دکتر ابراهیم متقی / عضو هیأت علمی دانشگاه تهران
با نگاهی گذرا به تحولات منطقهای بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، میتوان به این جمعبندی رسید که حوزه اقتصادی و ژئوپلتیکی جدیدی در منطقه دریای خزر شکل گرفته است که از اهمیت و مطلوبیت بینالمللی برای امنیت جهانی برخوردار است. دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه جهان محسوب شده که دارای 1200 کیلومتر طول و میانگین پهنای آن در حدود 320 کیلومتر میباشد. این منطقه حتی به لحاظ ژئومورفولوژیک از اهمیت ویژهای برای کشورهای منطقه برخوردار است. زیرا سطح و طراز این منطقه 28 متر پائینتر از سطح آب دریاهای آزاد جهان میباشد. از سوی دیگر، بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، میتوان نشانههایی را مورد ملاحظه قرار داد که زمینههای لازم برای مداخله آمریکا در فضای ژئوپولتیکی منطقه را فراهم آورده است. این امر تهدیدات مشترکی را برای ایران و روسیه ایجاد خواهد کرد.
در چنین شرایط و فضایی شاهد حرکت کشورها به سمت شکلگیری سازمان همکاری کشورهای ساحلی دریای خزر میباشیم. در این ساختار و سازمان جدید کشورهای آذربایجان، ایران، ترکمنستان، قزاقستان و روسیه عضویت دارند. حضور 5 کشور ساحلی در تعادل و مراوده منطقهای در راستای حداکثرسازی فعالیتهای اقتصادی و استراتژیک منطقهای مورد توجه قرار میگیرد. برای تحقق این اهداف تاکنون کمیتههای پنجگانه شکل گرفته است که اهداف عمومی کشورهای منطقه را پیگیری خواهد کرد.
هر یک از این کمیتهها نقش هم تکمیلی با دیگری داشته و عامل پیوند فعالیتهای اجرایی واحدهای سیاسی عضو خواهد بود. کمیتههای موجود عبارتند از:
1- کمیته رژیم حقوقی دریای خزر
2- کمیته حفاظت محیط زیست در دریای خزر
3- کمیته منابع بیولوژیک دریای خزر
4- کمیته حمل و نقل دریایی خزر
5- کمیته تحقیقات علمی و کنترل نوسانات آب دریای خزر
سازمانبندی هر چه بهتر امور در قالب یک سازمان مشخص از جمله پیشنهادات ایران به کشورهای ساحلی خزر است.
این امر خود تحرک ایران در فضای منطقهای دریای خزر را افزایش داده است. اگر چه کشورهای آمریکا، اسرائیل با اهداف سیاسی خاص، تمایل به ارتقای موقعیت منطقهای ایران ندارند، آنان تلاش میکنند تا زمینه تجزیه سازمان همکاری کشورهای ساحلی دریای خزر را فراهم آورند. این هدف در شرایطی تحقق خواهد یافت که واحدهای سیاسی عضو نتوانند به اهداف و مطلوبیتهای مشترک نائل شوند.
تحقق اهداف کشورهای یاد شده صرفاً در شرایطی امکانپذیر میباشد که حساسیتهای اکولوژیک کشورها افزایش یافته و از سوی دیگر منازعات سرزمینی، نژادی و حقوقی جدیدی بین واحدهای سیاسی به وجود آید. هر یک از کشورهای منطقهای دارای حساسیتهای خاصی نسبت به محیط پیرامون بوده و این امر نیل به اهداف پیشبینی شده در سازمان را دشوار میسازد. به همین دلیل است که تاکنون کشورهای حوزه خزر نتوانستند به مطلوبیتهای موردنظر خود دست یابند.
ایران و روسیه در زمره واحدهایی محسوب میشوند که تلاش مؤثرتری برای تداوم فعالیتهای سازمانی این مجموعه به انجام میرسانند. بیستمین نشست گروه کاری خزر در 14 مارس 2006 در مسکو برگزار شد. سرگئی لاوزوف وزیر امور خارجه روسیه در این اجلاسیه بر ضرورت حل و فصل موضوعات دریای خزر از طریق احترام بخ قراردادها و توافقات ایران و اتحاد شوروی (1921) تأکید نمود. با وجود چنین روندی هنوز تنظیم رژیم حقوقی دریای خزر صورت نگرفته است و تا زمانی که ابهامات وجود داشته باشد امکان نیل به موفقیت نهایی کاهش خواهد یافت.
مهمترین موضوع مورد اختلاف را باید تعیین حدود آبی و تقسیم بستر در جنوب دریای خزر دانست. علاوه بر موارد یاد شده کشورهای منطقه تمایل خود برای فعالیتهای نظامی منطقهای مشترک را نشان دادهاند. حتی روسیه که مؤثرترین قدرت دریایی حوزه خزر محسوب میشود بر ضرورت تشکیل نیروهای واکنش سریع در این منطقه تأکید داشته است.
بطور کلی فعالسازی چنین نیروهایی میتواند نقش مؤثرتری را برای امنیت سازی در دریای خزر ایجاد نماید. البته روسیه به دلیل قابلیتهای ابزاری و موقعیت تاریخی خود تلاش دارد تا از جایگاه و نقش موثرتری در فضای سیاسی و استراتژیک منطقهای نائل شود.
اهمیت اجلاسیه تهران را میتوان حضور رئیسان تمامی کشورهای ساحلی خزر دانست. زمانی رهبران سیاسی در اجلاسیه سران شرکت میکنند بیانگر آن است که آنان تلاش دارند تا مشکلات باقی مانده را از طریق ابتکارات فردی و تحلیلی بازسازی نمایند.
مشارکت ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه در این اجلاسیه میتواند سطح فعالیتهای دیپلماتیک را ارتقا داده و از همه مهمتر اینکه بسترهای لازم برای حل اختلافهای موجود را فراهم سازد. روسیه هم اکنون در وضع ویژهای قرار دارد. از یک سو تمایلی به ارتقای قدرت ایران ندارد، از طرف دیگر شاهد افزایش مداخلاب آمریکا در فضای ژئوپلتیکی دریای خزر است.
اگر روسیه بر اهداف امنیتی خود در راستای کنترل حوزه خارج نزدیک Near Abroad تأکید داشته باشد، طبیعی است که گرایش این کشور به مشارکت و همکاری منطقهای با ایران را افزایش خواهد داد.
از سوی دیگر، از نفوذ منطقهای خود در تجهت حداکثرسازی تحرک منطقهای ایران استفاده خواهد کرد. اگر ایران در فضای جغرافیایی دریای خزر در شرایط حاشیهای قرار گیرد، طبیعی است که از الگوهای یک جانبه استفاده خواهد کرد.
به این ترتیب سفر پوتین به تهران را میتوان گام موثری در جهت تنظیم مسائل منطقعای و همچنین انعقاد چندین توافقنامه همکاری دو جانبه با ایران دانست. حوزههای انرژی،ارتباطات و امنیت در زمره موضوعاتی ممحسوب میشود که میتواند زمینه همکاری و مشارکت موثرتر ایران - روسیه را فراهم سازد.
طبعاً اگر اهداف اصلی روسیه را مبارزه با تروریسم و موازنهسازی قدرت با آمریکا بدانیم، ایران نقش تعیین کنندهای در تحقق چنین اهدافی خواهد داشت.