشگیری از بیماریهای خطرناک و درماندگی ناشی از جنگ بود، بلکه شرایط ایجاب میکرد تا مرافعات گرگهای همیشه گرسنه در تقسیم غنایم حل شود!
با توجه به نگاه بیان شده، اگر باید از اسیران جنگ حمایت شود، نه به جهت ترحم به حالشان و رعایت ارزش وجودی و جلوگیری از تلف شدن آنان در جنگهای ناخواسته است، بلکه از آن رو است که اسیران کالا و ابزاری برای معامله و مبادله میباشند و از آنان میتوان برای اغراض سیاسی سود برد؛ گو اینکه با اسیران برخورد در خور موافقتنامهها اعمال نگردید و حقایق نشان داد که سلطهگران جهانی حتی به حال سربازان اسیر خویش نیز ترحمی نشان نمیدهند!
7 ـ نگهداری از اسرا به نوعی با مصالح عمومی جامعه مرتبط است و آینده نگری در جامعه ایجاب میکند که در برخورد با گرفتاران جنگ با دیدگاهی جامعه و اصولی نظاره کرد. از این نکته نیز نباید غفلت نمود که برخورد و نحوه عمل با اسیران جنگ یکسان و یکنواخت نمیتواند باشد، بلکه میزان نقش آفرینی فرد، موضوع اساسی و اولیه است. طبیعی است با اسیری که قبلا هم در بند و گرفتار جور حاکمان بوده و جنگ بر او نیز تحمیل شده، نمیتوان همان رفتاری را پیش گرفت که با سر کرده و متجاوز اصلی عمل میشود. البته در روابط بینالمللی و تاریخ جنگها این امر ناشناخته نیست، منشور دادگاه نظامی بینالمللی در سال 1945 در این باب، فصلی را تحت عنوان «جنایتکاران جنگی» و تفکیک آنها از سایر بازماندگان جنگ گشوده و مجازاتهایی هم برای آنها وضع کرده است. البته لازم به تذکر است که در همان زمان اعتراض شد که در منشور فوق ـ که توسط دولتهای پیروز در دو جنگ جهانی اول و دوم تدوین شده بود ـ جنایتهای جنگی طوری تعریف شده که شامل جنایتهای جنگی تدوین کنندگان منشور نمیشوند، با اینکه جنایتهای واضعان این منشور کمتر متهمان نبود. قصد نگارنده در این گفتار استناد به این منشور نیست، چرا که اصالت آن اصولا خدشهپذیر میباشد، بلکه سخن اصلی در این است که نفس اسیر شدن یک متجاوز، گناهان و اعترافات قبلی او را پاک و تبرئه نمیکند و اسارت او به معنی گذشتن از تخطیات وی نیست و این یک اصل عقلی است که منشور فوق نیز از مقبولیت آن توانسته است مشروعیت یابد.
8 ـ مطالعه و بررسی گزارشاتی که از زندگی و وضعیت اسرای ایرانی در عراق به دست رسیده است، خاطرات تلخ دوران باستان و جنگ دوم جهانی و رفتارهای خشونتبار و ظالمانه با اسیران را در اذهان زنده میکند. با شنیدن و خواندن خبرهای مربوط به اردوگاههای رژیم بعث عراق و رفتار بعثیها با اسیران ایرانی به یاد اردوگاههایی از قبیل «آشوتیس» و «داخائو» میافتیم.
وضعیت اسرای ایرانی در عراق طی 8 سال دفاع مقدس در جنگ تحمیلی نشانگر رفتار نامناسب مقامات بعثی با اسیران ایران میباشد که در حقیقت باید از آن به شکنجه یاد شود و آن هم شکنجه روحی و جسمی، مادی و معنوی. این قلم به برخی از آنها در ذیل فهرستوار اشاره مینماید:
شکنجه و کشتار اسیران پاسدار، بیگاری و خشونت، شیوع بیماریهای مسری ناشی از سوء تغذیه، استفاده از هوای آزاد روزی 2 ساعت. ممنوعیت انجام فریضه نماز جماعت، تنبیه بدنی، مخفی کردن تعدادی از اسیران و عدم ارائه لیست آنان به صلیب سرخ جهانی، اعتراف صلیب سرخ نسبت به این موضوع که رژیم بعثی به آنها اجازه ملاقات به تعدادی از اسرا را نمیدهد. بازجوییهای غیرانسانی از اسیران در بدترین وضعیت روحی و جسمی ایشان. شکنجه اسرای مجروح در بدو ورود به اردوگاه با کابل سیم و یا چوبدستی تخلیه سیمان از تریلی، جابهجایی شن، ماسه و... انداختن اسرای شاکی و ناراضی به سلول انفرادی، استفاده از شلاق و کتک تا مرز بیهوشی در هنگام بازجویی، ممنوع بودن قرائت قرآن، قطع عضو، سوزاندن چهار اسیر با گازوئیل به خاطر خواندن نماز جماعت، تشنگی و گرسنگی دادن، زیر باران مشت و لگد و کابل و چوبدستی بودن اسرا در برپایی عزاداری در ماه محرم، فرو کردن میخهای 5 سانتیمتری به تعداد قابل ملاحظه به ران و ساق پای اسیران، توهین به امام راحل برای خراب کردن روحیه اسرا، عدم رسیدگی به وضعیت بهداشتی و سلامتی اسرا، شکنجه زیر آفتاب سوزان. تمسخر کردن شهیدان، مرحوم کردن اسرا از استحکام و رفتن به توالت و... آنچه بیان شد گوشههای کوچک از رنج و مصائبی بود که اسرای سرافراز و رشید این مرز و بوم در زندانهای رژیم بعثی عراق در طول جنگ تحمیلی متحمل شده بودند که آثار این شکنجههای روحی و جسمی بلاشک تا این راد مردان زنده هستند از ذهن و خاطرشان محو نخواهد شد. درود خدا و خلق خدا بر اسیران آزاد شده مقاوم ما که علیرغم فجایع بیشمار و شکنجههای طاقتفرسا، با رشادت، هویت اسلامی و متانت و صبر و بردباری خویش را از کف ندادند و با پایداری و استقامت، حماسه آفرینی نموده و در تاریخ صلابت یک ملت شجاع و مسلمان را ثبت و ضبط و جاودانه کردند.