ترجمه: کاوه شجاعی
بگذارید از همین ابتدای کار روراست باشیم؛ سیاست خارجی اوباما همان سیاست خارجی بوش است؛ البته بوش پدر. حالا با این پیشفرض می توانید دلیل انتخابهای اخیر چهل و چهارمین رئیسجمهوری آمریکا را درک کنی. رابرت گیتس وزیر دفاع کنونی در سمت خود ابقا خواهد شد و هیلاری کیلنتون،بانوی اول پیشین ایالات متحده و یک «خودی»،وزیر امور خارجه میشود.
کلینتون روابط بسیار گرمی با ارتش دارد و در طول سالهای اخیر از خود چهره یک سیاستمدار کلهشق را به نمایش گذاشته، به همین خاطر می تواند به کار اوباما بیاید. به خصوص که از همین حالا تعداد زیادی کمین کردهاند و دنبال نشانهای از ضعف او هستند. در این میان اوباما برای برنامهریزی عقبنشینی از عراق و به منظور اعتبار دادن به این تصمیمش به رابرت گیتس، وزیر دفاع بوش نیاز دارد.
آنچه برای فهم سیاست خارجی اوباما اهمیت دارد درک این نکته است که او برخلاف آنچه تصور میشد بیشتر واقعگرا است تا آرمانگرا. او تلاش خواهد کرد منافع آمریکا ر به کمک دیپلماسی و تلاش برای بهبود وجهه کشور در سطح بینالمللی تامین کند. اوباما البته از نیروی نظامی هم استفاده خواهد کرد، اگرچه محتاطانه.
و همه اینها شبیه سیاست خارجی جورج بوش پدر است.
فراموش نکنیم اوباما در طول ماههای اخیر بارها با برنت اسکوکرافت، یکی از مشاوران بلندپایه سیاست خارجی بوش پدر، گفتوگو کرده است. بنا بر گزارشها اوباما از تعدادی از نزدیکان اسکوکرافت مشاوره گرفته است و البته رابرت گیتس هم رابطه بسیار نزدیکی با اسکو کرافت دارد.
با این همه ما اطلاعات تازهای به شما ندادهایم و حرف تازهای نمیزنیم. اوباما در دوم اکتبر سال 2002 در جمع مخالفان جنگ عراق در شیکاگو یک سخنرانی مشهور ایراد کرد. او در این سخنرانی درون حزبیاش با کلینتون از این سخنرانی بهرههای فراوان برد. اوباما در این سخنانی حمله احتمالی به عراق را «احمقانه» و «عجولانه» توصیف کرد که «بر احساس بنا شده است نه منطق.» اما این همه سخنرانی نبود. اوباما به مسائل دیگری هم اشاره کرد که او را ضد جنگهای حاضر در گردهمایی جدا میکرد، البته این سخنان در یاد کمتر کسی ماند.
اوباما در طول سخنرانیاش نه یک بار، که پنج بار اعلام کرد «من مخالف همه جنگها نیستم.»
چند پاراگراف از متن سخنرانی اوباما در مورد جنگهایی بود که او به عادلانه بودن آنها اعتقاد دارد: از جنگ داخلی آمریکا تا جنگ جهانی دوم که اوباما آخری را «جنگ زرادخانه دموکراسی بر شرارت» توصیف کرد. او در مورد جنگ علیه تروریسم پس از حملات سپتامبر 2001 هم حرف زد: «من تفنگ در دست میگیرم تا نگذارم چنین تراژدیای دوباره تکرار شود.» مخالفت اوباما با حمله به عراق یک رویکرد سنتی واقعگرایانه بود نه آن چیزی که بعدا او آن را «مخالف ایدئولوژیک» خواند. اوباما در همان سخنرانی گفت: «این جنگ عواقب غیرقابل پیشبینیای خواهد داشت، هزینههای آن غیرقابل پیشبینی است و ما نمیدانیم چه زمانی از آن خلاص میشویم.» به علاوه از دید اوباما حمله به عراق باعث «بحرانیتر شدن اوضاع خاورمیانه» میشد و «نیروهای بیشتری جذب القاعده» میشدند.
در واقع این سخنان اوباما به شدت یادآور سخنان اسکوکرافت در همان دوران است. بناسکو گافت در یادداشت مشهورش که شش هفته پیش از سخنرانی اوباما در وال استریت ژورنال منتشر کرد، نوشت: «اشغال عراق احتمالا جنگی بسیار بزرگ و طولانی را در پی خواهد داشت.»
به نوشته اسکو کرافت «ورود به عراق یعنی ورود به دورانی نامشخص در جنگ علیه تروریسم» که باعث میشود «دولتهای عرب منطقه بیثبات شوند.» اسکو کرافت نتیجه گرفته بود: «حمله به عراق باعث تضعیف همکاریها علیه تروریسم میشود و قدرت تروریستها را افزایش خواهد داد.»
در این میان کلینتون که یک بار هم گفته بود: «هم باید به همکاریهای بینالمللی پایبند باشیم و هم باید واقعگرا باشیم»
انتخاب طبیعی نیم تازه تشکیل شده اوباما ـاسکو کرافت ـگیتس است. یکی از مشاوران بلندپایه اخیرا در چندین مصاحبه اعلام کرده که رئیسجمهور منتخب «سرسختی» هیلاردی را ستایش میکند.همین مشاور یکی از دلایل انتخاب چنین شخصیتی را «اعبتار بینالمللی»اش توصیف کرده است.
اوباما حتی پیش از انتخاب کلینتون و در دوران مبارزه با جان مککین، نامزد جمهوریخواهان،به مشاورانی نزدیک شده بود که به شدت به او نزدیک هستند. برای مثال میشله فلورنی، قائم مقام بخش وزارت دفاع تیم انتقال قدرت به اوباما، رئیس مرکز «امنیت آمریکای جدید» است که نیویورکتایمز سال پیش درباره آن نوشته بود: «این مرکز ستاد انتخاباتی دوم هیلاردی کلینتون به نظر میرسد.» این مرکز روابط بسیار گرمی با ریچارد آرمیتاژ یک جمهوریخواه واقعگرای دیگر دارد که از مخالفان جنگ عراق به حساب میآمد. انتخابهای اوباما در حوزه امنیت ملی به نارضایتی گستردهای در میان چپهای ضد جنگ دامن زده است، اگرچه شش سال پیش وقتی اوباما مخالفت خود را با جنگ عراق اعلام میکرد روشن کرده بود که جزو آنها نیست.
و این بازی روزگار است که سیاست خارجی باراک اوباما بیشتر شبیه سیاست خارجی جورج بوش پدر است تا جورج بوش پسر. تغییر رخ خواهد داد؛ این شعار اوباما بود اما نه تغییری که خیلیها منتظرش بودند.