تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۸  ، 
کد خبر : ۷۳۵۹۳

روسیه ـ‌ـ آمریکا؛ تقابل در گرجستان


محمد ربیعی
هر چند گرجی‌ها و اوستی‌ها در دوره تزاری و شوروی به واسطه زندگی زیر سیطره یک دولت با یکدیگر همزیستی داشتند، اما با فروپاشی شوروی و خروج قومیت‌های مختلف از قید حاکمیت کمونیست‌ها، نشانه‌های جدائی‌طلبی اوستی‌های از تفلیس به شکل کشمکش‌های خشونت‌آمیز نمود بیرونی یافت. تقابل نظامی‌ نیروهای گرجی و جدائی‌طلبان اوستیایی در سال 1370 منجر به کشته شدن صدها و آواره شدن هزاران نفر شد. این درگیری‌ها بدون آنکه تمهید مؤثری برای حل نهایی آنها اندیشه شود، با فشار قدرت‌های خارجی به ویژه روسیه و اعلام آتش‌بسی شکننده به صورت موقت خاتمه یافت. براساس موافقتنامه آتش‌بس نیروهای پاسدار صلح روسیه در این جمهوری مستقر و تفلیس مجبور به پذیرش خودمختاری دو فاکتوی آن شد.
تشدید تنش‌ها
تمایلات استقلال‌طلبانه اوستیایی‌ها پس از امضاء موافقتنامه آتش‌بس نه تنها کاهش نیافت، بلکه با التفات به رویکرد خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه تفلیس در برابر آنها، تحولات منطقه‌ای، حمایت مسکو از روندهای استقلال‌طلبانه و اعلام بحث‌انگیز استقلال کوزوو با افزایش همراه بود و تنش‌های نظامی‌پراکنده‌ای را نیز به به دنبال داشت. با تشدید کشمکش‌ها میان تفلیس و تسخینوالی در ماه‌های اخیر، رهبران گرجستان تصمیم گرفتند با توسل به زور، به موضوع جدائی‌طلبی در این جمهوری برای همیشه پایان داده و از این طریق به آبخازیا و آجاریا نیز در خصوص تکرار چنین رفتارهایی هشدار دهند. این تصمیم با تهاجم نظامی ‌گرجستان به اوستیای جنوبی در بامداد شنبه 19 مرداد صورت عملی به خود گرفت. هر چند تفلیس این اقدام را موضوعی داخلی و تلاشی قانونی برای تثبیت حاکمیت و اعاده نظم بر قلمرو سرزمینی‌اش عنوان کرد، اما همان طور که انتظار می‌رفت روسیه اهرم‌های سیاسی و نظامی‌ خود را در ظاهر برای حمایت از غیرنظامیان و در حقیقت برای به حفظ منافع خود به کار گرفت و به این ترتیب جنگ ابعاد منطقه‌ای یافت.
ساآکاشویلی ورود نیروهای روسیه و حمله جنگنده‌های این کشور به به گرجستان را «تهاجمی ‌وحشیانه و غیرموجه» توصیف کرد، اما مدودف این اقدام را تلاش برای محافظت از غیرنظامیان و نیروهای پاسدار صلح روس عنوان و با اشاره به اینکه؛ «مسکو تمام تلاش‌های خود را برای متوقف کردن خشونت‌ها به‌کار خواهد بست»، مأموریت این نیروها را خاتمه دادن به درگیری‌ها عنوان کرد. ساکاشوویلی که این جنگ را نه به واسطه داشته‌های گرجستان، بلکه به امید واهیِ حمایت غرب آغاز کرده بود، در نهایت با التفات به عدم حمایت عملی آن و حقیقت برتری غیرقابل تردید سیاسی و نظامی‌روسیه، مجبور به پذیرش اشتباه خود شد و در مصاحبه‌ای با گزارش‌گر سی‌ان‌ان بر آمادگی تفلیس برای امضای آتش‌بس تأکید کرد. این تحولات از سوی آگاهان امر از منظرهای مختلف و بعضاً متفاوت مورد تحلیل قرار گرفته و به منافع، اهداف و مسببین متفاوتی در این خصوص اشاره شده است.
ولادمیر واسیلیف، رئیس کمیته امنیت دومای روسیه با اشاره به کمک‌های مالی و نظامی ‌گسترده آمریکا به دولت گرجستان، این کشور را کارگردان اصلی جنگ در قفقاز می‌داند. تحلیلگران این درگیری‌ها را نمود بیرونی رقابت روسیه و غرب ارزیابی می‌کند.
ساکاشوویلی در مقاله‌ای در وال‌استریت ژورنال با طرح این پرسش که «هدف از این جنگ چیست؟»، مدعی شد گرجستان این جنگ را آغاز و انتخاب نکرده، بلکه این جنگ برنامه‌ریزی کرملین بوده است. سوکر در موافقت با این فرض، آغاز و استمرار درگیری‌ها در اوستیای جنوبی را برنامه‌ریزی‌های دقیق مسکو برای تثبیت منافع بلندمدت خود در منطقه می‌دانند.
رد پای رژیم صهیونیستی
رژیم اشغالگر قدس شش ماه پیش و به دنبال اعتراض رسمی روسیه به اقدام این رژیم در تجهیز ارتش گرجستان به سلاح‌های پیشرفته نظامی اعلام کرد که کمک‌های تسلیحاتی خود به تفلیس را کاهش داده و قراردادهای نظامی‌اش تنها سلاح‌های دفاعی را در بر می گیرد. گفتنی است که روسیه این اعتراض را بعد از آنی مطرح کرد که نیروی هوایی‌اش، چهار هواپیمای بدون خلبان ساخت اسرائیل را در مرزهای هوایی گرجستان هدف قرار داد.
روزنامه عبری زبان "یدیعوت آهارانوت" به نقل از یک منبع امنیتی صهیونیست اعلام کرد: "پر واضح است سلاح اسرائیلی که در دست نیروهای ارتش گرجستان است، حکم پارچه قرمزی را دارد که یک فرد در مقابل یک گاو خشمگین تکان می‌دهد."
گزارش‌های موجود نشان می دهد که نقش رژیم صهیونیستی در ماجرای گرجستان تنها به فروش سلاح‌های پیشرفته به این کشور محدود نمی شود ؛ بلکه افسران صهیونیستی نیز در آموزش نظامی نیروهای گرجی مشارکت داشتند و شرکت‌های اسرائیلی فعال در زمینه تولید اسلحه نیز در این کشور حضور پیدا می کردند. گفتنی است که دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی حضور گسترده ای در گرجستان به ثبت رساندند و برخی آنها نیز رسما نمایندگانی در این کشور داشتند.
در گزارش روزنامه صهیونیستی مذکور آمده است: "فروش اسلحه به گرجستان از هفت سال پیش و از زمانی آغاز شد که شماری از یهودیان گرجی به اسرائیل مهاجرت کردند و بعد از آن شرکت‌های اسرائیلی در ساختار نظامی و سیاسی این کشور نفوذ نمودند."
در حال حاضر، گرجستان تمایل فراوانی برای ورود به جبهه آمریکایی اسرائیلی و پیوند با این جبهه دارد؛ ولی این تنها عامل نفوذ صهیونیست‌ها در گرجستان نبوده است، بلکه دو عامل دیگر نیز در این میان نقش داشته‌اند؛ اول اینکه دیوید کزرچویلی، وزیر دفاع گرجستان اسرائیلی است و به راحتی به زبان عبری سخن می گوید و نقش مهمی را در تعمیق همکاری‌های امنیتی، سیاسی و رسانه‌ای میان تفلیس و تل‌آویو داشت و حتی بستر مناسب را برای امضای قراردادهای ویژه خرید سلاح و تبادل تجارب نظامی فراهم کرد.
عامل دومی که باعث گسترش نفوذ صهیونیست‌ها در گرجستان شد، تیمور یاکاشویلی، وزیر امور ایالت‌های جنوبی گرجستان بود. این فرد که یک یهودی صهیونیست به شمار می‌رود، نقش مهمی را در رابطه میان گرجستان و اسرائیل داشت و در جریان جنگ به خاطر این ارتباط به خود می‌بالید و می‌گفت: "سربازان گرجی همچون شیر می‌جنگند؛ زیرا پرورش‌یافته دست اسرائیلی‌ها هستند.
در مه سال گذشته، رژیم صهیونیستی قراردادهایی را با گرجستان به امضا رساند که مربوط به فروش تجهیزات نظامی دفاعی بود که از آن جمله می‌توان به دستگاه‌های ویژه فعالیت‌های اطلاعاتی و رایانه‌های پیشرفته اشاره کرد. داو ویکولین، از صاحبان شرکت صهیونیستی "اوتنتیکو" که ویژه خدمات مسافرتی است، می‌گوید: "اسرائیلی‌ها به صورت مستقیم و غیرمستقیم سرمایه‌گذاران اصلی در اقتصاد گرجستان هستند."
براساس گزارش روزنامه عبری زبان یدیعوت آهارانوت برخی قراردادهای نظامی که میان اسرائیل و گرجستان منعقد شده است عبارتند از:
قرارداد: فروش هواپیماهای بدون خلبان هرمس ۴۵۰ ـ تولیدکننده: شرکت البیت معرخوت ـ براساس این قرارداد، طرف گرجستانی هواپیماهای بدون خلبان هرمس ۴۵۰ از رژیم صهیونیستی دریافت کرد. این هواپیماها که برای مقاصد اطلاعاتی به کار می‌روند، می‌توانند به مدت بیش از بیست ساعت مداوم در هوا پرواز کنند. سرعت پرواز این هواپیماها ۱۷۰ کیلومتر در ساعت است و می توانند دستگاه‌های فیلمبرداری و ارتباطی با وزن ۱۵۰ کیلوگرم را با خود حمل کند.
قرارداد: فروش سامانه موشکی متحرک موسوم به "لینکس" ـ تولیدکننده: سازمان صنایع نظامی اسرائیل ـ براساس این قرارداد، طرف گرجستانی سامانه موشکی قدرتمندی را دریافت کرد که توان نشانه‌گیری آن بالا و ارزان است و برای مسافت‌های دوربرد قبال استفاده می‌باشد. این سامانه موشکی را می‌توان بر روی کامیون‌ها نصب کرد و اهدافی با فاصله ۴۵ تا ۱۵۰ کیلومتر را هدف قرار داد. دقت نشانه‌گیری این سامانه ۱۰ متر است.
پیشرفته‌سازی هواپیماهای سوخوی ۲۵ ـ تولیدکننده: شرکت البیت معرخوت ـ براساس این قرارداد، طرف گرجستانی هواپیماهای سوخوی ۲۵ که توسط رژیم صهیونیستی پیشرفته‌سازی شده است، را دریافت می کنند. این پیشرفته‌سازی شامل نصب کابین‌های مدرن و پیشرفته و سیستم‌های دفاعی جدید بر روی هواپیما می‌باشد که برای مقابله با جدیدترین سلاح‌ها طراحی شده است.
فروش اسلحه تبور ـ تولیدکننده: سازمان صنایع نظامی اسرائیل ـ براساس این قرارداد، گرجی‌ها تفنگ‌های مدرن اسرائیلی را دریافت کردند که بسیار کوچک و سبک است.
آغاز دوباره جنگ سرد
امضای قرارداد استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در لهستان، خبر از آغاز جنگ سرد می‌دهد. در بحبوحه اختلافات روسیه و غرب در مسئله گرجستان، آمریکا قرارداد استقرار بخشی از سپر موشکی خود در مرکز اروپا را امضا کرد. استقرار این موشک‌‌ها که بخشی از سامانه نظامی آمریکا در این منطقه است، نزدیک‌ترین فاصله موشک‌ها با رمزهای روسیه خواهد بود. طبق این قرارداد لهستان در برابر استقرار 10 موشک رهگیر آمریکا در پایگاهی در شمال این کشور، از همکاری نظامی بیشتر آمریکا از جمله دریافت سامانه ضدموشک پاترپوت بهره‌‌مند خواهد شد.
سیستم سپر موشکی آمریکا برای مقابله با موشک‌های بالستیک یا قاره‌پیمایی طراحی شده که بیش از 5 هزار کیلومتر (3100 مایل) بُرد دارند.
تأسیسات زمینی این سیستم شامل 8 رهگیر در آلاسکا و 2 تای دیگر در کالیفرنیا است. در خارج آمریکا هم پایگاه‌های راداری در "فلائینگ دیلز" (Fylingdales) بریتانیا و تولی Thule در گرینلند (قلمرو کشور دانمارک) واقع شده‌اند.
در سال 1972 آمریکا و اتحاد شوروی، قرارداد منع تولید موشک‌های ضد بالستیک (ABM) را امضا کرده بودند و براساس آن اجازه داشتند فقط یک سامانه ضدموشکی برای مقابله با شلیک موشک‌های بالستیک تأسیس کنند. این سامانه شامل حداکثر 100 سیستم رهگیر و تأسیسات راداری بود.
سامانه‌های دو کشور در ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا و اطراف مسکو در شوروی مستقرشدند.
در حالی که این پیمان با باز داشتن این دو کشور از دستیابی به توانایی ایمن‌سازی در مقابل حمله متقابل اتمی به توازن استراتژیک میان دو ابرقدرت منجر شد، در دسامبر 2001 جورج بوش خروج یکچجانبه از این پیمان را اعلام کرد تا "طرح دفاع ملی موشکی" را اجرا کند؛ این سیستم دفاع موشکی "پسران جنگ ستارگان" ریگان نام گرفته است. در مقابل این رفتار، پوتین نیز اعلام داشت که دیگر به تعهدات خود در "پیمان نیروهای متعارف در اروپا" پایبند نخواهد بود.
توجه به این نکته ضروری به نظر می‌رسد که زمانبندی این قرارداد (زمان درگیری‌های گرجستان) و همچنین تقاضاهای لهستان برای تقویت قدرت نظامی‌اش، همگی در راستای آغاز جنگ سردی جدید و آشوب‌های تسلیحاتی مدرن در منطقه قابل تفسیر است.
با این حال، اروپا رغبتی به رویارویی با روسیه ندارد، چرا که به لحاظ اقتصادی اروپا به شدت بر منابع انرژی روسیه متکی است. علاوه بر این بازی بزرگ و مهم برای اروپا در عرصه تجارت است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات