صادق زیباکلام
حجم مسائل و تحولات مالی و اقتصادی در هفتهای که گذشت آنقدر انبوه و مهم بود که تا انسان میخواست در خصوص یکی از آنها قلم به دست بگیرد با موج خبر یا تحول بعدی مواجه میشد.
این رویدادها سبب شد بحث مهمی که از هفته قبلش پیرامون ذخیره ارزی کشور به راه افتاده عملا بدل به موضوعی حاشیهای شود. صورت مساله از این قرار بود که یکی، دو هفته قبلش، مصطفی پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور در مصاحبهای در صدا و سیما مدعی شدند که حسب گزارشهای سازمان مربوطهشان، دولت مرتکب تخلف در برداشت از صندوق ذخیره ارزی شده است. ادعای مشارالیه با واکنش تند رئیسجمهور مواجه شد و حتی سخنی از اعلام جرم دولت علیه وی نیز به میان آمد. در واکنش به پاسخهای دولت، پورمحمدی نه تنها عقبنشینی نکرد بلکه گفت فهرست آن تخلفات از صندوق ذخیره ارزی برای استحضار مقام رهبری و روسای 3 قوه ارسال شده است، به علاوه ایشان اتهام فقدان نظارت بر نحوه هزینه شدن مبالغ برداشت شده از صندوق ذخیره ارزی را هم بر اتهام قبلی افزود؛ ضمن آنکه این رد و بدل شدنها در جریان بود، داستان عذاب الهی در تبیین بحران مالی غرب پیش آمد.
به یک روایت، بحران به وجود آمده عذاب الهی است که در نتیجه ظلم، تجاوز، زورگویی و فجایع غربیها بر آنان نازل شده است. در عین حال جمع کمایمانتری هم بهتزده از این نظریه، پرسیدند که اگر این مصیبت عذاب الهی است، چرا به جای نازل شدن بر سر رهبران غرب که علیالقاعده مسبب آن فجایع هستند، بر سر مردمان عادیشان نازل شده که علیالاصول نقش چندانی در آن فجایع نداشتهاند؛ که به این جمع سست ایمان پاسخ داده شد که اتفاقا مردم عادی هم مسبب هستند چرا که آنان بودهاند که آن رهبران ظالم را انتخاب کرده بودند و خیلی هم «فرشته» نبودهاند. ضمن آنکه بحث فلسفی و معرفتی پیرامون اسباب و علل بحران مالی غرب در جریان بود، نخستین امواج آن بحران دامان خود ما را هم گرفت که نه به کسی ظلم کردهایم و نه به کسی زور گفتهایم و نه خاک کشوری را به اشغال خود درآوردهایم.
روز یکشنبه بورس کشور شاهد کاهش 5 میلیارد دلار شد و در عین حال بهای نفت هم به زیر 60 دلار رسید. سقوط بهای نفت و رسیدن پسلرزههای بحران مالی غرب به کشور گل و بلبل سبب شد تا همه حواسها به سمت و سوی آینده برود و اینکه گفته میشود در صندوق ذخیره ارزی آن 25 میلیارد دلار بیشتر ذخیره ارزی نداریم و در مقابل، 500 دلار تعهدات تا پایان سال، برخی پرسیدند که تکلیف آن همه وارداتی که این چند ساله به آن عادت کرده بودیم چه میشود؟ گروهی پرسیدند با پایین رفتن بهای محصولات پتروشیمی و میعانات گازی تکلیف جشن بزرگی که قرار بود برای جهش صادراتمان بگیریم، چه میشود؟ عدهای هم نگران 75 هزار تومان سرانه یارانهشان در ماه شدند که آن همه برای گرفتن فرمهایش در صف ایستاده بودند و بعد هم برای پر کردنش و نقل درآمدهایشان آن همه دچار وسواس نگرانی شده و حتی به رمل اسطرلاب پناه برده بودند. حاصل آنکه نه معلوم شد که بالاخره دولت در برداشت از حساب ذخیره ارزی مرتکب تخلف شده یا نه؟ و نه مهمتر از آن اینکه، بلاخره تکلیف شکایت از رئیس بازرسی کل کشو ر به واسطه اظهاراتش در خصوص برداشت دولت از صندوق ذخیره ارزش معلوم شد که به کجا کشیده است؟
در همه این رفت و برگشتها که پیرامون برداشت دول از صندوق ذخیره ارزش به وجود آمد اینکه چقدر بوده یا نبوده و اینکه دولت مجوز چه مان برداشت داشته و در عمل چقدر برداشت کرده و اینکه آیا نظارتی ر نحوه هزینه کردن مبالغ برداشت شده صورت گرفته یا نه، یک موضوع اساسی مغفول مانده؛ اینکه صرفنظر از آنکه دولت چه میزان برداشت کرده، با آن برداشت یا برداشتها چه کرده؟ مهم نیست که دولت چه میزان برداشت کرده، رئیسجمهور بارها گفتهاند که یک سنت از حساب ذخیره ارزی بدون مجوز مجلس برداشت نکردهاند. بنابراین مساله مهمتر و بنیادیتر آن است که با برداشتها چه شده؟ چون اساسا حساب درآمدهای ارزیمان از محل فروش نفت و میعانات گازی کم و بیش مشخص است. دولت طرف 4 سال گذشته (تا پایان امسال) قریب به 270 میلیارد دلار درآمد ارزی داشته است.
حسب قانون برنامه چهارم توسعه، طرف این مدت (87 ـ 84) دولت مجوز برداشت 65 میلیارد دلار بیشتر نداشته است. الباقی، هر چه دولت ظرف 3 سال و چند ماه گذشته ارز خرج کرد است از محل برداشت از صندوق ذخیره ارزی بوده است. اگر فرض بگیریم آنچه که معاون محترم بانک مرکزی روز دوشنبه اعلام داشتند که ذخیره ارزی کشور 25 میلیارد دلار است،درست است (که کم بیش درست است) و اگر فرض بگیریم که به دلیل کاهش بهای نفت در 5 ماه باقیمانده از سال جاری، بخشی از درآمدهای ارزی امسال که 75 میلیارد دلار پیشبینی میشده تحقق نیابد، در آن صورت دولت احمدینژاد طرف 4 سال عمر آن حداقل 200 میلیارد دلار درآمد داشته است. ای کاش به موازات پرداخت به این بحث که بحرانهای غرب عذاب الهی بوده یا نه و اینکه در صندوق ذخیره ارزی چه میزان ارز مانده، یک نفر این پرسش را مطرح میکرد که در این 40 ماه با این 200 میلیارد دلار چه کردهایم؟