مراد ویسی
نشست سراسری گروهها و احزاب حامی معین امروز در حالی برگزار میشود که کسی نمیتواند حدس بزند اگر احزاب تشکیلات نبودند امروز جامعه و کشور چه میزان هزینه برای اقدامی غیرمنطقی شورای نگهبان آن هم در سطح ملی میپرداختند. اقدامی که یک سوی نتیجه آن میتوانست گسترش یاس و انفعال سوی دیگر آن کشاندن کشور به سوی رادیکالیسم باشد. اما امروز در حال نشست احزاب حامی معین برگزار میشود که وجود تشکیلات و تحزب باعث شد که اشتباه استراتژیک و تصمیم گیری غیرمنطقی شورای نگهبان با حداقل هزینه کنترل و مدیریت شود.
نامزدهای هشتگانه حاضر در انتخابات، گرایشات، طیف ها و تشکیلات سیاسی خود را نمایندگی میکنند. این ویژگی به طور آشکاری در مورد هاشمی رفسنجانی (کارگزاران) معین (مشارکت و مجاهدین انقلاب) کروبی(مجمع روحانیون مبارز) و لاریجانی(راست سنتی) صادق است. اگرچه چهار نامزد دیگر طیف هایی را نمایندگی میکنند که هنوز با اسم و رسم شناسنامه بین مردم شناخته نمیشوند. ویژگی فوق را باید رویدادی مثبت در نظام انتخاباتی و یک گام به جلو دانست. طیفهای سیاسی – اجتماعی فوق نسبت به گذشته خود را با شفافیت بیشتر به مردم عرضه کرده اند. تابلوهایی که نامزدها ذیل آنها خود را معرفی کرده اند، واضح تر و خواناتر است و شهروندان از قدرت بیشتری برای پاسخگو کردن طیفهای سیاسی و مؤاخذه کردن آنان در قبال عملکردشان برخوردار شدهاند و این با حقوق انتخاباتی شهروندان همسویی بیشتری دارد اگرچه غیبت برخی طیفهای سیاسی منتقد و شناخته شده در انتخابات باعث شده که نقایص جدی در این عرصه وجود داشته باشد زیرا آنان نیز بخشی از گرایشهای سیاسی جامعه را نمایندگی میکنند.
البته وضع کنونی با وضع مطلوب نیز فاصله زیادی دارد وضع مطلوبی که در آن نامزدهای انتخاباتی از سوی احزاب و تشکیلات معرفی شوند، نامزدهای پیروز به میزان رأیی که از مردم کسب کردهاند در توزیع واقعی قدرت و ساختار سیاسی سهم یابند، نقادانه و آزادانه نقد شوند و در پایان نیز به طور دموکراتیک و در فرصتی مساوی بار دیگر در برابر رأی شهروندان قرار گیرند تا اگر بار دیگر مردم به آنها اعتماد کردند، به حکومت نیابتی از جانب مردم ادامه دهند و اگر توفیق کسب رأی اعتماد مجدد مردم را نیافتند، خود منتقد حکومت شوند، نه حذف گردند و یا کارشکنی را جایگزین نقد کنند. این رویه مطلوب ممکن و میسر نمیشود مگر ا محوریت یافتن تشکیلات (احزاب و سایر نهادههای مدنی ) در زندگی سیاسی اجتماعی شهروندان زیرا :
1- تشکیلات هنگام پیروزی به احزاب پیروز فرصت میدهد تا برنامههای خود را در یک چارچوب عملیاتی و اجرایی پیاده کنند و از تبدیل شدن برنامه ها به آرمانهای غیرقابل اجرا و دست نیافتنی (که نتیجه آن ایجاد یاس میان شهروندان است) جلوگیری کند.
2- تشکیلات هنگام شکست، ضمن جلوگیری از رادیکالیزه شدن جامعه مانع از فراگیر شدن پلیس بین طرفداران و پیروان یک جریان یا طیف سیاسی شده و زمینه همفکری، نقد گذشته، تجدیدنظر در راهبردها و بازنگری در تاکتیک ها را فراهم میسازد و در سایه عقل و خرد جمعی، دستیابی به راهکار جدید برای جلب مجدد آرای مردم را به وجود میآورد.
3- تشکیلات به ویژه احزاب سیاسی هنگام بحرانهای اجتماعی که جامعه با شوکهای شدید و خطر فروپاشی و اتمیزه شدن روبرو میشود مانع از فروپاشی ساختار سیاسی – اجتماعی و پیدایش هرج و مرج و رادیکالیزه شدن جامعه فراهم شدن فضا برای فرصت طلبان میگردند.
4- تشکیلات نشانگر و نماد عقل و تفکر جمعی است و سیاست ورزی و انتخابات به عنوان نماد فعالیت سیاسی در جهان امروز، دیگر تحت عنوان فعالیت فرد محور تعریف نمیشود، چونکه زمان پدرسالاری و پیرویهای بدون تعقل در عصر ارتباطات و انقلاب و انفجار اطلاعات برآمده است. مؤید این سخن نیز، وجود تفکرات و اندیشههای متفاوت در فضای انتخابات امروز ایران است امروزه در جامعه ایران، نه در بین احزاب راست یا گرایشات متنوعشان و نه در بین اصلاحطلبان، با تکثرشان هیچ شهروندی یا فعال سیاسی، اظهارات و تحلیلهای رهبران و کادرهای ارشد احزاب را به راحتی و بدون استدلال نمیپذیرد و به میدان آمدن نامزدهای مختلف نیز نشان میدهد که این پدیدهای فراگیر است، که در گذشته آن را نگرانکننده و «تشتت» مینامیدند اما امروز همه با افتخار از آن به عنوان تحولات مبارک و «رشد و بلوغ سیاسی شهروندان» یاد میکنند.
5- طیفهای سیاسی جدیدی از دورن راست و چپ سر بر آوردهاند (یا اگر مخفی و پنهان بودهاند، اکنون علنی و آشکار تابلوی خود را علم کردهاند) نشست امروز احزاب و گروههای حامی معین نیز، محصول چنین تحولاتی است. اصلاحطلبان حامی معین امروز میخواهند کمک کنند تصمیم تشکیلاتی و جمعی نهادینه شود. حرکت آنها حاوی این پیام است که تشکیلات مهمتر از انتخابات است. انتخابات 27 خرداد پایان مییابد اما جناحهای پیروز و شکست خورده آن هر دو نیازمند تشکیلاتند. یکی برای تبدیل پیروزی به برنامه عملی و قابل اجرا و دیگری برای نقد کم هزینه و دموکراتیک قدرت.
تجربه روزهای اخیر نشان داد که احزاب و تحزب رکن اساس نظام سیاسی و انتخاباتی هستند و در جامعه بحرانی چون ایران همگان به تشکیلات برای کم هزینه کردن فعالیتهای سیاسی به ویژه در اوج بحرانهای سیاسی – اجتماعی نیازمندند.