تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۸  ، 
کد خبر : ۷۳۶۱۳
نقدی بر فعالیت‌های سیاسی رسانه‌ها در ایران

تخریب رسانه‌ای یا قدرت بمب هسته‌ای


سیدمختار موسوی (بهبهان)
مطبوعات و جراید و رسانه‌های جمعی، از جمله ابزاری هستند که به راحتی می‌توانند در شکست و پیروزی احزاب سیاسی و بقاء و زوال حکومت‌ها و تقویت و تثبیت و یا تضعیف و تخریب دولت‌ها و هدایت و جهت‌گیری مردم به سمت و سوی حق یا باطل و از همه مهم‌تر وارونه جلوه دادن حق و باطل و یا تحریف و قلب حقیقت نقش‌آفرینی نمایند.
بدیهی است اگر اخلاقیات و تقوای الهی و سیاسی و ترس از آخرت و رعایت عدل و انصاف از برنامه روزمره ارباب جراید و مطبوعات حذف شود، با این قدرت و جایگاه بسیار بالای مطبوعات و نامحدود بودن میدان مانور آن، قدرت تخریب در اذهان و آثار تخریب به جای‌مانده از آن، کمتر از بمب‌های هسته‌ای در اجسام نخواهد بود.
با این تفاوت که بمب‌های هسته‌ای جسم انسان‌ها را می‌گیرد ولی اگر مطبوعات از مسیر حق و از خط خدا جدا شود در خدمت باطل و طاغوت و شیطان قرار بگیرند، باور و اعتقادات و آخرت انسان‌ها را معدوم می‌کند.
من به عنوان یک ایرانی شرم دارم که به صورت تلویحی هم، از تخریب احتمالی که ممکن است مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران به بار آورند، اشاره کنم. چرا که فرهنگ غنی ایرانی و ایدئولوژی ناب و اعتقادات اسلامی ایرانیان و خداترسی و آخرت‌طلبی و غیرت و جوانمردی آنان نمی‌پسندد، که حتی یک نفر ایرانی آثار سازنده و مثبت مطبوعات را نادیده انگاشته و به آثار تخریبی آن بیندیشند، به امید روزی که در جمهوری اسلامی ایران یک مورد منفی هم از این دست وجود نداشته باشد.
در اروپا و آمریکا حق و باطل فاصله‌ی زیادی با هم ندارند، چون حق آنها نیز صبغه‌ای دنیوی و متمایل به باطل دارد، مثلاً در آمریکا از نظر ارزشی و حق‌مداری و آخرت‌طلبی چه تفاوتی بین جرایدی که برای دمکرات‌ها قلم می‌زنند با جرایدی که برای جمهوری‌خواهان قلم می‌زنند وجود دارد؟ در حالی که هر دو گروه مرید و مطیع شیطان بوده و نقشه و هدفی جز تسخیر جهان و استعمار و استثمار ملت‌ها‌ ندارند، و هر دو حزب آمریکا، کاری جز متشبه نمودن حق برای مردم آمریکا ندارند، و در صورت پیروزی هرکدام، ساختارهای حکومتی و مکانیسم حرکتی آنها که در اصل و ذاتاً بر محور نابودی حق و حق‌مداران و حقیقت‌طلبانی و آنهایی که برای تنویر و کشف حقیقت در جهان تلاش می‌کنند پایه‌گذاری و استوار شده، دستخوش تغییر و تحول نخواهد شد.
در سرزمین پهناور ایران و ام‌القرای اسلامی وضعیت به گونه‌ای دیگر است. به راستی زیر باران باید رفت، چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
در جمهوری اسلامی ایران همه‌چیز در جای خود قرار دارد، حق و باطل همان است که در تورات و انجیل اصیل (نه تورات و انجیل تحریف شده امروزی) و در قرآن مجید و در کلام معصومین(ع) تعریف شده‌است، آری در جمهوری اسلامی ایران حق به معنای واقعی، یعنی خط خدا و قرآن و پیامبر عظیم‌الشان اسلام و عترت پاک پیامبر و ولایت فقیه و باطل یعنی در خط شیطان و طاغوت و طاغوتیان و هر آنچه با حق در تقابل و تعارض است.
ورود به عرصه مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران، اقتضائات خاص خود را می‌طلبد، که از لوازم و بدیهیات این حرفه است و کاملاً با روش و منش مطبوعاتی‌ها در سایر نقاط جهان متفاوت می‌‌باشد.
اهالی رسانه در جمهوری اسلامی ایران، قبل از اینکه یک روزنامه‌نگار و نویسنده و یا وبلاگ‌نویس و فعال سیاسی باشد، یک ایرانی است و مهم‌تر از آن یک مسلمان است و باید بداند که فلسفه انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی و حاکمیت ولایت فقیه عبارت است از اینکه: حداقل تمامی فعالیت‌های قوای سه‌گانه باید در مسیر اسلام و منطبق با قانون اساسی باشد، همچنان که در یک نظام کمونیستی و حتی لائیک قهراً بینش مارکسیستی و لائیکی بر تمام قوا و فعل‌ها و ترک فعل‌های رایج در آن کشور حاکم می‌باشد و این یک اصل غیرقابل انکار و غیرقابل اغماض در جهان سیاست است که جمهوری اسلامی ایران هم از آن مستثنی نیست. بدیهی است که مطبوعات و رسانه‌های فعال در جمهوری اسلامی ایران، شکلاً و ماهیتاً باید دارای نشانه‌هایی از اسلامیت و تقوای الهی و سیاسی شخص فعال (صاحب مقاله، وبلاگ‌نویس، سخنران، مدیر و مسئول و سردبیر) و نشانه‌هایی از حاکمیت یک نظام دمکراسی یا مردم‌سالاری دینی داشته باشند، و این نشانه‌ها باید برای همگان قابل درک و تشخیص باشد.
بدون شک اگر مراقبت‌های اخلاقی و تعصبات ملی مذهبی و رعایت خط قرمزها از برنامه‌های رسانه‌های جمعی حذف شود. هرگز نمی‌توان به محصولات آن اعتماد نمود، چون چنین مطبوعات یا رسانه‌ای از امانت و عدالت و صداقت خارج شده‌است.
یک روزنامه‌نگار یا خبرنگار یا وبلاگ‌نویس و یا نویسنده رادیو و تلویزیون، حق ندارد با تبلیغات ناروا و اغراق درباره‌ی موضوعی و زیر بار هجوم تبلیغات، حق را متشبه سازد و با اینگونه اقدامات قدرت انتخاب را از مردم سلب نمایند بلکه موظف است برای سهولت در تشخیص حق و تمیز صالح از ناصالح موانع را از سر راه بردارد و پرده ابهامات را کنار بزند.
از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و قانون مطبوعات و اخلاق اسلامی و فرهنگ و آداب و رسوم حاکم بر ایران‌زمین، می‌توان یک منشور اخلاقی قوی و کارآمد، مخصوص مطبوعات و فعالیت‌های سیاسی اقتباس نمود، که در حال حاضر این قانون موجود است و رعایت آن از هر قانون مکتوبی الزامی‌تر بوده، و باید در جای‌جای این مملکت جاری و ساری گردد، ولی گروه کوچک و معلوم‌الحالی چشمان خود را بر این حقیقت می‌بندند و آگاهانه به بیراهه می‌روند و به زعم و خیال باطل خود فکر می‌کنند کسی متوجه اعمال پلید و ضداخلاقی و ضدایرانی و ضداسلامی آنها نیست.
چنین منشور اخلاقی به فعالان مطبوعاتی و سیاسی در ایران حکم می‌کند که در جمهوری اسلامی ایران باید متفاوت‌تر و یا فراتر از عصر ارتباطات و دهکده جهانی به فعالیت‌های مطبوعاتی و رسالت دهکده جهانی نگاه کرد، همچنان که حقوق‌بشر اسلامی و ایرانی با حقوق‌بشر اروپایی و آمریکایی در بعضی جهات با هم متفاوتند.
وقتی در عصر ارتباطات، حتی خلوت انسان‌ها در معرض خطر است و خبرنگاران در جهت شکار لحظات در خلوت افراد دخالت می‌کنند و اطلاعات محرمانه مربوط به انسان‌ها را به راحتی از طریق شبکه‌های رایانه‌ای قابل دسترسی است، دیگر حریم خصوصی و خلوت امنی برای مردم باقی نمی‌ماند.
هر چند که این کارهای قبیح و شنیع غیراخلاقی از اقتضائات عصر ارتباطات و دهکده جهانی تلقی شده ولی در جمهوری اسلامی ایران، عواملی که برشمردیم، به عنوان موانعی اخلاقی، عقلایی، منطقی و دینی در مسیر راه قرار می‌گیرد و به فعالان مطبوعات در ایران چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد، چرا که هیچ نوع آزادی مطلقی که مساوی بی‌بند‌وباری باشد در دین اسلام و کشور ایران که با قوانین اسلامی در حال هدایت است وجود ندارد، آزادی‌ها در اسلام و ایران اسلامی حدود و ثغور دارند، حد و مرز دارند، خط قرمز دارند، همان‌طوری که اشاره شد موانعی به نام دین اسلام و اخلاق و منش اسلامی و عرف متعارف و فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی، آزادی‌ها را در ایران اسلامی محدود می‌سازد و هیچ‌کس در حرفه خود آنقدر آزادی عمل ندارد که هرچه دلش خواست بدون رعایت حریم و حقوق دیگران، آن را انجام دهد.
شرم‌آور است که پس از گذشت 30 سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی ایران و این که در سیاست خارجه و ارتباطات بین‌المللی در سراسر جهان، ایران اسلامی برای همه پذیرفته شده، طوری که امروز بیگانگان در سفرهای کاری، سیاسی و تجاری و توریستی خود قوانین اسلامی را حداقل در ملاء عام مراعات می‌کنند. زنانشان تن به حجاب می‌دهند و در انظار عمومی شؤونات اخلاقی را مراعات می‌کنند و از ارتکاب افعالی که آزادانه در کشور خود انجام می‌دهند، خودداری می‌کنند و در زمانی که ایران اسلامی آماده برگزاری جشن تولد سی سالگی نظام الهی جمهوری اسلامی است به جمعی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی که بدون استثنا همگی ادعای علم و دانش و تفکر و روشنفکری دارند به آنها یادآوری نمائیم که نوع دمکراسی و مردم‌سالاری که در ایران با آرای اکثریت قاطع ملت در این کشور حاکم شده، از نوع دمکراسی آزاد که در اروپا و آمریکا و دیگر کشورها رایج است نمی‌باشد!!
بدون شک همه عزیزان بهتر و بیشتر از نگارنده با معنی و مفهوم دمکراسی آزاد آشنایی دارند و می‌دانند که دمکراسی آزاد یعنی حاکمیت نظامی که هرچند نمایندگان پارلمان آن دیار تصویب نمودند ولو ناقض اصول اخلاقی اولیه انسانی و مغایر با فطرت پاک آدمی باشد، باید این مصوبه به رسمیت شناخته شود و دولت نیز موظف به اجرای آن گردد.
همچنان که بارها شنیده‌اید پارلمانهای اروپا و آمریکا قانون آزادی جنسی و قانون حمایت از همجنس‌بازها و قانونمند کردن ازدواج همجنس‌ها و بدتر از اینها قانون دخالت در امور داخلی کشورهای مستقل و قتل‌عام مسلمانان و حمایت همه‌جانبه از صهیونیسم جهانی را تصویب نموده‌اند و دولت‌های مربوطه نیز مو به مو این قوانین غیرانسانی و ضدانسانی را اجرا می‌کنند و چون این افعال وحشیانه به نام قانون در این کشورها شناخته شده و اجرا می‌شوند، هیچ‌کدام از مطبوعاتی‌ها یا فعالان سیاسی و دیگر رسانه‌های جمعی نیز جرأت مخالفت با این وحشی‌گری‌ها را ندارند.
خوشبختانه در جمهوری اسلامی ایران چنین نیست. نه دولت و دولتمردان و نه نمایندگان مجلس. می‌تواند قوانینی را وضع نماید که با شؤونات انسانی و اخلاقی و فرهنگ اسلامی در تضاد باشد، چه رسد به روزنامه‌نگار یا نویسنده فعال در مطبوعات یا فعال سیاسی که بخواهد به خودش اجازه دهد تفکرات غیرانسانی و غیراسلامی را به مردم القا نماید چنین اقداماتی در جمهوری اسلامی ایران از دو دیدگاه و از منظر دو قانون یکی قوانین موضوعه و دیگری قواعد و موازین فقهی و شرعی جرم و گناه تلقی شده و قابلیت تعقیب کیفری و مجازات دارد.
تمامی فعالان سیاسی و دست‌اندرکاران مطبوعات باید بدانند و به تازه‌واردها تفهیم کنند که دمکراسی و مردم‌سالاری حاکم بر ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران، از نوع منحصر به فرد خود یعنی دمکراسی دینی یا مردم‌سالاری دینی است که با دیگر دمکراسی‌های رایج در دنیا از نظر شکل و محتوا بسیار متفاوت است.
نماد واقعی و قانونی و سمبل اصلی دمکراسی دینی در جمهوری اسلامی ایران شورای محترم نگهبان است، که برای تحقق بخشیدن به اسلامیت نظام و حفظ صبغه دینی حاکم بر دمکراسی دینی آن، عده‌ای از برترین اسلام‌شناسان به عنوان فقهای شورای نگهبان و پاسداران قانون اساسی و اسلامیت جمهوری اسلامی ایران، انتخاب می‌شوند تا در چارچوب وظایف قانونی خود تمامی مصوبات مجلس شورای اسلامی را با شریعت اسلام ناب محمدی(ص) تطبیق دهند و در صورتی که با اسلام و قانون اساسی منافاتی نداشته‌ باشد قابلیت اجرا پیدا نماید.
حال چگونه به این همه شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی که شده و اینکه هر فرد مبتدی که قصد ورود به عرصه سیاست و مطبوعات را دارد به خوبی این اصل که در ایران اسلامی صبغه اسلامی و خدایی داشته باشد را باور نموده اما گروه قلیلی از کهنه‌کاران عرصه سیاست و مطبوعات امروز آگاهانه برخلاف این اصل عمل می‌کنند و یا در مقابل آن موضع گرفته‌اند، سوالی است که خود مخاطبین باید با خدا و وجدان خود خلوت نمایند و در آن خلوت پاسخی برای آن پیدا کنند.
شاید عزیزانی بر این نظریه ایراد و اشکال بگیرند و بگویند: پس حق حاکمیت مردم چه می‌شود؟
پاسخ این اشکال را می‌توان صادقانه در جمله‌ای کوتاه اما صریح بیان نمود، مبنی بر اینکه حاکمان اصلی و حقیقی در نظام جمهوری اسلامی ایران مردم شریف ایران هستند و تمامی ارکان این نظام طبق خواسته وارده مردم شکل گرفته است و نظام جمهوری اسلامی تافته جدا بافته‌ای از مردم نیست بلکه دسترنج و ماحصل اراده اکثریت قاطع ملت بزرگ ایران است.
همچنان که ملت مسلمان و آزاده ایران در دوازدهم فروردین سال 58 رأی نود و هشت درصدی به جمهوری اسلامی و سپس رأی مثبت به قانون اساسی که از شریعت ناب اسلام اقتباس گردیده، حاکمیت اسلام و جمهوری اسلامی را عین حاکمیت خود دانستند و با این اقدام حاکمیت نظام جمهوری اسلامی و حاکمیت مردم با هم ادغام و عجین شدند و متعاقب آن اسلام جزء ارکان اصلی و لاینفک و ذات و بافت حکومت و نوع دمکراسی حاکم بر ایران گردید.
طوری که فاصله بین حاکمیت مردم و حاکمیت نظام جمهوری اسلامی به حداقل ممکن رسیده است.
نگارنده مخالف فعالیت مطبوعاتی و یا فعالیت‌های سیاسی گروهها و احزاب مختلف نیست بلکه اعتقاد دارد که لااقل برخی اهالی مطبوعات باید از فوتبالیست‌ها بازی جوانمردانه یاد بگیرند و جوانمردی و عدل و انصاف را نصب‌العین خود قرار دهند و از انعکاس گزارش‌های خلاف واقع و نقدهای غیرمنصفانه و تخریب ناجوانمردانه به طور جدی پرهیز نمایند و از تعریف و قلب حقیقت و از خوب جلوه دادن معایب و بدی‌ها و بد جلوه دادن خوبی‌ها و محاسن اکیداً خودداری کنند زیرا این نوع رفتار و کردار و گفتار با فطرت پاک انسان‌ها مغایرت دارد. شایسته و سزاوار است که با ملت فرهیخته و فهیم ایران صادقانه و بی‌غل و غش صحبت شود، خیلی راحت بدون اغراق و گزافه‌گویی و به دور از هرگونه غوغاسالاری و بدون هرگونه ویرایش سیاسی، نسبت به تعریف حزب و تفکر حاکم بر حزب و افراد موردنظر و برنامه‌ها و راهکارهای آنها مطلب نوشته شود. تحلیل‌ها انجام شود، محاسن و معایب بدون خدعه و نیرنگ و صادقانه تشریح شوند، قضاوت و انتخاب و قبول و رفع به عهده مردم گذاشته شود، همچنان که نگارنده در دو شماره قبل طی مقاله‌ای تحت عنوان اصولگرا چیست و اصولگرا کیست، سعی کردم به نوبه خود صادقانه مردم را با مکتب اصولگرایی آشنا کنم. دیگر انتخاب با مردم است.
چه خوب است آزادمردی از جناح اصلاحات پیدا شود و از نظر سیاسی و جایگاه ایدئولوژی آن‌گونه که اصلاح‌طلب در دنیا و دانشنامه‌ها و قاموس‌های سیاسی تعریف و شناخته شده اصلاحات و تفکرات و اعتقادات اصلاح‌طلبی و راهکارها و برنامه‌های اصلاحات در جمهوری اسلامی ایران را برای مردم تعریف نماید و به مردم بگوید که موضع اصلاحات در مقابل دین و باورهای دینی و ارزش‌گرایی و خدامحوری چیست؟ دین و دین‌مداری و احکام اسلامی و اخلاقیات در قاموس سیاسی آنها چه جایگاهی دارد؟ آنگاه قضاوت و انتخاب آزادانه را به عهده مردم بگذارند.
بنابراین عملکرد مطبوعات و نقد بررسی مسائل مهم کشوری اگر به صورت سیاسی و تفسیر به رای انجام شود که متاسفانه امروز این روش متداول گردیده‌است، طوری که تحلیلگر سیاسی که برای مطبوعات قلم می‌زد، صرف‌نظر از ارتباط مادی او با نشریه‌ای که در آن فعالیت می‌کند، اگر تحلیل و نقد خود را در راستای منافع حزبی و سیاسی دلخواه خود انجام دهد، قطعاً نمی‌توان صداقت و عدل و انصاف را در چنین تحلیل و نقدی جستجو نمود.
و این آشکارترین روش عوامفریبی است که چنین منتقد یا تحلیلگری این قدر فهم و شعور عمومی ملتی را پایین و ناچیز بداند و بخواهد با نوشته‌های خلاف‌واقع خود و با استفاده از شگردهای تخصصی سیاسیون حرفه‌ای که مختص اهالی آن سوی آبهاست و کاری جز تحریف حقیقت و جعل و تقلب واقعیت و فریب افکار عمومی ندارند و نزد ملت بزرگ ایران خریداری ندارد آنها را فریب و بازی دهد.
درست است که ملت شریف ایران پس از پیروزی شکوهمند اسلامی در زمینه‌های فرهنگی و سیاسی رشد خوبی داشته‌اند و گامی بزرگ به سمت کمال مطلوب برداشته‌اند و صاحب شور و بینش سیاسی شده‌اند ولی تمامی ملت که در رشته علوم سیاسی و خبرشناسی و خبرنگاری و روزنامه‌نگاری تحصیل نکرده‌اند و از شگردهای مخصوص تحلیلگران سیاسی و منتقدان مغرضی برای ضعیف و ناکارآمد جلوه دادن جناح رقیب سعی در بزرگنمایی مشکلات و نارسایی‌ها و جعل و قلب حقیقت دارند و با این اقدامات زیرکانه و به کار بردن الفاظ سوگیرانه منفی و مثبت، اخبار و اطلاعات را به نفع خودشان تفسیر می‌کنند آگاهی ندارند، لذا سزاوار است اهالی قلم در همه حال خود را در محضر خدا حس کنند و در محضر خدا مرتکب چنین معصیت‌های کثیفی نشوند. روزنامه‌نگار مسلمان نباید به روش ماکیاولیسم از هر وسیله و روشی، از جمله وسایل و ابزار غیراخلاقی برای رسیدن به هدف استفاده نماید.
وظیفه دستگاههای امنیتی و قضایی است که در مقابل اقدامات واکیاولی روزنامه‌های زنجیره‌ای که متاسفانه بعد از دوم خرداد سال 1376 در ایران رایج گردیده و تا به حال هم هیچ مانعی را بر سر راه خود احساس ننموده‌اند، اعمال قانون نمایند و سپس برای مردم اطلاع‌رسانی شود که اگر حزب و جناحی که به این روش فعالیت سیاسی می‌کند و خود را به مردم عرضه می‌نماید، در انتخاباتی پیروز گردید، در صورت پیروزی معتقدند که زمامدار و جناح حاکم اگر بخواهد بر مسند قدرت و حکومت باقی بماند، نباید از شرارت و شکنجه هراسی داشته باشد، زیرا بدون شرارت و رفتارهای وحشیانه با مردم نمی‌توان حکومت را حفظ نمود.
و خدای ناکرده اگر روزی حزب یا جناح حاکم بر تفکرات چنین روزنامه‌هایی پیروز شوند و به قدرت برسند، دیگر از این همه نغمه‌سرایی که در باب آزادی و امنیت و اقتصاد سر داده‌اند خبری نیست و از چهار فصل فقط خزان آن نصیب ملت خواهد شد، به امید اینکه همه مردم شریف ایران زمین در تمامی انتخابات و صحنه‌های سیاسی فقط برای رضای خدا حضور پیدا کنند و هدفی جز جلب رضایت او نداشته باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات