موقعیت استراتژیک ترکیه به این کشور ویژگیهای خاصی در سطح معادلات بینالمللی میبخشد اما در عین حال همین ویژگیها گاه این کشور را در مواضع و نقشها و جایگاههایی بغرنج و خطرناکی قرار میدهد.
این نوشتاری است که محمد نورالدین در شماره دوشنبه روزنامه الخلیج به چاپ رسانده و در آن معتقد است که ترکیه طی سه دهه گذشته ترکیه بارها با چنین شرایطی مواجه شده است.
با آغاز جنگ عراق علی ایران آنکار سیاست دقیق را اتخاذ کرد و موفق شد در یک فاصله مشخص بین دو طرف جنگ باقی بماند از اینرو خود را از بازتابهای این جنگ در امان نگه داشت. در زمان اشغال کویت توسط عراق هم ترکیه توانست توازن خود را هر چند به سختی حفظ کرده و بین پوستن به ائتلاف بینالمللی و بین تاثیرات ضعیف شدن رژیم بغداد توازن ایجاد کند. در جنگ آمریکا علیه عراق که در سال 2003 روی داد که چنین کاری کرد اما به هر شکل از مشکلاتی که همسایهاش عراق از آن رنج میبرد بیبهره نماند.
پس از پایان اشغال واشنگتن بحران را به دیگر همسایه ترکیه یعنی سوریه کشاند و بخصوص پس از ترور رفیق حریری نخستوزیر اسبق فشارهای دولت آمریکا افزایش یافت و در این چارچوب فشارهایی نیز بر آنکارا وارد شد. و دولتمردان ترکیه مجبور شدند زیر این فشارها در گرایش سابق خود را در مورد برقرار قویترین روابط با سوریه تجدید نظر کنند. امروز هم کانون بحران منطقهای به سومین همسایه ترکیه یعنی ایران منتقل میشود و امروز هم ترکیه زیر فشارهای شدید آمریکا قرار میگیرد. روزنامه آلمانی رادیکال در این رابطه مینویسد فرانک والتر اشتای نمایر وزیر امور خارجه آلمان در گفتوگو با همتای ترخک خود که طی هفته جاری برگزار شد بخش عمدهای از جلسه را به تبادل نظر در مورد بررسی بحران اتمی ایران اختصاص داد.
پس از آن هم نماینده آمریکا در آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ترکیه سفر کرد و در همین رابطه به تبادل نظر پرداخت. هر چه بر دامنه این بحران افزوده میشود سفرهای انجام گرفته به ترکیه هم افزایش مییابد. این مساله ما را به یاد فشارهایی میاندازد که بر ترکیه در زمان آغاز بحرانها در محیطهای منطقهای میاندازد. ترکیه هم البته از زبان وزارت امور خارجهاش موضع خود را در چند جمله خلاصه کرد و از ایرا خواست تا با جامعه جهانی به توافق بپردازد، قدرتهای تاثیرگذار اروپایی و آمریکا را به چالش نکشد و به اعتمادسازی در رابطه با این که قصد دستیابی به برنامههای هستهای را ندارد بپردازد.
چهارشنبه گذشته سخنگوی وزارت امور خارجه ترکیه موضع ترکیه را با جمله: «به دوستان ایرانی خود گفتیم که فرصت به دست آمده به خوبی ارزیابی کنند را عملکرد شفاف آرام و همکاری تنها راهی است که این منطقه را از خطر هرج و مرجهای جدید رهایی خواهد بخشید» اعلام و از تهران خواست تا بهانه به آمریکا برای حمله به این کشور ندهد.
از چندی پیش شایعاتی در مورد همکاری ترکیه با آمریکا و اسرائیل در چارچوب در اختیار قرار دادن خاکش برای انجام حمله نظامی علیه ایران به گوش رسید. شاید ترکیه به عنوان یکی از اعضای پیمان ناتو و با توجه به روابط نظامیاش با اسرائیل آمادگی یا حتی ملزم به همکاری اطلاعاتی و امنیتی علیه ایران باشد اما مشارکت این کشور برای انجام حمله نظامی احتمالی علیه ایران یا اجازه دادن به طرف دیگری برای استفاده از خاکش برای حمله به ایران مسالهای دور از ذهن به نظر میرسد.
این نوع گرایش را عبدالله گل وزیر امور خارجه ترکیه هم با این جمله که به آمریکاییها صراحتا اعلام کرده است که ترکیه مبدای برای حمله نظامی علیه هیچ یکی از کشورهای همسایه نخواهد بود این اصلی است که به سال 1639 یعنی پیش از تاسیس آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی باز میگردد.
برخی دیگر این پرسش را مطرح میکنند که اگر ترکیه بتواند از همکاری برای حمله نظامی علیه ایران شانه خالی کند آیا قادر خواهد بود از مشارکت در تصمیم بینالمللی برای تحریم اقتصادی علیه ایران هم بگریزد ترکها امروز از تمامی توان خود برای کاهش گرمای تنش بین ایران و غرب استفاده میکنند زیرا وضعیت کنونی این اجازه را این بار به ترکها نخواهد داد تا از محور آمریکایی – اروپایی – اسرائیلی دور گردند. به خصوص که ترکیه در سیاستهای دربهای باز حزب عدالت و توسعه در قبال ایران و سوریه که پس از روی کار آمدن این حزب در 2002 اعمال شد بازنگری کرده است و در مقابل سعی در تقویت روابط خود با اسرائیل و بازگرداندن سطح روابط خویش با آمریکا بر آمده است. از این رو میتوان گفت، که ترکیه در بطن و در عین حال بیرون ضربه نظامی به ایران است.