مصر با دیپلماسی بازدارنده میکوشد بر نظام دو مرحلهای در مدیریت مذاکرات فلسطینی ـ فلسطینی تکیه کند که مرحله اول آن شامل موارد عمومی است که احتمال توافق درباره آن را مشخص نکرده است و پروندهها و مسائل دشوارتری را در بر میگیرد.
طرح مصر این موارد را شامل میشود:
تاکید بر ضرورت آشتی ملی و حکومت وفاق ملی فلسطین
تاکید بر وحدت جغرافیایی سرزمینهای فلسطینی
تاکید بر گفتگو به عنوان تنها وسیله حل اختلاف
تاکید بر دموکراسی به عنوان تنها ابراز در تعیین ساختار دولت
برآورد میزان کارآیی بندهای طرح مصری به این نکته اشاره دارد که:
جنبههای قوت اینگونه قابل تعریف است که طرح بر تمام آن چیزی که فلسطینیها توان توافق بر آن را یکباره دارند، متمرکز است.
جنبههای ضعف اینگونه قابل تعریف است که طرح، موارد اختلافی را به مرحله دوم منتقل کرده است.
تحلیل موارد ضعف و قوت این طرح و میزان تاثیر آن بر سناریوی مذاکرات حماس و فتح به این نکته اشاره دارد که تکیه بر نکات ذکر شده به عنوان اصل، اختلافات آسیبی بیشتری را بر اوضاع سیاسی فلسطین تحمیل خواهد کرد چرا که بخش ناگفته این طرح به منزله کشاندن دو طرف و به خصوص حماس به سوی این موارد است:
بازسازی سازمان آزادیبخش فلسطین به شکلی سلطهجویانه
بازسازی دستگاههای امنیتی مشترک فلسطین
انجام انتخابات مجلس قانونگذاری به طور همزمان با اجرای انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان
تشکیل کمیتههای مشترک فتح و حماس در راستای تنظیم توافقات دو طرف
تلاش برای ساخت سناریویی که طرح مصر میتواند آنرا حاصل کند. از طریق تصور مسیرهای مختلف و متضادی که طرح کوشیده است آنها را جمع بزند و بین آنها اتحاد ایجاد کند، آشکار قابل درک خواهد بود. به عنوان مثال درباره انتخابات مجلس و ریاست تشکیلات خودگردان که براساس این طرح باید همزمان اجرا شوند، مشاهده میشود که شرایط این طرح خواهان انجام این دو امر حساس به صورت همزمان و با توافق دو طرف است که این خواسته اضافی دور از موفقیت نیز خواهد بود.
از این رو به شکلی میتوان ددی که این طرح مصر زیرکانه دو طرف را به سمت سوزاندن مراحل و تلاش برای انتقال مستقیم و به مرحله نهایی و بدون عبور از مراحل لازم، کشانده است.
با توجه به این مطالب میتوان دریافت که:
علت اصلی اختلاف کنونی فتح و حماس ناسازگاری آنان در موضوع انتخابات است که حماس خواستار انجام انتخابات در زمان مشخص شده آناست ولی فتح با این گزینه مخالف است.
علت دوم شامل موضع هر یک از دو تشکل درباره مقاومت در جریان اقدام ملی فلسطین است که حماس تا زمانی که اشغالگری اسرائیل باقی است آن را حق قانونی ملت فلسطین میداند و جنبش فتح معتقد است که باید سلاح را کنار گذاشت و روش مذاکره را پیش گرفت.
علت سوم اختلافات نیز در طبیعت ساختار سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) است.
حماس اعتقاد دارد که نباید این سازمان را تابع رویکردهای فتح مبنی بر به رسمیت شناختن اسرائیل و پایبندی به توافقنامههای گذشته و دست برداشت از مقاومت کرد ولی فتح خواهان آن است که حماس اسرائیل را به رسمیت بشناسد و توافقنامههای قبلی را قانونی بداند و از مبارزه مسلحانه دست بکشد. به عقیده فتحیها تنها در این صورت است که میتوان حماس را جزئی از سازمان آزادیبخش دانست.
هماکنون حتی اسرائیلیها هم در این اندیشهاند که سیاست بازدارنده مصر چگونه خواهد توانست مذاکرات فتح ـ حماس را براساس بندهای این طرح، پیش برد و به عبارت دیگر باید گفت که این طرح مصر همچنان از هرگونه ایجاد اتحاد فلسطینی به دور است.